لیست عادات بد

لیست عادات بد ( لیستی از عادات زشت )

لیست عادات بد

لیستی برای شناسایی عادات بد

فهرستی از عادات زشت

لیست عادات بد

شاید ذهن شما درگیر این شده که عادات بد دارید یا نه ؟

شاید با خودتان نشستید و خلوت کردید که آیا این عادت من بد است یا نه ؟

شاید از دیگران شنیدید که باید خودت رو تغییر بدهی ولی متوجه نشدی که چه عادت بدی داری که باید تغییر بدهی؟

و شایدهای دیگر

در این مقاله لیست عادات بد منتخب منتشر شده تا بتواند به اینگونه سوالات و شایدهای شما جواب بدهد

قبل از اینکه این لیست را مطالعه کنید به این دو نکته مهم توجه کنید

لیست عادات بد

نکته مهم اول :

آدمیزاد و انسان مجموعه ای است از عادات خوب و بد

و انسان موفق کسی است که با شناسایی عادات خوب و بد ، عادات خوب خود را گسترش و تقویت و جایگزین عادات بد خود نماید

بنابراین در عین حال که با لیست عادات بد آشنا می شوید و خود را با آن مطابقت می دهید

به یاد داشته باشید که مطمئنا شما از عادات خوبی نیز برخوردارید که می تواند جایگزین این عادات بد شود

چون بهترین راه ترک عادت ، جایگزینی عادت خوب به جای عادت بد می باشد

لیست عادات بد

نکته مهم دوم :

این لیست عادات بد ، فقط برای آشنایی شما با عناوین عادات بد طراحی شده و مهم این است که :

شما با تمرکز روی نقاط قوت و مثبت زندگی خودتان ، سرنوشت زندگی خود را تعیین کنید و

تمرکز روی نقاط منفی و ضعف و فراموش کردن نقاط قوت و مثبت ، می تواند بزرگترین تله برای پیشرفت و موفقیت باشد

بنابراین این لیست عادات بد را بخوانید و موارد مربوط به خودتان را علامت بزنید ولی

با یک برنامه ریزی درست و قوی ، از تمرکز روی نقاط مثبت و قوت خودتان بهترین بهره برداری را برای ترک عادت انجام دهید

برای هر چه بیشتر آشنا شدن با این موضوع ، این مقاله را پیشنهاد می کنم که حتما مطالعه کنید

مقاله چگونه عادت بد را ترک کنم ؟

 لیست عادات بد

لیست عادات بد :

  1. قضاوت سریع 
  2. غر زدن 
  3. رو دربایستی زیاد
  4. بی‌خیالی 
  5. نا امید بودن 
  6. نه نگفتن 
  7. غرور
  8. بلند حرف زدن و داد زدن 
  9. خوردن و جویدن انگشت 
  10. وسط حرف دیگران پریدن 
  11. کم خوابی و پر خوابی 
  12. بی برنامگی 
  13. عدم بیان احساسات 
  14. ول خرجی کردن و عدم پس انداز
  15. ایراد گیری 
  16. حواس پرتی 
  17. افراطی یا تفریطی بودن 
  18. پرخوری 
  19. استفاده زیاد از اینترنت (موبایل و کامپیوتر)
  20. زود از کوره در رفتن 
  21. رعایت نکردن حریم خصوصی دیگران 
  22. خیلی صمیمی بودن
  23. قدرت تصمیم گیری پایین 
  24. وقت شناس نبودن 
  25. از دیدگاه دیگران به قضایا نگاه کردن 
  26. بی نظمی 
  27. زود قضاوت کردن 
  28. اشتباهات را تکرار کردن 
  29. زود قانع شدن 
  30. ضعیف النفس بودن 
  31. عدم توجه به علایق 
  32. عادت به دروغ گفتن به بهانه‌ی مصلحتی
  33. مشاهده زیاد تلویزیون
  34. به زبان نیاوردن انتقاد 
  35. پیگیر نبودن 
  36. عدم تمرکز 
  37. پر حرفی 
  38. جوگیری 
  39. به تعویق انداختن 
  40. مرغ همسایه غازه 
  41. اعتماد به نفس بیش از حد 
  42. تنبلی 
  43. صفر و یک کردن همه چیز
  44. خسیس بودن 
  45. متوقع بودن از دیگران 
  46. واقع بین نبودن (ایده آل گرایی) 
  47. رفیق بازی 
  48. انتقاد پذیر نبودن 
  49. رو دادن زیادی به دیگران
  50. خوب صحبت نکردن 
  51. با یک دست چند تا هندوانه برداشتن 
  52. خود محور بودن 
  53. حرص خوردن 
  54. ظاهر بینی 
  55. قدرنشناس بودن
  56. شیک و تمیز نبودن
  57. تاخیر در اقدام کارها
  58. ورزش نکردن
  59. دیر بلند شدن از خواب
  60. دیر خوابیدن
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
روش تغییر

دو روش تغییر و ترک عادت (دو راه تغییر )

روش تغییر و ترک عادت

راههای تغییر و ترک عادت

 

در مقاله قبل گفتیم که دو روش برای هر نوع تغییر و ترک عادتی وجود دارد

  • حساسیت زدایی نظام مند
  • غرقه سازی

روش تغییر

توضیح دادیم که حساسیت زدایی نظام مند یعنی به صورت تدریجی و مرحله به مرحله با یک پدیده آشنا شویم

و غرقه سازی یعنی به صورت یکدفعه ای و بلافاصله اون پدیده را درک کنیم

بهترین مثالش هم شنا کردن است

شما تدریجی وارد آب می شوید (حساسیت زدایی نظام مند ) یا یکدفعه ای می پرید توی آب (غرقه سازی )

روش تغییر

تصمیم شما برای تغییر

وقتی شما می خواهید تغییر کنید یا عادت بدی را ترک کنید هم این دو روش به صورت کلی اجرا می شود

با خودتان تصمیم می گیرید که از شنبه که بیاد من آدم دیگه ای می شوم و به صورت کلی عوض می شوم

مثلا من از شنبه که بیاد دیگه عادت بد عصبانی شدن خودم رو میزارم کنار

یا از ماه دیگه ، رژیم غذاییم رو شروع می کنم و دیگه برنج نمی خورم هیچی ، هر روز یک ساعت هم ورزش می کنم

این می شود غرقه سازی

ممکن هم هست با خودتان تصمیم میگیرید که از همین فردا

من عادت بدم رو ترک می کنم ولی به صورت تدریجی

روش تغییر

مثال رژیم غذایی :

من رژیم غذاییم رو شروع می کنم ولی در مرحله اول و در سه روز اول فقط شکر را از سفره غذاییم کم می کنم

در مرحله دوم روزی ۵ دقیقه ورزش می کنم

در مرحله سوم دو قاشق برنج از هر وعده غذایی

این هم می شود حساسیت زدایی نظام مند

روش تغییر

اقدامک :

همین لحظه با خودتان خلوت کنید و ببینید تا این لحظه کدام روش برای شما موثر واقع شده ؟

بعد ببینید که آیا روش دیگر هم در مواقعی موثر بوده یا اصلا آن روش دیگر جواب نداده است ؟

 

واقعیت این است که روش غرقه سازی ما را خیلی وقتها اجرا کردیم

یعنی با خودمان تصمیم گرفتیم که یکدفعه ای فلان عادت را ترک می کنیم یا فلان تغییر خودمان را اجرایی می کنیم

ولی کمتر شده که طبق یک برنامه تدریجی تغییر و ترک عادت خودمان را اجرایی کرده باشیم

روش تغییر

دلیل علاقمندی به غرقه سازی :

دلیلش رو هم می توانید در نوع کارکرد مغز ما جستجو کنید

مغز ما علاقمند به تغییر نیست و می خواهد همان حالت همیشگی کار بکند

بنابراین به گونه ای با ما رفتار می کند که درصد موفقیت تغییر و ترک عادت ما کاهش یابد

به ما می گوید که تو باید از فلان روز تمام تغییر خودت را اجرایی کنی

بعد که کوچکترین اشتباهی بر خلاف تغییر خودمان انجام می دهیم

به ما می گوید : دیدی گفتم ! تو نمی تونی تغییر کنی

(برای بیشتر دانستن در مورد عملکرد مغز به شما پیشنهاد می کنم این مقاله را مطالعه کنید )

مقاله مهمترین دشمن تغییر

 

با این همه این روش می تواند برای خیلیها یا در موارد خاص تغییر بسیار خوب و عالی عمل کند

به طور مثال ترک سیگار

اگر از خیلی از افرادی که سیگار را ترک کردند بپرسی که کدام روش تغییر را بکار برده اند

می گویند : غرقه سازی

یعنی یکدفعه ای تصمیم گرفتند که سیگار را کنار بگذارند

روش تغییر

روش متناسب با ما :

مهم این است که با خودمان فکر کنیم و ببینیم کدام روش برای ما بهتر جواب می دهد

یا حداقل آزمون و خطا انجام بدهیم

اگر اولین روش تغییر جواب نداد ، به سراغ دومین روش تغییر و ترک عادت برویم

 

من بارها شده که با خودم تصمیم گرفتم که می خواهم لاغر کنم

از شنبه های متوالی هم قرار گذاشتم

با خودم گفتم که یکدفعه ای هم غذام رو کم می کنم ، هم ورزش می کنم ، نه شیرینی می خورم نه برنج

و هر دفعه بخاطر انتخاب این روش تغییر ، ناموفق بوده ام

بنابراین باید به این نتیجه رسیده باشم که در این نوع تغییر و با توجه به شخصیت من

روش حساسیت زدایی نظام مند جواب می دهد

روش تغییر

نکته مهم :

من به این نتیجه رسیده ام که حساسیت زدایی نظام مند یعنی روش تغییر تدریجی جواب می دهد ولی باز هم مغزم به من می گوید :

می دونی اگر بخوای تدریجی جلو بری چقدر طول می کشه ؟

آخه این هم می شود تغییر ؟

بعد ما رو تشویق می کند که دوباره برگردیم به سراغ همون روش تغییر غرقه سازی

چون مطمئنه که ما از اون روش تغییر موفق نمی شویم و اون نیاز نیست که خودش رو تو زحمت بندازه

 

بنابراین اگر هر روش تغییر را انتخاب می کنید :

حواستون باشه که به صورت کامل اجرایی کنید و هزینه ها و تبعات تصمیم خودتان را هم پرداخت نمایید

روش تغییر

خلاصه :

دو روش تغییر و ترک عادت داریم :

  • حساسیت زدایی نظام مند
  • غرقه سازی

روش حساسیت زدایی یعنی تغییر خودمان را به صورت تدریجی و مرحله ای انجام بدهیم

و روش غرقه سازی یعنی تغییر خودمان را به صورت یک دفعه ای و مرحله ای اجرا کنیم

انتخاب روش تغییر و ترک عادت بستگی به فرد و نوع تغییرش دارد

که هر فرد می تواند با استفاده از تجربه های موفق یا ناموفق تغییرات قبلی خودش ، بهترین روش تغییر را برای خودش انتخاب کند

و نکته مهم این است که هر روش را انتخاب کردید ، حتما به صورت کامل اجرایش نمایید

اگر به هر دلیلی قسمت ابتدایی مقاله را نخوانده اید ، حتما این قسمت را نیز مطالعه کنید

قسمت ابتدایی مقاله (دو روش ترک عادت)

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
قبل از تغییر

مراحل قبل از تغییر (قبل از تغییر چه می گذرد ؟)

 

قبل از تغییر

دوست دارید بدانید که قبل از تغییر چه اتفاقی برای شما می افتد ؟

قبل از تغییر ، شما برای تغییر آماده می شوید ؟

یا بر عکس قبل از تغییر ، شما از تغییر و ترک عادت فرار می کنید ؟

جواب به این سوالات و علم نسبت به اتفاقات قبل از تغییر می تواند در سرنوشت تغییر و ترک عادت شما بسیار موثر باشد

برای همین تحت عنوان مراحل قبل از تغییر ، این موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم

قبل از تغییر

مراحل قبل از تغییر :

مراحلی که هر فرد می گذراند تا به تغییر می رسد عبارتند از :

  • انکار حقیقت یا مقاومت و سرپیچی
  • انزجار ، پرخواشگری
  • معامله
  • پذیرش بدون عمل
  • اقدام برای تغییر

 قبل از تغییر

مثال فرد سیگاری :

با مثال مراحل فوق را شرح می دهیم :

شما با شخص سیگاری روبرو هستید و میخواهید او را تغییر دهید تا سیگار را ترک کند

( شخص می تواند خود شما هم باشید و با هر تغییری که در ذهن شما باشد)

جوابهای فرد سیگاری را در هر مرحله مشابه اینگونه جوابهاست :

 

  • انکار حقیقت :

فرد سیگاری می گوید : کی گفته سیگار کشنده هست!  من خودم دو تا دکتر قلب و عروق میشناسم که سیگار می کشند ! اگر کشنده بود که آنها سیگار نمی کشیدند! یا میگه پدر بزرگ من۹۸ سال از خدا عمر گرفت تاز ه از ۳۰ سالگی سیگار می کشید!

  • انزجار و پرخاشگری :

فرد سیگاری : تمام مشکلات ما حل شده فقط همین دو نخ سیگار باقیمانده است!

اصلا به تو چه مربوط ، تو برو مشکلات خودت را حل کن!

  • معامله :

باشه از فردا ترک می کنم امروز را بگذار بکشم.

بگذار این یک دونه رو بکشم بعد بهش فکر می کنم.

  • پذیرش بدون عمل :

حق با شماست سیگار خیلی بده ! من هم به همه پیشنهاد می کنم سیگار نکشند، ولی هیچ اقدامی نمی کند.

  • اقدام برای تغییر :

بعد از گذراندن این مراحل و باز هم پافشاری شما یا خودش مبنی بر ترک سیگار تاز ه برای ترک قدم اساسی را برداشته است.

قبل از تغییر

مثال خوردن نوشابه :

این مثال را برای تغییر نوشابه نخوردن هم تکرار می کنیم:

دیالوگهای فردی که از او میخواهیم دیگر نوشابه نخورد :

  • کی گفته نوشابه مضره!
  • ولمون کن بابا ، همین یک نوشابه را از ما می خواهید بگیرید!
  • فقط این مهمانی یا امشب را نوشابه بخورم ! از فردا
  • قبول دارم نوشابه چیز خوبی نیست و نباید خورد
  • اقدام برای نخوردن نوشابه

قبل از تغییر

مثال بیدار کردن از خواب :

در مورد بیدار کردن یک نفر از خواب :

  • من که خواب نیستم ، بیدارم!
  • من اصلا ًنمی خوام برم بیرون ، ولم کن بذار بخوابم !
  • ۵ دقیقه دیگه بخوابم ، بعد بلند میشم!
  • بلند شدم دارم میام ( هنوز تو رختخوابه )
  • پتو را کنار زدن برای بلند شدن واقعی

 

هر فردی برای تغییر ، این مراحل یا مشابه آن را از ذهنش می گذراند

که فقط عزم قاطع خود یا فردی که او را به تغییر دعوت می کند ،می تواند باعث گردد که این مراحل را گذرانده و فرد تغییر را شروع کند.

حالا که با مراحل قبل از تغییر آشنا شدید

بهتر می توانید تغییر خودتان را آنالیز و بررسی کنید

ببینید در کدام مرحله هستید ؟

یا بهانه های شما با کدام مرحله قبل از تغییر مطابقت دارد ؟

به مرحله اقدام برای تغییر رسیده اید

یا دارید در مراحل قبل از تغییر درجا می زنید ؟

قبل از تغییر

خلاصه :

هر فرد برای اینکه بتواند به مرحله تغییر برسد یا خود را برای تغییر آماده کند

باید این مراحل را بگذراند:

انکار حقیقت – پرخاش و انزجار- معامله – پذیرش بدون عمل – اقدام برای تغییر

 

قبل از تغییر

اقدامک :

برای تغییری که مد نظر دارید بر روی برگه ی تغییرسازی خودتان،  این ۵ مرحله را شرح دهید :

انکار حقیقت – پرخاش و انزجار- معامله – پذیرش بدون عمل – اقدام برای تغییر

تا متوجه شوید :

در چه مرحله ای از این مراحل توقف کرده اید ؟

یا بیشترین نیرو و انرژی شما را کدامیک از این مراحل مصرف کرده است ؟

مرحله بعدی شما چیست و بهانه ها را کنار زده اید یا نه ؟

 

قبل از تغییر

مژده  :

با تشریح  و نو شتن این مراحل می توانید

ذهن خود را آزاد کرده و بسیاری از توجیهات آتی موانع ذهنی تغییر را از بین ببرید

و با انرژی مضاعفی خود را برای به نتیجه رساندن تغییر آماده کنید.

قبل از تغییر

پیشنهاد :

در پایان به شما پیشنهاد می کنم که

مقاله اصل تغییر را مطالعه کنید تا شما را با اصول تغییر آشنا کند

 

مقاله اصل تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر و ترک عادت

اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر

من تصمیم می گیرم که تغییر کنم و لاغر بشم

از امروز تصمیم می گیرم :

ضمنا” در جریان اصل تغییر کوچک سازی تغییر  هستم

یعنی می دانم که مطابق با این اصل تغییر باید تغییرم را کوچک کنم

پس تصمیم می گیرم دو لقمه از وعده صبحانه خودم کم کنم .

به محل کار می روم

به محض ورود میبینم یکی از همکاران یک جعبه بزرگ شیرینی خامه ای آورده

و میگه که خداوند به او پسر داده است 

اصل تغییر

جعبه شیرینی نزدیک شما که می رسد دودل میشوید که بخورید یا نخورید؟

با خودتان می گویید که من تغییر کوچک را انجام داده ام پس می توانم بخورم ، به جای یکی دوتا هم برمیداری

هنوز دومی را کامل نخوردی ، یکی از همکارانت میاد در گوشت میگه :

خانمم با خانمت صحبت کرده ، شام خونه ما هستید ، یادت نره !

زود بیا یک دست شطرنج بازی کنیم

چیپس و ماست موسیر هم خریدم با یک فیلم باحال بعدش می بینیم

یک دفعه میبینی کارت عروسی پسر یکی از همکاران ، هم به دستت میرسه که آخر هفته عروسی دعوت دارید

آخرین ضربه هم اینه که یکی از دوستات پیشت میاد و میگه :

یزد بوده یک بسته باقلوا برات آورده

تو از خودت می پرسی چرا؟ آخه چرا؟

چرا الان که من تصمیم گرفتم به لاغری ، همه چیز شده خلاف لاغری ؟

یکی از قوانین حاکم بر طبیعت که نیوتن کشف کرده : قانون سوم نیوتن هست که بیان می کنه :

هر عمل را عکس العملی است مخالف آن

این قانون در مورد تغییر و کنش و واکنش هم صدق می کن

شما تصمیم گرفتی تغییر کنی و عملی را انجام دهی

بنابراین طبق همین قانون مقاومت های مخالف در سر راه تو قرار می گیرد تا عمل و تصمیم تو را درهم بشکند

اصل تغییر

اصل مقاومت (اصل تغییر )

اصل مقاومت به ما میگوید :

مقاومت در برابر تغییر کاملا طبیعی است

اتفاقا اگر مقاومت بوجود نیاید باید شک کرد

و در نهایت این اصل تغییر به ما می گوید :

اگر توانستی یک به یک مقاومتها را از جلوی مسیر تغییرت برداری ، می توانی مؤفق شوی .

و به طور کلی ارزش تغییر و ماندگار ماندن تغییر همین است که

بتواند در برابر عکس العملها خود را حفظ نماید

وگرنه این تغییر ، تغییری کوتاه مدت و بی ارزش است که در اولین فرصت مغلوب موانع ذهنی خواهد شد

برای اینکه بتوانیم بر مقاومتها پیروز شویم

راههای مختلفی وجود دارد که یکی از بهترینهای آن جایگزین و الگوسازی است

اصل تغییر

جایگزین و الگوسازی

جایگزین

یکی از راههای مبارزه با مقاومت ها و موانع تغییر در برابر عادتهای بد این است که

برای آن عادت بد ، جایگزین تعیین کنیم

و هر لحظه که با این عادت روبرو شدیم ، جایگزین در پیش روی ما قرار بگیرد.

به طور مثال :

برای لاغری ، خوراکیهای پر حجم کم کالری همانند سالاد یا تنقلاتی همانند گردو ، بادام

به طور مثال :

برای ترک سیگار ، چوب شور

اصل تغییر

الگو سازی

یکی دیگر از راههایی که می تواند ما را در پیشبرد تغیر جلو ببرد ، الگوسازی است

شما در مورد تغییری که قصدش را دارید

یک الگو برای خودتان انتخاب کنید که در آن مورد خاص دارای معیارهای لازم برای الگو باشد

بعد خودتان را در هر لحظه با الگو مقایسه کنید

تا بهتر بتوانید عملکرد خود را با او سنجیده و میزانی برای سنجش عملکرد خود داشته باشید.

 

نکاتی در مورد الگو سازی

  • بهتر است که الگوی شما در دسترس و ترجیحا” از نزدیکان و دوستان شما باشد
  • نیازی نیست به او بگویید که هم خودتان هم او را در معذوریت قرار بدهید
  • در عین حال ممکن است الگوی شما فقط در آن مورد خاص الگو باشد و در بقیه موارد الگو نباشد
  • به محض اینکه متوجه شدید که از الگوی خودتان پیشی گرفته اید الگوی جدیدی برای خودتان در نظر بگیرید

اصل تغییر

 شرطی شدن

ما برای اینکه بتوانیم تغییر را نهایی کنیم

باید طوری خودمان را شرطی کنیم که در نهایت رفتارمان تبدیل به عادت بشود

و بدون اینکه لحظه ای تعلل کنیم بر اساس همان تغییر عمل کنیم .

 

مراحل شرطی شدن:

۱- شرط سازی :

برای مثال :

ما صبح اول وقت یا شب قبل با خودمان شرط می کنیم

که من از امروز عصبانی نمی شوم و خشم خودم را کنترل می کنم

ما شرط تعیین می کنیم و روزانه از خودمان آن شرط را مطالبه می کنیم

تا وقتی که حس کردیم دیگر آن تغییر برای ما تبدیل به عادت شده

و مسیر عصبی آن شکل گرفته است

و نیازی به مطالبه هر روزه نیست و هفته ای یکبار مطالبه میکنیم

و تا زمانی به این شرط ادامه می دهیم

که اگر بخواهیم خلاف آن رفتار کنیم

برای ما سخت و غیرممکن می گردد

تا آن روز هر روز شرط گذاری و مطالبه می کنیم

اصل تغییر

 ۲- مراقبه و اصل مراقبت:

ما هر روز از شرطی که کردیم مراقبت می کنیم که به نتیجه برسد

فقط نکته مهم اصل مراقبت به عنوان اصل تغییر 

این است که

اگر حالا ما اشتباه کردیم و شرط خود را فراموش کردیم

یا به هر دلیلی نتوانستیم ، صورت مسأله را پاک نکنیم و از همان لحظه شروط خود را رعایت کنیم .

وقتی که اشتباه کردیم باید به اصل مراقبت پایبند باشیم

و فریب بخش مخالف مغز را نخوریم که به ما اینگونه تلقین می کند که

دیدی نتوانستی پس تغییر را فراموش کن.

من می خواستم لاغر کنم و بر همین اساس مقاومت جلوی روی ما قرار گرفت 

خواستم صبحانه بخوریم که همسرم مربای دست پخت خودش را آورد

میدانستم اگر نخورم امروز داستان خواهم داشت

پس علیرغم شرطی که گذاشته بودم مجبور شدم که صبحانه چند لقمه هم شده کره و مربا بخورم

با خودم گفتم :

دیدی نشد لاغر کنم !

و به طور کلی صورت تغییر را از ذهن خودم پاک می کنم

در حالیکه اصل مهم مراقبت خلاف این رفتار ما را بیان می کند

و خاطر نشان می کند که :

شما اگر اشتباهی سهوی یا عمدی کردی اشکال ندارد و به برنامه تغییر خودت ادامه بده

تا به تغییرات خود دست پیدا کنی

اصل تغییر

۳- حساب و کتاب :

هر روز آخر شب زمانی را با خودمان خلوت می کنیم و محاسبه می کنیم که تا چه اندازه در اجرای شروط مؤفق یا نامؤفق بوده ایم

اگر نامؤفق بوده ایم که حتما” باید خود را تنبیه یا مؤاخذه کنیم

همانگونه که دیگران و فرزندان خود را مورد سرزنش می کنیم.

اگر مؤفق بوده ایم که در آن صورت باید خود را مورد تشویق قرار دهیم

و جایزه مورد علاقه خود را تهیه کنیم.

تشویق و تنیبه توأمان می تواند شرطی شدن ما را نهایی کرده و عادات ما را به نحو صحیح شکل بدهد

و مسلما” می دانیم که کاری تبدیل به عادت شود خلاف آن عمل کردن سخت است

و آن زمان فقط باید از تغییرمان مراقبت و محافظت نماییم تا  تغییرمان ماندگار و پایدار بماند.

اصل تغییر

خلاصه  :

اصول تغییر می تواند ما را در پیشبرد تغییرمان کمک کند

اصل مقاومت به عنوان یک اصل تغییر

به ما خاطرنشان می کند که مقاومت در برابر تغییر هم ضروری است و هم طبیعی

و برای مقابله با مقاومت هم شرطی شدن بهترین راهکار برای سرانجام رسیدن تغییر می باشد

بدین نحو که هر روز شرط می کنیم که چه قدمهایی می خواهیم برداریم و به هیچ وجه شرط خود را فراموش نکرده و از آن مراقبت نموده

تا در آخر هر روز که از خود حساب می خواهیم سربلند و پیروز باشیم

و اگر هم اشتباهی داشتیم طبق اصل تغییر مراقبت باز به ادامه مسیر تغییر خود ادامه می دهیم.

اقدامک  :

در کنار برگه تغییر سازی خود برگه ای دیگر برداشته

جدولی(جدول عادت سازی- نمونه صفحه ۲۵) بر اساس ایام هفته کشیده

و در خط جداگانه ای قدمها یا تغییرات کوچک خود را یادداشت می نماییم

و هر روز موظف می دانیم که در آخر هر روز بین نمره ۰ تا ۳ به عملکرد ضعیف(۰)  متوسط (۱) خوب (۲) عالی (۳)نمره بدهیم 

و در آخر هفته نمرات خود را جمع ببندیم.

اگر در هفته اول :

بالای ۱۴ برای هر تغییر بود، نمره خوبی برخوردار شده ایم

زیر ۱۴ باید خود را با مسایل انگیزشی یا مرور اقدامک های گذشته خود را برای هفته آینده آماده کنیم

 

مژده :

با شرطی سازی مسیر تغییر کاملاً روشن شده

و با ایجاد جدول عادت سازی و نمره دهی ، تغییر دارای مقادیر کمی شده که راحت تر قابل ارزشیابی و بررسی هست

و شما می توانید تغییرسازی را سیستم دهی نمایید و بازخوردهای عملکرد درست و اشتباه خود را دریافت نمایید.

 

جدول عادت سازی

زمان تغییر قدم شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه مجموع
هفته اول لاغری حذف ۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۱ ۰ ۳ ۲ ۰ ۱۱
هفته دوم لاغری حذف۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۳ ۳ ۲ ۳ ۳ ۱۶
هفته سوم لاغری ۵

دقیقه ورزش

۲ ۰ ۰ ۲ ۱ ۳ ۰ ۸
                     

پیشنهاد نهایی :

قسمت ابتدای این مقاله را هم مطالعه کنید تا ره توشه ای کامل نسبت به تغییر داشته باشید

قسمت ابتدایی – ایجاد تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

ایجاد تغییر ( چگونه تغییر خود را ایجاد کنیم ؟ )

ایجاد تغییر

مراحل ایجاد تغییر :

برای ایجاد تغییر باید این مراحل را بگذرانیم:

  • عدم تعویق

  • ایجاد تغییر ات کوچک

  • تغیر کوچک

  • اثر مرکب

  • مقاومت

  • جایگزین و الگو سازی

  • شرطی شدن

  • شرط گذاری

  • مراقبت

  • حساب و کتاب

    ایجاد تغییر

۱- عدم تعویق

یکی از آفات تمام تغییرات و پیشرفتها و مؤفقیتها ، تعویق است که توسط مغز ما به طور خیلی مرموزی ایجاد میگردد .

بنابراین اولین مرحله ایجاد تغییر عدم تعویق است

ببینید عبارات زیر برای شما چقدر آشناست:

الان که حسش نیست ، باشه بعدا”

الان که دیر شده ، باشه فردا

از فردا یا از شنبه

از ماه دیگه یا از سال جدید

این کار انجام بشه بعد از آن ..

به اون توانایی یا اون مدرک تحصیلی دست پیدا کنم بعد

پول دستم بیاد بعد…

اگر این عبارات برای شما نا آشنا و غریبه بود که تبریک میگویم به شما

ولی اگر برای شما این عبارات آشنا بود :

باید بدانید شما اهمال کار هستید

و خودتان بهتر از هر کسی میدانید که تا کنون از اهمال کاری چقدر متحمل ضررهای بزرگی شده اید

بنابراین باید راههای مبارزه با اهمال کاری را یاد بگیرید :

که به طور خلاصه مبارزه با اهمال کاری عبارت از همین الان است که باید به عنوان عبارت همیشگی ما مورد استفاده قرار گیرد.

همین الان این کار را انجام می دهم

همین الان ورزش می کنم

همین الان کم غذا می خورم

همین الان تلگرام را می بندم

….

ایجاد تغییر

البته پیشنهاد من برای آشنایی هر چه بیشتر با راههای مبارزه با اهمال کاری :

مطالعه کتاب از شنبه ( محمدپیام بهرامپور ) هست

که به طور مفصل و بسیار کاربردی به موضوع اهمال کاری و مبارزه با آن  پرداخته است

لبنک دانلود کتاب از شنبه

 

۲- ایجاد تغییر ات کوچک

شنبه ایجاد تغییر :

من صبح از خواب بلند شدم یادم افتاد که

امروز شنبه هست

همون شنبه ای که دهها بار با خودم وعده کرده بودم که

تغییراتم را شروع می کنم

تصمیم داشتم تا یک ماهه دیگر:

۱۰ کیلو لاغر کنم

دارای آداب معاشرت و روابط عمومی مثال زدنی بشوم

تیپ و لباس عالی و بوی عطرم ماندگار

ورزش و مطالعه روزانه

درآمدم هم دوبرابر شود

پس صبح بلند شدم و

بعد از چهار سال ، یک ورزش بیست دقیقه سخت کردم

طوری که عرقم درآمد پس رفتم حمام

و بعد آمدم سر صبحانه :

من هر روز صبح صبحانه :

ده لقمه نان و پنیر به همراه چایی شیرین

یک کیک و یک لیوان شیر

و دو عدد خرما به عنوان دسر می خوردم

ولی امروز یادم بود که میخواهم لاغر کنم

پس به همان دو خرما دسر بسنده کردم و آماده شدم و به سرکار رفتم

ایجاد تغییر

ساعت ۱۰ صبح ایجاد تغییر :

خیلی گرسنه شدم 

یادم افتاد که امروز همان شنبه معروف است

و قصد دارم تا یک ماهه دیگر ۱۰ کیلو لاغر کنم

پس به خودم یک آفرین گفتم که صبح هم صبحانه ناچیزی خورده بودم و هم ورزش کرده بودم 

یک دستی هم زدم به شکم خودم که ببینم چقدر تو رفته

دیدم هیچ تفاوتی نکرده یکذره ناراحت شدم

و به کار چسبیدم تا یادم از گرسنگی برود

ایجاد تغییر

ساعت ۱۱ صبح ایجاد تغییر :

دیدم در حالیکه خیلی گرسنمه ، عرق سردی بر پیشانی من نشسته و قند خونم عجیب افتاده

پس بین رفتن به درمانگاه و رفع گرسنگی باید یکی از این دو را انتخاب کنم

به ناچار و از سر اجبار ، رفع گرسنگی را انتخاب کردم

چون می خواستم که سریع لاغر کنم پس هیچ خوراکی با خودم نیاورده بودم 

چاره ای نداشتم جز اینکه به فلافلی نزدیک محل کارم بروم که ارتباط خوبی هم باهاش داشتم

ایجاد تغییر

تا از در مغازه فلافلی داخل رفتم ، بلند گفتم :

اکبر آقا لطف کن یک فلافل دونونه با مخلفات کامل و سه رنگ سس بزن

فقط سریع که دارم از گرسنگی میمیرم

بعد از اینکه ساندویچ فلافل را خوردم 

من که امروز توقع داشتم چند سانتی متر شکمم داخل میرود

دیدم برعکس شده و یک مقداری بیرون هم آمده 

با خودم گفتم :

اصلا” لاغری به ما نیامده و اتفاقا” چاقی خیلی هم خوبه !

اینگونه شد که پرونده لاغری و تغییرات با هم بسته شد

اما چرا؟

چون من با اصول و قواعد مهم تغییر آشنا نبودم .

اصل مهمی از تغییر به ما می گوید :

که تغییر باید جزیی و مرحله ای بدست بیاید

اساسا” به طور کلی تغییرات کلی و یکدفعه ای با ساختار ذهن و مغز ما همراستا نیست

پس مغز که با هرگونه تغییر مخالف و دشمن است بهانه های مختلفی پیدا می کند تا نگذارد پروژه تغییر به نتیجه برسد.

بر اساس این اصل مهم ایجاد تغییر ( تغییرات کوچک و جزیی ):

کافی بود من برای تغییرات این ماه خودم فقط تغییر لاغری را انتخاب میکردم

و باز هم کافی بود که کیک را از وعده صبحانه خودم حذف می کردم

و یا از وعده ناهار خودم سه قاشق برنج کم کردم

تا به صورت روزانه همین تصمیم را اجرایی می کردم تا به مقصود اولی خودم یعنی لاغری دست پیدا می کردم

ایجاد تغییر

خلاصه :

باید با اصول و قواعد ایجاد تغییر آشنا شد تا بتوانیم تغییرات را به فرجام مورد نظرمان برسانیم.

اصل مهم ایجاد تغییر :

تغییر را  باید با تغییرات کوچک و جزئی شروع کنیم

تا بتوانیم به صورت مداوم و مرحله ای آن را به پیش ببریم

و بتوانیم تغییرات بزرگ را میسر کنیم.

ایجاد تغییر

اقدامک :

بر روی یک برگه کاغذ تغییرات خود را بنویسید

 بنا به اولویت فقط یک تغییر را انتخاب کنید

و برای آن تغییر یک قدم کوچک کاملا اجرایی بنویسید

قدمی که به صورت کامل از اجرای آن مطمئن هستید

( مثلا حذف یک قاشق برنج کمتر در وعده ناهار)

و بعد آن را اجرایی کنید تا ایجاد تغییر شما نهایی شود

 

مژده :

وقتی شما با تغییر کوچک شروع میکنید :

هم ذهن با شما همراه میشود 

و هم فشاری به شما وارد نمی شود که بخواهد شما را اذیت کند

پس به آسانی می توانید گام به گم آرزوهای دست نیافتنی خود را دست یافتنی کنید

 

پیشنهاد :

پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را در این لینک دنبال کنید


ادامه مقاله با نام اصل تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
دشمن تغییر

دشمن تغییر ( مهمترین دشمن تغییر )

دشمن تغییر

 

مهمترین دشمن تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین دشمن تغییر است.

دشمن تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده :

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که هست در همان حالت باقی نگه دارد

تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که

چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند

مغز عاطفی :

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد

و به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد و مهمترین سؤالات او این است که

این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی :

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

ولی جالب این است که

بدانیم اولین بخشی از مغز انسان که درگیر می شود مغز خزنده است

دشمن تغییر

مثال:

وقتی که دست شما به یک شیء داغ می خورد قبل از اینکه شما به طور منطقی در جریان داغی آن قرار بگیرید ، دست خود را می کشید

این مؤید همین نکته است که

مغز خزنده که کارش حفظ بقای انسان است در ابتدا مورد استفاده قرار می گیرد

تا ما به طور سریع در برابر هر چیز جدید یا هر تهاجمی به سرعت واکنش نشان دهیم

و خطری ما را به صورت ناگهانی تهدید نکند .

حال تصور کنید

اگر می خواست ابتدا مغز منطقی عمل کند بعد تازه دست خودمان را می کشیدیم دیگر دستی برای ما باقی نمی ماند

چونکه تا مغز منطقی بخواهد تجزیه و تحلیل کند که بعد آن تازه تصمیم بگیرد که دستور بدهد که دست خودش را عقب بکشد یا نه ؟

زمان زیادی طول می کشید.

ولی مغز خزنده در همان ابتدا ما را از خطر داغی به روش خودش با خبر می کند

بدین صورت که بلافاصله فرمان میدهد تا دست خود را به کناری بکشد تا بعد مغز منطقی آن را مورد تحلیل قرار بدهد

در مورد مواجه شدن با یک شیء ناگهانی نیز همینگونه است ما خود را یکدفعه کنار می کشیم بعد تازه بررسی میکنیم آن شیء چه بوده است!

حال که دریافتیم اولین بخشی از مغز که ما با آن مواجه می شویم مغز خزنده است به اهمیت آن بیشتر واقف شدیم

و از سوی دیگر مغز خزنده هم بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی

دشمن تغییر

حفظ بقای انسان 

هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییری چالش جدید است.

یا همانگونه که در تعریف تغییر ذکر کردیم

تغییر دگرگونی یا جابجایی حالتی به حالتی دیگر

یا در مورد انسان ترک عادتی یا ایجاد عادت جدید است .

در هر مورد یا جزء تعریف تغییر

ما می خواهیم مغز خزنده را به دردسر بیندازیم و مصرف انرژی مغز را بالا ببریم

پس در هر حال و هر زاویه ای،  تغییر با ساختار مغز خزنده در تعارض و تضاد بوده

و دشمن اول و قویترین دشمن تغییر همین مغز خزنده محسوب میگردد

( چون اول از همه در مغز، مغز خزنده به صورت مؤثر درگیر می شود ما می توانیم به طور خلاصه مغز را به عنوان دشمن تغییر معرفی کنیم )

دشمن تغییر

ترفندهای دشمن تغییر

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

اولین ترفند مغز (دشمن تغییر)

این است که به ما گونه ای تلقین می کند

که در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است

و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم

و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم

دومین ترفند مغز

این است که

اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیم مثلا ً به ما می گوید

  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشی

سومین ترفند مغز

این است که

همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند و وقتی کاری تبدیل به عادت شود

دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود

ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

دشمن تغییر

رانندگی :

این ترفند در مثال رانندگی به خوبی تشریح گشته است :

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طی رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم تا به این نتیجه برسیم

که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

خلاصه :

به طور خلاصه تا الان متوجه شدیم که

تغییر در عین اهمیت با موانع متعددی روبروست که می تواند ما را در شروع و ادامه یا به نتیجه رساندن تغییر منصرف کند

مهمترین دشمن تغییر مغز است و

مغز ما به گونه ای طراحی گشته که با هر نوع چالش جدید

و هر نوع تغییری که بخواهد مصرف بیشتر انرژی برای مغز به همراه داشته باشد مخالف است

و با ترفندهای مهمی چون

معرفی حالت موجود به عنوان بهترین حالت   جلوگیری از هرگونه تغییر حالت با بهانه ها ودلایل مختلف

و در نهایت عادی سازی و تبدیل تمامی کارها به عادت 

می تواند تغییر را یا از صورت مسأله یا  از ماهیت و کارکرد خود خارج نماید.

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات  پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟ این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و …

با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

دشمن تغییر

مژده :

  همانگونه که مغز در مخالفت و دشمنی با تغییر ید طولایی دارد

ولی راههای مخالفتش کاملا ً شناخته شده و قابل پیش بینی است

و در آینده نزدیک با تکنیکهای ساده مقابله با ترفندهای مغز آشنا میشویم

پیشنهاد :

به شما پیشنهاد می کنم که مقاله زیر را نیز مطالعه کنید تا با مقوله تغییر بیشتر آشنا شوید

 

شانس تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ( روش تغییر باور )

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

روش تغییر باور

نحوه تغییر باور

 

باور چیست ؟

باور اعتقاد عمیقی است که در وجود ما نهفته باشه و ما در هر رفتاری به آن رجوع می کنیم

مثال : من باهوش هستم

هرجا که پای هوش وسط بیاید ، با توجه به باورم من با خودم می گویم من باهوش هستم و این مسئله را راحت حل می کنم

مثال : من حافظه ی ضعیفی دارم

هر جا که مجبور بشم به حافظه ام رجوع میکنم ، با توجه به باورم می گویم من که حافظه ام ضعیفه ، بنابراین بعیده بتونه یادم بیادش

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

انواع باورها :

باورهای نیروبخش یا قدرتمند کننده :

باورهایی که موتور انسان را به حرکت در می آورد و به پیشرفت ما کمک می کند

مثال : من از پس هر کاری برمیام

 

باورهای محدود کننده یا مخرب :

باورهایی که باعث می شود انسان با همه تواناییها و امکاناتی که دارد ، نتواند خواسته خود را عملی کند

مثال : من خیلی ضعیف و خنگ هستم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟

برای اینکه به این سوال : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ پاسخ درست بدهیم

بهتر است به این سوال جواب بدهیم :

در اطراف خود چند نفر را می‌شناسی که برای یادگیری زبان انگلیسی زمان، انرژی و هزینه صرف کرده‌اند؟

 و چند درصد از آنها  الان  انگلیسی را می توانند به صورت تقریبا کامل صحبت می کنند؟

کمتر از ۱% ؟

شاید خودت نیز یکی از آنها باشی ؟

آن‌ها تلاش کرده‌اند، زمان زیادی صرف رفت و آمد به کلاس‌های متعدد کرده‌اند، هزینه زیادی پرداخته‌اند ،کتاب‌های آموزشی زیادی خریده‌اند، اما نه به اندازه کافی!

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چرا ؟

چون برای یادگیری زبان جدید، باید خود را در دنیای آن زبان غرق کنی.

یعنی آنقدر آن را بشنوی که گوش به نحوه تلفظ کلمات عادت کند.

سپس آرام آرام شروع به تلفظ آن کلمات نمایی، شاید لازم است یک متن را صدها بار بشنوی و تکرار کنی.

 باید متعهد شوی که حداقل در ساعاتی خاص فقط به آن زبان صحبت کنی حتی اگر در آغاز کلمات اندکی را بدانی

 حتی اگر نتوانی منظورت را بفهمانی. ابتدا برای بیان هر کلمه مجبوری فکر کنی

 اما هرچه بیشتر به این تعهد پایبند مانده و ادامه می‌دهی، کم کم بصورت ناخودآگاه، بدون فکر کردن، صحبت می‌کنی.

باور ساختن دقیقاً مثل یادگیری یک زبان جدید است.

یعنی برای اینکه به خوبی متوجه شویم که چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ باید :

آنقدر باورهای جدید را تکرار کنیم که ذهن ما به شنیدنش عادت کند، سپس متعهد باشیم و به شیوه باورهای جدید رفتار کنیم و تا باور جدید ساخته شود

همانند یادگیری زبان خارجی که باید خود را در این زبان غرق کنیم تا بتوانیم آن را یاد بگیریم  

و تا وقتی باید متعهد به یادگیری زبان باشیم که به آن مسلط شویم

باور هم همینطور است

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال :

راننده ای دارد در پشت سر ماشین شما می آید : چراغ می دهد و فاصله اش با ماشین شما بسیار کم است و بد رانندگی می کند

 ممکن است شما سریع قضاوت کنید  و بلافاصله بگویید : عجب آدم عوضی هستش ، آخه این چه وضع رانندگی هست ؟

و ممکن است بگوید : بهتره سریع بکشم کنار ، این بنده خدا خیلی عجله داره ! ممکنه یک اتفاقی براش افتاده باشه

این نوع قضاوت شما در یک لحظه اتفاق می افتد و برخاسته از باور شماست

در آن لحظه خاص شما فرصت بررسی ندارید و اولین فکر شما نشان می دهد باور شما چیست ؟

حال اگر بخواهیم باور خود را تغییر بدهیم

همانند همان یادگیری زبان انگلیسی باید خود را مقید به تغییر و یادگیری کرده باشیم

تا لحظه ای که از ما انگلیسی سوال شد بتوانیم راحت جواب آن سوال را بدهیم

یا لحظه ای که فکر می کنیم یا تصمیم می گیریم یا رفتار می کنیم ، باور مورد علاقه ما تعیین کننده باشد

وگرنه در آن لحظه فرصت بازگشت و تصحیح نداریم و باید قبلش آن اندازه تمرین کرده باشیم که باور درست ما را هدایت کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال دیگر :

اجازه بدهید برای بهتر درک کردن اینکه : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ مثال دیگری بزنم

ما در کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری  با تنظیمی روبرو هستیم به نام روبرو هستیم به نام default

کاربرد آن چیست ؟

وقتی برنامه ای را شما باز می کنید به صورت ناخودآگاه بر روی هر چه که default کرده باشید باز می شوید

مثلا default اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را گذاشته اید google

دیگر هر وقت اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را باز می کنید به صورت ناخودآگاه گوگل را باز می کند

باور هم همینگونه است

باور default ذهن و رفتار شماست

با این تفاوت :

که شما در کامپیوتر به سادگی default برنامه را عوض می کنید

در حالیکه برای باور (default ذهن ) باید همانند یادگیری زبان انگلیسی ، ساعتها و روزها تمرین کنی تا باور یا default ذهن شما تغییر کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال آخر برای چگونه باورهای خود را تغییر دهم ؟ :

باور من این است که من آدم عجولی هستم و هرکاری را باید سریع و عجله ای انجام بدهم

حال می خواهم باورم را تغییر بدهم و این باورم بشود که :

من آدمی هستم که اصلا عجله نمی کنم و با خونسردی کار را درست انجام می دهم

برای تغییر این باور باید خود را مقید و متعهد به باور جدید بدانم

باید از کوچکترین کارها و کارهایی که زمان و فرصت لازم برای انجام آن را دارم شروع کنم تا

زمانی که استرس دارم و احیانا باید سریع انجامشان بدهم بازهم براساس باور جدید درست عمل کنم و با خونسردی درست عمل می کنم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

بنابراین لازمه تغییر باور ( چگونه باورهای خود را تغییر دهیم )

  • انتخاب درست باور جدید
  • مقید و متعهد بودن به باور جدید
  • تکرار باور جدید تا تبدیل شدن به ملکه و default ذهن و مغز شدن

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

پیشنهاد نهایی :

برای اینکه با باور و تغییر باور بیشتر آشنا شوید به شما پیشنهاد می کنم که مقاله تکنیک تغییر باور را در لینک زیر حتما مطالعه کنید

مقاله تکنیک تغییر باور

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغییر زندگی

تغییر زندگی (چگونه زندگی خودم را تغییر دهم ؟)

تغییر زندگی

چگونه زندگی خودم را تغییر دهم

دیگه خسته شدم می خوام زندگیم را تغییر دهم

بسه دیگه ! باید عوض بشم

 

تغییر زندگی

داستان خانه ساختن سگها

 

سگها به این معروف هستند که در زمستان ، زمانی که سرما بر آنها فشار شدید می آورد

با خودشان عهد می کنند که تابستان سال آینده حتما برای خودشان خانه درست می کنند

تا زمستان سال بعد اینگونه اذیت نشوند

و فقط آرزو می کنند که از این زمستان جان سالم به در ببرند تا  تابستان سال آینده ، پروژه ساخت خانه را عملی کنند

زمستان می گذرد و تابستان می آید و زمان اجرای ساخت خانه :

آن زمان سگها با خودشان می گویند :

بابا ! آفتاب به این گستردگی و طبیعت به این بزرگی و زیبایی !

آخه چه دلیلی داره که خودم رو محدود کنم و برای خودم خونه درست کنم

وقتی هر چی هم که بخواهم دم دستم هست ! چه دلیلی داره که خونه درست کنم

خلاصه سگها خوش می گذرانند و دوباره سرمای زمستان را فراموش می کنند

اگر هم سرمای زمستان یادشان باشد ، با خودشان می گویند که :

سگ عاقل نقد رو ول نمی کنه ، نسیه رو بچسبه !

دوباره زمستان می آید و سرما به سگها فشار می آورد ولی همان آش و همان کاسه

با خودشان تصمیم می گیرند که این تابستان که آمد : حتما خانه می سازم

تغییر زندگی

و داستان ساخت خانه سگها تکرار می شود با این تفاوت که :

عادت سگها

سگها بعد از چند سال به این نتیجه می رسند که زمستان آنها را نخواهد کشت

و می فهمند که چقدر : سگ جونند

بنابراین پروژه ساخت خانه به طور کلی منتفی می شود و حتی دیگر با خودشان عهد هم نمی کنند که  تابستان بیاید حتما خانه می سازم

و برایشان سرمای زمستان عادت می شود

و سالهای بعدی را نیز اینگونه می گذرانند بدون اینکه از مکر دنیا باخبر باشند

مکر دنیا برای سگها چیست ؟

تغییر زندگی

زمانی که سگ پیر و چروکیده می شود ، قدرتش هم کم می شود و دیگر اثری از سگ جونی ندارد

حالا گذراندن زمستان برایشان عجیب سخت و دشوار می شود

و افسوس این را میخورند که چرا برای خودشان خانه ای درست نکردند

و اینجاست که این زمستان آخرین زمستانی است که به خود می بیند  

تغییر زندگی

تغییر زندگی

اگر بخواهیم با تأمل به داستان خانه ساختن سگها نگاه کنیم

می بینیم که این داستان برای خیلی از ماها و بسیاری از انسانهای کره زمین نیز مصداق دارد

وقتی که فرصت تغییر و خوسازی و تغییر زندگی را داریم ، از آن غفلت می کنیم

وقتی که فرصت تغییر زندگی از ما گرفته می شود ، حسرت می خوریم

زمانی که در سختی و مشقت دچار می شویم ، با خودمان عهد می بندیم که زندگیم را تغییر می دهم

و وقتی از آن مشکل و معضل بیرون می آییم ، دیگر تغییر زندگی را فراموش می کنیم

از همه بدتر :

 به این تصمیم گرفتن تغییر زندگی و عملی نکردن آن عادت می کنیم

و دیگر اصلا به یاد تغییر زندگی نمی افتیم و یک زندگی عادی و ضعیف برای خود انتخاب می کنیم

تا زندگی و فرصتهای زندگی ما به پایان برسد

تغییر زندگی

دو تا تبریک

تبریک اول :

 شما هنوز به زندگی عادی و یکنواخت عادت نکرده اید که در حال مطالعه این مقاله هستید

این در حالیست که بسیاری از انسانها دغدغه تغییر زندگی را به کلی فراموش کرده اند

پس این اولین تبریک

 

تبریک دوم :

 تبریک که هنوز فرصت برای تغییر زندگی دارید

بزرگترین فرصت همین است که در حال حاضر نفس می کشید و هنوز خداوند فرصت نفس کشیدن را از شما سلب نکرده است

 

 

زندگی چیست ؟

واقعیت این است که زندگی ما مجموعه ای است از عادتهای ما

و درصد بسیار کمی از زندگی ما بر اساس عادتهای ما شکل نگرفته است

 

تغییر زندگی

اقدامک :

لحظه ای با خود تامل کنید که :

از صبح تا شب ، کارهای شما یا تصمیمات و رفتار شما چقدر تکراری و بر اساس عادتهای شماست ؟

اگر خوب تامل کنید می بینید که درصد بسیار بالایی از تمام رفتارها ، تصمیمات و کارهای ما بر اساس عادتهای ماست

تغییر زندگی

فرمول تغییر زندگی :

حال که دریافتیم زندگی ما مجموعه ای است از عادتهای ما

بنابراین برای تغییر زندگی هم باید عادتهای خودمان را تغییر دهیم :

ترک عادتهای بد و ایجاد عادتهای خوب

 

برای درک بهتر این موضوع کافی است تا زندگی بعضی از افراد مؤفق را مطالعه کنید :

می بینید که چیزی که زندگی آنها را از دیگران متمایز کرده :

ایجاد عادتهای خوب در زندگیشان می باشد

من و شما هم اگر می خواهیم زندگی خود را تغییر بدهیم

باید عادات خوب و بد خود را شناسایی کنیم بعد :

عادات بد را ترک کنیم

و عادات خوب را یا ایجاد یا تقویت کنیم

 

برای اینکه با ترک عادت بد که مهمترین سرفصل فرمول تغییر زندگی می باشد آشنا شوید

به شما پیشنهاد می کنم حتما و حتما مقاله ذیل را مطالعه کنید :

 

مقاله ایجاد عادت خوب و ترک عادت بد

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چرا تغيير سخت است

چرا تغییر سخت است ؟ ( چرا ترک عادت سخت است ؟ )

چرا تغییر سخت است ؟

چرا ترک عادت بد سخت است ؟

چرا ایجاد عادت خوب سخت است ؟

 

دلیل سخت بودن تغییر

ماهیت مغز انسان به گونه ای طراحی شده است که کمترین انرژی را مصرف کند

دلیل این قضیه ،  این است که مغز برای خود رسالت و هدفی دارد

هدف و رسالت مغز : زنده نگه داشتن و حفظ بقای انسان می باشد

برای حفظ بقای انسان هم بهترین راه این است که کمترین انرژی را مصرف کند

تا بیشترین طول عمر برای انسان رقم بخورد

چرا تغییر سخت است

دکمه روی یخچال :

یخچالهای جدید ، یک دکمه دارند به نام Energy Saver

در کاتالوگ یخچالها نوشته شده است که وقتی می خواهید مسافرت می روید این دکمه را فشار دهید

این دکمه باعث می شود که سیستم یخچال در مینیمم حالت ممکن کارکرد قرار بگیرد

موتور یخچال کمتر روشن و خاموش شود و درب یخچال هم باز و بسته نشود

همین دکمه باعث می شود عمر یخچال بیشتر شود

مغز انسان نیز دوست دارد همانند این دکمه یخچال باشد

یعنی در مینیمم حالت ممکن و کمتر مورد استفاده قرار گیرد

در حالیکه تغییر و ترک عادت بیشترین استفاده را از مغز می کشد

چون از مغز انتظار دارد که خودش را با شرایط جدید تغییر و ترک عادت هماهنگ کند

همانند این می ماند که شما یک مهمانی بزرگ در خانه دارید و مدام درب یخچال را باز و بسته می کنید

و به صورت مستمر موتور یخچال خاموش و روشن می شود

اگر این مهمانیها ادامه داشته باشد به صورت قطعی از عمر یخچال می کاهد

چرا تغییر سخت است

به همین دلیل است که مغز با هر نوع تغییر و ترک عادتی مخالف است

چون تغییر و ترک عادت میخواهند از مغز کار بکشند

و مغز دوست ندارد که انرژی مصرف کند

این دلیل باعث می شود که بفهمیمم چرا تغییر سخت است

 

شنا کردن خلاف جریان آب

این تعبیر و مثال می تواند به بهترین شکل ممکن تغییر و ترک عادت را برساند و می تواند در ذهن ما ترسیم کند که چرا

تغییر سخت است ؟

تغییر و ترک عادت شنا کردن خلاف جریان آب است

شنا کردن خلاف آب سختی خاص خود را دارد

قدرت و همت بیشتری می خواهد

همانگونه که در این عکس می بینید ، جریان آب تولید شده توسط پمپ آب شناگر را به سمت مخالف هول می دهد

چرا تغییر سخت است

و شناگر مجبور می شود بیشترین نیرو را مصرف کند تا به جلو برود

 در مورد تغییر و ترک عادت هم همینگونه است :

جریان آب توسط مغز بوجود می آید

چرا تغییر سخت است

به طور مثال در مورد لاغر شدن :

من تصمیم می گیرم لاغر کنم و در مقابلم یک دفعه یک جعبه شیرینی خامه ای قرار می گیرد که مورد علاقه من است

جریان آب توسط مغز بوجود می آید که :

حالا این شیرینی ها را بخور ، بعدش لاغر می کنی سر فرصت

یا از شنبه لاغر می کنیم !

کی گفته که با شیرینی آدم چاق میشه ؟

فلانی را میشناسی همه چیز می خوره ولی چاق هم نمیشه

ما ژنمون از اول اینجوری بوده ! آب هم بخوریم چاق میشیم

و ده ها بهانه دیگر که بتوانیم به یکی از آنها متوسل بشیم تا شیرینی را بخوریم

حالا اگر بخواهیم به تغییر و ترک عادت خودمان پایبند باشیم باید خلاف جریان آب شنا کنیم

اینجاست که کار سخت می شود و دلیل می شود که چرا تغییر سخت است

اجازه بدهید مثال دیگری بزنم :

عادت مطالعه کردن

من می خواهم از این به بعد ، در روز یک ساعت مطالعه کنم

تا تصمیم می گیرم مغز می بیند از این به بعد باید حسابی کار کند و انرژی مصرف کند

بنابراین شروع می کند به ایجاد جریان آب تا شنا کردن برای ما سخت شود :

من هزار تا کار دارم دیگر وقت مطالعه ندارم

آخه من میام خیلی خسته ام دیگر مغزم کار نمی کند که بخوام مطالعه کنم

امروز که باید برم فلان جا ، از شنبه مطالعه می کنم

حالا من که دارم مطالب تلگرام را مطالعه می کنم دیگه نیاز به مطالعه کتاب نیستش

و …

این ها نمونه ای است از جریان آب ایجاد شده توسط مغز که میخواهد نیروی شنای شما را کم کند و نگذارد شما به فکر تغییر و ترک عادت بیفتید

 

چرا تغییر سخت است

نتیجه گیری :

دلیل اینکه تغییر سخت است را باید در ماهیت مغز انسان جستجو کرد

مغز انسان می خواهد با کمترین انرژی ممکن ، باعث حفظ بقای انسان شود

و تغییر و ترک عادت بیشترین انرژی را از مغز می کشد

بنابراین مغز با ایجاد بهانه ها  و دلایل مختلف با تغییر مخالفت می کند

 

اقدامک :

تغییر یا ترک عادتی که مدنظرتان است را بنویسید

و به این فکر کنید که برای شما چرا تغییر سخت بوده است ؟

به بهانه هایی که مغز ایجاد کرده فکر کنید

و این دفعه با شناخت نسبت به بهانه های مغز ، نگذارید که مغز این دفعه پیروز شود

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
لذت و رنج تغيير

لذت و رنج تغییر و ترک عادت ( لذت و رنج برای ترک عادت )

لذت و رنج تغییر و ترک عادت

لذت و رنج تغییر و ترک عادت سیگار کشیدن

لذت و رنج تغییر و ترک عادت چاقی

لذت و رنج ناخن جویدن

لذت و رنج خود ارضایی

لذت و رنج پرحرفی

لذت و رنج وسواس

…..

لذت و رنج تغییر

اهرم لذت و رنج :

اهرم لذت و رنج به ما می گوید :

هر کاری لذت یا رنجی دارد و

نمی توان برای بدست آوردن لذت چیزی یا کاری ، هزینه یا رنجی پرداخت نکرد

لذت و رنج تغییر

مثال :

خوردن : لذت می بریم که می خوریم ولی برای این لذت :

پول داده ایم 

زمان داده ایم که پولی بدست بیاوریم

زمان یا حوصله داده ایم که غذا را درست کنیم 

یاد گرفته ایم که چگونه درست کنیم

مسافتی را طی کرده ایم که مواد لازم را بخریم یا به رستوران برویم 

دستشویی هم باید بعدش برویم

لذت و رنج تغییر

اهرم لذت و رنج می گوید :

  • باید برای هرکاری لذت و رنجی را تصور کرد
  • لذت و رنج هر کاری دو طرف یک اهرم یا الاکلنگ یا ترازو هستند ، یک طرف لذت و یک طرف رنج
  • اگر طرف لذت بالا برود ، طرف رنج پایین می رود و اگر طرف رنج بالا برود، طرف لذت پایین می آید

لذت و رنج تغییر

مثال : ناخن جویدن ( لذت و رنج تغییر )

لذت : کم شدن استرس ، مشغول کردن خودمان به کاری ، احساس خوب

رنج : آسیب دیدن ناخنها و انگشتان ، ورود میکروب به داخل دهان ، عدم بهداشت و سلامت ، ایجاد احساس بد و ضعف در اطرافیان و نزدیکان

 

منفعت جانبی یا لذت عادت :

هر عادتی برای خود لذتی به دنبال دارد و اگر آن لذت یا منفعت جانبی وجود نداشت ، به هیچ وجه تبدیل به عادت نمی شد

مثال :

سیگار کشیدن : احساس یا القای شخصیت ، بزرگی ، پرستیژ …

خوردن بیش از حد و چاقی : لذت خوردن ، لذت سیر شدن کامل …

پر حرفی : تخلیه اطلاعات ، احساس سبکی ….

وسواس : احساس تمیزی و پاکی ، رعایت بهداشت کامل

 

لذت و رنج تغییر و ترک عادت :

 برای هر تغییر یا هر ترک عادتی :

ما باید لذت و رنج تغییر و ترک آن عادت را مورد بررسی قرار دهیم تا

متوجه شویم که کدامیک از طرفین بر دیگری غلبه دارد

کفه لذت بالاتر است یا رنج ؟

برای این کار ، بهترین کار این است که جدول T تغییر را برای آن مورد خاص بکشیم

لذت و رنج تغییر

جدول T  تغییر :

یک T بزرگ روی صفحه سفید است که یک سمت آن ، لذت تغییر نکردن و سمت دیگر رنج تغییر نکردن است

جدول T در مورد عادت :

یک سمت آن لذت انجام همان عادت و سمت دیگر رنج انجام دادن آن عادت است

 

اقدامک لذت و رنج تغییر و ترک عادت:

برای تغییر یا ترک عادت خودتان ، یک جدول بزرگ T بکشید و

در یک سمت آن لذت تغییر نکردن یا انجام آن عادت و در سمت دیگر رنج تغییر نکردن یا انجام آن عادت بنویسید

لذت و رنج تغییر

لذت و رنج سیگار کشیدن :

جدول T لذت و رنج سیگار کشیدن :

یک سمت لذت سیگار کشیدن :

عدم ترک سیگار ، تکرار عادت سیگار ، فرمان مغز به تکرار سیگار

نیکوتین موجود در سیگار ، القای تسکین ، القای آرامش

القای دیسیپلین ( ابتدای سیگار کشیدن ) ، القای بزرگ شدن ( ابتدای سیگار کشیدن برای نوجوان یا جوان)

یک سمت رنج سیگار کشیدن :

بیماری ، عدم تنفس صحیح ، هزینه اقتصادی ، بوی بد ، پیری زودرس ، مرگ زودرس ، نگاه بد خانواده ، آسیب به خانواده

 

حال که دو طرف جدول T سیگار کشیدن را کشیده ایم

می آییم با دقت دو طرف را می خوانیم با این دید که واقعیت لذت و رنج ما چیست ؟

کدام طرف بر دیگری می چربد ؟

ما واقعا هنوز لذت سیگار کشیدنمان بر رنج سیگار کشیدنمان غلبه دارد یا برعکس آن است ؟

با خودمان رو راست باشیم

و خودمان را فریب ندهیم

اگر هنوز سیگار می کشیم کفه لذت بر کفه رنج غلبه دارد

اگر شک داریم :

بهترین کار این است که :

به هریک از لذات و رنجها امتیازی و نمره ای اختصاص دهیم که بهتر این موضوع برای ما به تصویر کشیده شود
 بعد از امتیاز دهی هم می توانیم جمع دو طرف را مقایسه کنیم

و هم می توانیم به مهمترینها نگاه کنیم و امتیاز آنها را مقایسه کنیم

لذت و رنج تغییر

اگر قصد واقعی تغییر یا ترک عادت داریم :

 دوباره لذت و رنج تغییر و ترک عادت خود را این بار با استفاده از جدول Tبررسی کنیم

و روی رنج هایی که برای ما مهم است تمرکز بیشتری بکنیم و به آنها بهای بیشتری بدهیم

و یا لذاتی که فکر می کنیم دارد را بررسی کنیم ببینیم هنوز برای ما از لذت بالایی برخوردار است یا نه ؟

تا به این نتیجه برسیم که آماده تغییر هستیم یا نه ؟

اگر هنوز لذات عدم تغییر و عدم ترک عادت برای ما بالاتر از رنجهای عدم تغییر و عدم ترک عادت است !

پس آماده تغییر نیستیم و فقط ادعا یا فکرش را داریم

اگر رنجهای عدم تغییر و ترک عادت بر لذات آن غلبه دارد و دیگر عرصه برای ما تنگ شده است

به قول یکی از اساتید به مرحله تهوع از این عدم تغییر رسیده ایم

حال برای تغییر و ترک عادت آماده هستیم

 

مهمترین شرط تغییر و ترک عادت : غلبه کفه رنج بر لذت است

لذت و رنج تغییر

لذت و رنج لاغر کردن :

لذت و رنج تغییر : لذت چاق بودن ( عدم لاغر کردن ) :

لذت خوردن ، لذت سیر شدن کامل 

تموم کردن و خیالمان راحت شدن که تمام شده

  بیش از دیگران خوردن ، عدم حسرت نخوردن

عدم مبارزه با مغز که فرمان خوردن بیشتر میدهد ، لذت نقد و آنی

 

رنج چاق بودن (عدم لاغر کردن) :

عدم سلامتی ، بیماری ، قند ، چربی 

عدم کیف کردن از تناسب اندام 

کوچک شدن لباسها ، شکم داشتن

مسخره شدن ، عدم افتخار همسر یا فرزند یا دوست به هیکل ما 

به عنوان یک چاق شناخته شدن

 

حال فردی که می خواهد لاغر کند باید

بررسی کند ببیند کدام کفه غلبه دارد بر دیگری ؟

اگر کفه رنج غلبه دارد که آماده است برای لاغر کردن ولی اگر برعکسش بود هنوز آمادگی لازم بوجود نیامده است

ممکن است یکی از مواردی که برای دو طرف لذت و رنج نوشتیم بر تمام طرف مقابل غلبه کند و تکلیف اهرم را به تنهایی مشخص کند

 

به طور مثال :

 من حوصله ندارم با مغزم که من را به خوردن بیشتر دعوت می کند مبارزه کنم

بنابراین هر چقدر هم از رنج چاق بودن بهره مندم ولی کفه لذت بالاتر است

یا

فرزند من به من می گوید : بابا چون سیگار می کشی همیشه بوی بد می دهی

همین که بوی بد بدهم آن اندازه من را اذیت می کند که کفه رنج را بالا برده و من تصمیم به ترک سیگار میکشم

یا

لذت و رنج تغیبر

دخترم به من می گوید : بابا تو انقدر سیگار می کشی که خود را می کشی !  من دوست دارم تو در عروسیم باشی

عشق به فرزند و سلامتی به خاطر او هم شده باعث این می شود که لذات سیگار کشیدن در نظرم کمرنگ و در نهایت کفه جابجا و ترک سیگار گردد

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید