بهانه برای تغییر کردن و تغییر نکردن

 

بهانه برای تغییر کردن

همانگونه که بهانه برای تغییر کردن زیاده ، بهانه برای تغییر نکردن هم زیاده

امروز بازی دربی بین دوتیم استقلال و پرسپولیسه

بهانه برای تغییر کردن

من خودم به واسطه طرفداری از یکی از دو تیم ، وقتی به خاطراتم نگاه می کنم

می بینم که چقدر عمر زود می گذره

شاید اولین بازی که از این دوتیم یادم میاد برمیگرده به حدود ۲۵ سال پیش

یادم میاد که کوچک بودم علی الخصوص وقتی تیم محبوبم می باخت

با خودم عهد می کردم که آن اندازه بازیکن خوبی می شوم که بتونم نتیجه بازی را عوض کنم

یا وقتی بزرگتر شدم باز هم تیم محبوبم می باخت

با خودم عهد می کردم یک روزی بشوم مدیرعامل تیم محبوبم تا تیمی ازش درست کنم که روی بردش هیچ شکی وجود نداشته باشه

حالا که نگاه می کنم عمری از ما گذشت و نه بازیکن شدیم و نه مدیرعامل که در برد تیم محبوبم تاثیرگذار باشم

شاید از همون کودکی هم بهانه برای تغییر کردن فراوان بودش :

باخت تیم محبوب

باخت تیم خودمون

بد باز ی کردن خودم

نمره ضعیف در مدرسه

شاهد پیشرفت و موفقیت دوستان و همکلاسی و هم محلی بودن

و….

فراموشی بهانه برای تغییر کردن

در عین حال دلیل برای ندیدن بهانه برای تغییر کردن هم وجود داشته :

شیطنت و ضعف و تنبلی دوستان و همکلاسیها

تعریف الکی و حمایت بی جای پدر و مادر

برد تیم خودمون یا تیم محبوب بخاطر ضعف تیم مقابل

و …

از کودکی، نوجوانی و جوانی تا میانسالی و بزرگسالی و کهنسالی بهانه های مختلف برای تغییر کردن و تغییر کردن زیاده

ولی متاسفم بگم که بهانه های تغییر نکردن برای بیشتر افراد بسیار پررنگ تره و قویتره

اگر برعکس بود و بهانه های تغییر و پیشرفت پررنگ تر بود و تاثیر گذار تر 

ما می توانستیم افراد موثرتر و موفق تری را مشاهده کنیم در حالیکه برعکس است و افراد ناموفق و عادی زیادتر و مشهود تر .

باید حقیقت و واقعیت را پذیرفت هر چند که تلخ است :

علاقمندان و طرفداران بهانه های تغییر نکردن بی شمار

علاقمندان و طرفداران بهانه های تغیر اندک و کم شمار

اما دلیل اصلی را باید در خودمان جستجو کنیم که

طرفدار و علاقمند تغییر بودن هزینه و زحمت اولیه دارد

ولی برعکس آن هیچ هزینه و سختی اولیه ندارد بنابراین ما هم به صف طرفداران عدم تغییر می پیوندیم

فرار از زحمت و سختی

فرار از کوشش و تلاش مستمر و مضاعف

عدم تحمل هزینه های ناشی از برنامه منظم

و…

یا به طور کلی رمز شکست یا شعار طرفداران گروه عدم تغییر:

 دلیل اصلی عدم تغییر در این است که آن چیزی را که بسیار دوست داریم ، به خاطر آن چیزی که در حال حاضر دوست داریم از دست می دهیم

 

در حالیکه رمز ورود به گروه طرفداران تغییر این است :

امروز کارهایی را انجام می دهم که دیگران حاضر به انجام آن نیستند

تا فردا کارهایی را انحام بدهم که دیگران قادر به انجام آن نیستند

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

ترک عادت (سخت ترین مخالف و بهترین راهکار ترک عادت)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

تداوم تغییر (چرا وسط کار رها می‌کنیم؟)

مهمترین مشکل آن‌هایی که اراده کردند و سخت‌ترین مرحله یعنی شروع را پشت سر گذاشته‌اند این است که چه‌کار کنیم تا به یک تغییر ماندگار و پایدار دست پیدا کنیم و دوباره به همان حالت اول بازنگردیم و شکست نخوریم.

کلید حل این مشکل و تداوم تغییر، در تشویق و امید به نتیجه می‌باشد.

تشویق :

ما وقتی مبارزه را شروع می‌کنیم چیزی که می‌تواند همه انگیزه‌ها را باهم برای ما بالا ببرد تشویق است و هراندازه ما به تشویق و تقدیر بیشتر اهمیت بدهیم امکان رسیدن به نتیجه بالاتر خواهد رفت .

اشاره کردیم فیل‌سوار درون ما (مغز منطقی ما)  منفی نگر است و علاقه‌مند است که مشکلات و نقاط ضعف را شناسایی کند  و به آن بها بدهد و زود هم خسته می‌شود ،  درعین‌حال فیل (مغزمیانی و خزنده) علاقه‌ای به گذشت از لذت‌های زودگذر و مواجهه با چالش‌ها ندارد .

این تشویق و تقدیر است که می‌تواند به‌صورت کلی این نقاط ضعف مغز را پوشش داده و در هر مرحله انگیزه‌های لازم را به وجود آورد تا فیل و فیل‌سوار را به انتهای سفر تغییر برسند.

شخصی می‌خواهد برای لاغری اقدام کند :

برای شروع در ذهن خود برنامه‌ریزی کرده و انگیزه‌های لازم را به وجود می‌آورد و شروع می‌کند ، بنا به اصل مقاومت ، موانع ذهنی و عینی در مقابل او به وجود می‌آید

به مهمانی‌های مختلف دعوت می‌شود با غذاهای متنوع و محبوب – انواع شیرینی‌ها به او تعارف می‌شود – بیمار می‌شود و نیاز به تقویت غذایی پیدا می‌کند و….

غلبه بر هر مقاومت ، از نیروی مغز منطقی (فیل‌سوار ) می‌کاهد و فیل (مغزمیانی ) هم هوای هندوستان به سرش می‌زند تا بی‌خیال این سفر تغییر شود اینجاست که ما نیاز به تشویق داریم تا بتوانیم مسیر را تا انتها پیش برویم

بهترین کار این است که برای غلبه بر هر مقاومت برای خودمان جایزه تعیین کنیم تا به نتیجه نهایی برسیم

به‌طور مثال با خودمان می‌گوییم در این مهمانی تولد به این اندازه می‌توانم غذا بخورم و دیگر نمی‌توانم از کیک تولد بخورم و برای این کار در ذهن خود آن اندام متناسبی که می‌خواهم به آن دست پیدا کنم را مجسم می‌کنم تا انگیزه‌هایمان شارژ شود و برای تشویق به خودم قول می‌دهم اگر این کیک را نخورم در روز بعد فلان شیرینی موردعلاقه خودم را در سایز کوچک می‌خورم تا جبران امشب شده باشد.

وقتی این‌گونه رفتار می‌کنیم ، امکان همراهی فیل و فیل‌سوار بالاتر می‌رود چون در مقابل رد یک لذت ، هم ازنظر ذهنی (اندام متناسب) و هم ازنظر عینی (شیرینی موردعلاقه) خود را تشویق نموده‌ایم .

برای هر پیروزی کوچک یا پیمودن مرحله‌ای از تغییر برای خودمان پاداش در نظر بگیریم و خود را تشویق کنیم :

برای تغییر ترک اعتیاد به موبایل : جایزه استفاده ۱۵ دقیقه‌ای  از موبایل بدون هیچ عذاب وجدان یا فشار جانبی دیگر

برای لاغری : خوردن خوراکی موردعلاقه (البته نه به مقدار زیاد)

هر فرد با توجه به نوع تغییر و علاقه خود لیستی از انواع تشویقات آماده کند و برای گذشتن از هر مقاومت وعده‌ی یکی از آن‌ها را به خود بدهد تا انگیزه‌هایش برای ادامه مسیر از بین نرود.

امید به نتیجه :

هیچ پیروزی بدون شکست به وجود نیامده و افراد موفق بیشتر از همه شکست‌خورده‌اند اتفاقاً  نوع نگاه آن‌ها نسبت به شکست یا اشتباه دلیل برتری و موفقیت آن‌ها بوده است .

تغییر هم از این قاعده مستثنا نیست ،  نمی‌شود تغییری ماندگار شود که در آن اشتباهی صورت نپذیرفته باشد

بامشاد قصد دارد سیگار خود را ترک کند برای خود برنامه‌ای تعیین می‌کند که هرروز یک نخ سیگار کمتر بکشد  بعد از ۷ روز می‌تواند ۷ نخ سیگار کمتر از سیگارهای روزانه خود بکشد و از این قضیه خوشحال بود ولی در انتهای شب وقتی می‌خواست آشغال را جلوی درب کوچه بگذارد با دو تا از همسایه‌ها  روبرو می‌شود که در حال صحبت باهم بودند او هم بعد از یک سلام و احوال‌پرسی به جمع آن‌ها اضافه می‌شود همین‌گونه که سرگرم صحبت بودند یکی از همسایه‌ها دست می‌کند توی جیبش و بسته سیگار خود را بیرون آورده و به بقیه هم تعارف می‌کند ، بامشاد  نمی‌خواست تا ترک کامل سیگار دیگران متوجه بشوندکه او قصد ترک سیگار را دارد ، پس سیگار را می پذیرد و باهم مشغول کشیدن شدند .

بامشاد همان شب با خودش گفت  : دیدی چه الکی الکی زحمت یک هفته هدر رفت و امروز نتونستم یک نخ کمتر سیگار بکشم و بعد با همین گفتگوی درونی پرونده ترک سیگار را می‌بندد

اشتباه بزرگ بامشاد و امثال او در نوع نگاه نسبت به‌اشتباه یا شکست هست ، برفرض که اشتباهی را مرتکب شدیم ، بدترین اشتباه ناامیدی و پاک کردن صورت‌مسئله تغییر می‌باشد

وقتی مسافرتی را شروع می‌کنیم ممکن است قسمتی از مسیر را اشتباهی برویم یا بنزین ماشین تمام شود یا لاستیک ماشین ما پنچر شود هیچ‌کدام دلیلی نیست که ما از مسافرت صرف‌نظر کنیم.

 

خلاصه :

کلید تداوم تغییر در تشویق و امید به نتیجه است ، خود را به هر بهانه‌ای تشویق کنید و با هیچ اشتباه یا شکستی ناامید و مأیوس نشوید

 

اقدامک  :                                                                       زمان اختصاصی: ۵ دقیقه

برای تغییری که انتخاب کرده‌اید ، بررسی کنید ببینید که چه بهانه‌هایی برای تشویق خود می‌توانید پیدا کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید