روش ترک عادت

دو روش ترک عادت (دو نوع ترک عادت )

 

روش ترک عادت

بهترین روش ترک عادت

 

خیلی وقتها شده که تصمیم گرفتیم عادتی را ترک کنیم

خیلی وقتها شده که قصد کردیم در خودمون تغییری بوجود بیاوریم

خیلی وقتها شده که با خودمون گفتیم که من از فلان تاریخ یک آدم دیگه میشم

….

روش ترک عادت

بعد برای خودمون یک زمانی تعیین کریم و زمان موعود اومده و بعدش ما همون آدم قبلی بودیم

ما همون آدم قبلی بودیم و هیچ تغییری نکردیم

بعد با خودمون هر وقت که نشستیم فکر کردیم ، مدام خودمون رو سرزنش کردیم و گفتیم :

من اصلا نمی تونم تغییر کنم

من اصلا ذاتم همینه ، نباید فکر عوض شدن خودم رو داشته باشم

اصلا ترک عادت موجب مرضه

روش ترک عادت

گفتگوی درونی تغییر

همین گفتگوهای درونی خودش بزرگترین معضل تغییر و ترک عادت هستش

وقتی شما چیزی رو به خودتون میگید برابر است با اینکه ۱۷ نفر دیگر به شما همون چیز رو بگویند

مثلا وقتی به خودتون میگید من این کار را نمی تونم انجام بدهم برابر است با اینکه

۱۷ نفر دیگر به شما بگویند که شما نمی توانید این کار را انجام بدهید

پس باید خیلی مواظب گفتگوی درونی خودمان باشیم

بهتره بعد از عدم موفقیت در تغییر و ترک عادت به خودمون بگیم :

که من هنوز روش ترک عادت رو بلد نیستم

من هنوز یاد نگرفتم چگونه تغییر کنم

یا من هنوز مهارت تغییر و ترک عادت رو بدست نیاوردم

 

دو روش ترک عادت :

حالا می خواهیم دو روش ترک عادت را به صورت کلی یاد بگیریم که می تواند خیلی در تصمیمات تغییری ما موثر واقع شود

  • غرقه سازی
  • حساسیت زدایی نظام مند

 

اجازه بدهید با یک مثال برای شما توضیح بدهم :

نوع ورود به استخر برای شنا

فرد می خواهد برای شنا کردن وارد استخر شود

روش ترک عادت

یک روش این است که اول کنار استخر می نشیند و پایش را داخل استخر می کند ، بعد با دستش یکذره آب می ریزد روی تنش ، بعد بیشتر پایش را داخل آب می کند بعد آب بیشتری روی خودش می ریزد و کم کم وارد استخر می شود ، یکذره راه می رود در قسمت کم عمق و در نهایت شروع می کند به شنا کردن

این روش را حساسیت زدایی نظام مند می گویند که مرحله به مرحله خودش را برای شنا کردن آماده می کند

روش ترک عادت

روش دوم غرقه سازی است

طرف تا برای شنا کردن وارد استخر می شود ، بلافاصله و سریع شیرجه می رود و شروع می کند شنا کردن

شما اگر استخر بروید از کدام روش استفاده می کنید ؟

بلافاصله می پرید توی آب و شنا می کنید ؟

یا باید مراحل تدریجی تطابق بدن خود با آب را بگذرانید ؟

این موضوع خیلی بستگی دارد به روحیات و شخصیت فرد

اجازه بدهید یک مثال شخصی و مهم از همین موضوع برای شما بزنم

روش ترک عادت

یادگرفتن شنا در ۵ سالگی :

پدر و مادرم من رو وقتی که ۵ یا ۶ سالم بود برای آموزش شنا ، به یک استخر معرفی کردند

همون جلسه اول که ما هنوز با مربی که چه عرض کنم ، با پدیده ای به نام استخر آشنا نشده بودیم

همون دقایق اول انداختند در قسمت عمیق به بهانه از بین رفتن ترس

شما تصور کنید بچه ۵ ساله رو ، اون هم اون زمان که بچه ها نه مهد می رفتند نه هیچ کلاس آموزشی بزرگ

یکدفعه بیارند به صف بندازند در قسمت عمیق استخر

اون هم مربی با یک فاصله چند متری با جایی که بچه ها را می انداختند که قشنگ بچه احساس غرق شدن بهش دست بده

بعد مربی بگیردش

همین روش غلط که با گریه تقریبا تمام بچه ها همراه بود ، باعث شد یک تصویر بد از شنا و آموزش در ذهن همه ما حتی برای یک لحظه نقش ببنده

روش ترک عادت

روشی که به کار بردند روش غرقه سازی بود ولی مربیان اون زمان نمی دونستند که این روش برای همه جواب نمی دهد

و برای اینکه ترس کودک را از آب از بین ببریم باید حساب شده تر عمل کرد

البته این رو هم بگم که ممکن است این روش روی نفرات زیادی جواب داده بوده که مربیان تصمیم گرفته بودند این روش رو به صورت عمومی اجرایی کنند

روش حساسیت زدایی نظام مند:

اگر می خواستیم روش دیگر یعنی حساسیت زدایی نظام مند رو در همینجا اجرا کنیم

باید بچه ها را ابتدا در قسمت کم عمق می بردند و حداقل یک جلسه می گفتند که فقط آب بازی کنید

بعد شروع می کردند به آموزش تدریجی شنا

بعد کمربند شنا می دادند به تک تک بچه ها

و اونها رو کم کم به قسمت عمیق می بردند با همین کمربند شنا

بعد از یادگیری بچه ، کم کم به او می گفتند که کمربندش را دربیاورد

روش ترک عادت

 

روش درست ترک عادت

هیچکس نمی تواند بگوید کدام روش درست است یا کدام غلط !

ولی این را به جرات می توان گفت که روش دوم ریسک کمتری دارد و حداقل نمی تواند به روان و احساس بچه ضرر برساند

 

پیشنهاد :

اگر با این دو روش ترک عادت به صورت کلی آشنا شدید

به شما پیشنهاد و توصیه می کنم که مقاله بعد رو حتما مطالعه کنید

در مقاله بعد همین دو روش را در مورد تغییر و ترک عادت بیشتر توضیح می دهیم

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
قدرت نه گفتن

قدرت نه گفتن ( شرط تغییر و ترک عادت )

قدرت نه گفتن

تصویر سازی ذهنی  :

خوراکی در نظر بگیرید که وقتی اسمش را می شنوید یا از نزدیک می بینید 

آب از دهان مبارکتان راه میفتد :

مثلاً آنهایی که ترشی دوست دارند : لواشک 

قدرت نه گفتن

یا شیرینی دوست دارند : نان خامه ای یا رولت 

قدرت نه گفتن

طعم ملسی ها : تمر هندی

قدرت نه گفتن

هر کسی آن خوراکی محبوبش را در نظر بگیرد که

وقتی در  یخچال یا کماد در آشپزخانه هست

و با کسی رودربایستی ندارد 

در عین حال از بیماری و چربی و قند و چاقی رنج نمی برد

تا مقداری از آن خوراکی را نخورد یا بدتر از آن تمامش نکند

ذهن و فکرش راحت نمی شود

خود را در مقابل این خوراکی محبوبتان بدون هیچگونه محدودیت و معذوریتی مجسم کنید :

مقاومت در برابر نخوردن آن سخت است ؟ نه؟

قدرت نه گفتن

داستان مارشمالو ( داستان قدرت نه گفتن )

 

سال ۱۹۷۰ در دانشگاه استنفورد آمریکا 

یک آزمایش علمی انجام شد بدین شرح :

حدود ۴۰۰ تا بچه ۴ الی ۶ ساله را یک به یک در اتاقی فرستادند که مجهز به دوربین مداربسته بود

از آنها خواستند که پشت میزی قرار بگیرند که روی میز یک بشقاب بود با یک عدد شیرینی مارشمالو

قدرت نه گفتن

شیرینی مارشمالو شیرینی است که هم کوچک هم راحت الحلقوم یعنی راحت خورده می شود و هم بسیار خوشمزه شاید مشابه آن را در ایران بتوان باقلوا دانست

و به بچه ها گفته شد که

تا یک ربع ( ۱۵ دقیقه ) هر کس طاقت بیاورد و این مارشمالو را نخورد یک مارشمولو دیگر به او جایزه داده می شود

اگر شما تصویر پردازی اولیه را کرده باشید و خودتان را دربرابر خوراکی مورد علاقه تان قرار داده باشید

متوجه خواهید شد که این بچه ها چه دقایق سختی را گذراندند!

بعضی ها بعد از ۲ دقیقه یا ۳ دقیقه مارشمالو را خوردند و در نهایت ،  اکثریت موفق نمی شوند که از این آزمایش سربلند بیرون بیایند

و تنها اقلیتی (حدود یک سوم )توانستند مارشمالو دوم را دریافت کنند .

بعد از ۲۰ تا ۲۵ سال زندگی این بچه ها را بررسی کردند و متوجه شدند :

بچه هایی که توانسته بودند در همان سن کودکی دربرابر خوردن مارشملو مقاومت کنند از زندگیهای بهتر و موفقتری برخوردار گردیده بودند.

اگر ما بتوانیم در مواقعی خاص از خواسته هایمان دست بکشیم و به دنبال خوشیهای لحظه ای نباشیم ، می توانیم شیرینی ها یا خوشیهای بزرگتری و بهتری را تجربه کنیم .

قدرت نه گفتن

شرط تغییر : قدرت نه گفتن

قدرت نه گفتن ( و قدرت بالای نه شنیدن) از همان کودکی به صورت اکتسابی در انسان حاصل میگردد

ولی در هر سن و سالی می توان این قدرت را با تمرین افزایش داد و بالا برد .

یکی از شروط تغییر همین قدرت نه گفتن است .

در هر تغییری ما نیازمند نه گفتن به یکسری از امور هستیم

و هر چقدر که قدرت نه گفتن ما بالاتر باشد در تغییرات زندگی یا ترک عادت بهتر می توانیم عمل کنیم .

وقتی می خواهیم لاغر کنیم باید به غذای اضافی نه بگوییم

وقتی می خواهیم سیگار را ترک کنیم باید به سیگار نه بگوییم

وقتی می خواهیم ارتباط بهتری با همسرمان داشته باشیم باید به خیلی از رفتارهایمان نه بگوییم

وقتی می خواهیم تغییری در اخلاقمان بوجود بیاوریم باید به خیلی از عصبانیت ها نه بگوییم

و….

خلاصه :

قدرت نه گفتن به خواسته ها و لذتهای زودگذر یا عادات بد ، یکی از شروط مهم  تغییر می باشد

و هر اندازه ما از قدرت بالاتری در نه گفتن برخوردار باشیم در تغییرات زندگیمان یا ترک عادات منفی خود بهتر می توانیم عمل کنیم

قدرت نه گفتنقدرت نه گفتنقدرت نه گفتن

اقدامک :

خوراکی مورد علاقه خود را تهیه کنید

و روزی که از فراغت بیشتری برخوردار هستید آن را در معرض دید و دسترس خود قرار دهید

و تصمیم بگیرید حتی یکذره هم از آن خوراکی محبوب نخورید .

اگر به هیچ خوراکی دلبستگی و تعلق خاطر ندارید :

کاری یا لذتی را انتخاب کنید که به آن دلبستگی دارید و البته ماهیت تفننی دارد

همانند جستجو در اینستاگرام یا چک کردن گروههای تلگرامی خانوادگی و سرگرمی و دوستانه

 روزی که فراغت شما بیشتر است تصمیم بگیرید که حتی چند ثانیه هم در آن روز بخصوص به آن کار محبوب و مورد علاقه نمی پردازید.

 

پیشنهاد :

پیشنهاد می کنم برای اینکه با تغییر و ترک عادت بیشتر آشنا شوید

این مقاله را هم مطالعه کنید

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
قبل از تغییر

مراحل قبل از تغییر (قبل از تغییر چه می گذرد ؟)

 

قبل از تغییر

دوست دارید بدانید که قبل از تغییر چه اتفاقی برای شما می افتد ؟

قبل از تغییر ، شما برای تغییر آماده می شوید ؟

یا بر عکس قبل از تغییر ، شما از تغییر و ترک عادت فرار می کنید ؟

جواب به این سوالات و علم نسبت به اتفاقات قبل از تغییر می تواند در سرنوشت تغییر و ترک عادت شما بسیار موثر باشد

برای همین تحت عنوان مراحل قبل از تغییر ، این موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم

قبل از تغییر

مراحل قبل از تغییر :

مراحلی که هر فرد می گذراند تا به تغییر می رسد عبارتند از :

  • انکار حقیقت یا مقاومت و سرپیچی
  • انزجار ، پرخواشگری
  • معامله
  • پذیرش بدون عمل
  • اقدام برای تغییر

 قبل از تغییر

مثال فرد سیگاری :

با مثال مراحل فوق را شرح می دهیم :

شما با شخص سیگاری روبرو هستید و میخواهید او را تغییر دهید تا سیگار را ترک کند

( شخص می تواند خود شما هم باشید و با هر تغییری که در ذهن شما باشد)

جوابهای فرد سیگاری را در هر مرحله مشابه اینگونه جوابهاست :

 

  • انکار حقیقت :

فرد سیگاری می گوید : کی گفته سیگار کشنده هست!  من خودم دو تا دکتر قلب و عروق میشناسم که سیگار می کشند ! اگر کشنده بود که آنها سیگار نمی کشیدند! یا میگه پدر بزرگ من۹۸ سال از خدا عمر گرفت تاز ه از ۳۰ سالگی سیگار می کشید!

  • انزجار و پرخاشگری :

فرد سیگاری : تمام مشکلات ما حل شده فقط همین دو نخ سیگار باقیمانده است!

اصلا به تو چه مربوط ، تو برو مشکلات خودت را حل کن!

  • معامله :

باشه از فردا ترک می کنم امروز را بگذار بکشم.

بگذار این یک دونه رو بکشم بعد بهش فکر می کنم.

  • پذیرش بدون عمل :

حق با شماست سیگار خیلی بده ! من هم به همه پیشنهاد می کنم سیگار نکشند، ولی هیچ اقدامی نمی کند.

  • اقدام برای تغییر :

بعد از گذراندن این مراحل و باز هم پافشاری شما یا خودش مبنی بر ترک سیگار تاز ه برای ترک قدم اساسی را برداشته است.

قبل از تغییر

مثال خوردن نوشابه :

این مثال را برای تغییر نوشابه نخوردن هم تکرار می کنیم:

دیالوگهای فردی که از او میخواهیم دیگر نوشابه نخورد :

  • کی گفته نوشابه مضره!
  • ولمون کن بابا ، همین یک نوشابه را از ما می خواهید بگیرید!
  • فقط این مهمانی یا امشب را نوشابه بخورم ! از فردا
  • قبول دارم نوشابه چیز خوبی نیست و نباید خورد
  • اقدام برای نخوردن نوشابه

قبل از تغییر

مثال بیدار کردن از خواب :

در مورد بیدار کردن یک نفر از خواب :

  • من که خواب نیستم ، بیدارم!
  • من اصلا ًنمی خوام برم بیرون ، ولم کن بذار بخوابم !
  • ۵ دقیقه دیگه بخوابم ، بعد بلند میشم!
  • بلند شدم دارم میام ( هنوز تو رختخوابه )
  • پتو را کنار زدن برای بلند شدن واقعی

 

هر فردی برای تغییر ، این مراحل یا مشابه آن را از ذهنش می گذراند

که فقط عزم قاطع خود یا فردی که او را به تغییر دعوت می کند ،می تواند باعث گردد که این مراحل را گذرانده و فرد تغییر را شروع کند.

حالا که با مراحل قبل از تغییر آشنا شدید

بهتر می توانید تغییر خودتان را آنالیز و بررسی کنید

ببینید در کدام مرحله هستید ؟

یا بهانه های شما با کدام مرحله قبل از تغییر مطابقت دارد ؟

به مرحله اقدام برای تغییر رسیده اید

یا دارید در مراحل قبل از تغییر درجا می زنید ؟

قبل از تغییر

خلاصه :

هر فرد برای اینکه بتواند به مرحله تغییر برسد یا خود را برای تغییر آماده کند

باید این مراحل را بگذراند:

انکار حقیقت – پرخاش و انزجار- معامله – پذیرش بدون عمل – اقدام برای تغییر

 

قبل از تغییر

اقدامک :

برای تغییری که مد نظر دارید بر روی برگه ی تغییرسازی خودتان،  این ۵ مرحله را شرح دهید :

انکار حقیقت – پرخاش و انزجار- معامله – پذیرش بدون عمل – اقدام برای تغییر

تا متوجه شوید :

در چه مرحله ای از این مراحل توقف کرده اید ؟

یا بیشترین نیرو و انرژی شما را کدامیک از این مراحل مصرف کرده است ؟

مرحله بعدی شما چیست و بهانه ها را کنار زده اید یا نه ؟

 

قبل از تغییر

مژده  :

با تشریح  و نو شتن این مراحل می توانید

ذهن خود را آزاد کرده و بسیاری از توجیهات آتی موانع ذهنی تغییر را از بین ببرید

و با انرژی مضاعفی خود را برای به نتیجه رساندن تغییر آماده کنید.

قبل از تغییر

پیشنهاد :

در پایان به شما پیشنهاد می کنم که

مقاله اصل تغییر را مطالعه کنید تا شما را با اصول تغییر آشنا کند

 

مقاله اصل تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر و ترک عادت

اصل تغییر

مقاومت در برابر تغییر

من تصمیم می گیرم که تغییر کنم و لاغر بشم

از امروز تصمیم می گیرم :

ضمنا” در جریان اصل تغییر کوچک سازی تغییر  هستم

یعنی می دانم که مطابق با این اصل تغییر باید تغییرم را کوچک کنم

پس تصمیم می گیرم دو لقمه از وعده صبحانه خودم کم کنم .

به محل کار می روم

به محض ورود میبینم یکی از همکاران یک جعبه بزرگ شیرینی خامه ای آورده

و میگه که خداوند به او پسر داده است 

اصل تغییر

جعبه شیرینی نزدیک شما که می رسد دودل میشوید که بخورید یا نخورید؟

با خودتان می گویید که من تغییر کوچک را انجام داده ام پس می توانم بخورم ، به جای یکی دوتا هم برمیداری

هنوز دومی را کامل نخوردی ، یکی از همکارانت میاد در گوشت میگه :

خانمم با خانمت صحبت کرده ، شام خونه ما هستید ، یادت نره !

زود بیا یک دست شطرنج بازی کنیم

چیپس و ماست موسیر هم خریدم با یک فیلم باحال بعدش می بینیم

یک دفعه میبینی کارت عروسی پسر یکی از همکاران ، هم به دستت میرسه که آخر هفته عروسی دعوت دارید

آخرین ضربه هم اینه که یکی از دوستات پیشت میاد و میگه :

یزد بوده یک بسته باقلوا برات آورده

تو از خودت می پرسی چرا؟ آخه چرا؟

چرا الان که من تصمیم گرفتم به لاغری ، همه چیز شده خلاف لاغری ؟

یکی از قوانین حاکم بر طبیعت که نیوتن کشف کرده : قانون سوم نیوتن هست که بیان می کنه :

هر عمل را عکس العملی است مخالف آن

این قانون در مورد تغییر و کنش و واکنش هم صدق می کن

شما تصمیم گرفتی تغییر کنی و عملی را انجام دهی

بنابراین طبق همین قانون مقاومت های مخالف در سر راه تو قرار می گیرد تا عمل و تصمیم تو را درهم بشکند

اصل تغییر

اصل مقاومت (اصل تغییر )

اصل مقاومت به ما میگوید :

مقاومت در برابر تغییر کاملا طبیعی است

اتفاقا اگر مقاومت بوجود نیاید باید شک کرد

و در نهایت این اصل تغییر به ما می گوید :

اگر توانستی یک به یک مقاومتها را از جلوی مسیر تغییرت برداری ، می توانی مؤفق شوی .

و به طور کلی ارزش تغییر و ماندگار ماندن تغییر همین است که

بتواند در برابر عکس العملها خود را حفظ نماید

وگرنه این تغییر ، تغییری کوتاه مدت و بی ارزش است که در اولین فرصت مغلوب موانع ذهنی خواهد شد

برای اینکه بتوانیم بر مقاومتها پیروز شویم

راههای مختلفی وجود دارد که یکی از بهترینهای آن جایگزین و الگوسازی است

اصل تغییر

جایگزین و الگوسازی

جایگزین

یکی از راههای مبارزه با مقاومت ها و موانع تغییر در برابر عادتهای بد این است که

برای آن عادت بد ، جایگزین تعیین کنیم

و هر لحظه که با این عادت روبرو شدیم ، جایگزین در پیش روی ما قرار بگیرد.

به طور مثال :

برای لاغری ، خوراکیهای پر حجم کم کالری همانند سالاد یا تنقلاتی همانند گردو ، بادام

به طور مثال :

برای ترک سیگار ، چوب شور

اصل تغییر

الگو سازی

یکی دیگر از راههایی که می تواند ما را در پیشبرد تغیر جلو ببرد ، الگوسازی است

شما در مورد تغییری که قصدش را دارید

یک الگو برای خودتان انتخاب کنید که در آن مورد خاص دارای معیارهای لازم برای الگو باشد

بعد خودتان را در هر لحظه با الگو مقایسه کنید

تا بهتر بتوانید عملکرد خود را با او سنجیده و میزانی برای سنجش عملکرد خود داشته باشید.

 

نکاتی در مورد الگو سازی

  • بهتر است که الگوی شما در دسترس و ترجیحا” از نزدیکان و دوستان شما باشد
  • نیازی نیست به او بگویید که هم خودتان هم او را در معذوریت قرار بدهید
  • در عین حال ممکن است الگوی شما فقط در آن مورد خاص الگو باشد و در بقیه موارد الگو نباشد
  • به محض اینکه متوجه شدید که از الگوی خودتان پیشی گرفته اید الگوی جدیدی برای خودتان در نظر بگیرید

اصل تغییر

 شرطی شدن

ما برای اینکه بتوانیم تغییر را نهایی کنیم

باید طوری خودمان را شرطی کنیم که در نهایت رفتارمان تبدیل به عادت بشود

و بدون اینکه لحظه ای تعلل کنیم بر اساس همان تغییر عمل کنیم .

 

مراحل شرطی شدن:

۱- شرط سازی :

برای مثال :

ما صبح اول وقت یا شب قبل با خودمان شرط می کنیم

که من از امروز عصبانی نمی شوم و خشم خودم را کنترل می کنم

ما شرط تعیین می کنیم و روزانه از خودمان آن شرط را مطالبه می کنیم

تا وقتی که حس کردیم دیگر آن تغییر برای ما تبدیل به عادت شده

و مسیر عصبی آن شکل گرفته است

و نیازی به مطالبه هر روزه نیست و هفته ای یکبار مطالبه میکنیم

و تا زمانی به این شرط ادامه می دهیم

که اگر بخواهیم خلاف آن رفتار کنیم

برای ما سخت و غیرممکن می گردد

تا آن روز هر روز شرط گذاری و مطالبه می کنیم

اصل تغییر

 ۲- مراقبه و اصل مراقبت:

ما هر روز از شرطی که کردیم مراقبت می کنیم که به نتیجه برسد

فقط نکته مهم اصل مراقبت به عنوان اصل تغییر 

این است که

اگر حالا ما اشتباه کردیم و شرط خود را فراموش کردیم

یا به هر دلیلی نتوانستیم ، صورت مسأله را پاک نکنیم و از همان لحظه شروط خود را رعایت کنیم .

وقتی که اشتباه کردیم باید به اصل مراقبت پایبند باشیم

و فریب بخش مخالف مغز را نخوریم که به ما اینگونه تلقین می کند که

دیدی نتوانستی پس تغییر را فراموش کن.

من می خواستم لاغر کنم و بر همین اساس مقاومت جلوی روی ما قرار گرفت 

خواستم صبحانه بخوریم که همسرم مربای دست پخت خودش را آورد

میدانستم اگر نخورم امروز داستان خواهم داشت

پس علیرغم شرطی که گذاشته بودم مجبور شدم که صبحانه چند لقمه هم شده کره و مربا بخورم

با خودم گفتم :

دیدی نشد لاغر کنم !

و به طور کلی صورت تغییر را از ذهن خودم پاک می کنم

در حالیکه اصل مهم مراقبت خلاف این رفتار ما را بیان می کند

و خاطر نشان می کند که :

شما اگر اشتباهی سهوی یا عمدی کردی اشکال ندارد و به برنامه تغییر خودت ادامه بده

تا به تغییرات خود دست پیدا کنی

اصل تغییر

۳- حساب و کتاب :

هر روز آخر شب زمانی را با خودمان خلوت می کنیم و محاسبه می کنیم که تا چه اندازه در اجرای شروط مؤفق یا نامؤفق بوده ایم

اگر نامؤفق بوده ایم که حتما” باید خود را تنبیه یا مؤاخذه کنیم

همانگونه که دیگران و فرزندان خود را مورد سرزنش می کنیم.

اگر مؤفق بوده ایم که در آن صورت باید خود را مورد تشویق قرار دهیم

و جایزه مورد علاقه خود را تهیه کنیم.

تشویق و تنیبه توأمان می تواند شرطی شدن ما را نهایی کرده و عادات ما را به نحو صحیح شکل بدهد

و مسلما” می دانیم که کاری تبدیل به عادت شود خلاف آن عمل کردن سخت است

و آن زمان فقط باید از تغییرمان مراقبت و محافظت نماییم تا  تغییرمان ماندگار و پایدار بماند.

اصل تغییر

خلاصه  :

اصول تغییر می تواند ما را در پیشبرد تغییرمان کمک کند

اصل مقاومت به عنوان یک اصل تغییر

به ما خاطرنشان می کند که مقاومت در برابر تغییر هم ضروری است و هم طبیعی

و برای مقابله با مقاومت هم شرطی شدن بهترین راهکار برای سرانجام رسیدن تغییر می باشد

بدین نحو که هر روز شرط می کنیم که چه قدمهایی می خواهیم برداریم و به هیچ وجه شرط خود را فراموش نکرده و از آن مراقبت نموده

تا در آخر هر روز که از خود حساب می خواهیم سربلند و پیروز باشیم

و اگر هم اشتباهی داشتیم طبق اصل تغییر مراقبت باز به ادامه مسیر تغییر خود ادامه می دهیم.

اقدامک  :

در کنار برگه تغییر سازی خود برگه ای دیگر برداشته

جدولی(جدول عادت سازی- نمونه صفحه ۲۵) بر اساس ایام هفته کشیده

و در خط جداگانه ای قدمها یا تغییرات کوچک خود را یادداشت می نماییم

و هر روز موظف می دانیم که در آخر هر روز بین نمره ۰ تا ۳ به عملکرد ضعیف(۰)  متوسط (۱) خوب (۲) عالی (۳)نمره بدهیم 

و در آخر هفته نمرات خود را جمع ببندیم.

اگر در هفته اول :

بالای ۱۴ برای هر تغییر بود، نمره خوبی برخوردار شده ایم

زیر ۱۴ باید خود را با مسایل انگیزشی یا مرور اقدامک های گذشته خود را برای هفته آینده آماده کنیم

 

مژده :

با شرطی سازی مسیر تغییر کاملاً روشن شده

و با ایجاد جدول عادت سازی و نمره دهی ، تغییر دارای مقادیر کمی شده که راحت تر قابل ارزشیابی و بررسی هست

و شما می توانید تغییرسازی را سیستم دهی نمایید و بازخوردهای عملکرد درست و اشتباه خود را دریافت نمایید.

 

جدول عادت سازی

زمان تغییر قدم شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه پنج شنبه جمعه مجموع
هفته اول لاغری حذف ۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۱ ۰ ۳ ۲ ۰ ۱۱
هفته دوم لاغری حذف۳ قاشق برنج ۳ ۲ ۳ ۳ ۲ ۳ ۳ ۱۶
هفته سوم لاغری ۵

دقیقه ورزش

۲ ۰ ۰ ۲ ۱ ۳ ۰ ۸
                     

پیشنهاد نهایی :

قسمت ابتدای این مقاله را هم مطالعه کنید تا ره توشه ای کامل نسبت به تغییر داشته باشید

قسمت ابتدایی – ایجاد تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

ایجاد تغییر ( چگونه تغییر خود را ایجاد کنیم ؟ )

ایجاد تغییر

مراحل ایجاد تغییر :

برای ایجاد تغییر باید این مراحل را بگذرانیم:

  • عدم تعویق

  • ایجاد تغییر ات کوچک

  • تغیر کوچک

  • اثر مرکب

  • مقاومت

  • جایگزین و الگو سازی

  • شرطی شدن

  • شرط گذاری

  • مراقبت

  • حساب و کتاب

    ایجاد تغییر

۱- عدم تعویق

یکی از آفات تمام تغییرات و پیشرفتها و مؤفقیتها ، تعویق است که توسط مغز ما به طور خیلی مرموزی ایجاد میگردد .

بنابراین اولین مرحله ایجاد تغییر عدم تعویق است

ببینید عبارات زیر برای شما چقدر آشناست:

الان که حسش نیست ، باشه بعدا”

الان که دیر شده ، باشه فردا

از فردا یا از شنبه

از ماه دیگه یا از سال جدید

این کار انجام بشه بعد از آن ..

به اون توانایی یا اون مدرک تحصیلی دست پیدا کنم بعد

پول دستم بیاد بعد…

اگر این عبارات برای شما نا آشنا و غریبه بود که تبریک میگویم به شما

ولی اگر برای شما این عبارات آشنا بود :

باید بدانید شما اهمال کار هستید

و خودتان بهتر از هر کسی میدانید که تا کنون از اهمال کاری چقدر متحمل ضررهای بزرگی شده اید

بنابراین باید راههای مبارزه با اهمال کاری را یاد بگیرید :

که به طور خلاصه مبارزه با اهمال کاری عبارت از همین الان است که باید به عنوان عبارت همیشگی ما مورد استفاده قرار گیرد.

همین الان این کار را انجام می دهم

همین الان ورزش می کنم

همین الان کم غذا می خورم

همین الان تلگرام را می بندم

….

ایجاد تغییر

البته پیشنهاد من برای آشنایی هر چه بیشتر با راههای مبارزه با اهمال کاری :

مطالعه کتاب از شنبه ( محمدپیام بهرامپور ) هست

که به طور مفصل و بسیار کاربردی به موضوع اهمال کاری و مبارزه با آن  پرداخته است

لبنک دانلود کتاب از شنبه

 

۲- ایجاد تغییر ات کوچک

شنبه ایجاد تغییر :

من صبح از خواب بلند شدم یادم افتاد که

امروز شنبه هست

همون شنبه ای که دهها بار با خودم وعده کرده بودم که

تغییراتم را شروع می کنم

تصمیم داشتم تا یک ماهه دیگر:

۱۰ کیلو لاغر کنم

دارای آداب معاشرت و روابط عمومی مثال زدنی بشوم

تیپ و لباس عالی و بوی عطرم ماندگار

ورزش و مطالعه روزانه

درآمدم هم دوبرابر شود

پس صبح بلند شدم و

بعد از چهار سال ، یک ورزش بیست دقیقه سخت کردم

طوری که عرقم درآمد پس رفتم حمام

و بعد آمدم سر صبحانه :

من هر روز صبح صبحانه :

ده لقمه نان و پنیر به همراه چایی شیرین

یک کیک و یک لیوان شیر

و دو عدد خرما به عنوان دسر می خوردم

ولی امروز یادم بود که میخواهم لاغر کنم

پس به همان دو خرما دسر بسنده کردم و آماده شدم و به سرکار رفتم

ایجاد تغییر

ساعت ۱۰ صبح ایجاد تغییر :

خیلی گرسنه شدم 

یادم افتاد که امروز همان شنبه معروف است

و قصد دارم تا یک ماهه دیگر ۱۰ کیلو لاغر کنم

پس به خودم یک آفرین گفتم که صبح هم صبحانه ناچیزی خورده بودم و هم ورزش کرده بودم 

یک دستی هم زدم به شکم خودم که ببینم چقدر تو رفته

دیدم هیچ تفاوتی نکرده یکذره ناراحت شدم

و به کار چسبیدم تا یادم از گرسنگی برود

ایجاد تغییر

ساعت ۱۱ صبح ایجاد تغییر :

دیدم در حالیکه خیلی گرسنمه ، عرق سردی بر پیشانی من نشسته و قند خونم عجیب افتاده

پس بین رفتن به درمانگاه و رفع گرسنگی باید یکی از این دو را انتخاب کنم

به ناچار و از سر اجبار ، رفع گرسنگی را انتخاب کردم

چون می خواستم که سریع لاغر کنم پس هیچ خوراکی با خودم نیاورده بودم 

چاره ای نداشتم جز اینکه به فلافلی نزدیک محل کارم بروم که ارتباط خوبی هم باهاش داشتم

ایجاد تغییر

تا از در مغازه فلافلی داخل رفتم ، بلند گفتم :

اکبر آقا لطف کن یک فلافل دونونه با مخلفات کامل و سه رنگ سس بزن

فقط سریع که دارم از گرسنگی میمیرم

بعد از اینکه ساندویچ فلافل را خوردم 

من که امروز توقع داشتم چند سانتی متر شکمم داخل میرود

دیدم برعکس شده و یک مقداری بیرون هم آمده 

با خودم گفتم :

اصلا” لاغری به ما نیامده و اتفاقا” چاقی خیلی هم خوبه !

اینگونه شد که پرونده لاغری و تغییرات با هم بسته شد

اما چرا؟

چون من با اصول و قواعد مهم تغییر آشنا نبودم .

اصل مهمی از تغییر به ما می گوید :

که تغییر باید جزیی و مرحله ای بدست بیاید

اساسا” به طور کلی تغییرات کلی و یکدفعه ای با ساختار ذهن و مغز ما همراستا نیست

پس مغز که با هرگونه تغییر مخالف و دشمن است بهانه های مختلفی پیدا می کند تا نگذارد پروژه تغییر به نتیجه برسد.

بر اساس این اصل مهم ایجاد تغییر ( تغییرات کوچک و جزیی ):

کافی بود من برای تغییرات این ماه خودم فقط تغییر لاغری را انتخاب میکردم

و باز هم کافی بود که کیک را از وعده صبحانه خودم حذف می کردم

و یا از وعده ناهار خودم سه قاشق برنج کم کردم

تا به صورت روزانه همین تصمیم را اجرایی می کردم تا به مقصود اولی خودم یعنی لاغری دست پیدا می کردم

ایجاد تغییر

خلاصه :

باید با اصول و قواعد ایجاد تغییر آشنا شد تا بتوانیم تغییرات را به فرجام مورد نظرمان برسانیم.

اصل مهم ایجاد تغییر :

تغییر را  باید با تغییرات کوچک و جزئی شروع کنیم

تا بتوانیم به صورت مداوم و مرحله ای آن را به پیش ببریم

و بتوانیم تغییرات بزرگ را میسر کنیم.

ایجاد تغییر

اقدامک :

بر روی یک برگه کاغذ تغییرات خود را بنویسید

 بنا به اولویت فقط یک تغییر را انتخاب کنید

و برای آن تغییر یک قدم کوچک کاملا اجرایی بنویسید

قدمی که به صورت کامل از اجرای آن مطمئن هستید

( مثلا حذف یک قاشق برنج کمتر در وعده ناهار)

و بعد آن را اجرایی کنید تا ایجاد تغییر شما نهایی شود

 

مژده :

وقتی شما با تغییر کوچک شروع میکنید :

هم ذهن با شما همراه میشود 

و هم فشاری به شما وارد نمی شود که بخواهد شما را اذیت کند

پس به آسانی می توانید گام به گم آرزوهای دست نیافتنی خود را دست یافتنی کنید

 

پیشنهاد :

پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را در این لینک دنبال کنید


ادامه مقاله با نام اصل تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
دشمن تغییر

دشمن تغییر ( مهمترین دشمن تغییر )

دشمن تغییر

 

مهمترین دشمن تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین دشمن تغییر است.

دشمن تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده :

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که هست در همان حالت باقی نگه دارد

تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که

چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند

مغز عاطفی :

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد

و به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد و مهمترین سؤالات او این است که

این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی :

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

ولی جالب این است که

بدانیم اولین بخشی از مغز انسان که درگیر می شود مغز خزنده است

دشمن تغییر

مثال:

وقتی که دست شما به یک شیء داغ می خورد قبل از اینکه شما به طور منطقی در جریان داغی آن قرار بگیرید ، دست خود را می کشید

این مؤید همین نکته است که

مغز خزنده که کارش حفظ بقای انسان است در ابتدا مورد استفاده قرار می گیرد

تا ما به طور سریع در برابر هر چیز جدید یا هر تهاجمی به سرعت واکنش نشان دهیم

و خطری ما را به صورت ناگهانی تهدید نکند .

حال تصور کنید

اگر می خواست ابتدا مغز منطقی عمل کند بعد تازه دست خودمان را می کشیدیم دیگر دستی برای ما باقی نمی ماند

چونکه تا مغز منطقی بخواهد تجزیه و تحلیل کند که بعد آن تازه تصمیم بگیرد که دستور بدهد که دست خودش را عقب بکشد یا نه ؟

زمان زیادی طول می کشید.

ولی مغز خزنده در همان ابتدا ما را از خطر داغی به روش خودش با خبر می کند

بدین صورت که بلافاصله فرمان میدهد تا دست خود را به کناری بکشد تا بعد مغز منطقی آن را مورد تحلیل قرار بدهد

در مورد مواجه شدن با یک شیء ناگهانی نیز همینگونه است ما خود را یکدفعه کنار می کشیم بعد تازه بررسی میکنیم آن شیء چه بوده است!

حال که دریافتیم اولین بخشی از مغز که ما با آن مواجه می شویم مغز خزنده است به اهمیت آن بیشتر واقف شدیم

و از سوی دیگر مغز خزنده هم بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی

دشمن تغییر

حفظ بقای انسان 

هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییری چالش جدید است.

یا همانگونه که در تعریف تغییر ذکر کردیم

تغییر دگرگونی یا جابجایی حالتی به حالتی دیگر

یا در مورد انسان ترک عادتی یا ایجاد عادت جدید است .

در هر مورد یا جزء تعریف تغییر

ما می خواهیم مغز خزنده را به دردسر بیندازیم و مصرف انرژی مغز را بالا ببریم

پس در هر حال و هر زاویه ای،  تغییر با ساختار مغز خزنده در تعارض و تضاد بوده

و دشمن اول و قویترین دشمن تغییر همین مغز خزنده محسوب میگردد

( چون اول از همه در مغز، مغز خزنده به صورت مؤثر درگیر می شود ما می توانیم به طور خلاصه مغز را به عنوان دشمن تغییر معرفی کنیم )

دشمن تغییر

ترفندهای دشمن تغییر

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

اولین ترفند مغز (دشمن تغییر)

این است که به ما گونه ای تلقین می کند

که در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است

و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم

و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم

دومین ترفند مغز

این است که

اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیم مثلا ً به ما می گوید

  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشی

سومین ترفند مغز

این است که

همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند و وقتی کاری تبدیل به عادت شود

دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود

ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

دشمن تغییر

رانندگی :

این ترفند در مثال رانندگی به خوبی تشریح گشته است :

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طی رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم تا به این نتیجه برسیم

که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

خلاصه :

به طور خلاصه تا الان متوجه شدیم که

تغییر در عین اهمیت با موانع متعددی روبروست که می تواند ما را در شروع و ادامه یا به نتیجه رساندن تغییر منصرف کند

مهمترین دشمن تغییر مغز است و

مغز ما به گونه ای طراحی گشته که با هر نوع چالش جدید

و هر نوع تغییری که بخواهد مصرف بیشتر انرژی برای مغز به همراه داشته باشد مخالف است

و با ترفندهای مهمی چون

معرفی حالت موجود به عنوان بهترین حالت   جلوگیری از هرگونه تغییر حالت با بهانه ها ودلایل مختلف

و در نهایت عادی سازی و تبدیل تمامی کارها به عادت 

می تواند تغییر را یا از صورت مسأله یا  از ماهیت و کارکرد خود خارج نماید.

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات  پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟ این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و …

با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

دشمن تغییر

مژده :

  همانگونه که مغز در مخالفت و دشمنی با تغییر ید طولایی دارد

ولی راههای مخالفتش کاملا ً شناخته شده و قابل پیش بینی است

و در آینده نزدیک با تکنیکهای ساده مقابله با ترفندهای مغز آشنا میشویم

پیشنهاد :

به شما پیشنهاد می کنم که مقاله زیر را نیز مطالعه کنید تا با مقوله تغییر بیشتر آشنا شوید

 

شانس تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
کتاب قدرت عادت

خلاصه کتاب قدرت عادت

کتاب قدرت عادت

نویسنده: چارلز دوهینگ نشر هورموزد

 

تا حالا عادتی داشتید که بخواهید ترکش کنید؟  هنوز هم درگیرش هستید یا ترکش کردید؟

اگر به معنی واقعی عادت بوده باشه ، شما مسلماً حس کردید که ترک عادت، کار آسانی نیست

کتاب قدرت عادت

خوردن شیرینی :

به طور مثال ما عادت کردیم

شبها همراه تلویزیون کلوچه یا شیرینی یا شکلات بخوریم ، درنتیجه اضافه وزن آوردیم

و مشکلات سلامتی و تیپ نامناسب و تذکر پیاپی همسرمان را متعاقب آن به دنبال داشتیم 

با خودمون میگیم که :

از فرداشب دیگه هیچ نوع خوراکی شیرینی نمیخورم

ولی فردا شب دوباره شیرینی میخورم .

پس فردای تصمیمتان مبنی بر ترک عادت خوردن شیرینی 

یادداشتی روی میز تلویزیون خود می چسبانید که روی آن نوشته :

خوردن شیرینی ممنوع

ولی باز هم بی توجه به آن شیرینی میخورید

هر چند که بعد از یک مدتی حس خوبی ندارید از اینکه نتوانسته اید تصمیم ترک عادت خود را عملی کنید

ولی باز هم شیرینی می خورید

همانگونه که حس کردید:

خوردن شیرینی تبدیل به یک عادت شده و ترک آن سخت و باید از اصول و قواعد خاص خودش برخوردار باشد 

کتاب قدرت عادت

چرا عادت مهم است ؟

اگر نگوییم همه انسانها ولی به جرأت می توانیم بگوییم که :

اکثریت آنها درگیر ترک عادت منفی  و یا خیلی خاص درگیر ایجاد عادات مثبت هستند

  بنابراین ضرورت پرداختن به این موضوع را خاطرنشان می کند

کتاب قدرت عادت نوشته چارلز دوهینگ به همین موضوع با نگاهی کاملا علمی پرداخته

و با دیدی وسیع و سرشار از مثالهای مهم و تاثیرگذار بر علم عادت ، شرحی از تمام اجزا و چرخه عادت نگاشته است .

دوهینگ در هریک از فصول کتاب قدرت عادت به جنبه ی متفاوتی از علت وجود عادت و نحوه ی عملکردشان می پردازد 

و چارچوبی را شرح می دهد که

تلاشی می داند برای فشرده کردن تاکتیکها به نحوی کاملا ساده و ابتدایی برای شناخت و شکل دهی به عادات در زندگی افراد .

کتاب قدرت عادت

چهارچوب عادت :

در کتاب قدرت عادت این چارچوب عبارت است از :

  • شناخت کار تکراری و روتین
  • تجربه و آزمایش پاداش و نتیجه
  • جدا کردن نشانه یا آغازگر
  • داشتن برنامه ی مشخص

ما عادت را یک کار تکراری و روتین میدانیم که به دفعات تکرار میشود

همانطور که از خصوصیات هر تکراری برمی آید این است که

حتما از یک چرخه برخوردار گردد که به آن چرخه عادت می گوییم

کتاب قدرت عادت

چرخه عادت :

چرخه عادت که از سه قسمت تشکیل شده :

نشانه ، کار تکراری و پاداش یا نتیجه

در مرحله اول شما باید چرخه عادات خود رو بشناسید تا بتوانید راه تغییر یا جایگزینی آن را پیدا کنید

برای مثال همان شیرینی خوردن هنگام تماشای تلویزیون

   کار تکراری :

نخستین گام شناخت کار تکراری است

. کار تکراری تماشای تلویزیون و بعد شیرینی خوردن

از خودتان این سؤال را بپرسید که

نشانه یا آغازگر این کار تکراری چیست ؟

آیا گرسنگی است؟

آیا کسالت است ؟

قند خونتان پایین افتاده؟

پاداشی که از خوردن شیرینی بدست می آورید چیست ؟

خود شیرینی ؟

احساس بهتر دیدن تلویزیون ؟

سرگرمی موقت ؟

کنار خانواده بودن ؟

فارغ از مشکلات روزمره بودن ؟

یا انفجار انرژی که از مقدار فراوانی شکر نشأت می گیرد؟

کتاب قدرت عادت

تجربه و آزمایش :

شما برای پاسخ به این سؤالات باید تجربه و آزمایش کنید

پاداشها نیرومندند

زیرا تمایلات ما را برآورده می کنند

اما  ما بیشتر اوقات از تمایلاتی که رفتارهایمان را بوجود می آورد بی اطلاعیم

و برای اینکه متوجه این موضوع بشویم

باید آزمایشهای خود را شروع کنیم :

در شب اول تلویزیون ببینید و تخمه یا سیب بخورید

در شب دوم تلویزیون ببینید و با خانواده صحبت کنید

در شب سوم شبکه تلویزیون را عوض کنید و یک برنامه دیگر ببینید

در شب چهارم به تنهایی تلویزیون ببینید

در شب پنجم اصلاً تلویزیون نبینید و فقط با خانواده صحبت کنید

در شب ششم نیم ساعت قبل از تلویزیون یک خوراکی مقوی بخورید

در شب هفتم (شبی که روز تعطیل بوده ) سعی کنید تلویزیون ببینید و به مسایل کاری فکر نکنید

حال با بررسی دقیق هر شب به احتمال زیاد می توانیم بفهمیم

تمایل اصلی برای خوردن شیرینی چه بوده است ؟

چه شبهایی اصلا یادم به شیرینی افتاده و شیرینی خوردم

( نکته مهم این است که در طول این آزمایش شما نباید از خوردن شیرینی خودداری کنید و فقط وقتی آن را فراموش کردید برای جواب مهم است )

کتاب قدرت عادت

هدف :

حالا می توانید به این سؤال پاسخ دهید که هدف از خوردن شیرینی :

خود شیرینی بوده یا فقط می خواستید دهانتان بجود؟

صحبت با خانواده هدف شما بوده و به بهانه شیرینی خانواده را دور هم گرد می آوردید؟

برنامه ای که در آن ساعت خاص می دیدید به اندازه کافی سرگرم کننده نبود می خواستید اینگونه علاقه خود را مضاعف کنید ؟

قند خونتان پایین می افتاد یا گرسنه می شدید؟

دوری هر چه بیشتر از مشکلات و مسائل هدف اصلی خوردن شیرینی بوده است؟

اگر به هر دلیلی جواب خود را پیدا نکردید یا باید مدت زمان یا گزینه های مورد بررسی را بیشتر کنید تا علت تمایل اصلی شما پیدا شود.

برای هر چه بهتر شدن این آزمایش سعی کنید

هر شب بعد از تلویزیون نوع رفتار و احساسات خود را یادداشت کنید

تا بعداً بتوانید با کنار هم قرار دادن یادداشتها به نتیجه ای که علاقمند هستید دست پیدا کنید

و با شروع تلویزیون ساعت خود را تنظیم نمایید

برای سی  دقیقه که بعد از این زمان آیا من باز هم تمایلی به خوردن شیرینی دارم یا نه ؟

که تایم مشخصی مورد بررسی قرار گیرد

در گام بعدی (کتاب قدرت عادت ) باید ببینیم چه زمانهایی ما رو به عادت میاوریم

محرکهای عادت :

به طورتقریبی می توان تمام محرکهای عادت مدار را  به یکی از پنج گروه زیر تقسیم کرد:

  • مکان
  • زمان
  • وضعیت احساسی
  • افراد دیگر
  • عمل قبلی

بنابراین اگر مثال خودمان یعنی شیرینی خوردن  در حین تلویزیون دیدن را بخواهیم از این منظر بررسی کنیم :

  • کجا : روبروی تلویزیون
  • ساعت : ۱۰ شب هنگام دیدن سریال
  • در چه وضعیت احساسی قرار دارید؟ خسته
  • افراد دیگر : خانواده
  • قبل از تمایل چه کاری انجام می دادید؟ موبایلم رو چک کردم

و همینطور تا یک هفته ، این سؤالات را از خودمون می پرسیم و یادداشت می کنیم ، از روی فصل مشترک جوابها می توانیم محرک اصلی خودمان را پیدا کنیم

کتاب قدرت عادت

برنامه ریزی تغییر عادت

در کتاب قدرت عادت و در اخرین اقدام برای تغییر عادت خود برنامه ریزی می کنیم بدین منظور باید در ذهن خود محرک و کار تکراری و پاداش را در نظر بگیریم

به طور مثال محرک من برای شیرینی خوردن ، جمع کردن خانواده در انتهای شب ، ارضای حس تعلق خاطر و فراغت از  مسایل کاری هست پس:

برنامه ریزی می کنم تا ساعت ۹ شب همه خانواده موظفند که دور هم جمع بشوند شام بخوریم بعد همه کمک کنند تا سفره جمع شود و بعد تا ساعت ۱۰ صحبت کنیم

دیگر نیاز نبود که همزمان با سریال هر کسی از راه برسد

یک چیزی بخورد یکی شام ، من هم شیرینی  یکی هم به بهانه سریال ، تا همدیگر رو یک جا جمع کنیم

در نهایت استمرار در اجرای برنامه باعث می شود این خود یک عادت برای من و خانواده ام بشود و حالا برعکس رفتار کردن آن سخت و دشوار باشد.

دیگر محرک می شود ساعت ۹ شب 

کار تکراری : شام و صحبت 

پاداش : ارضای احساس تعلق خاطر و از همه مهمتر چرخه عادت ما تا زمانی که ما به خانواده خود باور داریم شکسته نخواهد شد

حتی زمانیکه بحرانی بخواهد این چرخه را بهم بزند.

پیشنهاد دیگر :

پیشنهاد می کنم که خلاصه کتاب تنها راز موفقیت را به صورت صوتی در لینک زیر گوش کنید

تنها راز موفقیت

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

دو کلمه کلیدی ترک عادت ( دو کلمه طلایی تغییر زندگی )

دو کلمه کلیدی ترک عادت

دو کلمه طلایی تغییر زندگی

کلماتی که می تواند سرنوشت تغییر و ترک عادت شما را رقم بزند

 

خیلی وقتها شده که ما تصمیم به تغییر و ترک عادت گرفته ایم ولی

در ابتدا خوب پیش رفتیم ولی تا به یک مشکل برخوردیم ، تغییر را بی خیال شدیم

 

ابتدای ترک عادت توانستیم عادت خود را کنترل کنیم

ولی تا مانع بزرگی سر راه ما بوجود آمده ، دوباره به عادت خود بازگشتیم

کلمه کلیدی ترک عادت

لاغری :

من تصمیم گرفتم لاغر کنم

روز اول رعایت می کنم و به تصمیمات خودم پایبند هستم ولی

شب که همسرم میاد خونه ، میگه : امشب میخوایم بریم خونه ی علی دوستش

چون تولد علی هستش و می خوایم غافلگیرش کنیم

من هم سریع خودم رو آماده می کنم و میریم بیرون و یک کادو میخریم و بعدش میریم خونه علی آقا

تولد علی آقا همراه هستش با یک عالمه ناپرهیزی :

چلو کباب –  کیک – بستنی – شکلات – شیرینی – آجیل  و.. .

خوب من می بینم که نمیشه در برابر این همه خوراکیهای خوشمزه مقاومت کنم و داستان ترک عادت به فراموشی سپرده میشود

 

کلمه کلیدی ترک عادت

عصبانیت :

من خیلی سریع عصبانی می شوم و عصبانیتم طوری است که تبعاتش عجیب دامن گیر من می شود

در یک مورد آنقدر عصبانی شدم که زدم آینه قدی خونه مون رو شکستم

همین برخوردهای بدم باعث شد که یک روز تصمیم بگیرم و تغییر کنم

فردای روز تصمیمم :

داشتم رانندگی می کردم و تو حال خودم بودم که دیدم یکدفعه یک سمند ورود ممنوع اومدش جلوی ماشین من و

چراغ داد که من برم کنار

اومدم عصبانی نشم ولی دیدم این راننده خیلی پررو هستش

هم ورود ممنوع اومده و هم با کمال پررویی چراغ میده که برو کنار تا من رد بشم

دیدم اگر بی خیالش بشم و عصبانی بشم که نمیشه

پس از ماشین پیاده شدم و از خجالتش دراومدم

کلمه کلیدی ترک عادت

چکار کنیم ؟

حالا چکار کنیم که تغییر و ترک عادت ما عملی و موفق بشود

می خواهم شما رو با دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر آشنا کنم که

اگر با آن آشنا شوید و به آن پایبند باشید

به شما قول میدهم که در هر تغییر و ترک عادتی موفق خواهید شد

 

کلمه کلیدی ترک عادت

دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر :

این دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر عبارت است از :  حتی اگر

بله ، حتی اگر این دو کلمه کلیدی و طلایی است

من رژیمم رو رعایت می کنم حتی اگر بهترین خوراکی مورد علاقه ام به تعداد زیاد و به دور از هرگونه معذویت پیش روی من باشد

من عصبانیتم رو کنترل می کنم حتی اگر کسی بیاید بدون دلیل بزند زیر گوش من

من دیگه سریع قضاوت نمی کنم حتی اگر با چشمان خودم ببینم طرف چقدر داره بد رفتار می کنه

من غر نمی زنم حتی اگر در یک ترافیک شدید گیر کرده باشم و دیرم شده باشه و به قرار مهمم نرسم

من شوخی نابجا نمی کنم حتی اگر در جمع دوستانی باشم که خیلی با هم صمیمی هستیم و همه دارند با هم شوخی می کنند

من دیگه با کسی الکی بحث نمی کنم حتی اگر ببینم و مطمئن باشم که  طرف مقابلم داره صد در صد اشتباه می گه (ولی هیچ تاثیری در زندگی من ندارد )

من انتقاد پذیر می شوم حتی اگر  انتقادی علیه من بشه که کاملا اشتباه باشه

من تعداد ساعت محدودی تلگرام و اینستاگرامم رو چک می کنم حتی اگر شب خوابم نمی برد و هیچ کاری هم ندارم

من دو ساعت در روز بیشتر تلویزیون نمی بینم حتی اگر تلویزیون فیلم مورد علاقه ام را نشان دهد که مدتها آرزوی دیدنش را داشتم

من ولخرجی نمی کنم و مقدار معینی پول خرج می کنم حتی اگر جنس مورد علاقه ام را در حراجی پیدا کنم

و…

 

همانگونه که دیدید دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر یعنی حتی اگر ، چگونه می تواند سرنوشت تغییر و ترک عادت ما را تغییر دهد

کلمه کلیدی ترک عادت

دلیلش چیه ؟

چون ما برای بدترین شرایط ، خود را آماده کردیم

چون ما برای خودمون در بدترین حالت هم شرط گذاشتیم و خودمان را شرطی کردیم

چون دیگه غافلگیر نمی شیم و می گیم : من با خودم شرط کردم حتی در بدترین وضعیت

پس اگر می خواهم به تغییر و ترک عادتم پایبند باشم باید به شرط از قبل پیش بینی شده ام عمل کنم

کلمه کلیدی ترک عادت

نکته ۱ :

هر کسی با توجه به تغییر و ترک عادت خود ، باید دو کلمه کلیدی ترک عادت را بکار ببرد

و نمی توان یک نسخه واحد صادر کرد

برای این منظور بهتر است

اقدامک :

بهتر است که با خودتان خلوت کنید

اول تغییر یا ترک عادت خود را بنویسید

بعد ببینید بدترین حالت یا شرایطی که ممکن است باعث شود تا شما در آن قرار بگیرید و سخت بتوانید خودتان را کنترل کنید چی یا کی هستش

بعد با استفاده از دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر ، همان را شرطی کنید

من وسایلم را مرتب و منظم می کنم حتی اگر بعد از یک ورزش سخت خونه آمده باشم و به هیچ وجه حال نداشته باشم

کلمه کلیدی ترک عادت

نکته ۲ :

اگر مقالات قبلی تغییر و ترک عادت را مطالعه کرده باشید حتما متوجه شدید که

نباید با اولین اشتباه پرونده تغییر و ترک عادت خودمان را ببندیم

بنابراین اگر در آن شرایط قرار گرفتیم و نتوانستیم درست عمل کنیم

اشکالی ندارد و به خودمان فرصت می دهیم که دفعه بعد حتما درست عمل کنیم

برای آشنایی با تغییر و ترک عادت به شما پیشنهاد می کنم که حتما این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید

راهکار مهم ترک عادت

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ترک عادت بد در کودکان

ترک عادت بد در کودکان ( چگونگی ترک عادتهای بد کودک )

ترک عادت بد در کودکان

ناخن جویدن کودک

انگشت در بینی کردن

کشیدن موها

مکیدن شست دست

خوابیدن روی پا

دندان قروچه

داد زدن و گریه کردن

ترک عادت بد در کودکان :

 ترک عادت بد در کودکان

۱- شناسایی دقیق عادت بد کودک

 

ما باید دقیق یک عادت بد در کودک را نشانه بگیریم و هدف قرار بدهیم

نمی توان انتظار داشت کودک حتی دو عادت بد را همزمان ترک کند

بنابراین یک عادت بد که بیشتر از همه نمایان است و ما یا کودک را اذیت می کند را انتخاب می کنیم

مثال : دندان ها را بهم فشار دادن ( دندان قروچه )

شناسایی محرک : هر عادت حتما دلیلی برای خود دارد

ترک عادت بد در کودکان

مثال :

کودک ناخن خود را می جود چون در موقعیت اضطراب و استرس قرار گرفته و ناخن جویدن به او احساس آرامش کاذب می دهد

دلیل انجام عادت خیلی مهم است و می تواند ما را در ترک عادت بد در کودکان خیلی کمک کند

و با پیدا کردن دلیل می توانیم بهترین راهکار را برای ترک عادت بد در کودکان انتخاب کنیم

 

مثال :

کودک من زمانی که دارد کارتونی می بیند که تیکه های وحشتناک و پر استرس دارد ناخودآگاه شروع می کند به ناخن جویدن

مثال :

بچه من وقتی دارد از چیزی یا کسی حرص می خورد شروع می کند به فشار دادن دندانهایش روی هم (دندان قروچه )

 

اگر توانستیم موقعیت ها و دلیل عادت بد را در کودک خود پیدا کنیم حداقل نیمی از راه را رفته ایم

و بهترین کار این است که در آن مواقع خاص برنامه ریزی کنیم تا عادت بد ریشه کن شود

به طور مثال :

زمان استرس و اضطراب کودک در کنارش بنشینیم و دستش را فشار دهیم

یا زمان عصبانیت با او صحبت کنیم و دلیل عصبانیت او را سوال کنیم و در نهایت او را آرام کنیم

ترک عادت بد در کودکان

۲- تشویق و جایزه

بهترین راهکار ترک عادت در همه علی الخصوص در کودکان ، تشویق و جایزه است

لیستی از هدایایی که کودکمان دوست دارد آماده کنید

بعد جلسه کاملا غیر رسمی با کودک خود برگزار کنیم و با او در مورد عادت بد خاصش صحبت کنیم

یادمان نرود که در ابتدا باید روی محسنات و خوبیهای او تاکید کنیم و به او یادآوری کنیم که اگر می خواهد بهتر ، عزیزتر و قویتر بشود بهتر است این عادت بد خودش را ترک کند

و به او این قول را بدهیم که :

هر روز که این عادت بد را انجام ندهد فلان جایزه کوچک مورد علاقه اش

 و اگر یک هفته انجام ندهد فلان جایزه متوسط مورد علاقه اش

 و اگر برای همیشه ترک کند فلان جایزه بزرگ مورد علاقه اش را خریداری خواهیم کرد

 

یادمان نرود همانگونه که اهدای جایزه می تواند موثر باشد ولی :

  • قول دادن و انجام ندادن آن ، به بدترین شکل ممکن می تواند فاتحه ترک عادت را بخواند و در نهایت لجبازی و عدم اعتماد کودک را به دنبال داشته باشد
  • شرطی شدن کودک به جایزه باید محدود و تعریف شده باشد وگرنه خودش می تواند ثمرات بدی برای شما و کودک به دنبال داشته باشد

ترک عادت بد در کودکان

۳- تعیین جایگزین و تغییر موقعیت  :

 

جایگزین :

راهکار بسیار موثر برای ترک عادت بد در کودکان ، جایگزینی است

 جایگزین یعنی برای آن عادت بد جایگزینی تعیین کنم

مثال : کودک من ناخن می جود

جایگزین : مشغول کردن دستان کودک با بازی همانند خمیربازی

 مثال : کودکم عادت کرده که روی دیوارها نقاشی کند

جایگزین : دیوارها را با کاغذهای بزرگ بپوشانیم که هم بتواند نقاشی کند و هم احساس اینکه دارد یک کار خاص می کند رفع شود

ترک عادت بد در کودکان

تغییر موقعیت :

یعنی با شناسایی موقعیتی که کودک به سمت عادت بد خود می رود ، موقعیت او را عوض کنیم

مثال : کودک من ناخن می جود

تغییر موقعیت : ناخن کودکم را کوتاه می کنم

مثال : کودک من حالا که ناخن ندارد ، انگشت و پوست انگشت خود را می کند

تغییر موقعیت : کرم مخصوصی از داروخانه تهیه می کنم و به انگشتان کودکم می مالم تا تلخی این کرم ، او را از خوردن انگشتان منصرف کند

مثال : کودکم موقع دیدن کارتونهای بزن بزن و جنگی ، دندان قروچه می کند و دندانهایش را به هم فشار می دهد

تغییر موقعیت : سعی می کنم که دیگر از این کارتونها نخرم

مثال : کودکم باز هم با اصرار کارتون های جنگی می خرد و دندان قروچه ادامه دارد

تغییر موقعیت : زمان دیدن کارتونهای جنگی در کنار کودکم می نشینم و به او آرامش خودم را منتقل می کنم تا عادت بد خود را کم کم ترک کند

مثال : کودکم عادت به خرید کرده است

تغییر موقعیت  : کمتر بردن کودک به مغازه و پاساژ

مثال : کودکم عادت کرده که همش تنقلات (چیپس و پفک ) بخورد

تغییر موقعیت : تا اطلاع ثانوی هیچ پفک و چیپسی در خانه ما پیدا نمی شود که کودکم بخورد

ترک عادت بد در کودکان

۴- ایجاد احساس مثبت ، اعتماد به نفس و همکاری :

اگر فرزند ما احساس مثبت کند و خود را در این پروژه شریک بداند ، ما خیلی راحت تر می توانیم عادت بد در کودکان خودمان را ریشه کن کنیم

بنابراین از دادن احساس مثبت کوتاهی نکنیم که مهمترین لازمه ی آن داشتن صبر و شکیبایی است

قرار نیست یک روزه یا یک شبه کودک عادت بد خود را ترک کند پس صبر و حوصله لازم را داشته باشیم

و به بهانه های مختلف کودک را در این داستان بازی و مشارکت دهیم

نزد کسانی که کودک آنها را عجیب دوست دارد از او تعریف کنیم و در تعریفمان هم یادآوری کنیم که توانسته عادت بد خودش را تا حدودی یا کاملا ترک کند

اگر شد از طرف آنها جایزه هم به کودک بدهیم که بهتر و کاملتر می شود

ترک عادت بد در کودکان

۵- تنبیه و بازخواست محدود :

اگر هیچیک از ترفندهای ترک عاد بد در کودکان مثمر ثمر واقع نشد و تمام سعی و کوشش خود را کردیم و مؤثر نبود

می توانیم به صورت کاملا تعریف شده و محدود ، آن هم در کنار تعریف و تمجید و جایزه ، کودک را تنبیه و بازخواست کنیم

ترک عادت بد در کودکان

تنبیه یعنی چی ؟

نه فیزیکی بلکه محرومیت از بعضی از امکانات و بازیها آن هم به صورت کاملا محدود

بازخواست یعنی چی ؟

یعنی صحبت کردن با کودک و نشان دادن عواقب عادت بد در او

مثال : کودک من یک چیزی را بخواهد عادت کرده که گریه کند تا آن را بگیرد

تنبیه : اگر گریه کنی تا وقتی که گریه می کنی من برای تو هیچی نمی خرم

مثال : کودک من موهای خود را می کند

بازخواست : صحبت کردن با او و نشان دادن عکسی که نشان می دهد عواقب مو کندن

ترک عادت بد در کودکان

پیشنهاد نهایی :

به شما پیشنهاد می کنیم برای اینکه با  ترک عادت بیشتر آشنا شویم این مقاله را هم مطالعه کنید

مقاله آسان کردن ترک عادت

 

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ( روش تغییر باور )

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

روش تغییر باور

نحوه تغییر باور

 

باور چیست ؟

باور اعتقاد عمیقی است که در وجود ما نهفته باشه و ما در هر رفتاری به آن رجوع می کنیم

مثال : من باهوش هستم

هرجا که پای هوش وسط بیاید ، با توجه به باورم من با خودم می گویم من باهوش هستم و این مسئله را راحت حل می کنم

مثال : من حافظه ی ضعیفی دارم

هر جا که مجبور بشم به حافظه ام رجوع میکنم ، با توجه به باورم می گویم من که حافظه ام ضعیفه ، بنابراین بعیده بتونه یادم بیادش

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

انواع باورها :

باورهای نیروبخش یا قدرتمند کننده :

باورهایی که موتور انسان را به حرکت در می آورد و به پیشرفت ما کمک می کند

مثال : من از پس هر کاری برمیام

 

باورهای محدود کننده یا مخرب :

باورهایی که باعث می شود انسان با همه تواناییها و امکاناتی که دارد ، نتواند خواسته خود را عملی کند

مثال : من خیلی ضعیف و خنگ هستم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟

برای اینکه به این سوال : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ پاسخ درست بدهیم

بهتر است به این سوال جواب بدهیم :

در اطراف خود چند نفر را می‌شناسی که برای یادگیری زبان انگلیسی زمان، انرژی و هزینه صرف کرده‌اند؟

 و چند درصد از آنها  الان  انگلیسی را می توانند به صورت تقریبا کامل صحبت می کنند؟

کمتر از ۱% ؟

شاید خودت نیز یکی از آنها باشی ؟

آن‌ها تلاش کرده‌اند، زمان زیادی صرف رفت و آمد به کلاس‌های متعدد کرده‌اند، هزینه زیادی پرداخته‌اند ،کتاب‌های آموزشی زیادی خریده‌اند، اما نه به اندازه کافی!

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چرا ؟

چون برای یادگیری زبان جدید، باید خود را در دنیای آن زبان غرق کنی.

یعنی آنقدر آن را بشنوی که گوش به نحوه تلفظ کلمات عادت کند.

سپس آرام آرام شروع به تلفظ آن کلمات نمایی، شاید لازم است یک متن را صدها بار بشنوی و تکرار کنی.

 باید متعهد شوی که حداقل در ساعاتی خاص فقط به آن زبان صحبت کنی حتی اگر در آغاز کلمات اندکی را بدانی

 حتی اگر نتوانی منظورت را بفهمانی. ابتدا برای بیان هر کلمه مجبوری فکر کنی

 اما هرچه بیشتر به این تعهد پایبند مانده و ادامه می‌دهی، کم کم بصورت ناخودآگاه، بدون فکر کردن، صحبت می‌کنی.

باور ساختن دقیقاً مثل یادگیری یک زبان جدید است.

یعنی برای اینکه به خوبی متوجه شویم که چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ باید :

آنقدر باورهای جدید را تکرار کنیم که ذهن ما به شنیدنش عادت کند، سپس متعهد باشیم و به شیوه باورهای جدید رفتار کنیم و تا باور جدید ساخته شود

همانند یادگیری زبان خارجی که باید خود را در این زبان غرق کنیم تا بتوانیم آن را یاد بگیریم  

و تا وقتی باید متعهد به یادگیری زبان باشیم که به آن مسلط شویم

باور هم همینطور است

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال :

راننده ای دارد در پشت سر ماشین شما می آید : چراغ می دهد و فاصله اش با ماشین شما بسیار کم است و بد رانندگی می کند

 ممکن است شما سریع قضاوت کنید  و بلافاصله بگویید : عجب آدم عوضی هستش ، آخه این چه وضع رانندگی هست ؟

و ممکن است بگوید : بهتره سریع بکشم کنار ، این بنده خدا خیلی عجله داره ! ممکنه یک اتفاقی براش افتاده باشه

این نوع قضاوت شما در یک لحظه اتفاق می افتد و برخاسته از باور شماست

در آن لحظه خاص شما فرصت بررسی ندارید و اولین فکر شما نشان می دهد باور شما چیست ؟

حال اگر بخواهیم باور خود را تغییر بدهیم

همانند همان یادگیری زبان انگلیسی باید خود را مقید به تغییر و یادگیری کرده باشیم

تا لحظه ای که از ما انگلیسی سوال شد بتوانیم راحت جواب آن سوال را بدهیم

یا لحظه ای که فکر می کنیم یا تصمیم می گیریم یا رفتار می کنیم ، باور مورد علاقه ما تعیین کننده باشد

وگرنه در آن لحظه فرصت بازگشت و تصحیح نداریم و باید قبلش آن اندازه تمرین کرده باشیم که باور درست ما را هدایت کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال دیگر :

اجازه بدهید برای بهتر درک کردن اینکه : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ مثال دیگری بزنم

ما در کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری  با تنظیمی روبرو هستیم به نام روبرو هستیم به نام default

کاربرد آن چیست ؟

وقتی برنامه ای را شما باز می کنید به صورت ناخودآگاه بر روی هر چه که default کرده باشید باز می شوید

مثلا default اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را گذاشته اید google

دیگر هر وقت اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را باز می کنید به صورت ناخودآگاه گوگل را باز می کند

باور هم همینگونه است

باور default ذهن و رفتار شماست

با این تفاوت :

که شما در کامپیوتر به سادگی default برنامه را عوض می کنید

در حالیکه برای باور (default ذهن ) باید همانند یادگیری زبان انگلیسی ، ساعتها و روزها تمرین کنی تا باور یا default ذهن شما تغییر کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال آخر برای چگونه باورهای خود را تغییر دهم ؟ :

باور من این است که من آدم عجولی هستم و هرکاری را باید سریع و عجله ای انجام بدهم

حال می خواهم باورم را تغییر بدهم و این باورم بشود که :

من آدمی هستم که اصلا عجله نمی کنم و با خونسردی کار را درست انجام می دهم

برای تغییر این باور باید خود را مقید و متعهد به باور جدید بدانم

باید از کوچکترین کارها و کارهایی که زمان و فرصت لازم برای انجام آن را دارم شروع کنم تا

زمانی که استرس دارم و احیانا باید سریع انجامشان بدهم بازهم براساس باور جدید درست عمل کنم و با خونسردی درست عمل می کنم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

بنابراین لازمه تغییر باور ( چگونه باورهای خود را تغییر دهیم )

  • انتخاب درست باور جدید
  • مقید و متعهد بودن به باور جدید
  • تکرار باور جدید تا تبدیل شدن به ملکه و default ذهن و مغز شدن

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

پیشنهاد نهایی :

برای اینکه با باور و تغییر باور بیشتر آشنا شوید به شما پیشنهاد می کنم که مقاله تکنیک تغییر باور را در لینک زیر حتما مطالعه کنید

مقاله تکنیک تغییر باور

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید