نوشته‌ها

اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر و ترک عادت

اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر

من تصمیم می گیرم که تغییر کنم و لاغر بشم

از امروز تصمیم می گیرم :

ضمنا” در جریان اصل تغییر کوچک سازی تغییر  هستم

یعنی می دانم که مطابق با این اصل تغییر باید تغییرم را کوچک کنم

پس تصمیم می گیرم دو لقمه از وعده صبحانه خودم کم کنم .

به محل کار می روم

به محض ورود میبینم یکی از همکاران یک جعبه بزرگ شیرینی خامه ای آورده

و میگه که خداوند به او پسر داده است 

اصل تغییر

جعبه شیرینی نزدیک شما که می رسد دودل میشوید که بخورید یا نخورید؟

با خودتان می گویید که من تغییر کوچک را انجام داده ام پس می توانم بخورم ، به جای یکی دوتا هم برمیداری

هنوز دومی را کامل نخوردی ، یکی از همکارانت میاد در گوشت میگه :

خانمم با خانمت صحبت کرده ، شام خونه ما هستید ، یادت نره !

زود بیا یک دست شطرنج بازی کنیم

چیپس و ماست موسیر هم خریدم با یک فیلم باحال بعدش می بینیم

یک دفعه میبینی کارت عروسی پسر یکی از همکاران ، هم به دستت میرسه که آخر هفته عروسی دعوت دارید

آخرین ضربه هم اینه که یکی از دوستات پیشت میاد و میگه :

یزد بوده یک بسته باقلوا برات آورده

تو از خودت می پرسی چرا؟ آخه چرا؟

چرا الان که من تصمیم گرفتم به لاغری ، همه چیز شده خلاف لاغری ؟

یکی از قوانین حاکم بر طبیعت که نیوتن کشف کرده : قانون سوم نیوتن هست که بیان می کنه :

هر عمل را عکس العملی است مخالف آن

این قانون در مورد تغییر و کنش و واکنش هم صدق می کن

شما تصمیم گرفتی تغییر کنی و عملی را انجام دهی

بنابراین طبق همین قانون مقاومت های مخالف در سر راه تو قرار می گیرد تا عمل و تصمیم تو را درهم بشکند

اصل تغییر

اصل مقاومت (اصل تغییر )

اصل مقاومت به ما میگوید :

مقاومت در برابر تغییر کاملا طبیعی است

اتفاقا اگر مقاومت بوجود نیاید باید شک کرد

و در نهایت این اصل تغییر به ما می گوید :

اگر توانستی یک به یک مقاومتها را از جلوی مسیر تغییرت برداری ، می توانی مؤفق شوی .

و به طور کلی ارزش تغییر و ماندگار ماندن تغییر همین است که

بتواند در برابر عکس العملها خود را حفظ نماید

وگرنه این تغییر ، تغییری کوتاه مدت و بی ارزش است که در اولین فرصت مغلوب موانع ذهنی خواهد شد

برای اینکه بتوانیم بر مقاومتها پیروز شویم

راههای مختلفی وجود دارد که یکی از بهترینهای آن جایگزین و الگوسازی است

اصل تغییر

جایگزین و الگوسازی

جایگزین

یکی از راههای مبارزه با مقاومت ها و موانع تغییر در برابر عادتهای بد این است که

برای آن عادت بد ، جایگزین تعیین کنیم

و هر لحظه که با این عادت روبرو شدیم ، جایگزین در پیش روی ما قرار بگیرد.

به طور مثال :

برای لاغری ، خوراکیهای پر حجم کم کالری همانند سالاد یا تنقلاتی همانند گردو ، بادام

به طور مثال :

برای ترک سیگار ، چوب شور

اصل تغییر

الگو سازی

یکی دیگر از راههایی که می تواند ما را در پیشبرد تغیر جلو ببرد ، الگوسازی است

شما در مورد تغییری که قصدش را دارید

یک الگو برای خودتان انتخاب کنید که در آن مورد خاص دارای معیارهای لازم برای الگو باشد

بعد خودتان را در هر لحظه با الگو مقایسه کنید

تا بهتر بتوانید عملکرد خود را با او سنجیده و میزانی برای سنجش عملکرد خود داشته باشید.

 

نکاتی در مورد الگو سازی

  • بهتر است که الگوی شما در دسترس و ترجیحا” از نزدیکان و دوستان شما باشد
  • نیازی نیست به او بگویید که هم خودتان هم او را در معذوریت قرار بدهید
  • در عین حال ممکن است الگوی شما فقط در آن مورد خاص الگو باشد و در بقیه موارد الگو نباشد
  • به محض اینکه متوجه شدید که از الگوی خودتان پیشی گرفته اید الگوی جدیدی برای خودتان در نظر بگیرید

اصل تغییر

 شرطی شدن

ما برای اینکه بتوانیم تغییر را نهایی کنیم

باید طوری خودمان را شرطی کنیم که در نهایت رفتارمان تبدیل به عادت بشود

و بدون اینکه لحظه ای تعلل کنیم بر اساس همان تغییر عمل کنیم .

 

مراحل شرطی شدن:

۱- شرط سازی :

برای مثال :

ما صبح اول وقت یا شب قبل با خودمان شرط می کنیم

که من از امروز عصبانی نمی شوم و خشم خودم را کنترل می کنم

ما شرط تعیین می کنیم و روزانه از خودمان آن شرط را مطالبه می کنیم

تا وقتی که حس کردیم دیگر آن تغییر برای ما تبدیل به عادت شده

و مسیر عصبی آن شکل گرفته است

و نیازی به مطالبه هر روزه نیست و هفته ای یکبار مطالبه میکنیم

و تا زمانی به این شرط ادامه می دهیم

که اگر بخواهیم خلاف آن رفتار کنیم

برای ما سخت و غیرممکن می گردد

تا آن روز هر روز شرط گذاری و مطالبه می کنیم

اصل تغییر

 ۲- مراقبه و اصل مراقبت:

ما هر روز از شرطی که کردیم مراقبت می کنیم که به نتیجه برسد

فقط نکته مهم اصل مراقبت به عنوان اصل تغییر 

این است که

اگر حالا ما اشتباه کردیم و شرط خود را فراموش کردیم

یا به هر دلیلی نتوانستیم ، صورت مسأله را پاک نکنیم و از همان لحظه شروط خود را رعایت کنیم .

وقتی که اشتباه کردیم باید به اصل مراقبت پایبند باشیم

و فریب بخش مخالف مغز را نخوریم که به ما اینگونه تلقین می کند که

دیدی نتوانستی پس تغییر را فراموش کن.

من می خواستم لاغر کنم و بر همین اساس مقاومت جلوی روی ما قرار گرفت 

خواستم صبحانه بخوریم که همسرم مربای دست پخت خودش را آورد

میدانستم اگر نخورم امروز داستان خواهم داشت

پس علیرغم شرطی که گذاشته بودم مجبور شدم که صبحانه چند لقمه هم شده کره و مربا بخورم

با خودم گفتم :

دیدی نشد لاغر کنم !

و به طور کلی صورت تغییر را از ذهن خودم پاک می کنم

در حالیکه اصل مهم مراقبت خلاف این رفتار ما را بیان می کند

و خاطر نشان می کند که :

شما اگر اشتباهی سهوی یا عمدی کردی اشکال ندارد و به برنامه تغییر خودت ادامه بده

تا به تغییرات خود دست پیدا کنی

اصل تغییر

۳- حساب و کتاب :

هر روز آخر شب زمانی را با خودمان خلوت می کنیم و محاسبه می کنیم که تا چه اندازه در اجرای شروط مؤفق یا نامؤفق بوده ایم

اگر نامؤفق بوده ایم که حتما” باید خود را تنبیه یا مؤاخذه کنیم

همانگونه که دیگران و فرزندان خود را مورد سرزنش می کنیم.

اگر مؤفق بوده ایم که در آن صورت باید خود را مورد تشویق قرار دهیم

و جایزه مورد علاقه خود را تهیه کنیم.

تشویق و تنیبه توأمان می تواند شرطی شدن ما را نهایی کرده و عادات ما را به نحو صحیح شکل بدهد

و مسلما” می دانیم که کاری تبدیل به عادت شود خلاف آن عمل کردن سخت است

و آن زمان فقط باید از تغییرمان مراقبت و محافظت نماییم تا  تغییرمان ماندگار و پایدار بماند.

اصل تغییر

خلاصه  :

اصول تغییر می تواند ما را در پیشبرد تغییرمان کمک کند

اصل مقاومت به عنوان یک اصل تغییر

به ما خاطرنشان می کند که مقاومت در برابر تغییر هم ضروری است و هم طبیعی

و برای مقابله با مقاومت هم شرطی شدن بهترین راهکار برای سرانجام رسیدن تغییر می باشد

بدین نحو که هر روز شرط می کنیم که چه قدمهایی می خواهیم برداریم و به هیچ وجه شرط خود را فراموش نکرده و از آن مراقبت نموده

تا در آخر هر روز که از خود حساب می خواهیم سربلند و پیروز باشیم

و اگر هم اشتباهی داشتیم طبق اصل تغییر مراقبت باز به ادامه مسیر تغییر خود ادامه می دهیم.

اقدامک  :

در کنار برگه تغییر سازی خود برگه ای دیگر برداشته

جدولی(جدول عادت سازی- نمونه صفحه ۲۵) بر اساس ایام هفته کشیده

و در خط جداگانه ای قدمها یا تغییرات کوچک خود را یادداشت می نماییم

و هر روز موظف می دانیم که در آخر هر روز بین نمره ۰ تا ۳ به عملکرد ضعیف(۰)  متوسط (۱) خوب (۲) عالی (۳)نمره بدهیم 

و در آخر هفته نمرات خود را جمع ببندیم.

اگر در هفته اول :

بالای ۱۴ برای هر تغییر بود، نمره خوبی برخوردار شده ایم

زیر ۱۴ باید خود را با مسایل انگیزشی یا مرور اقدامک های گذشته خود را برای هفته آینده آماده کنیم

 

مژده :

با شرطی سازی مسیر تغییر کاملاً روشن شده

و با ایجاد جدول عادت سازی و نمره دهی ، تغییر دارای مقادیر کمی شده که راحت تر قابل ارزشیابی و بررسی هست

و شما می توانید تغییرسازی را سیستم دهی نمایید و بازخوردهای عملکرد درست و اشتباه خود را دریافت نمایید.

 

جدول عادت سازی

زمان تغییر قدم شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه مجموع
هفته اول لاغری حذف ۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۱ ۰ ۳ ۲ ۰ ۱۱
هفته دوم لاغری حذف۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۳ ۳ ۲ ۳ ۳ ۱۶
هفته سوم لاغری ۵

دقیقه ورزش

۲ ۰ ۰ ۲ ۱ ۳ ۰ ۸
                     

پیشنهاد نهایی :

قسمت ابتدای این مقاله را هم مطالعه کنید تا ره توشه ای کامل نسبت به تغییر داشته باشید

قسمت ابتدایی – ایجاد تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

میخوام آدم حسابی بشم ( میخوام آدم خوبی بشم )

میخوام آدم حسابی بشم

میخوام آدم خوبی بشم 

     می خوام آدم حسابی بشم

  • می خوام آدم خوبی بشم
  • می خوام عوض بشم
  • دوست دارم تغییر کنم
  • دوست دارم زندگیم رو عوض کنم
  • خسته شدم باید تغییراتی رو در خودم ایجاد کنم

 

….

هر کسی حداقل توی زندگیش چند دفعه شده که تصمیمات این چنینی گرفته است که تغیرات وسیعی در خودش ایجاد کند

با خودش گفته که :

می خوام آدم حسابی بشم

برای این که بتوانیم به این مهم دست پیدا کنیم یکی از مهمترین راه حل ها بررسی تاثیرات دیگران در زندگی خودمان می باشد

البته قبلش این موضوع رو متذکر بشم که

برای اینکه بتوانیم تغییری جدی و اساسی در خودمان بوجود بیارویم باید بپذیریم :

 خود ما به تنهایی مسئول تمام انتخابها و اقدامهایمان هستیم

 و دیگران نمی توانند در زندگی ما نقش بسیار موثری ایفا کنند

بدون پذیرفتن این امر نمی توانید هیچ تغییری در خودتان بوجود بیاورید چون

همیشه راه برای بهانه باز است

وقتی می خواهید و با خود می گویید که : می خوام آدم حسابی بشم

یک بهانه ای پیدا می کنید که بی خیال این موضوع بشوید

اما چرا مسئولیت کل زندگی با ماست؟

چون این قدرت در ما وجود دارد که این تاثیرات را فهمیده و آن را کنترل کنیم و به هدف خودمان برسیم

    اما چگونه ؟

چگونه ما تاثیرات دیگران را بشناسیم و آن را کنترل کنیم ؟

انواع تاثیرات :

سه نوع از تاثیرات روی هر شخصی اثر می گذارد :

  • ورودی ها : چیزی که مغزتان را با آن تغذیه می کنید
  • ارتباط ها : آدمهایی که وقت تان را با آنها می گذرانید
  • محیط : اطرافتان

 

ورودی ها :

اگر می خواهید بدنتان با بهترین کیفیت و عملکرد کار کند باید مراقب خوراکیهایی باشید که خوراکی هایی با بالاترین کیقیت ارزش غذایی مثر کنید

و از خوردن غذاهای کم ارزش و وسوسه انگیز اجتناب کنید

می خوام آدم حسابی بشم

اگر می خواهید مغز شما هم با بالاترین توانش کار کند ، باید درباره چیزهایی که به آن می دهید بیشتر مراقب باشید

مجلات زرد می خوانید ؟ اخبار گوش می کنید ؟ سریالهای بی ارزش می بینید ؟

کلاسهای آموزشی می روید ؟ مطالب با ارزش می خوانید ؟ فیلمهای مثبت ، آموزنده و تاثیرگزار می بینید ؟

مغز خودش به خاطر سیستم طراحیش همیشه علاقمند است که به مسائل با دید منفی نگاه کند و اخبار منفی را دنبال کند

بنابراین کافی است تا ما هم مسیر را برای او فراهم کنیم و منابع اخبار منفی را در اختیار او فرار دهیم دیگر کسی نمی تواند جلودار حرکت منفی مغز باشد

همه جا به دنبال رویکردم نفی است و همه چیز را با دید منفی نگاه می کند

مراقبت :

برای همین در قدم اول باید مراقبت را سرفصل قرار دهیم

تا قدمی موثر در راه رسیدن به تصمیم مان برداشته باشیم ( می خوام آدم حسابی بشم 

می خوام آدم حسابی بشم

تلویزیون را کمتر روشن کنیم

اخبار را حذف کنید و اگر نمی توانید فقط بخش مربوط به خودتان را گوش بدهیم

ایمیلهای حاوی نکات منفی را مطالعه نکنیم

سریالهای منفی یا طنز بی محتوا را نگاه نکنیم

حوادث را  مرتب دنبال نکنیم

اخبار ناخواسته را فیلتر کنیم

 یعنی اگر اخباری که می تواند ذهن ما را تسخیر کرده و ما را ناخواسته به سمت نگاه منفی سوق دهد را نشنویم یا به نوعی از آن فرار کنیم

بهترین کار این است که فیلتری برای اخبار بگذاریم و یا رژیم رسانه ای بگیریم

می خوام آدم حسابی بشم

هیچ فیلتری بهتر از این نیست که بگوییم این اخبار چه به درد من می خورد؟

اگر به درد من می خورد چقدر موثق است ؟

 اگر موثق است در نهایت چقدر می تواند در زندگی من موثر باشد؟

اگر در زندگی من موثر است چه اندازه می تواند سرنوشت من را تحت تاثیر قرار دهد؟

حال اگر در سرنوشت من موثر است اندازه اش به قدری است که به آن اهمیت بدهیم ؟

 

اگر با این فیلتر اخبار را مورد بررسی قرار بدهیم می بینیم ۹۹ درصد اخبار صلاحیت شنیدن را ندارند چه برسد به بررسی کردن و وقت گذاشتن برای آنها

 

اقدامک :

اگر روی اخبار و حوادث وقت می گذارید ، با این فیلتر بررسی کنید که چقدر صلاحیت وقت گذاشتن دارند؟

 

ارتباط ها :

کسانی که روی شما تاثیر می گذارند ؟

کبوتر با کبوتر ، باز با باز در مورد پرندگان نیز اینگونه است ک با هم پرواز می کنند

انسانها نیز از این قاعده مستثنا نیست

شما مطمئنا با کسانی زندگی می کنید و بیشترین وقت را می گذرانید که بیشترین تاثیر را روی زندگی شما دارند

به قول جیم ران : ما میانگین پنج نفری هستیم که با آن ها بیشترین وقتمان را می گذرانیم

جالبتر این جاست که در اغلب موارد ما کاملن از شباهتهای خودمان و این پنج نفر اطرافمان آگاه نیستیم

همانند اینکه شما سوار بر یک تیوب روی آب شناور هستید و احساس می کنید که در جای ثابتی شناورید

ولی وقتی به خودتان می آیید می فهمید که کاملا از ساحل دور شده اید

می خوام آدم حسابی بشم

 

اقدامک :

نام پنج نفری که بیشترین وقت خود را با آنها می گذرانید بنویسید و ویژگیهای اصلی مثبت و منفی آنها را نیز یادداشت کنید

میانگین سلامتی ، انرژی مثبت و وضع مالی و علمی آنها چگونه است ؟

آیا این میانگین آنها از میانگین شما بالاتر است ؟

 

سه راهکار در مقابل این میانگین این افراد در پیش رو دارید ؟

  • قطع روابط

با بعضی از افرادی که می توان و امکانش هست همان بهتر که ارتباط خود را قطع کرد

  • محدود کردن روابط

با بعضی از افراد که یا امکان قطع روابط نیست یا دیگر در این سطح نیازی به عکس العمل نیست

بهترین کار محدود کردن روابط است

به طور مثال همسایه ای داریم که باید سه دقیقه با او هم صحبت شد نه سه ساعت

یا دوستی که با او سه ساعت باید همنشین باشم نه نه سه روز

یا فامیلی که با او می توان سه روز هم بود ولی سه هفته اشتباهی بزرگ است

بنابراین با توجه به هر فرد روابط خود را کم می کنیم

 

  • توسعه روابط

افرادی هستند که سطح و میانگین بالایی برخوردارند بهترین کار در مواجهه با آنها این است که وقت بیشتری را به آنها اختصاص دهیم و روابطمان را با آنها بسط و توسعه دهیم

 

 

محیط :

تغییر محیط می تواند چشم انداز ما را تغییر دهد

شما باشگاه ورزشی می روید که

اکثرا افراد ضعیف از نظر قوای ورزشی به آن باشگاه رفت و آمد می کنند 

به همین واسطه شما هم چه بخواهید چه نخواهید تحت تاثیر ضعف آنها واقع خواهید شد

حال شما به باشگاهی میروید که همه با هم در آن رشته به خصوص رقابت دارند

شما هم تحت تاثیر قرار گرفته و پیشرفت خواهید کرد

می خوام آدم حسابی بشم

در مورد مسایل مالی ، سطح علمی و همه چیز نوع محیط می تواند در زندگی شما موثر باشد

 

اقدامک :

محیط خود را مورد بررسی قرار بدهید ببینید در مورد فعالیت یا موضوعی که با آن برخورد دارید از چه سطحی برخوردار است ؟

به طور مثال همکاران شما در بخش فروش شرکت چقدر در فروش قوی هستند؟

اگر ما بتوانیم در ورودی های فکری و مغزی ، روابط و محیط خود تغییرات اساسی بوجود بیاوریم

به صورت صد در صدی می توانیم بزرگترین قدم را در راه رسیدن به تغییر اساسی زندگی خودمان برداشتیم و دیگر راحت می توانیم بگوییم که :

می خوام آدم حسابی بشم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
مانع تغییر

مانع تغییر (مهمترین مانع تغییر در زندگی)

 

مانع تغییر

مهمترین مانع تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین مانع تغییر است.

مانع تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که  هست در همان حالت باقی نگه دارد تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

  مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند همانند لامپ کم مصرف

مانع تغییر

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد 

به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد

و مهمترین سؤالات او این است که این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

مغز بزرگترین مانع تغییر

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

 

 مغز خزنده بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی حفظ بقای انسان ، هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییر چالشی جدید است.

مغز عاطفی هم مخالف و مانع تغییر است چون تغییر دردسر دارد و هیچ لذتی ندارد 

تغییر می گوید لذت آنی را فراموش کن و خود را تغییر بده در حالیکه مغز عاطفی به دنبال لذت بردن است

مغز منطقی هم با تغییر موافق نیست چون منفی نگر است و تغییر را به دور از دسترس می داند

مانع تغییر

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار

می گویند در شهر ساندی گو ، شهرداری آن شهر با مشکلی برخورد کرده بود

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت گرسنگی می مردند

به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار روبرو بودند

از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را بررسی و حل کنند

مانع تغییر

پژوهشگری علت را دریافت

علت این بود که در نزدیکی ساحل این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود را در کنار ساحل رها می کرد

و مرغان ماهیخوار به خوردن همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی نمی کشیدند

با انتقال کارخانه ، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند

و هیچ تغییری در خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد

 

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

 

  • اولین ترفند مغز این است که به ما گونه ای تلقین می کند که:
  • در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است
  • و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم
  • و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم
  • دومین ترفند مغز این است که اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم
  • دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیدمانع تغییر
  • مثلا ً به ما می گوید :
  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشیم

  • سومین ترفند مغز این است که همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند
  • و وقتی کاری تبدیل به عادت شود دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود
  • ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

 

عادت رانندگی کردن 

ترفند عادت کردن کار توسط مغز ، را در مثال رانندگی به صورت واضح و روشن می بینیم :

مانع تغییر

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طول رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم

تا به این نتیجه برسیم که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

 

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید
  • و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟
  • این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و … با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير اساسي در زندگي

تغییر اساسی در زندگی (چگونه در زندگی خودمان تغییر اساسی بوجود بیاوریم )

تغییر اساسی در زندگی

 

خیلی وقتها شده که به هر دلیلی از خودمان بدمون اومده و با خودمان تصمیم گرفتیم که :

هر جوری شده باید تغییر اساسی در زندگی خودم بوجود بیاورم

 

ابتدا باید به خودمون تبریک بگیم

می دونید چرا؟

چون خیلیها هستند که اصلا به تغییر فکر نمی کنند و به زندگی روزمره شون عادت کرده اند

دوم به این واسطه که قبول داریم که همه چیز دست خودمون هستش و خودمون تعیین کننده سرنوشت و آینده خودمون هستیم

که خود این مطلب مهمترین دلیل پیشرفت ، موفقیت و تغییر اساسی در زندگی هستش

 

داستان داوینچی و شام آخر

 

داوینچی تصمیم داشت تابلوی شام آخر خود را طراحی کند

تغییر اساسی در زندگی

او می بایست در این تابلو نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا نقاشی کند

یهودا : یکی از یاران حضرت عیسی بود که در هنگام شام تصمیم گرفت که به او خیانت کند

روزی در یک مراسم همسرایی ، داوینچی تصویر کامل مسیح را در چهره ی یکی از جوانان همسرا یافت

او را به کارگاه دعوت کرد تا از چهره اش اتو و طرحهای کاملی برای نقش عیسی بردارد

سه سال گذشت اما داوینچی هیچ کس را نتوانست برای یهودا پیدا کند که مدل خوبی برای آن محسوب شود

کاردینال مسئول کلیسا مدام به داوینچی فشار می آورد که چرا اثرش را تمام نمی کند

و داوینچی هم در پاسخ ، نبود مدل مناسب یهودا را عنوان می کرد

تا اینکه پس از این سه سال ، داوینچی در راه ، جوان ژنده پوش و مستی را در جوی آب دید

از شاگردانش خواست که او را به کارگاه بیاورند تا بر اساس او مدل یهودا را ترسیم کند

جوان آن اندازه مست و داغون بود که متوجه حتی بردنش به کلیسا نشد ، بعد از اینکه به حالت عادی بازگشت و چشم هایش را باز کرد ، نقاشی شام آخر را دید که جلوی رویش قرار داشت

یکدفعه گفت : عجب زیباست ولی من این اثر را قبلا دیده ام

داوینچی شگفت زده پرسید : کجا ؟

جوان گفت : سه سال پیش ، قبل از اینکه من همه چیزم را از دست بدهم ، زمانی که در همسرایی آواز می خواندم و زندگی زیبایی داشتم ، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی مسیح بشوم

 

اساس تغییر

اساس تغییر اساسی در زندگی بر این اساس است که :

ما مسئول تمام زندگی خویش هستیم

تنها کسی که می تواند سرنوشت ما را تعیین کند : فقط و فقط خود ما هستیم

 

حال اگر پذیرفتید و این موضوع را قبول دارید :

برای تغییر اساسی در زندگی خود قدم بردارید و تمام بهانه ها را از جلوی روی خودتان بردارید

 

لیست تغییرات و نقاط قوت

 

 

ابتدا لیستی حداقل ۵ تایی از نقاط قوت خود را بنویسیدتغییر اساسی در زندگی

هر خوبی که به ذهنتان می رسد اعم از مهربانی ، امین بودن ، با اخلاق بودن و ….

حالا سه تا از اولویتهای تغییر اساسی در زندگی خودتان را یادداشت کنید

یکی را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کنید

ببینید با کدامیک از نقاط قوت شما سرو کار دارد؟

 

 

 

مثلا اولویت تغییر اساسی در زندگی شما شده است : لاغری

نقطه قوت شما هست : خانواده دوست بودن

تلفیق این دو می شود : من می خواهم لاغر کنم تا :

چاقی من را بیمار نکند و خانواده ام به واسطه چاقی من رنج نبرد

من می خواهم لاغر کنم تا خانواده ام از چاق بودن من رنج نبرد و به تناسب اندام من افتخار کند

بعد کافی است ذهنم را روی همین تلفیق متمرکز کنم

هر وقت که خواستم ناپرهیزی کنم ، باید این تصویر جلوی چشمان من بیاید و به خاطر خانواده ام از خوردن پرهیز کنم

یا بخاطر خانواده ورزش کنم چون علاقمندم باشم تا خانواده ام را به خوبی حمایت کنمتغییر اساسی در زندگی

 

یا تغییر اساسی در زندگی من شده : خوش تیپ شدن

 

از نقاط قوت من : محبوب بودن و علاقمند به محبوبیت

تلفیق این دو می شود : تیپ مناسب برای محبوبیت بیشتر

 

 

اگر برای خودتان نتوانستید نقطه قوتی پیدا کنید ، از نزدیکان خود کمک بگیرید و این تلفیق را برای خودتان شکل دهید

 

نکته مهم

 

البته این نکته مهم همیشگی را گوشزد کنم که تصور تغییر اساسی در زندگی به صورت یکدفعه ای و معجزه وار تصوری باطل است و باید برای استفاده از نقطه قوت خود ، قدم به قدم تغییر را در خودتان بوجود بیاورید

من می خواهم سیگار را ترک کنم و نقطه قوت من خوش تیپ بودن است

با خودم کمی فکر می کنم و می بینم که همین سیگار ممکن است در چند سال بعد باعث این بشود که خوش تیپی من تحت الشعاع قرار گیرد یا دندانهایم از بین برود و یا بیماری تیپ مناسب را از من دور کند

تغییر اساسی در زندگی

ولی گذاشتن سیگار یکدفعه ای برای من امکان پذیر نیست

پس روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم تا کم کم و آهسته بتوانم سیگار را ترک کنم

در تمام روزهایی که صرف ترک سیگار می کنم ، خوش تیپی آینده مهمترین انگیزه برای این قضیه خواهد بود

 

اقدامک :

لیستی از تغییراتی که در اولویت سرفصل تغییر اساسی در زندگی خودتان است را بنویسید

لیستی از نقاط قوت خودتان را یادداشت کنید

در مقابل هر تغییر ، یکی از مهمترین نقطه قوتی که با آن می تواند در ارتباط باشد را بنویسید

برای تغییر خود قدمهای کوچک تعریف کنید

و هر روز هم مسئولیت تغییر در زندگی خود را یادآوری کنید و هم هر روز آن قدم کوچک را از خودتان پیگیری کنید

در صورتی که موفق بوده اید خودتان را تشویق و اگر ناموفق خودتان را تنبیه کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام خیلی سریع تغییر کنم (ایجاد تغییر سریع)

تغییر سریع

خیلی سریع می خوام تغییر کنم

روزهایی شده که به هر دلیلی از خودمون بدمون اومده

مواقعی بوده که حاضر بودیم هر کاری بکنیم که عوض بشیم

حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا عوض بشیم

ولی بعد از یک مدت دیدیم هیچ تغییری نکردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد

حالا چی کار کنیم که این دفعه سریع تغییر کنیم

تغییر سریع

 

اول از همه باید به این نکته مهم اشاره کنم که ما چیزی به نام تغییر سریع نداریم

و این که فکر کنیم که یک دفعه ای معجزه ای رخ میده و ما تغییر نکنیم را باید از ذهن خودمان پاک کنیم

همانگونه که تغییرات و عادتهای قبلی ما به مرور زمان ایجاد شده ، تغییرات و عادتهای جدید هم باید به مرور زمان ایجاد شود

بنابراین هر تغییری که برای خودمان مد نظر داریم را باید خرد کرده و تقسیم کنیم

و بعدش برنامه ریزی کنیم که بتونیم در یک مدت زمان معلوم به آن دست پیدا کنیم

مثال :

من می خوام از امروز خوش تیپ و خوش لباس بشم

نباید فکر کنیم که یکدفعه ای من به گونه ای خوش تیپ می شوم که همه با حسرت به من نگاه می کنند

یک دفعه ای می شوم مثلا یو آخیم لو سرمربی تیم آلمان که همه از تیپش تعریف می کنند

تغییر سریع

 

این کار دو ضرر بزرگ دارد :

اول چون خیلی بزرگ است و سنگ بزرگ علامت نزدنه

بنابراین ذهن ما با تغییر همراهی نمی کند ، مدام مخالفت می کند و رسیدن به این هدف را دست نیافتنی تلقی می کند

دوم اگر کوچکترین اشتباهی انجام بدهیم مثلا یک روز نرسیم ، لباسمان را اتو کنیم

فکر می کنیم که تمام تغییرات ما به بن بست برسیده و بی خیال تغییر می شویم

 

بنابراین باید همین تغییر را خرد و تقسیم کنیم

هفته اول : چند دست لباس جدید می خرم یا لباسهام رو آماده می کنم (می شورم و اتو می کنم )

هفته دوم : لباسهام تمییز باشد و اتو داشته باشد

هفته سوم : با یکی از نزدیکانم که خوش سلیقه است مشورت می کنم و لباسهایی که به نظر دوتامون به من نمیاد حذف یا جایگزین می کنم

هفته چهارم : ادکلن و عطر یا ساعت ، کت و شلوار را به تیپم اضافه می کنم

هفته پنجم : کفشهای واکس زده ، ادکلن ، خط اتو ، لباس مناسب و شیک جزو برنامه هر روزم می شود

 

هر روز ، فقط همون تغییر همون هفته و هفته قبلش رو پیگیری می کنم تا برام عادت بشود

تغییر سریع

 

حالا می خوام یک راهکار رو براتون ذکر کنم که می تونه در تغییر سریع شما موثر واقع بشود :

 

راهکار برای تغییر سریع

شما می خواهید یک برنامه رادیویی خاص رو گوش کنید

اولین کار اینه که رادیو رو روشن کنیدتغییر سریع

دومین کار و مهمترین کار اینه که فرکانس مخصوصی که برنامه از آن پخش میشود را پیدا کنید

نمی شود روی یک فرکانس دیگه باشید و بتونید همون برنامه ای که مد نظر شماست رو گوش بدهید

یا تلویزیون رو بزنید شبکه دو و بخواهید فوتبالی که از شبکه سه پخش می شود رو نگاه کنید

تغییر سریع

این در مورد زندگی ما نیز صادق است

اگر بخواهیم به یک تغییر سریع دست پیدا کنیم

بهترین کار این است که فرکانس خودمون رو بر روی این تغییر تنظیم کنیم

اگر با افراد خوش تیپ و منظم بگردیم و روی آنها زوم کنیم ، تغییر خوش تیپ شدن ما سرعت می گیرد

اگر با افراد خوش اندام معاشرت کنیم و بخواهیم خوش اندام بشویم ، این تغییر سرعتش افزایش پیدا می کند

اگر  انسانهای موفق رو الگوی خودمان قرار بدهیم ، موفقیت با سرعت بیشتری به سمت ما می آید

 

برعکس

برعکس آن هم صادق است

همانگونه که اگر فرکانس ما اشتباه باشد برنامه مورد علاقه ما قابل پخش نخواهد بود
اگر من می خواهم لاغر کنم و بعد با دوستانی معاشرت می کنم که دنبال بهانه هستند تا بروند فست فودی بخورند ، کار من سخت خواهد بود

اگر من می خواهم پولدار بشوم و با افرادی ارتباط دارم که تفکرشان تفکر فقر است ، دیگر تغییر سریعی برای ثروتمند شدن را نباید از خودم انتظار داشته باشم

اگر من می خواهم  ورزش کنم و در بین دوستانم مهمترین سرگرمی قلیان و سیگار است امکان ورزش کردن من شدید افت می کند

پس بهترین کار این است که روی فرکانس خودم تجدیدنظر بکنم تا تغییر سریعی را شاهد باشم

تغییر سریع

البته این نکته را هم گوشزد کنم که اگر کسی امکان تعویض فرکانس خود را ندارد ، برای خود بهانه جور نکند

مسئولیت تغییر تمام و کمال با خود فرد است و اوست که می تواند نتیجه تغییر را تعیین کند نه دیگران

مثلا می خواهد لاغر کند و می داند نباید شام بخورد

حال خانواده او همگی چاق هستند و شام مفصل می خورند

با خود بگوید من که نمی توانم خانواده ام (فرکانسم ) رو عوض کنم ، پس تغییر من فایده ای ندارد

نه این طور نیست

 او می تواند با اراده قوی خود یا خوردن سالاد و غذاهای کم کالری در کنار خانواده تغییر خود را عملی کند

 

نتیجه گیری :

  • تغییر تدریجی و مرحله ای است نباید از خودمان انتظار داشته باشیم که یک دفعه بوجود بیاید
  • فرکانس خودمان را با تغییرات خودمان همراستا کنیم تا تغییرات ما سرعت بگیرد
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

شانس تغییر

شانس تغییر داشتید یا نداشتید؟

واقعن بدشانس هستید ؟

خیلی خوش شانس هستید؟

اصلا چیزی به نام شانس وجود دارد؟

شانس یعنی چی؟

 

مهمترین نکته این است که شانس یعنی :

فرصت برای زندگی – فرصت نفس کشیدن – فرصت زنده ماندن

زمان برای موفقیت ،  پیشرفت ، بهبود و تغییر

 

اگر این فرصت را دارید یا هنوز زمان برای پیشرفت دارید پس

خوش شانس هستید

و در غیر این صورت :

بدشانسی یا بداقبالی چیزی جز بهانه نیست

 

اگر سالم هستید و  کمی غذا هم برای خوردن داری پس

فوق العاده خوش شانس هستید

 

شانس به طور کلی به مجموعه ای از انتخابها بستگی دارد

انتخاب من و شما است که می توانید لقب خوش شانسی یا بدشانسی را معنا بدهد

 

 

به قول ریچارد برانسون :شانس تغییر

همه ی ما خوش شانس هستیم ولی فرق من با دیگران این است که وقتی شانس سر راه من قرار می گیرد از آن استفاده می کنم

 

فرمول شانس یا خودشانسی

آمادگی (رشد شخصی) +

نگرش (باورها- طرز فکر) +

فرصت (چیزهای خوبی که سرراه قرار می گیرد )+

اقدام (انجام دادن کاری درباره ی آنها)

شانس تغییر

 

آمادگی :

بهبود و آماده سازی مداوم برای زمانی که فرصت ها بوجود آمد بتوانیم بهترین بهره برداری را ببریم

 

به قول پالمر : هر چه بیشتر تلاش می کنم ، خوش شانس تر می شوم

 

نگرش :

در جستجوی شانس بودن ، وقتی که شانس در جلوی ما ظاهر می شود آن را ببینیم

شما نمی توانید چیزی را که دنبالش نیستید را ببینید و یا

نمی توانید در جستجوی چیزی باشید که به آن اعتقادی یا نیازی ندارید

 

فرصت :

 ممکن است شانس را هم ببینید ولی به سرعت از جلوی دید شما دور شود و شما قدر این فرصت را ندانید

مهم است که شما به همه شانسها به عنوان فرصت و به همه فرصتها به عنوان شانس نگاه کنید

 

اقدام :

اگر شانس با شما روبرو شد و خواست به شما دست بدهد مهم است که شما با آن دست می دهید یا  تعلل می کنید

این اقدام شماست که در نهایت تکلیف خوش شانسی و بدشانسی را رقم می زند

 

داستان تشخیص شانس :

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد، در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد.

 

باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد.

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی حتما کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد ندارد.

شانس تغییر

سومین بار که در طویله باز شد ،  همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد. اما………گاو دم نداشت

 

فرمول شانس تغییر :

آمادگی برای تغییر : خود را برای فرصت تغییر کردن آماده کنیم

نگرش تغییر : ما می خواهیم تغییرکنیم و بهتر بشویم و برای بدست آوردن آن حاضریم هزینه اش را هم بپردازیم

فرصت : تک تک لحظات یا بهانه های تغییر را به چشم یک فرصت تغییر نگاه می کنیم

اقدام : وقتی که با فرصت تغییر روبرو شدیم ، اقدام می کنیم و با تعلل و اهمال کاری این فرصت را هدر نمی دهیم

 

اگر با این فرمول به تغییر نگاه کنیم

می بینیم که چقدر شانس تغییر برای فردی که نگرش تغییر دارد و از فرصتهای تغییر بهره می برد و اهل اقدام است زیاد و فراوان است

 

داستانی برای شانس تغییر :

در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است

این داستان ادامه داشت تا اینکه نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کنار جاده قرار داد

شانس تغییر

ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل آن سکه های طلا و یک نامه پیدا کرد

در نامه نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک شانس تغییر برای زندگی باشد

 

 

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
اعتیاد به تلویزیون

ترک اعتیاد به تلویزیون (ترک عادت وابستگی به تلویزیون)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چطور ترک کنم

چطور ترک کنم ؟ (چگونه تغییر کنم ؟)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

چگونه عادت خوب ایجاد کنم؟ (چگونه عادت بد را ترک کنم؟)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
بهترین زمان تغییر

بهترین زمان تغییر و ترک عادت (چه وقتی تغییر کنم؟)

 

بهترین زمان تغییر و ترک عادت چه زمانی است ؟

شاید شما هم از علاقمندان به تغییر و ترک عادت هستید و دنبال بهانه یا زمانی می گردید که آن را عملی کنید
در ابتدا باید به شما تبریک بگویم که شما به این مقولات یا موضوعاتی چون پیشرفت و موفقیت فکر می کنید
خیلیها هستند که اصلا به این موضوعات فکر نمی کنند و به زندگی تکراری و روزمره خود عادت کرده اند
ولی شما اینگونه نبودید و ذهن و فکرتان را چنین موضوعاتی درگیر کرده است
بعد از تبریک می خواهم بگویم که بهترین زمان تغییر همانگونه که خود شما می دانید :

همین الان

و از همین لحظه که چنین قدمی مهمی برداشتید و در حال مطالعه مقاله ای برای تغییر خودتان هستید می توانید بهترین تصمیم برای تغییر خود را بگیرید
ولی اگر به هر دلیلی این لحظه را برای خودتان فرصت مناسبی نمی دانید و دلایل مختلف برای تعویق دارید
باز هم محترم است به دو شرط :
۱- بررسی کنید ببینید دلایل شما بهانه است یا دلیل ؟
اگر بهانه بود دوباره همین لحظه را برای شروع تغییرات خود انتخاب کنید
۲- زمان دقیق شروع تغییرات خود را بنویسید
به طور مثال : شنبه دوم اردیبهشت نود و شش ساعت ۷ صبح
با این مدل تصمیم گیری ، جلوی بهانه گیری و تعویق را خواهید گرفت

می دانید چرا؟

چون همه ما به همان رفتارهای قبلی خودمان عادت کرده ایم و ترک عادت موضوع آسانی نیست
بر اساس همان مدل قبل زندگی کردن بسیار کار آسانی است و مغز ما هم علاقمند است که کار آسان را انجام دهد
بنابر این همیشه دنبال بهانه می گردد که تغییر را به تعویق بیاندازد
از شش ماهه دوم تغییر یا کارهای سخت خود را به عید موکول می کنیم
با خودمان می گوییم :دعای محول حول و الاحوال ، بهترین زمان تغییر ما است
واقعیت هم همین است
عید نوروز همزمان با نو شدن طبیعت و رویش دوباره طبیعت ، بهترین زمان برای تغییر و ترک عادت است

بهترین زمان تغییر
وقتی خداوند در عالم خلقت و علی الخصوص در سرزمین ما به این زیبایی طبیعت را تغییر می دهد و درختان را از خواب زمستانی بیدار می کند
وقتی ایرانیان چنین زمان عالی برای عید خودشان انتخاب کرده اند که همزمان است با نو شدن طبیعت
چه زمانی بهتر از این که ما همانند نیاکان خودمان ، این زمان را انتخاب کنیم برای نو شدن و تغییر خودمان
ولی این موقعیت زمانی ایده آل شرط دارد
و شرط آن هم این است که عید را بهانه نکرده باشیم برای تعویق تغییر
بلکه از تمام وجودمان تصمیم گرفته باشیم که تغییرات خودمان را می خواهیم از این تاریخ شروع کنیم

بهانه برای تغییر نکردن

اگر بهانه باشد عید که می شود با خودمان می گوییم :
عید که نمی شود تغییر کرد !
می خواهیم عید دیدنی برویم !
می خواهیم مسافرت برویم !
تعطیلی میخواهیم استفاده کنیم از این تعطیلات
باشه بعد از تعطیلی
بعد از تعطیلات هم باز هم بهانه های مختلف

پس شرط مهم تعویق تغییر و ترک عادت این است:

که ما خودمان را برای آن آماده کنیم و با خودمان حجت را تمام کنیم که بهانه نگیریم و این آخرین باری است که تعویق می اندازیم
از زمان مهمتر این است که با اصول و قواعد ، رمز و رموز تغییر آشنا باشیم :
به طور مثال یکی از اصول مهم تغییر :
تفاوت تغییر با تحول و کوچک سازی تغییر است

بهترین زمان تغییر
اگر به همین بهار و نو شدن طبیعت هم نگاهی متفاوت داشته باشیم :
از زمان بیدار شدن از خواب زمستانی درختان تا میوه دادن درختان حداقل سه ماه زمان می برد
یعنی درختان بلافاصله میوه و نتیجه نمی دهند بلکه مرحله به مرحله پیش می روند تا به محصول تغییرات خود دست پیدا می کنند
ما هم باید از همین نکته مهم نهفته در طبیعت الهام بگیریم
انتظار نداشته باشیم که با شروع عید ما یکدفعه متحول می شویم و به تمام نتایج تغییرات یک شبه دست پیدا می کنیم
ما هم باید تغییرات خود را اولویت بندی کنیم و بعد از اولویت بندی کوچک سازی کنیم تا مدل طبیعت را اجرا کرده باشیم
می خواهم خوش هیکل و خوش تیپ و خوش بیان و پولدار و منظم و ورزشکار و …. بشوم
یکی از این تغییرات را بر اساس اولویت خود انتخاب می کنم
خوش هیکل

تغییر در سال جدید
باید چکار کنم تا خوش هیکل بشوم :
لاغری و ورزش
پس تغییر من می شود : لاغری و ورزش
با خودم فکر می کنم که می توانم هر دو را همزمان داشته باشم یا باز هم یکی را انتخاب می کنم :
لاغری
حال تغییر ما می شود : لاغری

اصل کوچک سازی تغییر

باید طبق اصل کوچک سازی تغییر ، لاغری را هم باید کوچک کنم
برای روز یا هفته اول یک کار کاملا اجرایی و نسبتا ساده را انتخاب می کنم
حذف یک قاشق برنج از ناهار یا حذف یک کف دست نان از وعده شام
هر کسی با توجه به همت و قدرت و اراده خودش ، یک کاری که از انجام آن صد در صد مطمئن است
بعد از یک هفته اگر در اجرای آن موفق بود به سراغ مرحله بعدی می رود
حذف سه قاشق برنج یا حذف سه کف دست نان از وعده شام
همینگونه ادامه می دهد تا به تغییر مدنظر خود دست پیدا کند
همانند طبیعت

مدل غلط تغییر

ولی ما بر اساس مدل غلط تغییر از خودمان انتظار داریم که با عید یا زمان شروع تغییر خود در اولین فرصت ممکن میوه و حاصل تغییر خود را بدست بیاوریم
در عرض یک ماه ، ۱۰ کیلو لاغر کنیم
این می شود همان داستانهای قبل که در نهایت ختم به بستن پرونده تغییرات ما خواهد شد
خیلی همت داریم و اراده ، فاصله زمانی هر مرحله از تغییر را کم کنیم ولی همچنان مرحله ای برویم که اگر دیدیم در مرحله ای لنگ می زنیم یا درست عمل نمی کنیم بتوانیم در همان مرحله صبر کنیم تا به طور موفقیت آمیز ، آن را پشت سر بگزاریم

 

اقدامک :

یک زمان برای تغییرات خود انتخاب کنید اگر همین الان را انتخاب کنید که عالی است اگر نه ، زمان خود را به صورت دقیق بنویسید (حتی ساعتش را هم مشخص کنید)

یک تغییر به عنوان اولویت انتخاب کنید و آن را کوچک و مرحله ای کنید

مرحله اول را شروع کنید و مرحله به مرحله در صورت موفقیت جلو بروید

 

نتیجه گیری :

بهترین زمان تغییرهمین الان است

ولی اگر غیر از این بود بهترین زمان زمانی است که شما تصمیم می گیرید و هیچ بهانه ای برای تغیر نمی آورید

 

 

 

ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته ی دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده است و سبزه خاشاک شده است

بهترین زمان تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید