نوشته‌ها

اهمیت عادت ( اهمیت عادت را در کنار چرخه عادت بشناسیم)

اهمیت عادت

 

تا حالا عادتی داشتید که بخواهید ترکش کنید؟ 

هنوز هم درگیرش هستید یا ترکش کردید؟

اگر به معنی واقعی عادت بوده باشه ، شما مسلماً حس کردید که ترک عادت، کار آسانی نیست

وقتی به چیزی عادت کرده باشی ترک کردنش سخته

همش دنبال بهانه می گردی تا از ترکش صرفنظر کنی

عادتها آن اندازه مهم هستند که می توانند تمام زندگی ما را تحت الشعاع خودش قرار بدهد

 

سیگار کشیدن حتی هنگام دعا کردن

 

 

جک و ماکس (دو دوست) در راه بازگشت از کلیسا به خانه داشتند با هم صحبت می کردند :

ماکس به دوستش میگه : این وقت دعا خیلی دیر می گذره و طولانیه !

جک : آخه چرا ؟اهمیت عادت

ماکس : بخاطر اینکه نمی تونم این زمان رو سیگار بکشم و اعصابم داغون میشه

جک : آره ، چی میشه که ما همزمان با دعا سیگار بکشیم ! چه اشکالی داره ؟

ماکس : تو درست میگی ولی برو از کشیش بپرس ببین چی میگه

جک پیش کشیش میره و از او می پرسه که :

جناب کشیش ! می توانیم وقتی در حال دعا هستیم سیگار بکشیم ؟

کشیش به او پاسخ می دهد : نه پسرم ،این بی احترامی به مذهب هستش

جک دست از پا درازتر به پیش ماکس برمی گردد و سوال و جواب را برای او بازگو می کند ماکس به او می گوید که تو درست سوال را نپرسیدی

این دفعه ماکس پیش کشیش می رود و می پرسد :

آیا وقتی ما در حال سیگار کشیدن هستیم می توانیم دعا هم بکنیم

کشیش با اشتیاق می گوید : بله عزیزم شما همواره می توانید دعا کنید

 

این داستان بیش از همه اهمیت عادت را می رساند

عادتی که هم ماکس و هم جک را حتی نمی خواهد دقایقی کنار بگذارد و آن دو نیز به دنبال راه حلی می گردند که این عادت را همواره در کنار خود داشته باشند

 

اجازه بدهید مثال دیگری از اهمیت عادت بزنم :

 

خوردن شیرینی همراه با تلویزیون

اهمیت عادت

 

شبها همراه تلویزیون کلوچه یا شیرینی یا شکلات بخوریم 

درنتیجه اضافه وزن آوردیم و مشکلات سلامتی و تیپ نامناسب و تذکر پیاپی  همسرمان را متعاقب آن به دنبال داشتیم 

با خودمون میگیم که از فرداشب دیگه هیچ نوع خوراکی شیرینی نمیخورم

ولی فردا شب دوباره شیرینی میخورم .

پس فردای تصمیمتان مبنی بر ترک عادت خوردن شیرینی ، یادداشتی روی میز تلویزیون خود می چسبانید که روی آن نوشته (خوردن شیرینی ممنوع)

ولی باز هم بی توجه به آن شیرینی میخورید

هر چند که بعد از یک مدتی حس خوبی ندارید از اینکه نتوانسته اید تصمیم ترک عادت خود را عملی کنید ولی باز هم شیرینی می خورید

چون قدرت عادت زیاد بوده و توانسته بر قدرت اراده شما غلبه کند

همانگونه که حس کردید خوردن شیرینی تبدیل به یک عادت شده و ترک آن سخت و باید از اصول و قواعد خاص خودش برخوردار باشد

اگر نگوییم همه انسانها ولی به جرأت می توانیم بگوییم که اکثریت قریب به اتفاق آنها درگیر ترک عادت منفی  هستند 

و سعی می کنند از اهمیت عادت بکاهد

 

برای اینکه با اهمیت عادت بیشتر آشنا بشوید بهتر است با چرخه عادت نیز آشنا شوید :

اهمیت عادت

 چرخه عادت :

 

ما عادت را یک کار تکراری و روتین میدانیم که به دفعات تکرار میشود و به واسطه همین تکرار است که بر اهمیت عادت افزوده می شود

همانطور که از خصوصیات هر تکراری برمی آید عادت نیز از یک چرخه برخوردار می گردد که به آن چرخه عادت می گوییم

چرخه عادت از سه قسمت تشکیل شده :

نشانه ، کار تکراری و پاداش یا نتیجه

در مرحله اول شما باید چرخه عادات خود رو بشناسید تا بتوانید راه تغییر یا جایگزینی آن را پیدا کنید

برای مثال همان شیرینی خوردن هنگام تماشای تلویزیون  

نخستین گام شناخت کار تکراری است .

کار تکراری تماشای تلویزیون و بعد شیرینی خوردن و همراه تلویزیون خوردن شیرینی میباشد

اهمیت عادت

از خودتان این سؤال را بپرسید

که نشانه یا آغازگر این کار تکراری چیست ؟ آیا گرسنگی است؟ آیا کسالت است ؟ قند خونتان پایین افتاده؟

پاداشی که از خوردن شیرینی بدست می آورید چیست ؟

خود شیرینی ؟

احساس بهتر دیدن تلویزیون ؟

سرگرمی موقت ؟

کنار خانواده بودن ؟

فارغ از مشکلات روزمره بودن ؟

یا انفجار انرژی که از مقدار فراوانی شکر نشأت می گیرد؟

شما برای پاسخ به این سؤالات باید تجربه و آزمایش کنید

 

شناسایی پاداش

پاداشها نیرومندند زیرا تمایلات ما را برآورده می کنند ، اما  ما بیشتر اوقات از تمایلاتی که رفتارهایمان را بوجود می آورد بی اطلاعیم

و برای اینکه متوجه این موضوع بشویم باید آزمایشهای خود را شروع کنیم :

در شب اول تلویزیون ببینید و تخمه یا سیب بخورید

در شب دوم تلویزیون ببینید و با خانواده صحبت کنید

در شب سوم شبکه تلویزیون را عوض کنید و یک برنامه دیگر ببینید

در شب چهارم به تنهایی تلویزیون ببینید

در شب پنجم اصلاً تلویزیون نبینید و فقط با خانواده صحبت کنید

در شب ششم نیم ساعت قبل از تلویزیون یک خوراکی مقوی بخورید

در شب هفتم (شبی که روز تعطیل بوده ) سعی کنید تلویزیون ببینید و به مسایل کاری فکر نکنید

اهمیت عادت

حال با بررسی دقیق هر شب به احتمال زیاد می توانیم بفهمیم تمایل اصلی برای خوردن شیرینی چه بوده است ؟

چه شبهایی اصلا یادم به شیرینی افتاده و شیرینی خوردم

( نکته مهم این است که در طول این آزمایش شما نباید از خوردن شیرینی خودداری کنید و فقط وقتی آن را فراموش کردید برای جواب مهم است )

هدف از خوردن شیرینی

حالا می توانید به این سؤال پاسخ دهید که هدف از خوردن شیرینی :

خود شیرینی بوده یا فقط می خواستید دهانتان بجود؟

صحبت با خانواده هدف شما بوده و به بهانه شیرینی خانواده را دور هم گرد می آوردید؟

برنامه ای که در آن ساعت خاص می دیدید به اندازه کافی سرگرم کننده نبود می خواستید اینگونه علاقه خود را مضاعف کنید ؟

قند خونتان پایین می افتاد یا گرسنه می شدید؟

دوری هر چه بیشتر از مشکلات و مسائل هدف اصلی خوردن شیرینی بوده است؟

اگر به هر دلیلی جواب خود را پیدا نکردید یا باید مدت زمان یا گزینه های مورد بررسی را بیشتر کنید تا علت تمایل اصلی شما پیدا شود.

برای هر چه بهتر شدن این آزمایش سعی کنید هر شب بعد از تلویزیون نوع رفتار و احساسات خود را یادداشت کنید

تا بعداً بتوانید با کنار هم قرار دادن یادداشتها به نتیجه ای که علاقمند هستید دست پیدا کنید

و با شروع تلویزیون ساعت خود را تنظیم نمایید برای سی  دقیقه که بعد از این زمان آیا من باز هم تمایلی به خوردن شیرینی دارم یا نه ؟

 

موقعیت عادت

 

در گام بعدی باید عادت را در این ۵ موقعیت مورد بررسی قرار بدهیم :

  • مکان
  • زمان
  • وضعیت احساسی
  • افراد دیگر
  • عمل قبلی

بنابراین اگر مثال خودمان یعنی شیرینی خوردن  در حین تلویزیون دیدن را بخواهیم از این منظر بررسی کنیم :

  • کجا : روبروی تلویزیون
  • ساعت : ۱۰ شب هنگام دیدن سریال
  • در چه وضعیت احساسی قرار دارید؟ خسته
  • افراد دیگر : خانواده
  • قبل از تمایل چه کاری انجام می دادید؟ موبایلم رو چک کردم

و همینطور تا یک هفته ، این سؤالات را از خودمون می پرسیم و یادداشت می کنیم ، از روی فصل مشترک جوابها می توانیم محرک اصلی خودمان را پیدا کنیم

و در اخرین اقدام برای تغییر عادت خود برنامه ریزی می کنیم بدین منظور باید در ذهن خود محرک و کار تکراری و پاداش را در نظر بگیریم

اهمیت عادت

به طور مثال محرک من برای شیرینی خوردن ، جمع کردن خانواده در انتهای شب ، ارضای حس تعلق خاطر و فراغت از  مسایل کاری هست پس:

برنامه ریزی می کنم تا ساعت ۹ شب همه خانواده موظفند که دور هم جمع بشوند شام بخوریم

بعد همه کمک کنند تا سفره جمع شود و بعد تا ساعت ۱۰ صحبت کنیم 

دیگر نیاز نبود که همزمان با سریال هر کسی از راه برسد یک چیزی بخورد یکی شام بخورد،  من هم شیرینی بخورم 

یا به بهانه سریال ، تا همدیگر رو یک جا جمع کنیم

در نهایت استمرار در اجرای برنامه باعث می شود این خود یک عادت برای من و خانواده ام بشود و حالا برعکس رفتار کردن آن سخت و دشوار باشد.

دیگر محرک می شود ساعت ۹ شب

کار تکراری : شام و صحبت

پاداش : ارضای احساس تعلق خاطر

 

اقدامک :

اهمیت عادت ما را بر آن می دارد که چرخه عادتهای منفی خود را ترسیم کرده و بر اساس موقعیتهای ۵ گانه دلیل تمایل و پاداش خود را پیدا کنیم

و  بر اساس آن ترک عادت خود را عملی کنیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ترك عادت موجب مرض

ترک عادت موجب مرض نیست ؟ (ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 ترک عادت موجب مرض نیست ؟

(ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 

این ضرب المثل معروف ایرانی است که عجیب توی ذهن و دهن ایرانیها میاد

کافیه شما از یک ایرانی بپرسی : ترک عادت موجب ؟

سریع میگه : ترک عادت موجب مرض است

این در حالیه که کمتر ضرب المثلهای ایرانی اینگونه سریع به ذهن میاد

 

 ریشه این ضرب المثل :

می گویند دباغی (پوست کن حیوانات ) از بازار عطاری میگذشت

ترک عادت موجب مرض

حالش بد شد و هیچ کس ، هیچ کاری نمی توانست بکند حتی طبیب

تا اینکه برادر این دباغ که از ماجرای غش کردن برادرش مطلع شده بود خود را به او رساند

بعد از پرس و جوی و کمی تفکر ، رفت و فضله ی سگی را آورد و جلوی دماغ دباغ گرفت و بهوش آمد

وقتی از او در مورد این داستان سوال کردند ، گفت :

برادر من در دباغخانه کار می کند و از صبح تا شب فقط با پوست حیوانات سرکار دارد که عجیب متعفن و بدبو است و به بوی بد آنها عادت کرده است

وقتی از بازار عطاری می گذشت بوی خوش عطر حال او را بد کرد و او غش کرد

برای همین ترک عادت موجب مرض است و او نباید هیچ وقت از این طرفها بیاید

 

 یا داستان دیگری که  ضرب المثل (ترک عادت موجب مرض است ) به زیبایی در آن بکار رفته است

داستان عقرب و قورباغه

 

عقرب کنار برکه ای می رود و از قورباغه می خواهد که او را بر پشت خود نشانده و آن طرف برکه ببرد

قورباغه می گوید : زرنگی ؟ می خواهی بر پشت من بنشینی و بعد با نیشت من را بکشی ؟

عقرب می گوید : من آن اندازه نامرد نیستم که لطف تو را فراموش کنم و بخواهم نیش بزنم

قورباغه می گوید : قول میدهی ؟

عقرب قول میدهد و بر پشت قورباغه سوار می شود و با هم به سوی آن طرف برکه می روند

اواسط راه که می رسند ، عقرب ناخود آگاه با نیشش قورباغه را زخمی می کند

ترک عادت موجب مرض

قورباغه با یک حرکت عقرب را از پشت خود به داخل آب می اندازد و فرار می کند

قورباغه بر سر عقرب فریاد می زند که : ای بد طینت در چه حالی؟!

عقرب گفت : دارم غرق می شوم!

قورباغه گفت :

رفتن زیر آب نه از غرض است

ترک عادت موجب مرض است

 عقرب هم درجواب گفت :

نیش عقرب نه از ره کین است

اقتضای طبیعتش این است

 دست آویز و بهانه

در این دو داستان ، این ضرب المثل به خوبی شرح داده شده و همین دست آویزی شده که

 خیلی از ما ایرانیها همین ضرب المثل را دست آویز خودمون قرار بدهیم که هر جا نمی خواهیم عادت خودمون رو ترک کنیم  ، به راحتی بگیم :

ترک عادت موجب مرض است

درحالیکه اصلا اینگونه نیست بلکه ترک عادت بد و منفی موجب سعادت است

ممکن است که دباغ به بود بد و متعفن پوست حیوانات عادت کرده باشد ولی این دلیل نمی شود که باید تمام زندگی خود را با بوی بد و متعفن بگذراند و با خود بگوید که ترک عادت موجب مرض است

بلکه او باید به صورت کم کم و آهسته خود را با بوهای خوب آشنا کند

ترک عادت موجب

تصویرسازی

 

می خواهم جسارت کنم و از شما درخواست کنم که بیایید و یک لحظه خود را جای دباغ بگذارید :

شما همیشه با بوی بد عجین هستید و از این موضوع یا خودتان با خبر هستید و رنج می برید یا نه ؟

اگر هستید و رنج می برید که باید راه حلی برای این موضوع پیدا کنید ! راه حلی که حداقل فقط سرکار بوی بد با شما باشد

اگر متوجه نیستید که بدتر ، همه از شما دوری می کنند و حتی خانواده شما هم از این مساله در عذاب است

باید به تبعات این عادت خود بیشتر فکر کنید : رنج خانواده ، دوری اقوام و آشنایان از شما و …

بهترین راه حل این است که شما باید کم کم خود را با  بوهای خوب آشنا کنید تا مشام شما به غیر از بوی بد ، بوهای جدید را نیز حس کند

آهسته ترک کردن این عادت هم این نیست که یکدفعه ادکلن و عطر به خودتان بزنید بلکه باید در محیط هایی حضور پیدا کنید که می تواند خنثی باشد و مشام شما را از بوی بد فقط کمی دور کند همانند حمام هر روز و نسبتا طولانی

بعد در مرحله بعدی با بوهای ملایم آشنا شوید و بعد با بوهای قوی تر

 تا مشام شما به یکباره با بوی قوی عطر مواجه نگردد

بی انصافی و بدترین ظلم در حق خودتان و نزدیکانتان این است که بگویید :

ترک عادت موجب مرض است

و کار من ایجاب می کند که هم همیشه بوی بد بدهم و هم نمی توانم با بوی خوب و دلنشین کنار بیایم

ادامه تصویر سازی

 

می خواهم از خودم و شما هم بخواهم که پا را فراتر از این بگذاریم و فقط به بوی بد فکر نکنیم

به تک تک عادتهای بدمان فکر کنیم که می تواند ما را همانند موقعیت دباغ قرار دهد و ما را از عادتهای خوب دور کند

 

من فقیر هستم و پول خوبی در نمی آورم بعد می گویم که خر ما از کرگی دم نداشت و من دیگر نمی توانم پولدار شوم

من به همین اندازه درآمد عادت کردم و نمی توانم پول زیادی برای خودم تصور کنم چون ترک عادت موجب مرض است

من چاقم و مدام مریض می شوم بعد می گویم نمی توانم متناسب بخورم چون اگر نخورم آنقدر بهم فشار میاد که از گرسنگی می میرم چون ترک عادت موجب مرض است

ترک عادت موجب مرض

 

اقدامک :

بدون هیچ تعارفی بیاییم لحظاتی به زندگی و عادتهای بد خودمون بیاندیشیم و ببینیم که :

چه عادتهای بدی است که موجب مرض ما شده است و ما با بهانه های مختلف از ترک آن طفره می رویم

و در ذهنمان این ضرب المثل را تغییر دهیم و با خود تکرار کنیم که :

ترک عادت (منفی یا بد) موجب سعادت و سلامت است (نه مرض)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت (تعریف،تشکیل و تقسیم عادت)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام خیلی سریع تغییر کنم (ایجاد تغییر سریع)

تغییر سریع

خیلی سریع می خوام تغییر کنم

روزهایی شده که به هر دلیلی از خودمون بدمون اومده

مواقعی بوده که حاضر بودیم هر کاری بکنیم که عوض بشیم

حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا عوض بشیم

ولی بعد از یک مدت دیدیم هیچ تغییری نکردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد

حالا چی کار کنیم که این دفعه سریع تغییر کنیم

تغییر سریع

 

اول از همه باید به این نکته مهم اشاره کنم که ما چیزی به نام تغییر سریع نداریم

و این که فکر کنیم که یک دفعه ای معجزه ای رخ میده و ما تغییر نکنیم را باید از ذهن خودمان پاک کنیم

همانگونه که تغییرات و عادتهای قبلی ما به مرور زمان ایجاد شده ، تغییرات و عادتهای جدید هم باید به مرور زمان ایجاد شود

بنابراین هر تغییری که برای خودمان مد نظر داریم را باید خرد کرده و تقسیم کنیم

و بعدش برنامه ریزی کنیم که بتونیم در یک مدت زمان معلوم به آن دست پیدا کنیم

مثال :

من می خوام از امروز خوش تیپ و خوش لباس بشم

نباید فکر کنیم که یکدفعه ای من به گونه ای خوش تیپ می شوم که همه با حسرت به من نگاه می کنند

یک دفعه ای می شوم مثلا یو آخیم لو سرمربی تیم آلمان که همه از تیپش تعریف می کنند

تغییر سریع

 

این کار دو ضرر بزرگ دارد :

اول چون خیلی بزرگ است و سنگ بزرگ علامت نزدنه

بنابراین ذهن ما با تغییر همراهی نمی کند ، مدام مخالفت می کند و رسیدن به این هدف را دست نیافتنی تلقی می کند

دوم اگر کوچکترین اشتباهی انجام بدهیم مثلا یک روز نرسیم ، لباسمان را اتو کنیم

فکر می کنیم که تمام تغییرات ما به بن بست برسیده و بی خیال تغییر می شویم

 

بنابراین باید همین تغییر را خرد و تقسیم کنیم

هفته اول : چند دست لباس جدید می خرم یا لباسهام رو آماده می کنم (می شورم و اتو می کنم )

هفته دوم : لباسهام تمییز باشد و اتو داشته باشد

هفته سوم : با یکی از نزدیکانم که خوش سلیقه است مشورت می کنم و لباسهایی که به نظر دوتامون به من نمیاد حذف یا جایگزین می کنم

هفته چهارم : ادکلن و عطر یا ساعت ، کت و شلوار را به تیپم اضافه می کنم

هفته پنجم : کفشهای واکس زده ، ادکلن ، خط اتو ، لباس مناسب و شیک جزو برنامه هر روزم می شود

 

هر روز ، فقط همون تغییر همون هفته و هفته قبلش رو پیگیری می کنم تا برام عادت بشود

تغییر سریع

 

حالا می خوام یک راهکار رو براتون ذکر کنم که می تونه در تغییر سریع شما موثر واقع بشود :

 

راهکار برای تغییر سریع

شما می خواهید یک برنامه رادیویی خاص رو گوش کنید

اولین کار اینه که رادیو رو روشن کنیدتغییر سریع

دومین کار و مهمترین کار اینه که فرکانس مخصوصی که برنامه از آن پخش میشود را پیدا کنید

نمی شود روی یک فرکانس دیگه باشید و بتونید همون برنامه ای که مد نظر شماست رو گوش بدهید

یا تلویزیون رو بزنید شبکه دو و بخواهید فوتبالی که از شبکه سه پخش می شود رو نگاه کنید

تغییر سریع

این در مورد زندگی ما نیز صادق است

اگر بخواهیم به یک تغییر سریع دست پیدا کنیم

بهترین کار این است که فرکانس خودمون رو بر روی این تغییر تنظیم کنیم

اگر با افراد خوش تیپ و منظم بگردیم و روی آنها زوم کنیم ، تغییر خوش تیپ شدن ما سرعت می گیرد

اگر با افراد خوش اندام معاشرت کنیم و بخواهیم خوش اندام بشویم ، این تغییر سرعتش افزایش پیدا می کند

اگر  انسانهای موفق رو الگوی خودمان قرار بدهیم ، موفقیت با سرعت بیشتری به سمت ما می آید

 

برعکس

برعکس آن هم صادق است

همانگونه که اگر فرکانس ما اشتباه باشد برنامه مورد علاقه ما قابل پخش نخواهد بود
اگر من می خواهم لاغر کنم و بعد با دوستانی معاشرت می کنم که دنبال بهانه هستند تا بروند فست فودی بخورند ، کار من سخت خواهد بود

اگر من می خواهم پولدار بشوم و با افرادی ارتباط دارم که تفکرشان تفکر فقر است ، دیگر تغییر سریعی برای ثروتمند شدن را نباید از خودم انتظار داشته باشم

اگر من می خواهم  ورزش کنم و در بین دوستانم مهمترین سرگرمی قلیان و سیگار است امکان ورزش کردن من شدید افت می کند

پس بهترین کار این است که روی فرکانس خودم تجدیدنظر بکنم تا تغییر سریعی را شاهد باشم

تغییر سریع

البته این نکته را هم گوشزد کنم که اگر کسی امکان تعویض فرکانس خود را ندارد ، برای خود بهانه جور نکند

مسئولیت تغییر تمام و کمال با خود فرد است و اوست که می تواند نتیجه تغییر را تعیین کند نه دیگران

مثلا می خواهد لاغر کند و می داند نباید شام بخورد

حال خانواده او همگی چاق هستند و شام مفصل می خورند

با خود بگوید من که نمی توانم خانواده ام (فرکانسم ) رو عوض کنم ، پس تغییر من فایده ای ندارد

نه این طور نیست

 او می تواند با اراده قوی خود یا خوردن سالاد و غذاهای کم کالری در کنار خانواده تغییر خود را عملی کند

 

نتیجه گیری :

  • تغییر تدریجی و مرحله ای است نباید از خودمان انتظار داشته باشیم که یک دفعه بوجود بیاید
  • فرکانس خودمان را با تغییرات خودمان همراستا کنیم تا تغییرات ما سرعت بگیرد
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

قدرت عادت

 قدرت عادت :

در مورد قدرت عادت همین اندازه بس که به گونه ای عمل می کند که نیازی به فکر و برنامه ریزی ندارد و خود به خود انجام می شود

 

مردی که با سرعت و چهار نعل با اسبش می تاخت

این طور به نظر می رسید که جای بسیار مهمی می رفت

مردی که کنار جاده ایستاده بود ، فریاد زد : کجا می روی ؟

مرد سوارکار جواب داد : نمی دانم ، از اسب بپرس !

این داستان خیلی از ماست که سوار بر اسب عادت هایمان می تازیم بدون اینکه بدانند کجا می روند

این قدرت عادت است که ما را همراه خود می برد بدون اینکه بتوانیم کاری بکنیم و متوجه باشیم

 

همانند این می ماند که شما سوار هواپیمایی هستید که به صورت خلبان خودکار تنظیم شده است و شما را با سرعت بالا به هر جایی که خودش می خواهد می برد

در زندگی روزمره تان ، این قدرت عادت است که به صورت خودکار زندگی شما را اداره می کند

همه چیز عادت است

از لحظه بیدار شدن ، شستشوی صورت ، ورزش کردن یا نکردن ، صبحانه خوردن یا نخوردن ، پیاده روی ، نوع سلام و احوال پرسی با دیگران تا ساعت خوابیدن و مکان و محل خوابیدن

همه و همه بر اساس عادت است

حال می تواند این عادات خوب یا عادات بد باشد که ما را هدایت می کنند

هنر ما این است که عادات خوبی در خودمان بوجود بیاوریم که این عادات خوب ما را جلو ببرند

اگر به زندگی افراد موفق هم به صورت دقیق و ریزبینانه نگاه کنیم می بینیم که همه ی آنها عادت خوب شاخص و خاص دارند که کنترل زندگی آنان را بدست گرفته اند

البته معنی اش این نیست که عادتهای بد ندارند ولی غلبه با عادتهای خوب است

قدرت عادت

لری افسانه ای

یکی از بهترین پرتاب زننده های تاریخ NBA  لری افسانه ای بود
وقتی از او علت موفقیت را جویا می شوند

دلیلش را عادت به پرتاب درست می داند که از زمان کودکی برای خود ایجاد کرده است

او می گوید من هر صبح قبل از رفتن به مدرسه ، ۵۰۰ پرتاب آزاد انجام می دادم و بعد به مدرسه می رفتم

قدرت عادت

مایکل جردن

یا وقتی که کارگردان یک تیزر تبلیغاتی از مایکل جردن بسکتبالیست معروف آمریکا می خواهد که در صحنه ای از این تیزر ، توپ را به گونه ای پرتاب کند که وارد سبد نشود
برای اینکه این صحنه را تصویربرداری کنند ، مجبور می شوند که ۱۹ بار فیلمبرداری را تکرار کنند چون قدرت عادت در جردن این بود که نمی توانست توپ را وارد سبد نکند و هر دفعه توپ وارد سبد می شد

این است قدرت عادت

قدرت عادت

 

اقدامک :

زندگی خود را بررسی کنید تا

متوجه شوید که قدرت عادت خوب در زندگی شما بیشتر است یا قدرت عادت بد؟

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت چیست ؟

عادت :

هر کاری که بدون فکر و برنامه ریزی انجام شود

یعنی اگر فکر کردی و کاری کردی دیگر عادت نیست

 

اول از شما می خواهم که :

به امروز و کارهایی که تا این لحظه کرده اید فکر کنید و ببینید چقدر از کارهای شما با برنامه ریزی بوده است ؟

به همه چیز فکر کنید !

 

می دانید نفس کشیدن ، راه رفتن کوچکترین عادت شماست که بدون هیچ برنامه ریزی انجام می شود

نوع نشستن ، نوع خوابیدن ، نوع حرف زدن ، طرز راه رفتن شما از عادات شماست

تا حالا فکر کرده اید که چگونه نفس بکشم ؟

تا حالا برنامه ریزی کردید که چگونه راه بروم ؟

این یعنی عادت

 

اگر خوب فکر کرده باشید می بینید که ۹۰ درصد و شاید هم بیشتر کارها و عملهای ما در روز عادت می باشد

و متوجه می شوید اینکه می گویند :

(انسان چیزی جز عادتهایش نیست ) اغراق نشده است

به قول ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم

 

حال این عادتها که این اندازه مهم هستند از کجا بوجود آمده اند :

از یک کار یا عمل کوچک ولی به صورت تکراری و مستمر در طول زمان

عادت ها در طول زمان پرورش می یابد و ما را شرطی می کنند که براساس آنها رفتار کنیم

 

فرآیند عادت :

 

می خواهم شما را با مدل و فرآیند عادت آشنا کنم

 

زمین برفی را در نظر بگیرید که شما اولین نفری هستید که می خواهید در آن قدم بزنید

زمین خاکی و ناهمواری را فرض کنید که شما اولین نفری هستید که با ماشین می خواهید از آن عبور کنید

چقدر سخت و دشوار است ؟ چه نیرویی می برد ؟ زمان بر و طولانی است ؟

عادت

حال در نظر بگیرید که افراد زیادی از آن زمین برفی گذشتند طوری که برف زیر پا سفت شده و یک راه مطمئن و ایمن ایجاد شده است

یا از آن راه خاکی ماشینهای بیشماری گذشته ، آسفالت شده و تبدیل به اتوبانی بزرگ شده است

عادت

حال باز هم گذشتن از آن سخت است یا کاری آسان شده که با کمترین زمان و نیرو امکان پذیر است ؟

داستان عادت در مغز هم همینگونه است

نورون های مغزی برای یک کار خاص ابتدا در مغز سخت جابجا می شدند ولی بعد از مدتی آن اندازه این مسیر را تکرار کرده اند که تا شما تصمیم به انجام آن کار خاص می گیری بدون اینکه لحظه ای به آن فکر کنی نورونها همان مسیر را رفته اند چون مسیر برایشان هموار و اتوبان شده است

عادت

ابتدا کاری که می خواستیم انجام بدهیم سخت بود ، فکر و برنامه می خواست ، زمان بر بود ولی بعد آسان و سهل و کوتاه شده است چرا؟

چون تبدیل به عادت شده است

 

بهترین مثال : رانندگی است

اگر روزهای اولی که می خواستید خودتان یا اطرافیان شما رانندگی کنند را به یاد آورید

یادتان می آید که چقدر رانندگی در ابتدا تمرکز می خواست و حداقل آسان نبود

عادت

باید دقت می کردید که چه جوری همزمان کلاج را بالا بیاورید و گاز را فشار دهید تا ماشین حرکت کند ؟ چه جوری و چه موقعی دنده عوض کنم ؟ فرمون رو چه جوری دستم بگیرم و …

حالا بعد از یک مدت مثلا شش ماه دیگر به تنها چیزی که فکر نمی کنید  خود رانندگی است

چرا ؟

چون تبدیل به عادت شده است

آشپزی کردن هم برای خیلیها تبدیل به عادت می شود دیگر حتی مقدار نمک و ادویه جات را محاسبه نمی کند و بر طبق عادت می ریزد

 

این است داستان اهمیت عادت

 

اقدامک :

شما هم زمانی را به این موضوع فکر کنید که چه اندازه یا چند درصد کارهای شما برنامه ریزی شده است یا از روی عادت انجام می شود

با این محاسبه حدودی به اهمیت عادت در سرنوشت و زندگی خودتان پی می برید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ایجاد عادت

دلیل ایجاد عادت : انتخاب هایی کوچک ولی مستمر

دلیل ایجاد عادت :

انتخابهایی کوچک ولی مستمر

 

 یک سوال :

آیا تا به حال شده که یک فیل شما را گاز گرفته باشد ؟

ایجاد عادت

یا یک پشه  نیش تان زده است ؟

         

ایجاد عادت

 

بله فیل شما را گاز نگرفته است بلکه پشه شما را نیش زده است

در زندگی هم چیزهای کوچک هستند که شما را نیش می زنند و شما به آن اهمیت خاصی نمی دهید و خیلی سریع فراموش می کنید چون برای شما عادی شده است

ولی اگر فیلی را از نزدیک ببینید و احیانا شما را گاز بگیرد ، هم همیشه در ذهن شما می ماند و هم دیگر به گونه ای مراقبت می کنید که دیگر با هیچ فیلی از نزدیک مواجه نشوید

 

وقتی به شما می گویند

تا به حال انتخاب کردید ؟ایجاد عادت

یاد چی می افتید ؟

انتخاب در ازدواج

انتخاب در رشته تحصیلی

انتخاب دوست

انتخاب در انتخابات

هر لحظه یک انتخاب

در حالیکه ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم

همین الان شما در حال انتخاب هستید که :

آیا این مقاله را ادامه بدهید یا به کار دیگری برسید ؟

آیا همزمان با مطالعه این مقاله چیزی بخورید یا نه؟

همزمان با مطالعه این مقاله تلویزیون یا پخش موزیک روشن باشد یا نه ؟

با دقت و با تمرکز مطالعه کنید یا سرسری و بدون توجه ؟

می بینید ما در هر لحظه در حال انتخاب هستیم انتخابهای کوچک و زیاد

ولی ما فقط گاز گرفتن فیلها را یادمان می آید و نیش زدن پشه ها را فراموش می کنیم

همین انتخابهای کوچک می شود دلیل ایجاد عادتهای ما

 

جالبه بدونیم که همه ما به یک شکل به این دنیا می آییم :

برهنه ، هراسان ، گریان و ناآگاه

ولی بعد از مدتی همه ما می شویم :

مجموعه ای از عادتهایمان که از مجموعه ای از انتخابهایمان شکل گرفته است

این انتخابها می تواند بهترین دوستان ما باشد و یا بدترین دشمنان ما

(ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم )

در واقع ما انتخابهایی می کنیم و همان انتخابها ما را می سازد

چون دلیل ایجاد عادت ما می شود و انسان چیزی جز عادتهای خود نیست

حال می تواند این عادات خوب باشد و می تواند بد

ایجاد عادت

 

این انتخاب هم با شماست فقط با

یک نکته مهم :

شما از روی عمد انتخاب های بد نمی کنید بلکه بزرگترین مشکل شما این است که موقع انتخاب کردن اصلا متوجه انتخاب کردن نیستید

و بدون اینکه لحظه ای فکر کنید انتخاب کرده اید

هیچ کس دوست ندارد چاق شود

هیچ کس دوست ندارد ورشکسته شود

هیچ کس دوست ندارد طلاق بگیرد

هیچ کس دوست ندارد بیمار شود

ولی مجموعه ای از انتخابهای کوچک باعث طلاق ، ورشکستگی و چاقی یا بیماری می شود

انتخابهای کوچک به ظاهر بی اهمیت و ناچیز ، دلیل ایجاد عادت می شود و این عادتها ثمراتی از جمله خوشبختی یا بدبختی ، بیماری یا سلامتی ، چاقی یا تناسب اندام و .. برای ما به ارمغان می آورد

 

فرض کنید

در خانه هستید و گرسنه می شوید

آشپزخانه می روید و تا در کماد را باز می کنید یک کیک و یا یک بسته چیپس می بینید

ایجاد عادتایجاد عادت

یا حواستان به انتخابتان هست یا نیست

اگر نیست که در شما یک عادت قوی شکل گرفته که حتی فرصت فکر کردن را به شما نمی دهد

اگر حواستان هست و نمی خواهید چاق شوید

مقاومت شروع می شود

اگر این مقاومت سخت بود پس یک عادت قوی در حال شکل گیری است و اگر نه پس عادت تغذیه مناسب در شما شکل گرفته است

که همه دلایل ایجاد عادت های این چنینی ریشه در انتخابهای قبلی دارد که به ظاهر مهم نبوده است

اگر ما حواسمان به همه انتخابهایمان باشد دیگر شکل دهی عادت و سرنوشت را خودمان در دست می گیریم

در مورد بیماری نیز همین است

اگر به شما بگویند اگر این پیتزا را بخوری بلافاصله سکته می کنی !

شما دست به این پیتزا میزنی ؟

ولی اگر متوجه نباشی که داری هر روز یک تکه بسیار بسیار کوچک از این پیتزا را می خوری ، دیگر به عمق این فاجعه پی نمی بری

داستان ما این گونه است ما متوجه انتخابهای کوچک خودمان نیستیم که در نهایت ایجاد عادت و سرنوشت ما را باعث باشد

 

نتیجه گیری :

دلیل ایجاد عادت : انتخابهای کوچک ولی مستمر ماست

انتخابهایی که به ظاهر بی اهمیت و ناچیز است به گونه ای که ما به آن توجه نمی کنیم

ولی همین انتخابهاست که سرنوشت وآینده ما را  می سازد

ایجاد عادت

اقدامک :

به مدت سه روز سعی کنید به تمام انتخابهای خود دقت کنید ، به تمام گزینه هایی که می توانید انتخاب کنید

به طور مثال :

من صبح چه ساعتی از خواب بلند می شوم ؟ گزینه ها : ساعت ۵ یا ساعت ۶ یا ساعت ۷….

صبح اولین کاری که می کنم چیست ؟ چک کردن موبایل – نماز – ورزش – صبحانه – آماده شدن برای سرکار

صورتم را می شورم یا نه ؟ با حوله خشک می کنم ؟

نمازم را با دقت می خوانم یا الکی ؟

ورزش می کنم ؟ استاندارد یا همین جوری ؟ برنامه ای دارم برای ورزش ؟ به تایمش هر روز اضافه می کنم؟

صبحانه چه چیزی می خورم ؟ نان و پنیر – کیک و شیر – خرما – برنج – مربا – عسل – همگی …

لباسهام اتو کشیده است یا نه ؟ تمیز است یا کثیف ؟ ادکلن می زنم ؟ موهایم را شانه می کنم ؟ کفش من واکس دارد ؟ رنگ لباس هم تیره است یا روشن ؟ رسمی می پوشم یا اسپرت ؟

…..

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
مسیر عصبی

مسیر عصبی (رمز موفقیت : ایجاد مسیر عصبی مثبت)

مسیر عصبی :

  • مسیری است که در مغز ما شکل می گیرد و باعث ایجاد یک رفتار و یا یک عادت می گردد
  • تمام رفتار و کردار ما ناشی از مسیرهایی است که در مغز ما شکل گرفته است و باعث عادات ما می شود

      …

 

به جای هر توضیحی شما را دعوت می کنم تا این فیلم را نگاه کنید که خیلی واضح و مشخص با این مقوله آشنا شوید

 

فیلم مسیر عصبی

به عبارت دیگر :
وقتی گرسنه می شویم : مسیر عصبی گرسنگی

وقتی تشنه می شویم :  تشنگی

وقتی خسته می شویم :  خستگی

وقتی راه می رویم : راه رفتن

وقتی مطالعه می کنیم :  مطالعه

تمام عادتهای ما در اثر ایجاد یک مسیر عصبی که در مغز ما شکل گرفته ایجاد
می شود

عادت کرده ایم که

شیرینی بخوریم : مسیر عصبی خوردن شیرینی در مغز ما شکل گرفته بنابراین خیلی راحت به سمت شیرینی می رویم

عادت کرده ایم که

بیش از مقدار گرسنگی غذا بخوریم : مسیر زیاد خوردن در ما شکل گرفته و بدون اینکه متوجه باشیم بیش از حد غذا می خوریم

عادت کرده ایم که

صبح دیرتر بلند شویم : مسیر دیر بلند شدن در ما شکل گرفته بنابراین دیر تر بلند می شویم

….

می خواهیم زود بلند شویم :

باید یاد بگیریم که مسیر عصبی زود بیدار شدن را شکل دهیم

همانند فیلمی که مشاهده کردید : 

روزهای اول ایجاد این مسییر ، سخت است چون مسیری است که پا نخورده و هموار نشده است

نیازمند این است که مشقت قدمهای اولیه را تحمل کنیم که تا مسیر را شکل دهیم  و مسیر عصبی شکل پیدا کند و پیمودن آن سهل و آسان گردد

می خواهیم صبحها ورزش کنیم : باید مسیر عصبی ورزش کردن را شکل دهیم 

می خواهیم درآمد ما بیشتر شود : باید مسیر درآمد بیشتر را در ذهن خود ایجاد کنیم

می خواهیم بهتر صحبت کنیم : باید مسیر خوب صحبت کردن را در ذهن خود شکل بدهیم

…..

مسلما واضح و مبرهن است که ایجاد مسیر عصبی در ابتدا سخت است

ولی وقتی مسیر ایجاد شد دیگر در این مسیر قدم برداشتن راحت و سهل است

 جالب است که وقتی مسیر عصبی مثبت شکل گرفت

بدون اینکه خودمان متوجه شویم در مسیر صحیح و درست رفتار می کنیم و خود به یک عادت مثبت تبدیل شده است

 

اقدامک :

اهداف اصلی و مهم خود را بنویسید

بنویسید که چکارهایی باید انجام بدهید تا به اهدافتان برسد

برای آن کارها مسیر عصبی شکل دهید با یک برنامه روزانه و پیگیری مستمر روزانه

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

ترک عادت (سخت ترین مخالف و بهترین راهکار ترک عادت)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید