نوشته‌ها

تغيير

تغییر چیست ؟ (مبانی تغییر در زندگی را یاد بگیریم)

 تغییر چیست؟

تغییر به معنی دگرگونی است

جابجا شدن از حالتی یا وضعیتی به حالت یا وضعیت دیگر را تغییر گویند

ما به همین مقدار معنا کفایت می کنیم و بیشتر از این به معنای لغوی تغییر نمی پردازیم

فقط علاقمندم به این نکته مهم و کاربردی اشاره کنم که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول

تفاوت تغییر با تحول

تحول به سلسله ای از تغییرات اطلاق می گردد که می تواند ماهیت و اساس یک چیز را به طور کلی تغییر دهید

در حالیکه در تغییر ، ما با جابجایی یک حالت یا وجه مواجه هستیم

مثلا ً با یک لیوان آب با یکسری سنگریزه داخل آن روبرو هستید وقتی که آن را از صافی عبور میدهید تا آب را از حیث سنگریزه پاک کنید آب را تغییر داده اید

ولی وقتی که آب را از صافیهای مختلف که یکی از آنها مجهز به سیستم الکترولیزاسیون (اتصال به برق با کمک الکترود ) هست عبور دهید

تغییر

دیگر تحول رخ داده و ما دیگر با آب متحول شده روبرو هستیم.

نکته ای که در تفاوت این دو وجود داشت به ما خاطر نشان می کند که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول 

پس از الان باید ذهنیت خود را معطوف به تغییر کنیم :

یک وجه یا صفت و بعد وجه یا صفتی دیگر

که بتواند در نهایت همان تحول اساسی که مدنظر ماست را در برداشته باشد

ولی اگر از اول به دنبال یک تحول اساسی و کلی در خودمان باشیم

بنابه همان ضرب المثل معروف : سنگ بزرگ علامت نزدن است

جالبتر این است که در مباحث بعدی با این قضیه آشنا می شویم که

حتی در تغییر هم باید از تغییرات جزیی و قدمهای کوچک شروع کنیم

تحول نداریم !

اگر تحولی هم رخ می دهد در اثر تغییراتی بوده که فرد در خود بوجود آورده و قابلیتها و شایستگی هایی که درون خود ایجاد کرده تا شایسته تحول شود

بنابراین با این تعریف تحول نداریم مگر قبلش در خودمون تغییراتی ایجاد کرده باشیم

 

داستان تحول فضیل عیاض

یکی از داستانهای معروف تحول را میخواهیم با هم بررسی کنیم

گویند که فضیل عیاض سردمدار و رئیس گروهی بود که به دزدی معروف شده بود

این گروه در دزدی برای خودش اسم و رسمی داشت (به قول امروز برندی بود)

یک روز فضیل از شهر می گذشت که دختری خوش سیما را دید دلش عزم او کرد

و به یارانش دستور داد که برنامه ملاقات او با این دختر را تدارک ببینند

یاران فضیل با هر زور و تهدیدی که بود پدر و مادر دختر را زندانی کردند

و به فضیل پیغام دادند که دختر در خانه تنهاست و شما می توانید تشریف ببرید

گویند زمانی که فضیل آمد از دیوار خانه دختر بالا برود از خانه همسایه دختر آیه قرآنی را شنید که آن همسایه داشت قرائت می کرد :

وقت آن نرسیده شده است که ایمان بیاورید

همین آیه فضیل را دگرگون و متحول کرد و بعد از آن ،  ایمانش آن اندازه قوی شد که به درجه اولیاء خداوند نایل آمد

تغییر

حال سوال اینجاست که چرا فضیل ؟

خیلیهای دیگر هم این آیه را شنیده بودند ولی چرا فضیل اینگونه متحول شد؟

باید جوابش را در تغییراتی که فضیل در خود بوجود آورده بود (همانند داستان امانتداری فضیل ) جستجو کنیم


داستان امانتداری فضیل عیاض

گویند فضیل و یارانش در گردنه، کمین کاروانی را کرده بودند که به آن حمله کنند و آن را غارت کنند

آمار به فضیل رسید که این کاروان از امکانات امنیتی بالایی برخوردار نیست

پس فضیل به یارانش گفت : حالا که اینگونه است من همینجا در چادرم می مانم

شما بروید و کاروان را غارت کنید

یاران فضیل به سمت کاروان حمله ور شدند

درمیان کاروان تاجر پولداری بود که متوجه حمله دزدان شد و سریع کیسه بزرگ درهم خود را برداشت و از سمت دیگر کاروان فراری شد تا کوه را دور بزند

تاجر بعد از اینکه کوه را دور زد به یک چادر رسید که مردی داخل آن بود

با خود فکر کرد که اگر همینگونه بخواهد به بیابان برود یا خواهد مرد یا بعد از اینکه دزدها متوجه غیبت او بشوند به دنبال او می آیند و او را پیدا خواهند کرد

پس بهتر است که این کیسه را به این مرد امانت بدهد و خود پیش کاروان برود

تاجر همین کار را کرد و به کاروان خود برگشت

دزدها هم که از آمار دیگر کاروانیان متوجه غیبت او شده بودند او را به سختی گشتند و دست از پا درازتر نزد فضیل بازگشتند

تاجر که خیالش از بابت دزدها راحت شد دوباره کوه را دور زد تا خود را به مرد داخل چادر برساند و امانت خود را باز پس گیرد

وقتی به چادر رسید دید که ای داد بیداد ، آن مرد که کیسه را به او سپرده ، خود سردسته دزدهاست (فضیل) و دارد اموال دزدی را میان یارانش تقسیم می کند

آه بلندی کشید ، به طوری که تمام دزدها متوجه او شدند

فضیل هم که صدای آه را شنیده بود و  متوجه تاجر شده بود ، رو کرد به تاجر و گفت :

آمدی مرد ! بیا و امانتت را بگیر

تغییر

قابلیت و شایستگی فضیل

تاجر پیش فضیل رفت و فضیل در میان چشمان بهت زده و مبهوت یارانش کیسه بزرگ درهم را از گوشه ای بیرون آورد و به تاجر داد

یاران فضیل به فضیل اعتراض کردند که ما این همه زحمت کشیدیم و جز چیزی خرت و پرت نصیبمان نشد

بعد شما این کیسه بزرگ درهم را به این تاجر برمی گردانی ؟

فضیل گفت :

این مرد این کیسه را پیش من به امانت گذاشته بود و من دزدی میکنم

ولی هیچوقت خیانت در امانت نمی کنم !

همانگونه که شما به من اعتماد می کنید و تقسیم اموال دزدی را به من می سپرید

من هم اعتماد این مرد را همانند اعتماد شما خراب نمی کنم

این داستان قابلیتها و ویژگیهایی از فضیل را نشان می دهد که می تواند زمینه ساز تحول شود

پس اگر کسی به دنبال تحول باشد باید خود را با تغییرات وسیع آماده و مهیای تحول کند

و تحول اینگونه نیست که همچون معجزه یک دفعه ای در فرد بوجود آید و یک شبه تمام تغییرات فرد اجرایی شود

 

تغییر سخت است یا آسان؟

به نظر شما رانندگی کردن سخته یا آسان ؟ یا آشپزی کردن آسونه یا سخته ؟

تغییر

اگر کسی رانندگی نکرده باشه و بخواد برای اولین بار پشت فرمون بشینه مسلما براش رانندگی خیلی آسان نیست

  یا آشپزی کردن هم از همین قانون پیروی میکنه ولی همین که فرد به رانندگی و آشپزی مسلط بشه ، دیگه کاری آسان و راحت میشود

تغییر

پس راهکار اصلی آسان شدن تغییر ، مسلط شدن به آن است

البته نمیتونیم منکر این بشویم که

تغییر در ابتدای راه  کاری سخت و دشوار نشان می دهد و همین سختی اولیه خیلیها را از انجام تفییر باز می دارد

دلیل مهم سختی و دشواری تغییر این است:

طبق یکی از قانونهای نیوتن ، هر شیء ثابتی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند

انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست

فلذا اگر از این منظر به انسان توجه کنیم انسان نیز علاقمند است در همان حالتی که هست باقی بماند

یعنی با همان مکرراتی که در روزمره با آن درگیر است و درصد بالایی از زندگی او را تشکیل می دهد 

با همانها زندگی خود را بگذراند و هیچ نوع تغییری در زندگی خود بوجود نیاورد و در همان حالتی که هست باقی بماند

 

اقدامک :

کاغذی را بردارید و سه تغییر مهمی که در زندگیتان علا قمند به اجرای آن بوده اید

و به هر دلیلی نتوانستید یا به تعویق انداختید را یادداشت کنید؟

تغییر
فقط دقت کنید بر اساس اولویتی که در ذهنتان است بنویسید

چون مسلما ً بر اساس آنچه ذکر رفت مجبور هستیم به ترتیب و یکی یکی تغییرات را اجرایی و عملیاتی کنیم

مژده :

تغییر با تمام هیبت و ابهت و سختیهاش دارای اصول و قواعد کاملا ًمشخص و معین و در عین حال ثابتی است

کافیست ما با این اصول و قواعد آشنا بشویم

و به تکنیکهای مبتنی بر این اصول مجهز بشویم تا به هر تغییری که دوست داریم دست پیدا کنیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام خیلی سریع تغییر کنم (ایجاد تغییر سریع)

تغییر سریع

خیلی سریع می خوام تغییر کنم

روزهایی شده که به هر دلیلی از خودمون بدمون اومده

مواقعی بوده که حاضر بودیم هر کاری بکنیم که عوض بشیم

حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا عوض بشیم

ولی بعد از یک مدت دیدیم هیچ تغییری نکردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد

حالا چی کار کنیم که این دفعه سریع تغییر کنیم

تغییر سریع

 

اول از همه باید به این نکته مهم اشاره کنم که ما چیزی به نام تغییر سریع نداریم

و این که فکر کنیم که یک دفعه ای معجزه ای رخ میده و ما تغییر نکنیم را باید از ذهن خودمان پاک کنیم

همانگونه که تغییرات و عادتهای قبلی ما به مرور زمان ایجاد شده ، تغییرات و عادتهای جدید هم باید به مرور زمان ایجاد شود

بنابراین هر تغییری که برای خودمان مد نظر داریم را باید خرد کرده و تقسیم کنیم

و بعدش برنامه ریزی کنیم که بتونیم در یک مدت زمان معلوم به آن دست پیدا کنیم

مثال :

من می خوام از امروز خوش تیپ و خوش لباس بشم

نباید فکر کنیم که یکدفعه ای من به گونه ای خوش تیپ می شوم که همه با حسرت به من نگاه می کنند

یک دفعه ای می شوم مثلا یو آخیم لو سرمربی تیم آلمان که همه از تیپش تعریف می کنند

تغییر سریع

 

این کار دو ضرر بزرگ دارد :

اول چون خیلی بزرگ است و سنگ بزرگ علامت نزدنه

بنابراین ذهن ما با تغییر همراهی نمی کند ، مدام مخالفت می کند و رسیدن به این هدف را دست نیافتنی تلقی می کند

دوم اگر کوچکترین اشتباهی انجام بدهیم مثلا یک روز نرسیم ، لباسمان را اتو کنیم

فکر می کنیم که تمام تغییرات ما به بن بست برسیده و بی خیال تغییر می شویم

 

بنابراین باید همین تغییر را خرد و تقسیم کنیم

هفته اول : چند دست لباس جدید می خرم یا لباسهام رو آماده می کنم (می شورم و اتو می کنم )

هفته دوم : لباسهام تمییز باشد و اتو داشته باشد

هفته سوم : با یکی از نزدیکانم که خوش سلیقه است مشورت می کنم و لباسهایی که به نظر دوتامون به من نمیاد حذف یا جایگزین می کنم

هفته چهارم : ادکلن و عطر یا ساعت ، کت و شلوار را به تیپم اضافه می کنم

هفته پنجم : کفشهای واکس زده ، ادکلن ، خط اتو ، لباس مناسب و شیک جزو برنامه هر روزم می شود

 

هر روز ، فقط همون تغییر همون هفته و هفته قبلش رو پیگیری می کنم تا برام عادت بشود

تغییر سریع

 

حالا می خوام یک راهکار رو براتون ذکر کنم که می تونه در تغییر سریع شما موثر واقع بشود :

 

راهکار برای تغییر سریع

شما می خواهید یک برنامه رادیویی خاص رو گوش کنید

اولین کار اینه که رادیو رو روشن کنیدتغییر سریع

دومین کار و مهمترین کار اینه که فرکانس مخصوصی که برنامه از آن پخش میشود را پیدا کنید

نمی شود روی یک فرکانس دیگه باشید و بتونید همون برنامه ای که مد نظر شماست رو گوش بدهید

یا تلویزیون رو بزنید شبکه دو و بخواهید فوتبالی که از شبکه سه پخش می شود رو نگاه کنید

تغییر سریع

این در مورد زندگی ما نیز صادق است

اگر بخواهیم به یک تغییر سریع دست پیدا کنیم

بهترین کار این است که فرکانس خودمون رو بر روی این تغییر تنظیم کنیم

اگر با افراد خوش تیپ و منظم بگردیم و روی آنها زوم کنیم ، تغییر خوش تیپ شدن ما سرعت می گیرد

اگر با افراد خوش اندام معاشرت کنیم و بخواهیم خوش اندام بشویم ، این تغییر سرعتش افزایش پیدا می کند

اگر  انسانهای موفق رو الگوی خودمان قرار بدهیم ، موفقیت با سرعت بیشتری به سمت ما می آید

 

برعکس

برعکس آن هم صادق است

همانگونه که اگر فرکانس ما اشتباه باشد برنامه مورد علاقه ما قابل پخش نخواهد بود
اگر من می خواهم لاغر کنم و بعد با دوستانی معاشرت می کنم که دنبال بهانه هستند تا بروند فست فودی بخورند ، کار من سخت خواهد بود

اگر من می خواهم پولدار بشوم و با افرادی ارتباط دارم که تفکرشان تفکر فقر است ، دیگر تغییر سریعی برای ثروتمند شدن را نباید از خودم انتظار داشته باشم

اگر من می خواهم  ورزش کنم و در بین دوستانم مهمترین سرگرمی قلیان و سیگار است امکان ورزش کردن من شدید افت می کند

پس بهترین کار این است که روی فرکانس خودم تجدیدنظر بکنم تا تغییر سریعی را شاهد باشم

تغییر سریع

البته این نکته را هم گوشزد کنم که اگر کسی امکان تعویض فرکانس خود را ندارد ، برای خود بهانه جور نکند

مسئولیت تغییر تمام و کمال با خود فرد است و اوست که می تواند نتیجه تغییر را تعیین کند نه دیگران

مثلا می خواهد لاغر کند و می داند نباید شام بخورد

حال خانواده او همگی چاق هستند و شام مفصل می خورند

با خود بگوید من که نمی توانم خانواده ام (فرکانسم ) رو عوض کنم ، پس تغییر من فایده ای ندارد

نه این طور نیست

 او می تواند با اراده قوی خود یا خوردن سالاد و غذاهای کم کالری در کنار خانواده تغییر خود را عملی کند

 

نتیجه گیری :

  • تغییر تدریجی و مرحله ای است نباید از خودمان انتظار داشته باشیم که یک دفعه بوجود بیاید
  • فرکانس خودمان را با تغییرات خودمان همراستا کنیم تا تغییرات ما سرعت بگیرد
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید