نوشته‌ها

ترک عادت در 21 روز

ترک عادت در ۲۱ روز ( تغییر در ۲۱ روز)

ترک عادت در ۲۱ روز
تغییر در ۲۱ روز
ایجاد عادت در ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز یا قانون مالتز می گوید :

برای ترک یک عادت یا ایجاد یک عادت ۲۱ روز زمان نیاز است که
اگر شما به صورت مستمر در این ۲۱ روز یا عادت مدنظر خود را ترک کنید یا عادت مدنظر خود را ایجاد کنید می تواند به نتیجه برسد
و از همه مهمتر این ترک عادت یا ایجاد عادت ماندگار شود

ترک عادت در 21 روز

۲۱ روز از کجا آمده :

۲۱ روز را روانشناسان مطرح کرده اند و در تجربیات خود به این نتیجه رسیده اند

  ۲۱ روز برای همه :

برای همگان ۲۱ روز الزاما نمی تواند درست باشد
ممکن است یک فرد برای ترک عادت یا تغییر خود به کمتر یا بیشتر از این تعداد روز نیاز داشته باشد
ولی می توان گفت که همین تعداد روز می تواند معجزه ای برای شما شکل بدهد
به شرط اینکه مستمر و مداوم در این ۲۱ روز هدف خود را دنبال کنید

ترک عادت در ۲۱ روز :

حال ما می خواهیم بر اساس همین تعداد روزی که مورد تایید بسیاری از روانشناسها قرار گرفته ، برنامه ترک عادت در ۲۱ روز خود را برنامه ریزی کنیم

ترک عادت در 21 روز

هفته اول از ترک عادت در یک روز

روز اول از ترک عادت در ۲۱ روز:

ابتدا یک کاغذ سفید برمی داریم
بعد عادتی که می خواهیم ترک کنیم یا عادتی که می خواهیم ایجاد کنیم را بالای برگه می نویسیم

مثال : ترک عادت وسواس – ایجاد عادت مطالعه

عادت را به قدمهای کوچک تقسیم می کنیم :

ترک عادت در 21 روز

مثال : ترک عادت وسواس:

من هر بار که حمام می روم ۸ دفعه خودم را می شورم
روز اول از ترک عادت ۲۱ روز : امروز خودم را در حمام ۷ دفعه می شورم

ترک عادت در 21 روز

مثال : ایجاد عادت مطالعه :

من امروز به عنوان اولین روز از ایجاد عادت در ۲۱ روز :
یک کتاب آسان همانند رمان انتخاب می کنم و امروز تصمیم میگیرم ۵ صفحه از این کتاب را مطالعه کنم
این شرط را برای خودمان زیر عادت نوشته شده در برگه می نویسیم
و بعد یک جدول ۲۱ روزه برای خودمان می کشیم و در ردیف اول زمان و بعد قدم برای تغییر را می نویسیم و هر روز برای خودمان نمره می دهیم

 

 

شب اول از ترک عادت در ۲۱ روز :

شب که شد قبل از اینکه بخوابیم ، به خودمان در جدول عادت سازی نمره می دهیم
اگر موفق بودیم خودمان را تشویق می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا به خودمان خوراکی مورد علاقه مان را قول می دهیم یا …
اگر ناموفق بودیم خودمان را تنبیه می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا خودمان را از تفریح مورد علاقه مان (حتی شده به مقدرار کم ) محرو م می کنیم
به طور مثال : فردا یک ربع کمتر از تلگرام استفاده می کنم یا فردا سریال مورد علاقه ام را نمی بینم

روز دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

صبح که از خواب بلند شدیم ، نگاهی به برگه عادت سازی خودمان می اندازیم
و به خودمان قول می دهیم که امروز بهتر از دیروز ، قدم ترک یا ایجاد عادت خود را برداریم
اگر موفق بودیم ونمره خوبی گرفتیم
اگر احساس کردیم ، دیدیم راحت و آسان بود ، قدم بعدی را برای خودمان می نویسیم :

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی ترک وسواس در ۲۱ روز :

من امروز که رفتم حمام ۶ دفعه خودم را می شورم

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی برای ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من امروز ۱۰ صفحه از رمان مورد علاقه ام را مطالعه می کنم

اگر هم در روز اول موفق نبودیم یا برای ما این قدم روز اول آسان نبود ، دوباره همان قدم را پیگیری می کنیم

شب دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

باز هم عملکرد روزانه خود را مرور می کنیم و به خودمان نمره می دهیم

ترک عادت در 21 روز

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

در ابتدای هفته دوم ، یک نگاه کلی به برگه عادت سازی و جدول عادت سازی خودمان انجام می دهیم
و بعد اگر احساس کردیم که موفق بودیم ، قدم بعدی و این دفعه قدم بزرگتر را نوشته و هفته بعد ، قدم جدید را در دستور کار خود قرار می دهیم

 

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز

ترک وسواس در هفته دوم :

حالا که مشکل وسواس خود را در حمام حل کردیم و دیگر فقط دو بار یا سه بار خودمان را در حمام می شوریم
این هفته می خواهیم مشکل وسواس خود را در تمییز نگه داشتن خانه حل کنیم
من هر روز و حداقل سه بار خانه را تمییز می کنم و سه بارهم گردگیری می کنم

ترک عادت در 21 روز

روز اول از هفته دوم :

من امروز می خواهم فقط دو بار گردگیری کنم

ترک عادت در 21 روز

ایجاد عادت مطالعه در هفته دوم :

من می خواهم در روز اول این هفته دیگر ساعت خاص و تعیین شده ای همانند ۲۰ دقیقه قبل از خواب را به مطالعه اختصاص بدهم

شبها نیز که مشخص است نمره دهی و صبحها هم مرور قدم و یا شرط گزاری روزانه خود را انجام می دهیم

هفته سوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

همانند هفته دوم با این تفاوت که باید نسبت به هفته های اول و دوم ، بیشتر به خودمان سخت بگیریم تا به نتیجه برسانیم
مثال :

هفته سوم از ترک وسواس در ۲۱ روز

من می خواهم هر جا که احساس می کنم وسواس دارم را با تمرکز برطرف کنم
امروز برای تمییز کردن خودم یا خانه یا آرایش فقط نیم ساعت وقت می گذارم نه بیشتر

هفته سوم از ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من می خواهم برنامه مطالعه روزانه ام را به نیم ساعت یا یک ساعت در روز برسانم و با خودم مشخص کنم که کتابی که در دست دارم را حدودا تا چه زمانی تموم می کنم

ترک عادت در 21 روز

بعد از نمره دهی و تکمیل جدول عادت سازی :

یا به نمره قابل قبول دست پیدا کردم یا خیر ؟

اگر نمره قابل قبول نگرفتم که یک هفته دیگر ،برنامه ۲۱ روزه خود را تمدید می کنم
اگر نمره قابل قبول گرفتم

امتحانش این است که ببینم : بدون بررسی روزانه و فقط با بررسی هفتگی می توانم همان نمره یا بالاتر از آن را تکرار کنم یا نه ؟

اگر می توانم که با بررسی هفتگی یا ماهانه فقط باید حواسمان باشد که از برنامه خود دور نشویم
و اگر هم نتوانستیم که برنامه ۲۱ روزه یا هفتگی را دوباره در دستور کار و زندگی خود قرار می دهیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت (آسان کردن تغییر)

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن تغییر

آسان کردن ایجاد عادت مثبت

 

  • می خوام ترک عادت کنم
  • می خوام تغییر کنم
  • آخه تغییر خیلی سخته !
  • مگه ترک عادت امکان پذیره !
  • بابا من نمی تونم تغییر کنم ولم کن !
  • چی جوری آخه تغییر کنم
  • راهی سراغ نداری که من بتونم عادتم را ترک کنم
  • می خوای کاری کنم که تغییر برات آسان بشه

….

اگر مقاله قبلی (چرا تغییر سخت است) را خوانده باشید ، متوجه شده اید که تغییر و ترک عادت آسان نیست

اگر نخوانده اید به شما پیشنهاد می کنم که حتما آن را بخوانید ( برای این منظور کافی است تا اینجا کلیک کنید )

در این مقاله می خواهم شما را با راهکاری آشنا کنم که می تواند تغییر و ترک عادت شما را آسان کند

گفتیم که تغییر و ترک عادت آسان نیست و همانند شنا کردن خلاف آب می باشد

برای همین می خواهیم تکنیکی یاد بگیریم که می تواند شنا کردن یا تغییر کردن را آسان کند

آسان کردن ترک عادت

قبل از اینکه به راهکار آسان کردن ترک عادت بپردازیم ، می خواهیم در مورد همین تشبیه تغییر و ترک عادت به شنا کردن خلاف آب کمی بیندیشیم

نتایجی که می توانیم از این تشبیه بگیریم بسیار قابل توجه است

آسان کردن ترک عادت

اصول و قواعد شنا

همانگونه که بدون دانستن اصول و قواعد شنا نمی توان درست شنا کرد

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر نمی توان به درستی تغییر کرد یا

بدون دانستن اصول و قواعد ترک عادت نیز نمی توان بدرستی عادت را ترک کرد

با دست و پا زدن الکی ممکنه که یکی یا دومتر را در استخر جلو تر رفت ولی هیچوقت نمی توان اسم این دست و پا زدن یا شلب و شولوب را شنا کردن دانست

شما برای اینکه حتی در استخر ، عرض یا طول استخر را شنا کنید باید اصول و قواعد شنا کردن را بلد باشید

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر و ترک عادت می توان تصمیم به تغییر یا ترک عادت گرفت

ولی در نهایت نمی توان موفق شد چون وقتی مقاومتها و مشکلات سر راه قرار می گیرد ما درست عمل نمی کنیم و خودمان را می بازیم

آسان کردن ترک عادت

من تصمیم گرفتم که اخم نکنم و لبخند بزنم

بنابه اصل مقاومت در تغییر : چون شما تصمیم به تغییر گرفته اید ، مقاومتها در سر راه شما قرار می گیرد که شما موفق نشوید

بنابراین امروز که من تصمیم گرفتم که دیگه اخم نکنم و لبخند بزنم :

همین که صبح از خانه خارج می شوم یک ماشین با سرعت بالا میاد و یکدفعه ای راه رو به من و ماشینم می بنده و بدون هیچ معذرت خواهی گازش رو میگیره و میره

تا وارد اتوبان می شم می بینم که یک ترافیک عجیبی بوجود اومده که با وجود این ترافیک حتما به موقع به مقصد نمی رسم

بدتر از اون اینه که بنزین ندارم و استرس تموم شدن بنزین هم اضافه میشه

و چند تا بهانه دیگر دست به دست هم می دهد که من نتونم اخم نکنم و لبخند بزنم

پس با خودم می گم :

دیدی ما اومدیم این عادت بد رو ترک کنیم نشد

اصلا نمی تونم این عادت رو ترک کنم

ولی اگر با اصل مقاومت آشنا بودیم می دانستیم که :

همین که در مسیر تغییر قرار بگیریم ، مقاومتها کاملا عادی است و نشان می دهد که ما مسیر را داریم به درستی می رویم

فقط کافیه که مقاومتها را به درستی رد کنیم تا به یک تغییر و ترک عادت درست دست پیدا کنیم

و در اصل دیگری (اصل مراقبت ) هم می گوید :

اگر اشتباهی کردی و برعکس ترک عادتت رفتار کردی ، اشکالی ندارد و مهم این است که به ترک عادتت پایبند باشی و ادامه دهی

کتاب کار حضرت فیل

برای اینکه با تمام اصول و قواعد تغییر آشنا شوی به شما پیشنهاد می کنم:

کتاب کار حضرت فیل را بخوانید

که در نوع خودش مرجعی است برای تغییر و ترک عادت

 

 

مژده : بلد باشی همه جا می تونی شنا کنی

 

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت را با یک مژده و تبریک پیش می بریم :

اگر شما به اصول و قواعد شنا مسلط بشی همه جامی تونی شنا کنی ، همه استخرها و دریاهای آرام

(لبته ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، بله هر چقدر هم شنا بلد باشی نمی توانی یک رودخانه خروشان ، پر سنگ و کلاخ و طولانی را شنا کنی ، چون شنا کردن در آن اصلا منطقی نیست)

اگر شما به اصول و قواعد تغییر و ترک عادت هم مسلط بشی ، همه تغییرات را می توانی در خودت بوجود بیاوری

(دوباره ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، همه تغییرات عملی و امکان پذیر)

دلیل این هم در این است که تمامی اصول و قواعد در همه تکرار می شود

 

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما این شخص را می شناسید ؟

آسان کردن ترک عادت

بله مایکل فلپس ، شناگر ، پر افتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک و رکوردار کسب بیشترین مدال طلا در یک دوره المپیک است

حالا من می خواهم به شما یک راهکار یاد بدهم که شما را تبدیل به مایکل فلپس در تغییر و ترک عادت کند

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما وقتی شنا می کنید حتی اگر به اصول و قواعد تغییر آشنا باشید باز هم ممکن است که دستانتان خسته شود

حال اگر بخواهید برخلاف آب شنا کنید که امکان خسته شدن شما خیلی بیشتر است

من می خواهم به شما دو تا آمپول معرفی کنم که می تواند برای شما حکم دوپینگ داشته باشد

و شما بتوانید بدون خسته شدن مسافت مورد نظر خود را شنا کنید یا به نتیجه ترک عادت خودتان دست پیدا کنید

آسان کردن ترک عادت

لذت و رنج

دو آمپول لذت و رنج می تواند شما را تقویت کند که لحظاتی که خسته می شوید کم نیارید

آمپول لذت :

لذت از آینده تغییر و ترک عادت شما :

خود را تصور کنید زمانی که در ترک عادت خودتان موفق شدید

چه امتیازاتی بدست می آورید ، چه لذاتی کسب می کنید …

آسان کردن ترک عادت

من می خواهم به جای بد صحبت کردن ، خوب صحبت کنم

آمپول لذت :

لذتهای بعد از دستیابی به خوب صحبت کردن

همه لذت می برند از مصاحبت با من

همه از من تعریف می کنند که چقدر به موقع و درست صحبت می کند

خودم کیف می کنم وقتی می بینم خوب صحبت می کنم

خانواده ام به من افتخار می کنند که وقتی صحبت می کنم همه با احترام گوش می کنند

با خوب صحبت کردنم تونستم توی کسب و کارم پیشرفت عجیبی بکنم

دوستان جدیدی پیدا کردم و برنامه های جدیدی شکل دادم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برید از این که نتوانسته اید عادت بد را ترک کنید

تمام سختیهایی که حس می کنید از اینکه نتوانسته اید تغییرات خود را عملی کنید

 

آسان کردن ترک عادت

من عادت دارم که بدون لحظه ای تفکر شوخی کنم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برم از اینکه شوخی بی موقع می کنم:

تمام خانواده ام رنج می برند از شوخیهای بی موقع من

هر فردی که با من هم صحبت می شود سعی می کند زود صحبتش را تمام کند

خودم از خودم بدم میاد وقتی شوخیهای نامناسب انجام می دهم

همه سعی می کنند علی الخصوص در بحثهای جدی من رو دعوت نکنند

تبعات زیادی دامن گیر من می شود وقتی شوخی نامناسب و بی موقع می کنم

همسرم از دست شوخیهای من عجیب ناراحته به طوریکه توی زندگی زناشوییم تاثیر قویی گذاشته

آسان کردن ترک عادت

جدول T لذت و رنج (ترکیب دو آمپول لذت و رنج ):

حال اگر این دو آمپول را همزمان بزنیم عجیب کولاک می کند

برای این منظور بهترین کار این است که یک جدول T بکشیم و در یک طرف لذتهایی که از ایجاد تغییر بدست می آوریم و در طرف دیگر رنجهایی که از عدم ایجاد تغییر حس می کنیم رو بنویسیم

و زمانی که از شنا کردن خلاف آب خسته شده ایم و می خواهیم بی خیال شنا کردن بشویم از این دو آمپول بهره ببریم

وقتی که مقاومتها جلوی راه تغییر ما می آید با کشیدن و فکر کردن به این جدول T تغییر و یادآوری لذت و رنج به خودمان انگیزه لازم را بدهیم تا آسان کردن ترک عادت برای ما اتفاق بیفتد

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
مانع تغییر

مانع تغییر (مهمترین مانع تغییر در زندگی)

 

مانع تغییر

مهمترین مانع تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین مانع تغییر است.

مانع تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که  هست در همان حالت باقی نگه دارد تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

  مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند همانند لامپ کم مصرف

مانع تغییر

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد 

به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد

و مهمترین سؤالات او این است که این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

مغز بزرگترین مانع تغییر

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

 

 مغز خزنده بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی حفظ بقای انسان ، هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییر چالشی جدید است.

مغز عاطفی هم مخالف و مانع تغییر است چون تغییر دردسر دارد و هیچ لذتی ندارد 

تغییر می گوید لذت آنی را فراموش کن و خود را تغییر بده در حالیکه مغز عاطفی به دنبال لذت بردن است

مغز منطقی هم با تغییر موافق نیست چون منفی نگر است و تغییر را به دور از دسترس می داند

مانع تغییر

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار

می گویند در شهر ساندی گو ، شهرداری آن شهر با مشکلی برخورد کرده بود

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت گرسنگی می مردند

به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار روبرو بودند

از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را بررسی و حل کنند

مانع تغییر

پژوهشگری علت را دریافت

علت این بود که در نزدیکی ساحل این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود را در کنار ساحل رها می کرد

و مرغان ماهیخوار به خوردن همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی نمی کشیدند

با انتقال کارخانه ، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند

و هیچ تغییری در خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد

 

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

 

  • اولین ترفند مغز این است که به ما گونه ای تلقین می کند که:
  • در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است
  • و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم
  • و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم
  • دومین ترفند مغز این است که اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم
  • دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیدمانع تغییر
  • مثلا ً به ما می گوید :
  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشیم

  • سومین ترفند مغز این است که همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند
  • و وقتی کاری تبدیل به عادت شود دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود
  • ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

 

عادت رانندگی کردن 

ترفند عادت کردن کار توسط مغز ، را در مثال رانندگی به صورت واضح و روشن می بینیم :

مانع تغییر

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طول رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم

تا به این نتیجه برسیم که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

 

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید
  • و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟
  • این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و … با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير

تغییر چیست ؟ (مبانی تغییر در زندگی را یاد بگیریم)

 تغییر چیست؟

تغییر به معنی دگرگونی است

جابجا شدن از حالتی یا وضعیتی به حالت یا وضعیت دیگر را تغییر گویند

ما به همین مقدار معنا کفایت می کنیم و بیشتر از این به معنای لغوی تغییر نمی پردازیم

فقط علاقمندم به این نکته مهم و کاربردی اشاره کنم که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول

تفاوت تغییر با تحول

تحول به سلسله ای از تغییرات اطلاق می گردد که می تواند ماهیت و اساس یک چیز را به طور کلی تغییر دهید

در حالیکه در تغییر ، ما با جابجایی یک حالت یا وجه مواجه هستیم

مثلا ً با یک لیوان آب با یکسری سنگریزه داخل آن روبرو هستید وقتی که آن را از صافی عبور میدهید تا آب را از حیث سنگریزه پاک کنید آب را تغییر داده اید

ولی وقتی که آب را از صافیهای مختلف که یکی از آنها مجهز به سیستم الکترولیزاسیون (اتصال به برق با کمک الکترود ) هست عبور دهید

تغییر

دیگر تحول رخ داده و ما دیگر با آب متحول شده روبرو هستیم.

نکته ای که در تفاوت این دو وجود داشت به ما خاطر نشان می کند که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول 

پس از الان باید ذهنیت خود را معطوف به تغییر کنیم :

یک وجه یا صفت و بعد وجه یا صفتی دیگر

که بتواند در نهایت همان تحول اساسی که مدنظر ماست را در برداشته باشد

ولی اگر از اول به دنبال یک تحول اساسی و کلی در خودمان باشیم

بنابه همان ضرب المثل معروف : سنگ بزرگ علامت نزدن است

جالبتر این است که در مباحث بعدی با این قضیه آشنا می شویم که

حتی در تغییر هم باید از تغییرات جزیی و قدمهای کوچک شروع کنیم

تحول نداریم !

اگر تحولی هم رخ می دهد در اثر تغییراتی بوده که فرد در خود بوجود آورده و قابلیتها و شایستگی هایی که درون خود ایجاد کرده تا شایسته تحول شود

بنابراین با این تعریف تحول نداریم مگر قبلش در خودمون تغییراتی ایجاد کرده باشیم

 

داستان تحول فضیل عیاض

یکی از داستانهای معروف تحول را میخواهیم با هم بررسی کنیم

گویند که فضیل عیاض سردمدار و رئیس گروهی بود که به دزدی معروف شده بود

این گروه در دزدی برای خودش اسم و رسمی داشت (به قول امروز برندی بود)

یک روز فضیل از شهر می گذشت که دختری خوش سیما را دید دلش عزم او کرد

و به یارانش دستور داد که برنامه ملاقات او با این دختر را تدارک ببینند

یاران فضیل با هر زور و تهدیدی که بود پدر و مادر دختر را زندانی کردند

و به فضیل پیغام دادند که دختر در خانه تنهاست و شما می توانید تشریف ببرید

گویند زمانی که فضیل آمد از دیوار خانه دختر بالا برود از خانه همسایه دختر آیه قرآنی را شنید که آن همسایه داشت قرائت می کرد :

وقت آن نرسیده شده است که ایمان بیاورید

همین آیه فضیل را دگرگون و متحول کرد و بعد از آن ،  ایمانش آن اندازه قوی شد که به درجه اولیاء خداوند نایل آمد

تغییر

حال سوال اینجاست که چرا فضیل ؟

خیلیهای دیگر هم این آیه را شنیده بودند ولی چرا فضیل اینگونه متحول شد؟

باید جوابش را در تغییراتی که فضیل در خود بوجود آورده بود (همانند داستان امانتداری فضیل ) جستجو کنیم


داستان امانتداری فضیل عیاض

گویند فضیل و یارانش در گردنه، کمین کاروانی را کرده بودند که به آن حمله کنند و آن را غارت کنند

آمار به فضیل رسید که این کاروان از امکانات امنیتی بالایی برخوردار نیست

پس فضیل به یارانش گفت : حالا که اینگونه است من همینجا در چادرم می مانم

شما بروید و کاروان را غارت کنید

یاران فضیل به سمت کاروان حمله ور شدند

درمیان کاروان تاجر پولداری بود که متوجه حمله دزدان شد و سریع کیسه بزرگ درهم خود را برداشت و از سمت دیگر کاروان فراری شد تا کوه را دور بزند

تاجر بعد از اینکه کوه را دور زد به یک چادر رسید که مردی داخل آن بود

با خود فکر کرد که اگر همینگونه بخواهد به بیابان برود یا خواهد مرد یا بعد از اینکه دزدها متوجه غیبت او بشوند به دنبال او می آیند و او را پیدا خواهند کرد

پس بهتر است که این کیسه را به این مرد امانت بدهد و خود پیش کاروان برود

تاجر همین کار را کرد و به کاروان خود برگشت

دزدها هم که از آمار دیگر کاروانیان متوجه غیبت او شده بودند او را به سختی گشتند و دست از پا درازتر نزد فضیل بازگشتند

تاجر که خیالش از بابت دزدها راحت شد دوباره کوه را دور زد تا خود را به مرد داخل چادر برساند و امانت خود را باز پس گیرد

وقتی به چادر رسید دید که ای داد بیداد ، آن مرد که کیسه را به او سپرده ، خود سردسته دزدهاست (فضیل) و دارد اموال دزدی را میان یارانش تقسیم می کند

آه بلندی کشید ، به طوری که تمام دزدها متوجه او شدند

فضیل هم که صدای آه را شنیده بود و  متوجه تاجر شده بود ، رو کرد به تاجر و گفت :

آمدی مرد ! بیا و امانتت را بگیر

تغییر

قابلیت و شایستگی فضیل

تاجر پیش فضیل رفت و فضیل در میان چشمان بهت زده و مبهوت یارانش کیسه بزرگ درهم را از گوشه ای بیرون آورد و به تاجر داد

یاران فضیل به فضیل اعتراض کردند که ما این همه زحمت کشیدیم و جز چیزی خرت و پرت نصیبمان نشد

بعد شما این کیسه بزرگ درهم را به این تاجر برمی گردانی ؟

فضیل گفت :

این مرد این کیسه را پیش من به امانت گذاشته بود و من دزدی میکنم

ولی هیچوقت خیانت در امانت نمی کنم !

همانگونه که شما به من اعتماد می کنید و تقسیم اموال دزدی را به من می سپرید

من هم اعتماد این مرد را همانند اعتماد شما خراب نمی کنم

این داستان قابلیتها و ویژگیهایی از فضیل را نشان می دهد که می تواند زمینه ساز تحول شود

پس اگر کسی به دنبال تحول باشد باید خود را با تغییرات وسیع آماده و مهیای تحول کند

و تحول اینگونه نیست که همچون معجزه یک دفعه ای در فرد بوجود آید و یک شبه تمام تغییرات فرد اجرایی شود

 

تغییر سخت است یا آسان؟

به نظر شما رانندگی کردن سخته یا آسان ؟ یا آشپزی کردن آسونه یا سخته ؟

تغییر

اگر کسی رانندگی نکرده باشه و بخواد برای اولین بار پشت فرمون بشینه مسلما براش رانندگی خیلی آسان نیست

  یا آشپزی کردن هم از همین قانون پیروی میکنه ولی همین که فرد به رانندگی و آشپزی مسلط بشه ، دیگه کاری آسان و راحت میشود

تغییر

پس راهکار اصلی آسان شدن تغییر ، مسلط شدن به آن است

البته نمیتونیم منکر این بشویم که

تغییر در ابتدای راه  کاری سخت و دشوار نشان می دهد و همین سختی اولیه خیلیها را از انجام تفییر باز می دارد

دلیل مهم سختی و دشواری تغییر این است:

طبق یکی از قانونهای نیوتن ، هر شیء ثابتی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند

انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست

فلذا اگر از این منظر به انسان توجه کنیم انسان نیز علاقمند است در همان حالتی که هست باقی بماند

یعنی با همان مکرراتی که در روزمره با آن درگیر است و درصد بالایی از زندگی او را تشکیل می دهد 

با همانها زندگی خود را بگذراند و هیچ نوع تغییری در زندگی خود بوجود نیاورد و در همان حالتی که هست باقی بماند

 

اقدامک :

کاغذی را بردارید و سه تغییر مهمی که در زندگیتان علا قمند به اجرای آن بوده اید

و به هر دلیلی نتوانستید یا به تعویق انداختید را یادداشت کنید؟

تغییر
فقط دقت کنید بر اساس اولویتی که در ذهنتان است بنویسید

چون مسلما ً بر اساس آنچه ذکر رفت مجبور هستیم به ترتیب و یکی یکی تغییرات را اجرایی و عملیاتی کنیم

مژده :

تغییر با تمام هیبت و ابهت و سختیهاش دارای اصول و قواعد کاملا ًمشخص و معین و در عین حال ثابتی است

کافیست ما با این اصول و قواعد آشنا بشویم

و به تکنیکهای مبتنی بر این اصول مجهز بشویم تا به هر تغییری که دوست داریم دست پیدا کنیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير اساسي در زندگي

تغییر اساسی در زندگی (چگونه در زندگی خودمان تغییر اساسی بوجود بیاوریم )

تغییر اساسی در زندگی

 

خیلی وقتها شده که به هر دلیلی از خودمان بدمون اومده و با خودمان تصمیم گرفتیم که :

هر جوری شده باید تغییر اساسی در زندگی خودم بوجود بیاورم

 

ابتدا باید به خودمون تبریک بگیم

می دونید چرا؟

چون خیلیها هستند که اصلا به تغییر فکر نمی کنند و به زندگی روزمره شون عادت کرده اند

دوم به این واسطه که قبول داریم که همه چیز دست خودمون هستش و خودمون تعیین کننده سرنوشت و آینده خودمون هستیم

که خود این مطلب مهمترین دلیل پیشرفت ، موفقیت و تغییر اساسی در زندگی هستش

 

داستان داوینچی و شام آخر

 

داوینچی تصمیم داشت تابلوی شام آخر خود را طراحی کند

تغییر اساسی در زندگی

او می بایست در این تابلو نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا نقاشی کند

یهودا : یکی از یاران حضرت عیسی بود که در هنگام شام تصمیم گرفت که به او خیانت کند

روزی در یک مراسم همسرایی ، داوینچی تصویر کامل مسیح را در چهره ی یکی از جوانان همسرا یافت

او را به کارگاه دعوت کرد تا از چهره اش اتو و طرحهای کاملی برای نقش عیسی بردارد

سه سال گذشت اما داوینچی هیچ کس را نتوانست برای یهودا پیدا کند که مدل خوبی برای آن محسوب شود

کاردینال مسئول کلیسا مدام به داوینچی فشار می آورد که چرا اثرش را تمام نمی کند

و داوینچی هم در پاسخ ، نبود مدل مناسب یهودا را عنوان می کرد

تا اینکه پس از این سه سال ، داوینچی در راه ، جوان ژنده پوش و مستی را در جوی آب دید

از شاگردانش خواست که او را به کارگاه بیاورند تا بر اساس او مدل یهودا را ترسیم کند

جوان آن اندازه مست و داغون بود که متوجه حتی بردنش به کلیسا نشد ، بعد از اینکه به حالت عادی بازگشت و چشم هایش را باز کرد ، نقاشی شام آخر را دید که جلوی رویش قرار داشت

یکدفعه گفت : عجب زیباست ولی من این اثر را قبلا دیده ام

داوینچی شگفت زده پرسید : کجا ؟

جوان گفت : سه سال پیش ، قبل از اینکه من همه چیزم را از دست بدهم ، زمانی که در همسرایی آواز می خواندم و زندگی زیبایی داشتم ، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی مسیح بشوم

 

اساس تغییر

اساس تغییر اساسی در زندگی بر این اساس است که :

ما مسئول تمام زندگی خویش هستیم

تنها کسی که می تواند سرنوشت ما را تعیین کند : فقط و فقط خود ما هستیم

 

حال اگر پذیرفتید و این موضوع را قبول دارید :

برای تغییر اساسی در زندگی خود قدم بردارید و تمام بهانه ها را از جلوی روی خودتان بردارید

 

لیست تغییرات و نقاط قوت

 

 

ابتدا لیستی حداقل ۵ تایی از نقاط قوت خود را بنویسیدتغییر اساسی در زندگی

هر خوبی که به ذهنتان می رسد اعم از مهربانی ، امین بودن ، با اخلاق بودن و ….

حالا سه تا از اولویتهای تغییر اساسی در زندگی خودتان را یادداشت کنید

یکی را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کنید

ببینید با کدامیک از نقاط قوت شما سرو کار دارد؟

 

 

 

مثلا اولویت تغییر اساسی در زندگی شما شده است : لاغری

نقطه قوت شما هست : خانواده دوست بودن

تلفیق این دو می شود : من می خواهم لاغر کنم تا :

چاقی من را بیمار نکند و خانواده ام به واسطه چاقی من رنج نبرد

من می خواهم لاغر کنم تا خانواده ام از چاق بودن من رنج نبرد و به تناسب اندام من افتخار کند

بعد کافی است ذهنم را روی همین تلفیق متمرکز کنم

هر وقت که خواستم ناپرهیزی کنم ، باید این تصویر جلوی چشمان من بیاید و به خاطر خانواده ام از خوردن پرهیز کنم

یا بخاطر خانواده ورزش کنم چون علاقمندم باشم تا خانواده ام را به خوبی حمایت کنمتغییر اساسی در زندگی

 

یا تغییر اساسی در زندگی من شده : خوش تیپ شدن

 

از نقاط قوت من : محبوب بودن و علاقمند به محبوبیت

تلفیق این دو می شود : تیپ مناسب برای محبوبیت بیشتر

 

 

اگر برای خودتان نتوانستید نقطه قوتی پیدا کنید ، از نزدیکان خود کمک بگیرید و این تلفیق را برای خودتان شکل دهید

 

نکته مهم

 

البته این نکته مهم همیشگی را گوشزد کنم که تصور تغییر اساسی در زندگی به صورت یکدفعه ای و معجزه وار تصوری باطل است و باید برای استفاده از نقطه قوت خود ، قدم به قدم تغییر را در خودتان بوجود بیاورید

من می خواهم سیگار را ترک کنم و نقطه قوت من خوش تیپ بودن است

با خودم کمی فکر می کنم و می بینم که همین سیگار ممکن است در چند سال بعد باعث این بشود که خوش تیپی من تحت الشعاع قرار گیرد یا دندانهایم از بین برود و یا بیماری تیپ مناسب را از من دور کند

تغییر اساسی در زندگی

ولی گذاشتن سیگار یکدفعه ای برای من امکان پذیر نیست

پس روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم تا کم کم و آهسته بتوانم سیگار را ترک کنم

در تمام روزهایی که صرف ترک سیگار می کنم ، خوش تیپی آینده مهمترین انگیزه برای این قضیه خواهد بود

 

اقدامک :

لیستی از تغییراتی که در اولویت سرفصل تغییر اساسی در زندگی خودتان است را بنویسید

لیستی از نقاط قوت خودتان را یادداشت کنید

در مقابل هر تغییر ، یکی از مهمترین نقطه قوتی که با آن می تواند در ارتباط باشد را بنویسید

برای تغییر خود قدمهای کوچک تعریف کنید

و هر روز هم مسئولیت تغییر در زندگی خود را یادآوری کنید و هم هر روز آن قدم کوچک را از خودتان پیگیری کنید

در صورتی که موفق بوده اید خودتان را تشویق و اگر ناموفق خودتان را تنبیه کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام خیلی سریع تغییر کنم (ایجاد تغییر سریع)

تغییر سریع

خیلی سریع می خوام تغییر کنم

روزهایی شده که به هر دلیلی از خودمون بدمون اومده

مواقعی بوده که حاضر بودیم هر کاری بکنیم که عوض بشیم

حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا عوض بشیم

ولی بعد از یک مدت دیدیم هیچ تغییری نکردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد

حالا چی کار کنیم که این دفعه سریع تغییر کنیم

تغییر سریع

 

اول از همه باید به این نکته مهم اشاره کنم که ما چیزی به نام تغییر سریع نداریم

و این که فکر کنیم که یک دفعه ای معجزه ای رخ میده و ما تغییر نکنیم را باید از ذهن خودمان پاک کنیم

همانگونه که تغییرات و عادتهای قبلی ما به مرور زمان ایجاد شده ، تغییرات و عادتهای جدید هم باید به مرور زمان ایجاد شود

بنابراین هر تغییری که برای خودمان مد نظر داریم را باید خرد کرده و تقسیم کنیم

و بعدش برنامه ریزی کنیم که بتونیم در یک مدت زمان معلوم به آن دست پیدا کنیم

مثال :

من می خوام از امروز خوش تیپ و خوش لباس بشم

نباید فکر کنیم که یکدفعه ای من به گونه ای خوش تیپ می شوم که همه با حسرت به من نگاه می کنند

یک دفعه ای می شوم مثلا یو آخیم لو سرمربی تیم آلمان که همه از تیپش تعریف می کنند

تغییر سریع

 

این کار دو ضرر بزرگ دارد :

اول چون خیلی بزرگ است و سنگ بزرگ علامت نزدنه

بنابراین ذهن ما با تغییر همراهی نمی کند ، مدام مخالفت می کند و رسیدن به این هدف را دست نیافتنی تلقی می کند

دوم اگر کوچکترین اشتباهی انجام بدهیم مثلا یک روز نرسیم ، لباسمان را اتو کنیم

فکر می کنیم که تمام تغییرات ما به بن بست برسیده و بی خیال تغییر می شویم

 

بنابراین باید همین تغییر را خرد و تقسیم کنیم

هفته اول : چند دست لباس جدید می خرم یا لباسهام رو آماده می کنم (می شورم و اتو می کنم )

هفته دوم : لباسهام تمییز باشد و اتو داشته باشد

هفته سوم : با یکی از نزدیکانم که خوش سلیقه است مشورت می کنم و لباسهایی که به نظر دوتامون به من نمیاد حذف یا جایگزین می کنم

هفته چهارم : ادکلن و عطر یا ساعت ، کت و شلوار را به تیپم اضافه می کنم

هفته پنجم : کفشهای واکس زده ، ادکلن ، خط اتو ، لباس مناسب و شیک جزو برنامه هر روزم می شود

 

هر روز ، فقط همون تغییر همون هفته و هفته قبلش رو پیگیری می کنم تا برام عادت بشود

تغییر سریع

 

حالا می خوام یک راهکار رو براتون ذکر کنم که می تونه در تغییر سریع شما موثر واقع بشود :

 

راهکار برای تغییر سریع

شما می خواهید یک برنامه رادیویی خاص رو گوش کنید

اولین کار اینه که رادیو رو روشن کنیدتغییر سریع

دومین کار و مهمترین کار اینه که فرکانس مخصوصی که برنامه از آن پخش میشود را پیدا کنید

نمی شود روی یک فرکانس دیگه باشید و بتونید همون برنامه ای که مد نظر شماست رو گوش بدهید

یا تلویزیون رو بزنید شبکه دو و بخواهید فوتبالی که از شبکه سه پخش می شود رو نگاه کنید

تغییر سریع

این در مورد زندگی ما نیز صادق است

اگر بخواهیم به یک تغییر سریع دست پیدا کنیم

بهترین کار این است که فرکانس خودمون رو بر روی این تغییر تنظیم کنیم

اگر با افراد خوش تیپ و منظم بگردیم و روی آنها زوم کنیم ، تغییر خوش تیپ شدن ما سرعت می گیرد

اگر با افراد خوش اندام معاشرت کنیم و بخواهیم خوش اندام بشویم ، این تغییر سرعتش افزایش پیدا می کند

اگر  انسانهای موفق رو الگوی خودمان قرار بدهیم ، موفقیت با سرعت بیشتری به سمت ما می آید

 

برعکس

برعکس آن هم صادق است

همانگونه که اگر فرکانس ما اشتباه باشد برنامه مورد علاقه ما قابل پخش نخواهد بود
اگر من می خواهم لاغر کنم و بعد با دوستانی معاشرت می کنم که دنبال بهانه هستند تا بروند فست فودی بخورند ، کار من سخت خواهد بود

اگر من می خواهم پولدار بشوم و با افرادی ارتباط دارم که تفکرشان تفکر فقر است ، دیگر تغییر سریعی برای ثروتمند شدن را نباید از خودم انتظار داشته باشم

اگر من می خواهم  ورزش کنم و در بین دوستانم مهمترین سرگرمی قلیان و سیگار است امکان ورزش کردن من شدید افت می کند

پس بهترین کار این است که روی فرکانس خودم تجدیدنظر بکنم تا تغییر سریعی را شاهد باشم

تغییر سریع

البته این نکته را هم گوشزد کنم که اگر کسی امکان تعویض فرکانس خود را ندارد ، برای خود بهانه جور نکند

مسئولیت تغییر تمام و کمال با خود فرد است و اوست که می تواند نتیجه تغییر را تعیین کند نه دیگران

مثلا می خواهد لاغر کند و می داند نباید شام بخورد

حال خانواده او همگی چاق هستند و شام مفصل می خورند

با خود بگوید من که نمی توانم خانواده ام (فرکانسم ) رو عوض کنم ، پس تغییر من فایده ای ندارد

نه این طور نیست

 او می تواند با اراده قوی خود یا خوردن سالاد و غذاهای کم کالری در کنار خانواده تغییر خود را عملی کند

 

نتیجه گیری :

  • تغییر تدریجی و مرحله ای است نباید از خودمان انتظار داشته باشیم که یک دفعه بوجود بیاید
  • فرکانس خودمان را با تغییرات خودمان همراستا کنیم تا تغییرات ما سرعت بگیرد
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت چیست ؟

عادت :

هر کاری که بدون فکر و برنامه ریزی انجام شود

یعنی اگر فکر کردی و کاری کردی دیگر عادت نیست

 

اول از شما می خواهم که :

به امروز و کارهایی که تا این لحظه کرده اید فکر کنید و ببینید چقدر از کارهای شما با برنامه ریزی بوده است ؟

به همه چیز فکر کنید !

 

می دانید نفس کشیدن ، راه رفتن کوچکترین عادت شماست که بدون هیچ برنامه ریزی انجام می شود

نوع نشستن ، نوع خوابیدن ، نوع حرف زدن ، طرز راه رفتن شما از عادات شماست

تا حالا فکر کرده اید که چگونه نفس بکشم ؟

تا حالا برنامه ریزی کردید که چگونه راه بروم ؟

این یعنی عادت

 

اگر خوب فکر کرده باشید می بینید که ۹۰ درصد و شاید هم بیشتر کارها و عملهای ما در روز عادت می باشد

و متوجه می شوید اینکه می گویند :

(انسان چیزی جز عادتهایش نیست ) اغراق نشده است

به قول ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم

 

حال این عادتها که این اندازه مهم هستند از کجا بوجود آمده اند :

از یک کار یا عمل کوچک ولی به صورت تکراری و مستمر در طول زمان

عادت ها در طول زمان پرورش می یابد و ما را شرطی می کنند که براساس آنها رفتار کنیم

 

فرآیند عادت :

 

می خواهم شما را با مدل و فرآیند عادت آشنا کنم

 

زمین برفی را در نظر بگیرید که شما اولین نفری هستید که می خواهید در آن قدم بزنید

زمین خاکی و ناهمواری را فرض کنید که شما اولین نفری هستید که با ماشین می خواهید از آن عبور کنید

چقدر سخت و دشوار است ؟ چه نیرویی می برد ؟ زمان بر و طولانی است ؟

عادت

حال در نظر بگیرید که افراد زیادی از آن زمین برفی گذشتند طوری که برف زیر پا سفت شده و یک راه مطمئن و ایمن ایجاد شده است

یا از آن راه خاکی ماشینهای بیشماری گذشته ، آسفالت شده و تبدیل به اتوبانی بزرگ شده است

عادت

حال باز هم گذشتن از آن سخت است یا کاری آسان شده که با کمترین زمان و نیرو امکان پذیر است ؟

داستان عادت در مغز هم همینگونه است

نورون های مغزی برای یک کار خاص ابتدا در مغز سخت جابجا می شدند ولی بعد از مدتی آن اندازه این مسیر را تکرار کرده اند که تا شما تصمیم به انجام آن کار خاص می گیری بدون اینکه لحظه ای به آن فکر کنی نورونها همان مسیر را رفته اند چون مسیر برایشان هموار و اتوبان شده است

عادت

ابتدا کاری که می خواستیم انجام بدهیم سخت بود ، فکر و برنامه می خواست ، زمان بر بود ولی بعد آسان و سهل و کوتاه شده است چرا؟

چون تبدیل به عادت شده است

 

بهترین مثال : رانندگی است

اگر روزهای اولی که می خواستید خودتان یا اطرافیان شما رانندگی کنند را به یاد آورید

یادتان می آید که چقدر رانندگی در ابتدا تمرکز می خواست و حداقل آسان نبود

عادت

باید دقت می کردید که چه جوری همزمان کلاج را بالا بیاورید و گاز را فشار دهید تا ماشین حرکت کند ؟ چه جوری و چه موقعی دنده عوض کنم ؟ فرمون رو چه جوری دستم بگیرم و …

حالا بعد از یک مدت مثلا شش ماه دیگر به تنها چیزی که فکر نمی کنید  خود رانندگی است

چرا ؟

چون تبدیل به عادت شده است

آشپزی کردن هم برای خیلیها تبدیل به عادت می شود دیگر حتی مقدار نمک و ادویه جات را محاسبه نمی کند و بر طبق عادت می ریزد

 

این است داستان اهمیت عادت

 

اقدامک :

شما هم زمانی را به این موضوع فکر کنید که چه اندازه یا چند درصد کارهای شما برنامه ریزی شده است یا از روی عادت انجام می شود

با این محاسبه حدودی به اهمیت عادت در سرنوشت و زندگی خودتان پی می برید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

شانس تغییر

شانس تغییر داشتید یا نداشتید؟

واقعن بدشانس هستید ؟

خیلی خوش شانس هستید؟

اصلا چیزی به نام شانس وجود دارد؟

شانس یعنی چی؟

 

مهمترین نکته این است که شانس یعنی :

فرصت برای زندگی – فرصت نفس کشیدن – فرصت زنده ماندن

زمان برای موفقیت ،  پیشرفت ، بهبود و تغییر

 

اگر این فرصت را دارید یا هنوز زمان برای پیشرفت دارید پس

خوش شانس هستید

و در غیر این صورت :

بدشانسی یا بداقبالی چیزی جز بهانه نیست

 

اگر سالم هستید و  کمی غذا هم برای خوردن داری پس

فوق العاده خوش شانس هستید

 

شانس به طور کلی به مجموعه ای از انتخابها بستگی دارد

انتخاب من و شما است که می توانید لقب خوش شانسی یا بدشانسی را معنا بدهد

 

 

به قول ریچارد برانسون :شانس تغییر

همه ی ما خوش شانس هستیم ولی فرق من با دیگران این است که وقتی شانس سر راه من قرار می گیرد از آن استفاده می کنم

 

فرمول شانس یا خودشانسی

آمادگی (رشد شخصی) +

نگرش (باورها- طرز فکر) +

فرصت (چیزهای خوبی که سرراه قرار می گیرد )+

اقدام (انجام دادن کاری درباره ی آنها)

شانس تغییر

 

آمادگی :

بهبود و آماده سازی مداوم برای زمانی که فرصت ها بوجود آمد بتوانیم بهترین بهره برداری را ببریم

 

به قول پالمر : هر چه بیشتر تلاش می کنم ، خوش شانس تر می شوم

 

نگرش :

در جستجوی شانس بودن ، وقتی که شانس در جلوی ما ظاهر می شود آن را ببینیم

شما نمی توانید چیزی را که دنبالش نیستید را ببینید و یا

نمی توانید در جستجوی چیزی باشید که به آن اعتقادی یا نیازی ندارید

 

فرصت :

 ممکن است شانس را هم ببینید ولی به سرعت از جلوی دید شما دور شود و شما قدر این فرصت را ندانید

مهم است که شما به همه شانسها به عنوان فرصت و به همه فرصتها به عنوان شانس نگاه کنید

 

اقدام :

اگر شانس با شما روبرو شد و خواست به شما دست بدهد مهم است که شما با آن دست می دهید یا  تعلل می کنید

این اقدام شماست که در نهایت تکلیف خوش شانسی و بدشانسی را رقم می زند

 

داستان تشخیص شانس :

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد، در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد.

 

باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد.

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی حتما کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد ندارد.

شانس تغییر

سومین بار که در طویله باز شد ،  همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد. اما………گاو دم نداشت

 

فرمول شانس تغییر :

آمادگی برای تغییر : خود را برای فرصت تغییر کردن آماده کنیم

نگرش تغییر : ما می خواهیم تغییرکنیم و بهتر بشویم و برای بدست آوردن آن حاضریم هزینه اش را هم بپردازیم

فرصت : تک تک لحظات یا بهانه های تغییر را به چشم یک فرصت تغییر نگاه می کنیم

اقدام : وقتی که با فرصت تغییر روبرو شدیم ، اقدام می کنیم و با تعلل و اهمال کاری این فرصت را هدر نمی دهیم

 

اگر با این فرمول به تغییر نگاه کنیم

می بینیم که چقدر شانس تغییر برای فردی که نگرش تغییر دارد و از فرصتهای تغییر بهره می برد و اهل اقدام است زیاد و فراوان است

 

داستانی برای شانس تغییر :

در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است

این داستان ادامه داشت تا اینکه نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کنار جاده قرار داد

شانس تغییر

ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل آن سکه های طلا و یک نامه پیدا کرد

در نامه نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک شانس تغییر برای زندگی باشد

 

 

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
شکل گیری عادت

فرآیند شکل گیری عادت (چگونه عادت در مغز شکل می گیرد)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير احساسي

تغییر احساسی (می خواهم احساسات منفی را مثبت کنم )

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید