نوشته‌ها

ترک عادت در 21 روز

ترک عادت در ۲۱ روز ( تغییر در ۲۱ روز)

ترک عادت در ۲۱ روز
تغییر در ۲۱ روز
ایجاد عادت در ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز یا قانون مالتز می گوید :

برای ترک یک عادت یا ایجاد یک عادت ۲۱ روز زمان نیاز است که
اگر شما به صورت مستمر در این ۲۱ روز یا عادت مدنظر خود را ترک کنید یا عادت مدنظر خود را ایجاد کنید می تواند به نتیجه برسد
و از همه مهمتر این ترک عادت یا ایجاد عادت ماندگار شود

ترک عادت در 21 روز

۲۱ روز از کجا آمده :

۲۱ روز را روانشناسان مطرح کرده اند و در تجربیات خود به این نتیجه رسیده اند

  ۲۱ روز برای همه :

برای همگان ۲۱ روز الزاما نمی تواند درست باشد
ممکن است یک فرد برای ترک عادت یا تغییر خود به کمتر یا بیشتر از این تعداد روز نیاز داشته باشد
ولی می توان گفت که همین تعداد روز می تواند معجزه ای برای شما شکل بدهد
به شرط اینکه مستمر و مداوم در این ۲۱ روز هدف خود را دنبال کنید

ترک عادت در ۲۱ روز :

حال ما می خواهیم بر اساس همین تعداد روزی که مورد تایید بسیاری از روانشناسها قرار گرفته ، برنامه ترک عادت در ۲۱ روز خود را برنامه ریزی کنیم

ترک عادت در 21 روز

هفته اول از ترک عادت در یک روز

روز اول از ترک عادت در ۲۱ روز:

ابتدا یک کاغذ سفید برمی داریم
بعد عادتی که می خواهیم ترک کنیم یا عادتی که می خواهیم ایجاد کنیم را بالای برگه می نویسیم

مثال : ترک عادت وسواس – ایجاد عادت مطالعه

عادت را به قدمهای کوچک تقسیم می کنیم :

ترک عادت در 21 روز

مثال : ترک عادت وسواس:

من هر بار که حمام می روم ۸ دفعه خودم را می شورم
روز اول از ترک عادت ۲۱ روز : امروز خودم را در حمام ۷ دفعه می شورم

ترک عادت در 21 روز

مثال : ایجاد عادت مطالعه :

من امروز به عنوان اولین روز از ایجاد عادت در ۲۱ روز :
یک کتاب آسان همانند رمان انتخاب می کنم و امروز تصمیم میگیرم ۵ صفحه از این کتاب را مطالعه کنم
این شرط را برای خودمان زیر عادت نوشته شده در برگه می نویسیم
و بعد یک جدول ۲۱ روزه برای خودمان می کشیم و در ردیف اول زمان و بعد قدم برای تغییر را می نویسیم و هر روز برای خودمان نمره می دهیم

 

 

شب اول از ترک عادت در ۲۱ روز :

شب که شد قبل از اینکه بخوابیم ، به خودمان در جدول عادت سازی نمره می دهیم
اگر موفق بودیم خودمان را تشویق می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا به خودمان خوراکی مورد علاقه مان را قول می دهیم یا …
اگر ناموفق بودیم خودمان را تنبیه می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا خودمان را از تفریح مورد علاقه مان (حتی شده به مقدرار کم ) محرو م می کنیم
به طور مثال : فردا یک ربع کمتر از تلگرام استفاده می کنم یا فردا سریال مورد علاقه ام را نمی بینم

روز دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

صبح که از خواب بلند شدیم ، نگاهی به برگه عادت سازی خودمان می اندازیم
و به خودمان قول می دهیم که امروز بهتر از دیروز ، قدم ترک یا ایجاد عادت خود را برداریم
اگر موفق بودیم ونمره خوبی گرفتیم
اگر احساس کردیم ، دیدیم راحت و آسان بود ، قدم بعدی را برای خودمان می نویسیم :

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی ترک وسواس در ۲۱ روز :

من امروز که رفتم حمام ۶ دفعه خودم را می شورم

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی برای ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من امروز ۱۰ صفحه از رمان مورد علاقه ام را مطالعه می کنم

اگر هم در روز اول موفق نبودیم یا برای ما این قدم روز اول آسان نبود ، دوباره همان قدم را پیگیری می کنیم

شب دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

باز هم عملکرد روزانه خود را مرور می کنیم و به خودمان نمره می دهیم

ترک عادت در 21 روز

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

در ابتدای هفته دوم ، یک نگاه کلی به برگه عادت سازی و جدول عادت سازی خودمان انجام می دهیم
و بعد اگر احساس کردیم که موفق بودیم ، قدم بعدی و این دفعه قدم بزرگتر را نوشته و هفته بعد ، قدم جدید را در دستور کار خود قرار می دهیم

 

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز

ترک وسواس در هفته دوم :

حالا که مشکل وسواس خود را در حمام حل کردیم و دیگر فقط دو بار یا سه بار خودمان را در حمام می شوریم
این هفته می خواهیم مشکل وسواس خود را در تمییز نگه داشتن خانه حل کنیم
من هر روز و حداقل سه بار خانه را تمییز می کنم و سه بارهم گردگیری می کنم

ترک عادت در 21 روز

روز اول از هفته دوم :

من امروز می خواهم فقط دو بار گردگیری کنم

ترک عادت در 21 روز

ایجاد عادت مطالعه در هفته دوم :

من می خواهم در روز اول این هفته دیگر ساعت خاص و تعیین شده ای همانند ۲۰ دقیقه قبل از خواب را به مطالعه اختصاص بدهم

شبها نیز که مشخص است نمره دهی و صبحها هم مرور قدم و یا شرط گزاری روزانه خود را انجام می دهیم

هفته سوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

همانند هفته دوم با این تفاوت که باید نسبت به هفته های اول و دوم ، بیشتر به خودمان سخت بگیریم تا به نتیجه برسانیم
مثال :

هفته سوم از ترک وسواس در ۲۱ روز

من می خواهم هر جا که احساس می کنم وسواس دارم را با تمرکز برطرف کنم
امروز برای تمییز کردن خودم یا خانه یا آرایش فقط نیم ساعت وقت می گذارم نه بیشتر

هفته سوم از ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من می خواهم برنامه مطالعه روزانه ام را به نیم ساعت یا یک ساعت در روز برسانم و با خودم مشخص کنم که کتابی که در دست دارم را حدودا تا چه زمانی تموم می کنم

ترک عادت در 21 روز

بعد از نمره دهی و تکمیل جدول عادت سازی :

یا به نمره قابل قبول دست پیدا کردم یا خیر ؟

اگر نمره قابل قبول نگرفتم که یک هفته دیگر ،برنامه ۲۱ روزه خود را تمدید می کنم
اگر نمره قابل قبول گرفتم

امتحانش این است که ببینم : بدون بررسی روزانه و فقط با بررسی هفتگی می توانم همان نمره یا بالاتر از آن را تکرار کنم یا نه ؟

اگر می توانم که با بررسی هفتگی یا ماهانه فقط باید حواسمان باشد که از برنامه خود دور نشویم
و اگر هم نتوانستیم که برنامه ۲۱ روزه یا هفتگی را دوباره در دستور کار و زندگی خود قرار می دهیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت (آسان کردن تغییر)

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن تغییر

آسان کردن ایجاد عادت مثبت

 

  • می خوام ترک عادت کنم
  • می خوام تغییر کنم
  • آخه تغییر خیلی سخته !
  • مگه ترک عادت امکان پذیره !
  • بابا من نمی تونم تغییر کنم ولم کن !
  • چی جوری آخه تغییر کنم
  • راهی سراغ نداری که من بتونم عادتم را ترک کنم
  • می خوای کاری کنم که تغییر برات آسان بشه

….

اگر مقاله قبلی (چرا تغییر سخت است) را خوانده باشید ، متوجه شده اید که تغییر و ترک عادت آسان نیست

اگر نخوانده اید به شما پیشنهاد می کنم که حتما آن را بخوانید ( برای این منظور کافی است تا اینجا کلیک کنید )

در این مقاله می خواهم شما را با راهکاری آشنا کنم که می تواند تغییر و ترک عادت شما را آسان کند

گفتیم که تغییر و ترک عادت آسان نیست و همانند شنا کردن خلاف آب می باشد

برای همین می خواهیم تکنیکی یاد بگیریم که می تواند شنا کردن یا تغییر کردن را آسان کند

آسان کردن ترک عادت

قبل از اینکه به راهکار آسان کردن ترک عادت بپردازیم ، می خواهیم در مورد همین تشبیه تغییر و ترک عادت به شنا کردن خلاف آب کمی بیندیشیم

نتایجی که می توانیم از این تشبیه بگیریم بسیار قابل توجه است

آسان کردن ترک عادت

اصول و قواعد شنا

همانگونه که بدون دانستن اصول و قواعد شنا نمی توان درست شنا کرد

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر نمی توان به درستی تغییر کرد یا

بدون دانستن اصول و قواعد ترک عادت نیز نمی توان بدرستی عادت را ترک کرد

با دست و پا زدن الکی ممکنه که یکی یا دومتر را در استخر جلو تر رفت ولی هیچوقت نمی توان اسم این دست و پا زدن یا شلب و شولوب را شنا کردن دانست

شما برای اینکه حتی در استخر ، عرض یا طول استخر را شنا کنید باید اصول و قواعد شنا کردن را بلد باشید

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر و ترک عادت می توان تصمیم به تغییر یا ترک عادت گرفت

ولی در نهایت نمی توان موفق شد چون وقتی مقاومتها و مشکلات سر راه قرار می گیرد ما درست عمل نمی کنیم و خودمان را می بازیم

آسان کردن ترک عادت

من تصمیم گرفتم که اخم نکنم و لبخند بزنم

بنابه اصل مقاومت در تغییر : چون شما تصمیم به تغییر گرفته اید ، مقاومتها در سر راه شما قرار می گیرد که شما موفق نشوید

بنابراین امروز که من تصمیم گرفتم که دیگه اخم نکنم و لبخند بزنم :

همین که صبح از خانه خارج می شوم یک ماشین با سرعت بالا میاد و یکدفعه ای راه رو به من و ماشینم می بنده و بدون هیچ معذرت خواهی گازش رو میگیره و میره

تا وارد اتوبان می شم می بینم که یک ترافیک عجیبی بوجود اومده که با وجود این ترافیک حتما به موقع به مقصد نمی رسم

بدتر از اون اینه که بنزین ندارم و استرس تموم شدن بنزین هم اضافه میشه

و چند تا بهانه دیگر دست به دست هم می دهد که من نتونم اخم نکنم و لبخند بزنم

پس با خودم می گم :

دیدی ما اومدیم این عادت بد رو ترک کنیم نشد

اصلا نمی تونم این عادت رو ترک کنم

ولی اگر با اصل مقاومت آشنا بودیم می دانستیم که :

همین که در مسیر تغییر قرار بگیریم ، مقاومتها کاملا عادی است و نشان می دهد که ما مسیر را داریم به درستی می رویم

فقط کافیه که مقاومتها را به درستی رد کنیم تا به یک تغییر و ترک عادت درست دست پیدا کنیم

و در اصل دیگری (اصل مراقبت ) هم می گوید :

اگر اشتباهی کردی و برعکس ترک عادتت رفتار کردی ، اشکالی ندارد و مهم این است که به ترک عادتت پایبند باشی و ادامه دهی

کتاب کار حضرت فیل

برای اینکه با تمام اصول و قواعد تغییر آشنا شوی به شما پیشنهاد می کنم:

کتاب کار حضرت فیل را بخوانید

که در نوع خودش مرجعی است برای تغییر و ترک عادت

 

 

مژده : بلد باشی همه جا می تونی شنا کنی

 

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت را با یک مژده و تبریک پیش می بریم :

اگر شما به اصول و قواعد شنا مسلط بشی همه جامی تونی شنا کنی ، همه استخرها و دریاهای آرام

(لبته ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، بله هر چقدر هم شنا بلد باشی نمی توانی یک رودخانه خروشان ، پر سنگ و کلاخ و طولانی را شنا کنی ، چون شنا کردن در آن اصلا منطقی نیست)

اگر شما به اصول و قواعد تغییر و ترک عادت هم مسلط بشی ، همه تغییرات را می توانی در خودت بوجود بیاوری

(دوباره ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، همه تغییرات عملی و امکان پذیر)

دلیل این هم در این است که تمامی اصول و قواعد در همه تکرار می شود

 

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما این شخص را می شناسید ؟

آسان کردن ترک عادت

بله مایکل فلپس ، شناگر ، پر افتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک و رکوردار کسب بیشترین مدال طلا در یک دوره المپیک است

حالا من می خواهم به شما یک راهکار یاد بدهم که شما را تبدیل به مایکل فلپس در تغییر و ترک عادت کند

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما وقتی شنا می کنید حتی اگر به اصول و قواعد تغییر آشنا باشید باز هم ممکن است که دستانتان خسته شود

حال اگر بخواهید برخلاف آب شنا کنید که امکان خسته شدن شما خیلی بیشتر است

من می خواهم به شما دو تا آمپول معرفی کنم که می تواند برای شما حکم دوپینگ داشته باشد

و شما بتوانید بدون خسته شدن مسافت مورد نظر خود را شنا کنید یا به نتیجه ترک عادت خودتان دست پیدا کنید

آسان کردن ترک عادت

لذت و رنج

دو آمپول لذت و رنج می تواند شما را تقویت کند که لحظاتی که خسته می شوید کم نیارید

آمپول لذت :

لذت از آینده تغییر و ترک عادت شما :

خود را تصور کنید زمانی که در ترک عادت خودتان موفق شدید

چه امتیازاتی بدست می آورید ، چه لذاتی کسب می کنید …

آسان کردن ترک عادت

من می خواهم به جای بد صحبت کردن ، خوب صحبت کنم

آمپول لذت :

لذتهای بعد از دستیابی به خوب صحبت کردن

همه لذت می برند از مصاحبت با من

همه از من تعریف می کنند که چقدر به موقع و درست صحبت می کند

خودم کیف می کنم وقتی می بینم خوب صحبت می کنم

خانواده ام به من افتخار می کنند که وقتی صحبت می کنم همه با احترام گوش می کنند

با خوب صحبت کردنم تونستم توی کسب و کارم پیشرفت عجیبی بکنم

دوستان جدیدی پیدا کردم و برنامه های جدیدی شکل دادم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برید از این که نتوانسته اید عادت بد را ترک کنید

تمام سختیهایی که حس می کنید از اینکه نتوانسته اید تغییرات خود را عملی کنید

 

آسان کردن ترک عادت

من عادت دارم که بدون لحظه ای تفکر شوخی کنم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برم از اینکه شوخی بی موقع می کنم:

تمام خانواده ام رنج می برند از شوخیهای بی موقع من

هر فردی که با من هم صحبت می شود سعی می کند زود صحبتش را تمام کند

خودم از خودم بدم میاد وقتی شوخیهای نامناسب انجام می دهم

همه سعی می کنند علی الخصوص در بحثهای جدی من رو دعوت نکنند

تبعات زیادی دامن گیر من می شود وقتی شوخی نامناسب و بی موقع می کنم

همسرم از دست شوخیهای من عجیب ناراحته به طوریکه توی زندگی زناشوییم تاثیر قویی گذاشته

آسان کردن ترک عادت

جدول T لذت و رنج (ترکیب دو آمپول لذت و رنج ):

حال اگر این دو آمپول را همزمان بزنیم عجیب کولاک می کند

برای این منظور بهترین کار این است که یک جدول T بکشیم و در یک طرف لذتهایی که از ایجاد تغییر بدست می آوریم و در طرف دیگر رنجهایی که از عدم ایجاد تغییر حس می کنیم رو بنویسیم

و زمانی که از شنا کردن خلاف آب خسته شده ایم و می خواهیم بی خیال شنا کردن بشویم از این دو آمپول بهره ببریم

وقتی که مقاومتها جلوی راه تغییر ما می آید با کشیدن و فکر کردن به این جدول T تغییر و یادآوری لذت و رنج به خودمان انگیزه لازم را بدهیم تا آسان کردن ترک عادت برای ما اتفاق بیفتد

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

چرا تغییر نمی کنم ؟ ( چرا نمی تونم تغییر کنم یا عادتم را ترک کنم)

چرا تغییر نمی کنم؟

( چرا نمی تونم تغییر کنم یا عادتم را ترک کنم)

 

  • می خوام تغییر کنم
  • می خوام این عادتم رو ترک کنم
  • می خوام عوض بشم
  • نمی دانم چرا نمی تونم تغییر کنم
  • نمی تونم این عادتم رو ترک کنم
  • خسته شدم از اینکه نمی تونم خودم رو عوض کنم

….

اینها همه می تواند درد دل و آرزوی خیلیها باشد

و برای آنها این سوال مهم شده که :

آخه چگونه است که من نمی تونم تغییر کنم ؟

یا چه جوری انجام بدهم که من این دفعه موفق به تغییر بشوم ؟

مهمترین نکته

مهمترین نکته ای که در ابتدا باید برای مواجهه با عدم تغییر ذکر کنم :

این است که باید برای تغییر یا ترک عادت خودمان توقع نداشته باشیم که یک روزه یا معجزه وار این اتفاق بیفتد

همانگونه که عادتها ، رفتارها و شخصیت ما به مرور زمان بوجود آمده

همانگونه هم باید به مرور زمان تغییر را در خود ایجاد کنیم

 

اصل کوچک سازی تغییر

می خوام لاغر کنم

۲۰ کیلو اضافه وزن دارم و از خودم توقع دارم که در مدت یک ماهه دیگه هیچ اضافه وزنی نداشته باشم

بعد که موفق نمی شوم ، با خودم می گویم که : چرا تغییر نمی کنم ؟

ابتدا باید به این موضوع مهم توجه کنم که این ۲۰ کیلو اضافه وزن در طول زمان اضافه شده ، بنابر این در طول زمان هم باید از بین برود

چرا تغییر نمی کنم

 

می خوام نوع صحبت کردنم را اصلاح کنم

صحبت کردنم به گونه ای است که خیلیها از من ناراحت می شوند و خودم هم از این بابت ناراحتم !

بنابراین تصمیم گرفتم که نوع صحبت کردن خودم را  اصلاح کنم

ولی خیلی وقتها تصمیم گرفتم و موفق نشدم

حالا از خودم می پرسم : چرا تغییر نمی کنم ؟

باید اول توجه داشته باشم که صحبت کردن من در اثر روزها صحبت کردن به این حالت درآمده

پس نباید توقع داشته باشم که یک روزه به گونه ای صحبت کنم که همه شیفته ی صحبت کردن من بشوند

بلکه باید به تدریج نوع صحبت کردن خودم را عوض کنم

چرا تغییر نمی کنم

 

همین نکته می تواند سرنوشت تغییر شما را تغییر دهد و دیگر نیازی نباشد که با خودتان بگویید :

چرا تغییر نمی کنم ؟

 

پس برای قدم اول باید اصل کوچک سازی تغییر را مدنظر قرار بدهید :

تغییرات خودتان را کوچک کنید

۲۰ کیلو اضافه وزن دارم : این ماه ۱ کیلو کم می کنم

صحبت کردنم خیلی اشکال دارد : این هفته نوع سلام و علیکم را عوض می کنم

 

هفته ای یا ماهی یک مقداری از تغییر را برای خودمان تعیین می کنیم و بعد از موفقیت در این تغییر به سراغ تغییر بعدی می روم

 

اصل مقاومت در تغییر

دومین نکته مهم : اصل مقاومت در تغییر است

هر وقت که تصمیم به تغییری می گیریم بر اساس اصلی از تغییر که برگرفته از اصل نیوتن است

مقاومتها بر سر راه ما سبز می شود

و این مقاومتها کاملا طبیعی است

بنابراین باید خودمان را در برابر این مقاومتها آماده کنیم

وقتی مقاومتی جلوی ما را برای تغییر گرفت ، به نوعی باید خوشحال شویم چون که :

در می یابیم که مسیر را داریم درست می رویم که مقاومت را دیدیم و درک کردیم

وقتی با این نوع نگاه تغییرات و ترک عادت خودمان را شروع کنیم

دیگر با کوچکترین سد یا مقاومت ، خودمان را نمی بازیم و از خودمان نمی پرسیم که :

چرا تغییر نمی کنم ؟

 

ترک سیگار

چرا تغییر نمی کنم

من تصمیم می گیرم که سیگارم را ترک کنم

همین که تصمیم می گیرم مثلا از شنبه روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم

همان شنبه شب در راه برگشت خانه با یکی از دوستهام رو در رو می شوم که سیگاری قهاریه

و من رو هم مجبور می کنه تا باهاش هم قدم بشم و سیگاری بکشم

همین رو در رو شدن با این دوست ، خود مقاومت بزرگی است که می تواند زحمت امروز من را هدر بدهد

ولی من چون با اصل مقاومت آشنا هستم می دانم که باید مقاومت کنم و به دوستم خیلی احترام آمیز بگم که من در این لحظه سیگار نمی کشم

 

کمتر وقت هدر دادن در تلگرام

چرا تغییر نمی کنم

من می خواهم وقتم رو کمتر در تلگرام هدر بدهم

برای همین تصمیم می گیرم از امروز یک ربع کمتر در تلگرام وقت بگذارم

ولی همین امروز که تصمیم می گیرم یکی از دوستهام من رو  در گروهی عضو می کنه که عجیب مورد علاقه من هستش

همین عضو شدن در این گروه نشان از مقاومت دارد

بنابر این علی رغم میل باطنی خودم مجبور می شوم که اینترنت گوشی ام را قطع کنم تا یک ربع کمترم از بین نرود

 

حال اگر من با اصل مقاومت آشنا نبودم همین که مقاومت به سراغ من می آمد

با خودم می گفتم : نگاه کن تغییر و ترک عادت به ما نیومده !

تا من تصمیم گرفتم تغییر کنم از شانس بد من ، همه عالم دست به دست هم دادند که من تغییر نکنم

و بعد از مدتی می گویم : چرا تغییر نمی کنم

 

اصل مراقبت :

سومین نکته و آخرین نکته : اصل مراقبت است

گفتیم که شما باید تغییر را کوچک کنید و بدانید که باید در برابر مقاومتها از خودتان تلاش و کوشش نشان بدهید

ولی نمی توانیم از این موضوع غفلت کنیم که با همه این احوال ممکن است که ما نتوانیم در برابر مقاومتی پیروز بشیم

و در موقعیتی قرار بگیریم که عادت بد خود را تکرار کنیم و بر خلاف تغییر مدنظر خود رفتاری انجام دهیم

اینجاست که اصل مراقبت به ما می گوید :

اگر اشتباهی هم کردی اشکالی ندارد ، خودت را تنبیه کوچکی بکن ولی مهم این است که به راهت ادامه بدهی و مایوس نشوی

یکی از دلایل اینکه ما از خودمان می پرسیم که : چرا تغییر نمی کنم

این است که وقتی نمی توانیم مقاومتی را پشت سر بگذاریم مایوس می شویم و بی خیال تغییر می شویم و پرونده تغییر و ترک عادت را می بندیم 

ولی باید به خودمان یادآوری کنیم که اگر چه اشتباه کرده ایم ولی این راه را من باید ادامه بدهم تا به تغییر نهایی خودم دست پیدا کنم

نتیجه گیری :چرا تغییر نمی کنم

سه اصل را به عنوان اصول تغییر دستور کار تغییر و ترک عادت خود قرار میدهیم :

۱اصل تغییرسازی کوچک :

تغییر خود را کوچک کرده و مرحله ای و مستمر دنبال می کنیم

۲اصل مقاومت :

در برابر هر تغییری مقاومت ها در مقابل ما قرار می گیرند و این یک امر طبیعی است

۳اصل مراقبت :

باید خود را در برابر اشتباهاتمان تنبیه کنیم ولی مایوس نشویم که با کوچکترین اشتباهی پرونده تغییر و ترک عادت را ببندیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

چگونه تغییر کنم ؟ (راه تغییر در زندگی)

چگونه تغییر کنم ؟

 

می خوام در خودم تغییری ایجاد کنم

می خوام فلان عادتم رو ترک کنم

می خوام لاغر کنم

می خوام سیگار رو ترک کنم

می خوام تو درآمدم یک تغییر درست وحسابی ایجاد کنم

زندگی خانوادگی من نیازمند یک تغییر اساسی هستش

از زندگی خودم راضی نیستم و می خوام دگرگونش کنم

...

ولی سوال اصلی اینه که :

چگونه تغییر کنم ؟

 

ابتدا باید بدانیم که تغییر یک دگرگونی یا جابجایی است از حالتی یا صفتی یا ویژگی به حالت ، صفت یا ویژگی دیگر

و هر جابجایی نیازمند مصرف کردن انرژی است

چگونه تغییر کنم

چون طبق قانون نیوتن :

هر جسمی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند و برای به حرکت درآوردن آن باید انرژی بیشتری مصرف کرد تا به حرکت درآید

ما هم برای هر تغییری نیازمند صرف انرژی هستیم وگرنه در همان حالت فعلی باقی می مانیم

حال برای اینکه از حالت فعلی خارج شویم باید زحمت صرف انرژی بکشیم

و باید انگیزه لازم را برای صرف انرژی داشته باشیم تا تغییر کنیم

 

انگیزه لازم برای تغییر شرط اول است

و برای پاسخ به سوال چگونه تغییر کنم ؟

ابتدا باید به انگیزه های خود برای تغییر فکر کنیم

 

انگیزه ویلماردولف

ویلماردولف در خانه محقری متولد شد

در چهار سالگی ذات الریه همراه با مخملک گرفت که ترکیبی بسیار مهلک به شمار می رفت

همین مریضی باعث شد که او فلج اطفال بگیرد و برای همین او همیشه باید بریس می پوشید ( بریس : وسیله طبی کمکی که به پا بسته می شود)

پزشکان به او و مادرش گفته بودند که

ویلمار هیچ وقت نمی تواند پایش را روی زمین بگزارد بلکه همیشه باید بریس بپوشد

اما این ویلمار و مادرش بودند که این نوع زندگی را نپذیرفتند

ویلمار با خود فکر کرد که چگونه باید تغییر کنم ؟

انگیزه بالای ویلمار باعث شد که در سن ۹ سالگی بریس را از پای خود دربیاورد و اولین گام را بر روی زمین بگذارد.

در ۱۳ سالگی او در اولین مسابقه دو میدانی در مدرسه شرکت کرد و آخر شد

مسابقات بعدی هم برای او فقط و فقط رتبه آخر را به دنبال داشت

تا اینکه بعد از تمرینها و تلاشها ذره ذره رتبه اش بهتر شد تا زمانی که در مدرسه اول شد

در سن ۱۵ سالگی به دانشگاه رفت و به مربی خود گفت که می خواهد سریع ترین زن دونده روی زمین بشود

و همین انگیزه و تعقیب مستمر هدف او باعث شد که

او در المپیک حضور یابد و در دوی ۲۰۰ و ۴۰۰ متر طلای المپیک را به گردن آویزد

چگونه تغییر کنم

و در تاریخ المپیک ثبت شود که یک زن فلج نه در پاراالمپیک بلکه در المپیک

توانست هم حضور یابد ،  هم قهرمان شود و از همه مهمتر به رویا و هدف خود یعنی سریعترین زن دنیا شدن دست یابد

 

اقدامک :

تغییر خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و در ادامه بنویسید که باید چگونه تغییر کنم ؟

بعد از آن ببینید که برای رسیدن به آن باید چه کارهایی انجام بدهم و یا چه هزینه هایی باید پرداخت کنید

حال با خودتان خلوت کنید و ببینید بعد از دست یابی به این تغییر چه چیزهایی بدست می آورید

اگر مقدار چیزهایی که بدست می آورید جذاب تر و بیشتر از مقدار هزینه ها و کارها باشد می توانید روی انگیزه تغییر خود حساب کنید

در غیر این صورت باید انگیزه های خود را تقویت و به سرانجام تغییر خود بیشتر فکر کنید تا انگیزه لازم را بدست آورید

 

ترفند و تکنیک برای کسب انگیزه

چگونه تغییر کنم

گفتیم که برای پاسخ به این سوال که چگونه تغییر کنم ؟

باید در ابتدا انگیزه های خود را برای تغییر مورد بررسی قرار دهیم

و در عین حال متوجه شدیم که تغییر کار ساده ای نیست و نیرو و انرژی فراوانی را طلب می کند

حال می خواهم شما را با یک تکنیک آشنا کنم که

حتی اگر انگیزه شما کم باشد یا سختیهای راه به نظر شما زیاد باشد

ولی باز هم بتوانید برای تغییر قدم بردارید

تکنیک : کوچک کردن تغییر و تشویق نمودن مرحله به مرحله است

وقتی تغییر را کوچک می کنید می بینید که دیگر راه به آن سختی ابتدا نیست

و وقتی خود را مرحله به مرحله تشویق می کنید:

متوجه می شوید که انگیزه های شما دوباره شارژ شده و می توانید مرحله بعدی را با انگیزه مجدد بگذرانید

 

ترک سیگار :

ترک سیگار را به عنوان یک تغییر مورد بررسی قرار می دهیم

ابتدا بر روی یک کاغذ می نویسیم ترک سیگار

بعد بررسی می کنیم که بعد از دستیابی به آن چه چیزهایی بدست می آوریم : سلامتی ، شادابی ، مخارج کمتر ، دندانهای سالم ، عدم بوی بد ، عدم بیماری زودرس و ...

بعد بررسی می کنیم که برای رسیدن به تغییر ، چه کارهایی باید انجام بدهیم :

عدم استعمال سیگار ، ترک رابطه با بعضی از دوستان ، عدم حضور در جمع دوستانه ای  که سیگار از ملزومات آن جمع است  ، مسخره شدن توسط بعضی از دوستان و ...

با خودمان خلوت که می کنیم می بینیم خیلی چیزها بدست می آوریم

ولی در طرف مقابل هم می بینیم که خیلی از کارها را که باید انجام بدهیم خیلی سخت است و دشوار

چگونه تغییر کنم

چگونه تغییر کنم ؟

از تکنیک بهره می بریم و می آییم سیگار نکشیدن را به تغییرات کوچک و مرحله ای تقسیم می کنیم

به طور مثال می گوییم من امروز فقط یک سیگار کمتر می کشم فردا دو نخ کمتر و همینطور ادامه می دهم تا به ترک دائمی سیگار بیانجامد

اینگونه مقدار نیروی مصرفی کاهش عجیبی پیدا می کند و مقدار انگیزه ما برای کم کم کردن مرحله ای سیگار افزایش می یابد

به شرط اینکه بعد از موفقیت در هر مرحله خود را تشویق کنیم

به طور مثال بعد از اینکه توانستم یک نخ کمتر سیگار بکشم برای خودم خوراکی مورد علاقه ام را می خرم

به شما پیشنهاد می کنم که برای اینکه بیشتر با تغییر و ترک عادت آشنا شوید این مقاله را مطالعه نمایید

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

اهمیت عادت ( اهمیت عادت را در کنار چرخه عادت بشناسیم)

اهمیت عادت

 

تا حالا عادتی داشتید که بخواهید ترکش کنید؟ 

هنوز هم درگیرش هستید یا ترکش کردید؟

اگر به معنی واقعی عادت بوده باشه ، شما مسلماً حس کردید که ترک عادت، کار آسانی نیست

وقتی به چیزی عادت کرده باشی ترک کردنش سخته

همش دنبال بهانه می گردی تا از ترکش صرفنظر کنی

عادتها آن اندازه مهم هستند که می توانند تمام زندگی ما را تحت الشعاع خودش قرار بدهد

 

سیگار کشیدن حتی هنگام دعا کردن

 

 

جک و ماکس (دو دوست) در راه بازگشت از کلیسا به خانه داشتند با هم صحبت می کردند :

ماکس به دوستش میگه : این وقت دعا خیلی دیر می گذره و طولانیه !

جک : آخه چرا ؟اهمیت عادت

ماکس : بخاطر اینکه نمی تونم این زمان رو سیگار بکشم و اعصابم داغون میشه

جک : آره ، چی میشه که ما همزمان با دعا سیگار بکشیم ! چه اشکالی داره ؟

ماکس : تو درست میگی ولی برو از کشیش بپرس ببین چی میگه

جک پیش کشیش میره و از او می پرسه که :

جناب کشیش ! می توانیم وقتی در حال دعا هستیم سیگار بکشیم ؟

کشیش به او پاسخ می دهد : نه پسرم ،این بی احترامی به مذهب هستش

جک دست از پا درازتر به پیش ماکس برمی گردد و سوال و جواب را برای او بازگو می کند ماکس به او می گوید که تو درست سوال را نپرسیدی

این دفعه ماکس پیش کشیش می رود و می پرسد :

آیا وقتی ما در حال سیگار کشیدن هستیم می توانیم دعا هم بکنیم

کشیش با اشتیاق می گوید : بله عزیزم شما همواره می توانید دعا کنید

 

این داستان بیش از همه اهمیت عادت را می رساند

عادتی که هم ماکس و هم جک را حتی نمی خواهد دقایقی کنار بگذارد و آن دو نیز به دنبال راه حلی می گردند که این عادت را همواره در کنار خود داشته باشند

 

اجازه بدهید مثال دیگری از اهمیت عادت بزنم :

 

خوردن شیرینی همراه با تلویزیون

اهمیت عادت

 

شبها همراه تلویزیون کلوچه یا شیرینی یا شکلات بخوریم 

درنتیجه اضافه وزن آوردیم و مشکلات سلامتی و تیپ نامناسب و تذکر پیاپی  همسرمان را متعاقب آن به دنبال داشتیم 

با خودمون میگیم که از فرداشب دیگه هیچ نوع خوراکی شیرینی نمیخورم

ولی فردا شب دوباره شیرینی میخورم .

پس فردای تصمیمتان مبنی بر ترک عادت خوردن شیرینی ، یادداشتی روی میز تلویزیون خود می چسبانید که روی آن نوشته (خوردن شیرینی ممنوع)

ولی باز هم بی توجه به آن شیرینی میخورید

هر چند که بعد از یک مدتی حس خوبی ندارید از اینکه نتوانسته اید تصمیم ترک عادت خود را عملی کنید ولی باز هم شیرینی می خورید

چون قدرت عادت زیاد بوده و توانسته بر قدرت اراده شما غلبه کند

همانگونه که حس کردید خوردن شیرینی تبدیل به یک عادت شده و ترک آن سخت و باید از اصول و قواعد خاص خودش برخوردار باشد

اگر نگوییم همه انسانها ولی به جرأت می توانیم بگوییم که اکثریت قریب به اتفاق آنها درگیر ترک عادت منفی  هستند 

و سعی می کنند از اهمیت عادت بکاهد

 

برای اینکه با اهمیت عادت بیشتر آشنا بشوید بهتر است با چرخه عادت نیز آشنا شوید :

اهمیت عادت

 چرخه عادت :

 

ما عادت را یک کار تکراری و روتین میدانیم که به دفعات تکرار میشود و به واسطه همین تکرار است که بر اهمیت عادت افزوده می شود

همانطور که از خصوصیات هر تکراری برمی آید عادت نیز از یک چرخه برخوردار می گردد که به آن چرخه عادت می گوییم

چرخه عادت از سه قسمت تشکیل شده :

نشانه ، کار تکراری و پاداش یا نتیجه

در مرحله اول شما باید چرخه عادات خود رو بشناسید تا بتوانید راه تغییر یا جایگزینی آن را پیدا کنید

برای مثال همان شیرینی خوردن هنگام تماشای تلویزیون  

نخستین گام شناخت کار تکراری است .

کار تکراری تماشای تلویزیون و بعد شیرینی خوردن و همراه تلویزیون خوردن شیرینی میباشد

اهمیت عادت

از خودتان این سؤال را بپرسید

که نشانه یا آغازگر این کار تکراری چیست ؟ آیا گرسنگی است؟ آیا کسالت است ؟ قند خونتان پایین افتاده؟

پاداشی که از خوردن شیرینی بدست می آورید چیست ؟

خود شیرینی ؟

احساس بهتر دیدن تلویزیون ؟

سرگرمی موقت ؟

کنار خانواده بودن ؟

فارغ از مشکلات روزمره بودن ؟

یا انفجار انرژی که از مقدار فراوانی شکر نشأت می گیرد؟

شما برای پاسخ به این سؤالات باید تجربه و آزمایش کنید

 

شناسایی پاداش

پاداشها نیرومندند زیرا تمایلات ما را برآورده می کنند ، اما  ما بیشتر اوقات از تمایلاتی که رفتارهایمان را بوجود می آورد بی اطلاعیم

و برای اینکه متوجه این موضوع بشویم باید آزمایشهای خود را شروع کنیم :

در شب اول تلویزیون ببینید و تخمه یا سیب بخورید

در شب دوم تلویزیون ببینید و با خانواده صحبت کنید

در شب سوم شبکه تلویزیون را عوض کنید و یک برنامه دیگر ببینید

در شب چهارم به تنهایی تلویزیون ببینید

در شب پنجم اصلاً تلویزیون نبینید و فقط با خانواده صحبت کنید

در شب ششم نیم ساعت قبل از تلویزیون یک خوراکی مقوی بخورید

در شب هفتم (شبی که روز تعطیل بوده ) سعی کنید تلویزیون ببینید و به مسایل کاری فکر نکنید

اهمیت عادت

حال با بررسی دقیق هر شب به احتمال زیاد می توانیم بفهمیم تمایل اصلی برای خوردن شیرینی چه بوده است ؟

چه شبهایی اصلا یادم به شیرینی افتاده و شیرینی خوردم

( نکته مهم این است که در طول این آزمایش شما نباید از خوردن شیرینی خودداری کنید و فقط وقتی آن را فراموش کردید برای جواب مهم است )

هدف از خوردن شیرینی

حالا می توانید به این سؤال پاسخ دهید که هدف از خوردن شیرینی :

خود شیرینی بوده یا فقط می خواستید دهانتان بجود؟

صحبت با خانواده هدف شما بوده و به بهانه شیرینی خانواده را دور هم گرد می آوردید؟

برنامه ای که در آن ساعت خاص می دیدید به اندازه کافی سرگرم کننده نبود می خواستید اینگونه علاقه خود را مضاعف کنید ؟

قند خونتان پایین می افتاد یا گرسنه می شدید؟

دوری هر چه بیشتر از مشکلات و مسائل هدف اصلی خوردن شیرینی بوده است؟

اگر به هر دلیلی جواب خود را پیدا نکردید یا باید مدت زمان یا گزینه های مورد بررسی را بیشتر کنید تا علت تمایل اصلی شما پیدا شود.

برای هر چه بهتر شدن این آزمایش سعی کنید هر شب بعد از تلویزیون نوع رفتار و احساسات خود را یادداشت کنید

تا بعداً بتوانید با کنار هم قرار دادن یادداشتها به نتیجه ای که علاقمند هستید دست پیدا کنید

و با شروع تلویزیون ساعت خود را تنظیم نمایید برای سی  دقیقه که بعد از این زمان آیا من باز هم تمایلی به خوردن شیرینی دارم یا نه ؟

 

موقعیت عادت

 

در گام بعدی باید عادت را در این ۵ موقعیت مورد بررسی قرار بدهیم :

  • مکان
  • زمان
  • وضعیت احساسی
  • افراد دیگر
  • عمل قبلی

بنابراین اگر مثال خودمان یعنی شیرینی خوردن  در حین تلویزیون دیدن را بخواهیم از این منظر بررسی کنیم :

  • کجا : روبروی تلویزیون
  • ساعت : ۱۰ شب هنگام دیدن سریال
  • در چه وضعیت احساسی قرار دارید؟ خسته
  • افراد دیگر : خانواده
  • قبل از تمایل چه کاری انجام می دادید؟ موبایلم رو چک کردم

و همینطور تا یک هفته ، این سؤالات را از خودمون می پرسیم و یادداشت می کنیم ، از روی فصل مشترک جوابها می توانیم محرک اصلی خودمان را پیدا کنیم

و در اخرین اقدام برای تغییر عادت خود برنامه ریزی می کنیم بدین منظور باید در ذهن خود محرک و کار تکراری و پاداش را در نظر بگیریم

اهمیت عادت

به طور مثال محرک من برای شیرینی خوردن ، جمع کردن خانواده در انتهای شب ، ارضای حس تعلق خاطر و فراغت از  مسایل کاری هست پس:

برنامه ریزی می کنم تا ساعت ۹ شب همه خانواده موظفند که دور هم جمع بشوند شام بخوریم

بعد همه کمک کنند تا سفره جمع شود و بعد تا ساعت ۱۰ صحبت کنیم 

دیگر نیاز نبود که همزمان با سریال هر کسی از راه برسد یک چیزی بخورد یکی شام بخورد،  من هم شیرینی بخورم 

یا به بهانه سریال ، تا همدیگر رو یک جا جمع کنیم

در نهایت استمرار در اجرای برنامه باعث می شود این خود یک عادت برای من و خانواده ام بشود و حالا برعکس رفتار کردن آن سخت و دشوار باشد.

دیگر محرک می شود ساعت ۹ شب

کار تکراری : شام و صحبت

پاداش : ارضای احساس تعلق خاطر

 

اقدامک :

اهمیت عادت ما را بر آن می دارد که چرخه عادتهای منفی خود را ترسیم کرده و بر اساس موقعیتهای ۵ گانه دلیل تمایل و پاداش خود را پیدا کنیم

و  بر اساس آن ترک عادت خود را عملی کنیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ترك عادت موجب مرض

ترک عادت موجب مرض نیست ؟ (ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 ترک عادت موجب مرض نیست ؟

(ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 

این ضرب المثل معروف ایرانی است که عجیب توی ذهن و دهن ایرانیها میاد

کافیه شما از یک ایرانی بپرسی : ترک عادت موجب ؟

سریع میگه : ترک عادت موجب مرض است

این در حالیه که کمتر ضرب المثلهای ایرانی اینگونه سریع به ذهن میاد

 

 ریشه این ضرب المثل :

می گویند دباغی (پوست کن حیوانات ) از بازار عطاری میگذشت

ترک عادت موجب مرض

حالش بد شد و هیچ کس ، هیچ کاری نمی توانست بکند حتی طبیب

تا اینکه برادر این دباغ که از ماجرای غش کردن برادرش مطلع شده بود خود را به او رساند

بعد از پرس و جوی و کمی تفکر ، رفت و فضله ی سگی را آورد و جلوی دماغ دباغ گرفت و بهوش آمد

وقتی از او در مورد این داستان سوال کردند ، گفت :

برادر من در دباغخانه کار می کند و از صبح تا شب فقط با پوست حیوانات سرکار دارد که عجیب متعفن و بدبو است و به بوی بد آنها عادت کرده است

وقتی از بازار عطاری می گذشت بوی خوش عطر حال او را بد کرد و او غش کرد

برای همین ترک عادت موجب مرض است و او نباید هیچ وقت از این طرفها بیاید

 

 یا داستان دیگری که  ضرب المثل (ترک عادت موجب مرض است ) به زیبایی در آن بکار رفته است

داستان عقرب و قورباغه

 

عقرب کنار برکه ای می رود و از قورباغه می خواهد که او را بر پشت خود نشانده و آن طرف برکه ببرد

قورباغه می گوید : زرنگی ؟ می خواهی بر پشت من بنشینی و بعد با نیشت من را بکشی ؟

عقرب می گوید : من آن اندازه نامرد نیستم که لطف تو را فراموش کنم و بخواهم نیش بزنم

قورباغه می گوید : قول میدهی ؟

عقرب قول میدهد و بر پشت قورباغه سوار می شود و با هم به سوی آن طرف برکه می روند

اواسط راه که می رسند ، عقرب ناخود آگاه با نیشش قورباغه را زخمی می کند

ترک عادت موجب مرض

قورباغه با یک حرکت عقرب را از پشت خود به داخل آب می اندازد و فرار می کند

قورباغه بر سر عقرب فریاد می زند که : ای بد طینت در چه حالی؟!

عقرب گفت : دارم غرق می شوم!

قورباغه گفت :

رفتن زیر آب نه از غرض است

ترک عادت موجب مرض است

 عقرب هم درجواب گفت :

نیش عقرب نه از ره کین است

اقتضای طبیعتش این است

 دست آویز و بهانه

در این دو داستان ، این ضرب المثل به خوبی شرح داده شده و همین دست آویزی شده که

 خیلی از ما ایرانیها همین ضرب المثل را دست آویز خودمون قرار بدهیم که هر جا نمی خواهیم عادت خودمون رو ترک کنیم  ، به راحتی بگیم :

ترک عادت موجب مرض است

درحالیکه اصلا اینگونه نیست بلکه ترک عادت بد و منفی موجب سعادت است

ممکن است که دباغ به بود بد و متعفن پوست حیوانات عادت کرده باشد ولی این دلیل نمی شود که باید تمام زندگی خود را با بوی بد و متعفن بگذراند و با خود بگوید که ترک عادت موجب مرض است

بلکه او باید به صورت کم کم و آهسته خود را با بوهای خوب آشنا کند

ترک عادت موجب

تصویرسازی

 

می خواهم جسارت کنم و از شما درخواست کنم که بیایید و یک لحظه خود را جای دباغ بگذارید :

شما همیشه با بوی بد عجین هستید و از این موضوع یا خودتان با خبر هستید و رنج می برید یا نه ؟

اگر هستید و رنج می برید که باید راه حلی برای این موضوع پیدا کنید ! راه حلی که حداقل فقط سرکار بوی بد با شما باشد

اگر متوجه نیستید که بدتر ، همه از شما دوری می کنند و حتی خانواده شما هم از این مساله در عذاب است

باید به تبعات این عادت خود بیشتر فکر کنید : رنج خانواده ، دوری اقوام و آشنایان از شما و …

بهترین راه حل این است که شما باید کم کم خود را با  بوهای خوب آشنا کنید تا مشام شما به غیر از بوی بد ، بوهای جدید را نیز حس کند

آهسته ترک کردن این عادت هم این نیست که یکدفعه ادکلن و عطر به خودتان بزنید بلکه باید در محیط هایی حضور پیدا کنید که می تواند خنثی باشد و مشام شما را از بوی بد فقط کمی دور کند همانند حمام هر روز و نسبتا طولانی

بعد در مرحله بعدی با بوهای ملایم آشنا شوید و بعد با بوهای قوی تر

 تا مشام شما به یکباره با بوی قوی عطر مواجه نگردد

بی انصافی و بدترین ظلم در حق خودتان و نزدیکانتان این است که بگویید :

ترک عادت موجب مرض است

و کار من ایجاب می کند که هم همیشه بوی بد بدهم و هم نمی توانم با بوی خوب و دلنشین کنار بیایم

ادامه تصویر سازی

 

می خواهم از خودم و شما هم بخواهم که پا را فراتر از این بگذاریم و فقط به بوی بد فکر نکنیم

به تک تک عادتهای بدمان فکر کنیم که می تواند ما را همانند موقعیت دباغ قرار دهد و ما را از عادتهای خوب دور کند

 

من فقیر هستم و پول خوبی در نمی آورم بعد می گویم که خر ما از کرگی دم نداشت و من دیگر نمی توانم پولدار شوم

من به همین اندازه درآمد عادت کردم و نمی توانم پول زیادی برای خودم تصور کنم چون ترک عادت موجب مرض است

من چاقم و مدام مریض می شوم بعد می گویم نمی توانم متناسب بخورم چون اگر نخورم آنقدر بهم فشار میاد که از گرسنگی می میرم چون ترک عادت موجب مرض است

ترک عادت موجب مرض

 

اقدامک :

بدون هیچ تعارفی بیاییم لحظاتی به زندگی و عادتهای بد خودمون بیاندیشیم و ببینیم که :

چه عادتهای بدی است که موجب مرض ما شده است و ما با بهانه های مختلف از ترک آن طفره می رویم

و در ذهنمان این ضرب المثل را تغییر دهیم و با خود تکرار کنیم که :

ترک عادت (منفی یا بد) موجب سعادت و سلامت است (نه مرض)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت (تعریف،تشکیل و تقسیم عادت)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

قدرت عادت

 قدرت عادت :

در مورد قدرت عادت همین اندازه بس که به گونه ای عمل می کند که نیازی به فکر و برنامه ریزی ندارد و خود به خود انجام می شود

 

مردی که با سرعت و چهار نعل با اسبش می تاخت

این طور به نظر می رسید که جای بسیار مهمی می رفت

مردی که کنار جاده ایستاده بود ، فریاد زد : کجا می روی ؟

مرد سوارکار جواب داد : نمی دانم ، از اسب بپرس !

این داستان خیلی از ماست که سوار بر اسب عادت هایمان می تازیم بدون اینکه بدانند کجا می روند

این قدرت عادت است که ما را همراه خود می برد بدون اینکه بتوانیم کاری بکنیم و متوجه باشیم

 

همانند این می ماند که شما سوار هواپیمایی هستید که به صورت خلبان خودکار تنظیم شده است و شما را با سرعت بالا به هر جایی که خودش می خواهد می برد

در زندگی روزمره تان ، این قدرت عادت است که به صورت خودکار زندگی شما را اداره می کند

همه چیز عادت است

از لحظه بیدار شدن ، شستشوی صورت ، ورزش کردن یا نکردن ، صبحانه خوردن یا نخوردن ، پیاده روی ، نوع سلام و احوال پرسی با دیگران تا ساعت خوابیدن و مکان و محل خوابیدن

همه و همه بر اساس عادت است

حال می تواند این عادات خوب یا عادات بد باشد که ما را هدایت می کنند

هنر ما این است که عادات خوبی در خودمان بوجود بیاوریم که این عادات خوب ما را جلو ببرند

اگر به زندگی افراد موفق هم به صورت دقیق و ریزبینانه نگاه کنیم می بینیم که همه ی آنها عادت خوب شاخص و خاص دارند که کنترل زندگی آنان را بدست گرفته اند

البته معنی اش این نیست که عادتهای بد ندارند ولی غلبه با عادتهای خوب است

قدرت عادت

لری افسانه ای

یکی از بهترین پرتاب زننده های تاریخ NBA  لری افسانه ای بود
وقتی از او علت موفقیت را جویا می شوند

دلیلش را عادت به پرتاب درست می داند که از زمان کودکی برای خود ایجاد کرده است

او می گوید من هر صبح قبل از رفتن به مدرسه ، ۵۰۰ پرتاب آزاد انجام می دادم و بعد به مدرسه می رفتم

قدرت عادت

مایکل جردن

یا وقتی که کارگردان یک تیزر تبلیغاتی از مایکل جردن بسکتبالیست معروف آمریکا می خواهد که در صحنه ای از این تیزر ، توپ را به گونه ای پرتاب کند که وارد سبد نشود
برای اینکه این صحنه را تصویربرداری کنند ، مجبور می شوند که ۱۹ بار فیلمبرداری را تکرار کنند چون قدرت عادت در جردن این بود که نمی توانست توپ را وارد سبد نکند و هر دفعه توپ وارد سبد می شد

این است قدرت عادت

قدرت عادت

 

اقدامک :

زندگی خود را بررسی کنید تا

متوجه شوید که قدرت عادت خوب در زندگی شما بیشتر است یا قدرت عادت بد؟

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت چیست ؟

عادت :

هر کاری که بدون فکر و برنامه ریزی انجام شود

یعنی اگر فکر کردی و کاری کردی دیگر عادت نیست

 

اول از شما می خواهم که :

به امروز و کارهایی که تا این لحظه کرده اید فکر کنید و ببینید چقدر از کارهای شما با برنامه ریزی بوده است ؟

به همه چیز فکر کنید !

 

می دانید نفس کشیدن ، راه رفتن کوچکترین عادت شماست که بدون هیچ برنامه ریزی انجام می شود

نوع نشستن ، نوع خوابیدن ، نوع حرف زدن ، طرز راه رفتن شما از عادات شماست

تا حالا فکر کرده اید که چگونه نفس بکشم ؟

تا حالا برنامه ریزی کردید که چگونه راه بروم ؟

این یعنی عادت

 

اگر خوب فکر کرده باشید می بینید که ۹۰ درصد و شاید هم بیشتر کارها و عملهای ما در روز عادت می باشد

و متوجه می شوید اینکه می گویند :

(انسان چیزی جز عادتهایش نیست ) اغراق نشده است

به قول ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم

 

حال این عادتها که این اندازه مهم هستند از کجا بوجود آمده اند :

از یک کار یا عمل کوچک ولی به صورت تکراری و مستمر در طول زمان

عادت ها در طول زمان پرورش می یابد و ما را شرطی می کنند که براساس آنها رفتار کنیم

 

فرآیند عادت :

 

می خواهم شما را با مدل و فرآیند عادت آشنا کنم

 

زمین برفی را در نظر بگیرید که شما اولین نفری هستید که می خواهید در آن قدم بزنید

زمین خاکی و ناهمواری را فرض کنید که شما اولین نفری هستید که با ماشین می خواهید از آن عبور کنید

چقدر سخت و دشوار است ؟ چه نیرویی می برد ؟ زمان بر و طولانی است ؟

عادت

حال در نظر بگیرید که افراد زیادی از آن زمین برفی گذشتند طوری که برف زیر پا سفت شده و یک راه مطمئن و ایمن ایجاد شده است

یا از آن راه خاکی ماشینهای بیشماری گذشته ، آسفالت شده و تبدیل به اتوبانی بزرگ شده است

عادت

حال باز هم گذشتن از آن سخت است یا کاری آسان شده که با کمترین زمان و نیرو امکان پذیر است ؟

داستان عادت در مغز هم همینگونه است

نورون های مغزی برای یک کار خاص ابتدا در مغز سخت جابجا می شدند ولی بعد از مدتی آن اندازه این مسیر را تکرار کرده اند که تا شما تصمیم به انجام آن کار خاص می گیری بدون اینکه لحظه ای به آن فکر کنی نورونها همان مسیر را رفته اند چون مسیر برایشان هموار و اتوبان شده است

عادت

ابتدا کاری که می خواستیم انجام بدهیم سخت بود ، فکر و برنامه می خواست ، زمان بر بود ولی بعد آسان و سهل و کوتاه شده است چرا؟

چون تبدیل به عادت شده است

 

بهترین مثال : رانندگی است

اگر روزهای اولی که می خواستید خودتان یا اطرافیان شما رانندگی کنند را به یاد آورید

یادتان می آید که چقدر رانندگی در ابتدا تمرکز می خواست و حداقل آسان نبود

عادت

باید دقت می کردید که چه جوری همزمان کلاج را بالا بیاورید و گاز را فشار دهید تا ماشین حرکت کند ؟ چه جوری و چه موقعی دنده عوض کنم ؟ فرمون رو چه جوری دستم بگیرم و …

حالا بعد از یک مدت مثلا شش ماه دیگر به تنها چیزی که فکر نمی کنید  خود رانندگی است

چرا ؟

چون تبدیل به عادت شده است

آشپزی کردن هم برای خیلیها تبدیل به عادت می شود دیگر حتی مقدار نمک و ادویه جات را محاسبه نمی کند و بر طبق عادت می ریزد

 

این است داستان اهمیت عادت

 

اقدامک :

شما هم زمانی را به این موضوع فکر کنید که چه اندازه یا چند درصد کارهای شما برنامه ریزی شده است یا از روی عادت انجام می شود

با این محاسبه حدودی به اهمیت عادت در سرنوشت و زندگی خودتان پی می برید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ایجاد عادت

دلیل ایجاد عادت : انتخاب هایی کوچک ولی مستمر

دلیل ایجاد عادت :

انتخابهایی کوچک ولی مستمر

 

 یک سوال :

آیا تا به حال شده که یک فیل شما را گاز گرفته باشد ؟

ایجاد عادت

یا یک پشه  نیش تان زده است ؟

         

ایجاد عادت

 

بله فیل شما را گاز نگرفته است بلکه پشه شما را نیش زده است

در زندگی هم چیزهای کوچک هستند که شما را نیش می زنند و شما به آن اهمیت خاصی نمی دهید و خیلی سریع فراموش می کنید چون برای شما عادی شده است

ولی اگر فیلی را از نزدیک ببینید و احیانا شما را گاز بگیرد ، هم همیشه در ذهن شما می ماند و هم دیگر به گونه ای مراقبت می کنید که دیگر با هیچ فیلی از نزدیک مواجه نشوید

 

وقتی به شما می گویند

تا به حال انتخاب کردید ؟ایجاد عادت

یاد چی می افتید ؟

انتخاب در ازدواج

انتخاب در رشته تحصیلی

انتخاب دوست

انتخاب در انتخابات

هر لحظه یک انتخاب

در حالیکه ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم

همین الان شما در حال انتخاب هستید که :

آیا این مقاله را ادامه بدهید یا به کار دیگری برسید ؟

آیا همزمان با مطالعه این مقاله چیزی بخورید یا نه؟

همزمان با مطالعه این مقاله تلویزیون یا پخش موزیک روشن باشد یا نه ؟

با دقت و با تمرکز مطالعه کنید یا سرسری و بدون توجه ؟

می بینید ما در هر لحظه در حال انتخاب هستیم انتخابهای کوچک و زیاد

ولی ما فقط گاز گرفتن فیلها را یادمان می آید و نیش زدن پشه ها را فراموش می کنیم

همین انتخابهای کوچک می شود دلیل ایجاد عادتهای ما

 

جالبه بدونیم که همه ما به یک شکل به این دنیا می آییم :

برهنه ، هراسان ، گریان و ناآگاه

ولی بعد از مدتی همه ما می شویم :

مجموعه ای از عادتهایمان که از مجموعه ای از انتخابهایمان شکل گرفته است

این انتخابها می تواند بهترین دوستان ما باشد و یا بدترین دشمنان ما

(ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم )

در واقع ما انتخابهایی می کنیم و همان انتخابها ما را می سازد

چون دلیل ایجاد عادت ما می شود و انسان چیزی جز عادتهای خود نیست

حال می تواند این عادات خوب باشد و می تواند بد

ایجاد عادت

 

این انتخاب هم با شماست فقط با

یک نکته مهم :

شما از روی عمد انتخاب های بد نمی کنید بلکه بزرگترین مشکل شما این است که موقع انتخاب کردن اصلا متوجه انتخاب کردن نیستید

و بدون اینکه لحظه ای فکر کنید انتخاب کرده اید

هیچ کس دوست ندارد چاق شود

هیچ کس دوست ندارد ورشکسته شود

هیچ کس دوست ندارد طلاق بگیرد

هیچ کس دوست ندارد بیمار شود

ولی مجموعه ای از انتخابهای کوچک باعث طلاق ، ورشکستگی و چاقی یا بیماری می شود

انتخابهای کوچک به ظاهر بی اهمیت و ناچیز ، دلیل ایجاد عادت می شود و این عادتها ثمراتی از جمله خوشبختی یا بدبختی ، بیماری یا سلامتی ، چاقی یا تناسب اندام و .. برای ما به ارمغان می آورد

 

فرض کنید

در خانه هستید و گرسنه می شوید

آشپزخانه می روید و تا در کماد را باز می کنید یک کیک و یا یک بسته چیپس می بینید

ایجاد عادتایجاد عادت

یا حواستان به انتخابتان هست یا نیست

اگر نیست که در شما یک عادت قوی شکل گرفته که حتی فرصت فکر کردن را به شما نمی دهد

اگر حواستان هست و نمی خواهید چاق شوید

مقاومت شروع می شود

اگر این مقاومت سخت بود پس یک عادت قوی در حال شکل گیری است و اگر نه پس عادت تغذیه مناسب در شما شکل گرفته است

که همه دلایل ایجاد عادت های این چنینی ریشه در انتخابهای قبلی دارد که به ظاهر مهم نبوده است

اگر ما حواسمان به همه انتخابهایمان باشد دیگر شکل دهی عادت و سرنوشت را خودمان در دست می گیریم

در مورد بیماری نیز همین است

اگر به شما بگویند اگر این پیتزا را بخوری بلافاصله سکته می کنی !

شما دست به این پیتزا میزنی ؟

ولی اگر متوجه نباشی که داری هر روز یک تکه بسیار بسیار کوچک از این پیتزا را می خوری ، دیگر به عمق این فاجعه پی نمی بری

داستان ما این گونه است ما متوجه انتخابهای کوچک خودمان نیستیم که در نهایت ایجاد عادت و سرنوشت ما را باعث باشد

 

نتیجه گیری :

دلیل ایجاد عادت : انتخابهای کوچک ولی مستمر ماست

انتخابهایی که به ظاهر بی اهمیت و ناچیز است به گونه ای که ما به آن توجه نمی کنیم

ولی همین انتخابهاست که سرنوشت وآینده ما را  می سازد

ایجاد عادت

اقدامک :

به مدت سه روز سعی کنید به تمام انتخابهای خود دقت کنید ، به تمام گزینه هایی که می توانید انتخاب کنید

به طور مثال :

من صبح چه ساعتی از خواب بلند می شوم ؟ گزینه ها : ساعت ۵ یا ساعت ۶ یا ساعت ۷….

صبح اولین کاری که می کنم چیست ؟ چک کردن موبایل – نماز – ورزش – صبحانه – آماده شدن برای سرکار

صورتم را می شورم یا نه ؟ با حوله خشک می کنم ؟

نمازم را با دقت می خوانم یا الکی ؟

ورزش می کنم ؟ استاندارد یا همین جوری ؟ برنامه ای دارم برای ورزش ؟ به تایمش هر روز اضافه می کنم؟

صبحانه چه چیزی می خورم ؟ نان و پنیر – کیک و شیر – خرما – برنج – مربا – عسل – همگی …

لباسهام اتو کشیده است یا نه ؟ تمیز است یا کثیف ؟ ادکلن می زنم ؟ موهایم را شانه می کنم ؟ کفش من واکس دارد ؟ رنگ لباس هم تیره است یا روشن ؟ رسمی می پوشم یا اسپرت ؟

…..

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید