نوشته‌ها

دشمن تغییر

دشمن تغییر ( مهمترین دشمن تغییر )

دشمن تغییر

 

مهمترین دشمن تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین دشمن تغییر است.

دشمن تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده :

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که هست در همان حالت باقی نگه دارد

تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که

چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند

مغز عاطفی :

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد

و به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد و مهمترین سؤالات او این است که

این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی :

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

ولی جالب این است که

بدانیم اولین بخشی از مغز انسان که درگیر می شود مغز خزنده است

دشمن تغییر

مثال:

وقتی که دست شما به یک شیء داغ می خورد قبل از اینکه شما به طور منطقی در جریان داغی آن قرار بگیرید ، دست خود را می کشید

این مؤید همین نکته است که

مغز خزنده که کارش حفظ بقای انسان است در ابتدا مورد استفاده قرار می گیرد

تا ما به طور سریع در برابر هر چیز جدید یا هر تهاجمی به سرعت واکنش نشان دهیم

و خطری ما را به صورت ناگهانی تهدید نکند .

حال تصور کنید

اگر می خواست ابتدا مغز منطقی عمل کند بعد تازه دست خودمان را می کشیدیم دیگر دستی برای ما باقی نمی ماند

چونکه تا مغز منطقی بخواهد تجزیه و تحلیل کند که بعد آن تازه تصمیم بگیرد که دستور بدهد که دست خودش را عقب بکشد یا نه ؟

زمان زیادی طول می کشید.

ولی مغز خزنده در همان ابتدا ما را از خطر داغی به روش خودش با خبر می کند

بدین صورت که بلافاصله فرمان میدهد تا دست خود را به کناری بکشد تا بعد مغز منطقی آن را مورد تحلیل قرار بدهد

در مورد مواجه شدن با یک شیء ناگهانی نیز همینگونه است ما خود را یکدفعه کنار می کشیم بعد تازه بررسی میکنیم آن شیء چه بوده است!

حال که دریافتیم اولین بخشی از مغز که ما با آن مواجه می شویم مغز خزنده است به اهمیت آن بیشتر واقف شدیم

و از سوی دیگر مغز خزنده هم بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی

دشمن تغییر

حفظ بقای انسان 

هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییری چالش جدید است.

یا همانگونه که در تعریف تغییر ذکر کردیم

تغییر دگرگونی یا جابجایی حالتی به حالتی دیگر

یا در مورد انسان ترک عادتی یا ایجاد عادت جدید است .

در هر مورد یا جزء تعریف تغییر

ما می خواهیم مغز خزنده را به دردسر بیندازیم و مصرف انرژی مغز را بالا ببریم

پس در هر حال و هر زاویه ای،  تغییر با ساختار مغز خزنده در تعارض و تضاد بوده

و دشمن اول و قویترین دشمن تغییر همین مغز خزنده محسوب میگردد

( چون اول از همه در مغز، مغز خزنده به صورت مؤثر درگیر می شود ما می توانیم به طور خلاصه مغز را به عنوان دشمن تغییر معرفی کنیم )

دشمن تغییر

ترفندهای دشمن تغییر

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

اولین ترفند مغز (دشمن تغییر)

این است که به ما گونه ای تلقین می کند

که در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است

و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم

و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم

دومین ترفند مغز

این است که

اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیم مثلا ً به ما می گوید

  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشی

سومین ترفند مغز

این است که

همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند و وقتی کاری تبدیل به عادت شود

دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود

ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

دشمن تغییر

رانندگی :

این ترفند در مثال رانندگی به خوبی تشریح گشته است :

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طی رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم تا به این نتیجه برسیم

که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

خلاصه :

به طور خلاصه تا الان متوجه شدیم که

تغییر در عین اهمیت با موانع متعددی روبروست که می تواند ما را در شروع و ادامه یا به نتیجه رساندن تغییر منصرف کند

مهمترین دشمن تغییر مغز است و

مغز ما به گونه ای طراحی گشته که با هر نوع چالش جدید

و هر نوع تغییری که بخواهد مصرف بیشتر انرژی برای مغز به همراه داشته باشد مخالف است

و با ترفندهای مهمی چون

معرفی حالت موجود به عنوان بهترین حالت   جلوگیری از هرگونه تغییر حالت با بهانه ها ودلایل مختلف

و در نهایت عادی سازی و تبدیل تمامی کارها به عادت 

می تواند تغییر را یا از صورت مسأله یا  از ماهیت و کارکرد خود خارج نماید.

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات  پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟ این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و …

با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

دشمن تغییر

مژده :

  همانگونه که مغز در مخالفت و دشمنی با تغییر ید طولایی دارد

ولی راههای مخالفتش کاملا ً شناخته شده و قابل پیش بینی است

و در آینده نزدیک با تکنیکهای ساده مقابله با ترفندهای مغز آشنا میشویم

پیشنهاد :

به شما پیشنهاد می کنم که مقاله زیر را نیز مطالعه کنید تا با مقوله تغییر بیشتر آشنا شوید

 

شانس تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید