نوشته‌ها

ترک عادت در 21 روز

ترک عادت در ۲۱ روز ( تغییر در ۲۱ روز)

ترک عادت در ۲۱ روز
تغییر در ۲۱ روز
ایجاد عادت در ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز

قانون ۲۱ روز یا قانون مالتز می گوید :

برای ترک یک عادت یا ایجاد یک عادت ۲۱ روز زمان نیاز است که
اگر شما به صورت مستمر در این ۲۱ روز یا عادت مدنظر خود را ترک کنید یا عادت مدنظر خود را ایجاد کنید می تواند به نتیجه برسد
و از همه مهمتر این ترک عادت یا ایجاد عادت ماندگار شود

ترک عادت در 21 روز

۲۱ روز از کجا آمده :

۲۱ روز را روانشناسان مطرح کرده اند و در تجربیات خود به این نتیجه رسیده اند

  ۲۱ روز برای همه :

برای همگان ۲۱ روز الزاما نمی تواند درست باشد
ممکن است یک فرد برای ترک عادت یا تغییر خود به کمتر یا بیشتر از این تعداد روز نیاز داشته باشد
ولی می توان گفت که همین تعداد روز می تواند معجزه ای برای شما شکل بدهد
به شرط اینکه مستمر و مداوم در این ۲۱ روز هدف خود را دنبال کنید

ترک عادت در ۲۱ روز :

حال ما می خواهیم بر اساس همین تعداد روزی که مورد تایید بسیاری از روانشناسها قرار گرفته ، برنامه ترک عادت در ۲۱ روز خود را برنامه ریزی کنیم

ترک عادت در 21 روز

هفته اول از ترک عادت در یک روز

روز اول از ترک عادت در ۲۱ روز:

ابتدا یک کاغذ سفید برمی داریم
بعد عادتی که می خواهیم ترک کنیم یا عادتی که می خواهیم ایجاد کنیم را بالای برگه می نویسیم

مثال : ترک عادت وسواس – ایجاد عادت مطالعه

عادت را به قدمهای کوچک تقسیم می کنیم :

ترک عادت در 21 روز

مثال : ترک عادت وسواس:

من هر بار که حمام می روم ۸ دفعه خودم را می شورم
روز اول از ترک عادت ۲۱ روز : امروز خودم را در حمام ۷ دفعه می شورم

ترک عادت در 21 روز

مثال : ایجاد عادت مطالعه :

من امروز به عنوان اولین روز از ایجاد عادت در ۲۱ روز :
یک کتاب آسان همانند رمان انتخاب می کنم و امروز تصمیم میگیرم ۵ صفحه از این کتاب را مطالعه کنم
این شرط را برای خودمان زیر عادت نوشته شده در برگه می نویسیم
و بعد یک جدول ۲۱ روزه برای خودمان می کشیم و در ردیف اول زمان و بعد قدم برای تغییر را می نویسیم و هر روز برای خودمان نمره می دهیم

 

 

شب اول از ترک عادت در ۲۱ روز :

شب که شد قبل از اینکه بخوابیم ، به خودمان در جدول عادت سازی نمره می دهیم
اگر موفق بودیم خودمان را تشویق می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا به خودمان خوراکی مورد علاقه مان را قول می دهیم یا …
اگر ناموفق بودیم خودمان را تنبیه می کنیم :
هر جور که دوست داریم ، مثلا خودمان را از تفریح مورد علاقه مان (حتی شده به مقدرار کم ) محرو م می کنیم
به طور مثال : فردا یک ربع کمتر از تلگرام استفاده می کنم یا فردا سریال مورد علاقه ام را نمی بینم

روز دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

صبح که از خواب بلند شدیم ، نگاهی به برگه عادت سازی خودمان می اندازیم
و به خودمان قول می دهیم که امروز بهتر از دیروز ، قدم ترک یا ایجاد عادت خود را برداریم
اگر موفق بودیم ونمره خوبی گرفتیم
اگر احساس کردیم ، دیدیم راحت و آسان بود ، قدم بعدی را برای خودمان می نویسیم :

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی ترک وسواس در ۲۱ روز :

من امروز که رفتم حمام ۶ دفعه خودم را می شورم

ترک عادت در 21 روز

قدم بعدی برای ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من امروز ۱۰ صفحه از رمان مورد علاقه ام را مطالعه می کنم

اگر هم در روز اول موفق نبودیم یا برای ما این قدم روز اول آسان نبود ، دوباره همان قدم را پیگیری می کنیم

شب دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

باز هم عملکرد روزانه خود را مرور می کنیم و به خودمان نمره می دهیم

ترک عادت در 21 روز

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

در ابتدای هفته دوم ، یک نگاه کلی به برگه عادت سازی و جدول عادت سازی خودمان انجام می دهیم
و بعد اگر احساس کردیم که موفق بودیم ، قدم بعدی و این دفعه قدم بزرگتر را نوشته و هفته بعد ، قدم جدید را در دستور کار خود قرار می دهیم

 

هفته دوم از ترک عادت در ۲۱ روز

ترک وسواس در هفته دوم :

حالا که مشکل وسواس خود را در حمام حل کردیم و دیگر فقط دو بار یا سه بار خودمان را در حمام می شوریم
این هفته می خواهیم مشکل وسواس خود را در تمییز نگه داشتن خانه حل کنیم
من هر روز و حداقل سه بار خانه را تمییز می کنم و سه بارهم گردگیری می کنم

ترک عادت در 21 روز

روز اول از هفته دوم :

من امروز می خواهم فقط دو بار گردگیری کنم

ترک عادت در 21 روز

ایجاد عادت مطالعه در هفته دوم :

من می خواهم در روز اول این هفته دیگر ساعت خاص و تعیین شده ای همانند ۲۰ دقیقه قبل از خواب را به مطالعه اختصاص بدهم

شبها نیز که مشخص است نمره دهی و صبحها هم مرور قدم و یا شرط گزاری روزانه خود را انجام می دهیم

هفته سوم از ترک عادت در ۲۱ روز :

همانند هفته دوم با این تفاوت که باید نسبت به هفته های اول و دوم ، بیشتر به خودمان سخت بگیریم تا به نتیجه برسانیم
مثال :

هفته سوم از ترک وسواس در ۲۱ روز

من می خواهم هر جا که احساس می کنم وسواس دارم را با تمرکز برطرف کنم
امروز برای تمییز کردن خودم یا خانه یا آرایش فقط نیم ساعت وقت می گذارم نه بیشتر

هفته سوم از ایجاد عادت مطالعه در ۲۱ روز :

من می خواهم برنامه مطالعه روزانه ام را به نیم ساعت یا یک ساعت در روز برسانم و با خودم مشخص کنم که کتابی که در دست دارم را حدودا تا چه زمانی تموم می کنم

ترک عادت در 21 روز

بعد از نمره دهی و تکمیل جدول عادت سازی :

یا به نمره قابل قبول دست پیدا کردم یا خیر ؟

اگر نمره قابل قبول نگرفتم که یک هفته دیگر ،برنامه ۲۱ روزه خود را تمدید می کنم
اگر نمره قابل قبول گرفتم

امتحانش این است که ببینم : بدون بررسی روزانه و فقط با بررسی هفتگی می توانم همان نمره یا بالاتر از آن را تکرار کنم یا نه ؟

اگر می توانم که با بررسی هفتگی یا ماهانه فقط باید حواسمان باشد که از برنامه خود دور نشویم
و اگر هم نتوانستیم که برنامه ۲۱ روزه یا هفتگی را دوباره در دستور کار و زندگی خود قرار می دهیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت (آسان کردن تغییر)

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن تغییر

آسان کردن ایجاد عادت مثبت

 

  • می خوام ترک عادت کنم
  • می خوام تغییر کنم
  • آخه تغییر خیلی سخته !
  • مگه ترک عادت امکان پذیره !
  • بابا من نمی تونم تغییر کنم ولم کن !
  • چی جوری آخه تغییر کنم
  • راهی سراغ نداری که من بتونم عادتم را ترک کنم
  • می خوای کاری کنم که تغییر برات آسان بشه

….

اگر مقاله قبلی (چرا تغییر سخت است) را خوانده باشید ، متوجه شده اید که تغییر و ترک عادت آسان نیست

اگر نخوانده اید به شما پیشنهاد می کنم که حتما آن را بخوانید ( برای این منظور کافی است تا اینجا کلیک کنید )

در این مقاله می خواهم شما را با راهکاری آشنا کنم که می تواند تغییر و ترک عادت شما را آسان کند

گفتیم که تغییر و ترک عادت آسان نیست و همانند شنا کردن خلاف آب می باشد

برای همین می خواهیم تکنیکی یاد بگیریم که می تواند شنا کردن یا تغییر کردن را آسان کند

آسان کردن ترک عادت

قبل از اینکه به راهکار آسان کردن ترک عادت بپردازیم ، می خواهیم در مورد همین تشبیه تغییر و ترک عادت به شنا کردن خلاف آب کمی بیندیشیم

نتایجی که می توانیم از این تشبیه بگیریم بسیار قابل توجه است

آسان کردن ترک عادت

اصول و قواعد شنا

همانگونه که بدون دانستن اصول و قواعد شنا نمی توان درست شنا کرد

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر نمی توان به درستی تغییر کرد یا

بدون دانستن اصول و قواعد ترک عادت نیز نمی توان بدرستی عادت را ترک کرد

با دست و پا زدن الکی ممکنه که یکی یا دومتر را در استخر جلو تر رفت ولی هیچوقت نمی توان اسم این دست و پا زدن یا شلب و شولوب را شنا کردن دانست

شما برای اینکه حتی در استخر ، عرض یا طول استخر را شنا کنید باید اصول و قواعد شنا کردن را بلد باشید

بدون بلد بودن اصول و قواعد تغییر و ترک عادت می توان تصمیم به تغییر یا ترک عادت گرفت

ولی در نهایت نمی توان موفق شد چون وقتی مقاومتها و مشکلات سر راه قرار می گیرد ما درست عمل نمی کنیم و خودمان را می بازیم

آسان کردن ترک عادت

من تصمیم گرفتم که اخم نکنم و لبخند بزنم

بنابه اصل مقاومت در تغییر : چون شما تصمیم به تغییر گرفته اید ، مقاومتها در سر راه شما قرار می گیرد که شما موفق نشوید

بنابراین امروز که من تصمیم گرفتم که دیگه اخم نکنم و لبخند بزنم :

همین که صبح از خانه خارج می شوم یک ماشین با سرعت بالا میاد و یکدفعه ای راه رو به من و ماشینم می بنده و بدون هیچ معذرت خواهی گازش رو میگیره و میره

تا وارد اتوبان می شم می بینم که یک ترافیک عجیبی بوجود اومده که با وجود این ترافیک حتما به موقع به مقصد نمی رسم

بدتر از اون اینه که بنزین ندارم و استرس تموم شدن بنزین هم اضافه میشه

و چند تا بهانه دیگر دست به دست هم می دهد که من نتونم اخم نکنم و لبخند بزنم

پس با خودم می گم :

دیدی ما اومدیم این عادت بد رو ترک کنیم نشد

اصلا نمی تونم این عادت رو ترک کنم

ولی اگر با اصل مقاومت آشنا بودیم می دانستیم که :

همین که در مسیر تغییر قرار بگیریم ، مقاومتها کاملا عادی است و نشان می دهد که ما مسیر را داریم به درستی می رویم

فقط کافیه که مقاومتها را به درستی رد کنیم تا به یک تغییر و ترک عادت درست دست پیدا کنیم

و در اصل دیگری (اصل مراقبت ) هم می گوید :

اگر اشتباهی کردی و برعکس ترک عادتت رفتار کردی ، اشکالی ندارد و مهم این است که به ترک عادتت پایبند باشی و ادامه دهی

کتاب کار حضرت فیل

برای اینکه با تمام اصول و قواعد تغییر آشنا شوی به شما پیشنهاد می کنم:

کتاب کار حضرت فیل را بخوانید

که در نوع خودش مرجعی است برای تغییر و ترک عادت

 

 

مژده : بلد باشی همه جا می تونی شنا کنی

 

آسان کردن ترک عادت

آسان کردن ترک عادت را با یک مژده و تبریک پیش می بریم :

اگر شما به اصول و قواعد شنا مسلط بشی همه جامی تونی شنا کنی ، همه استخرها و دریاهای آرام

(لبته ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، بله هر چقدر هم شنا بلد باشی نمی توانی یک رودخانه خروشان ، پر سنگ و کلاخ و طولانی را شنا کنی ، چون شنا کردن در آن اصلا منطقی نیست)

اگر شما به اصول و قواعد تغییر و ترک عادت هم مسلط بشی ، همه تغییرات را می توانی در خودت بوجود بیاوری

(دوباره ذهن شما دنبال استثنائات نرود ، همه تغییرات عملی و امکان پذیر)

دلیل این هم در این است که تمامی اصول و قواعد در همه تکرار می شود

 

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما این شخص را می شناسید ؟

آسان کردن ترک عادت

بله مایکل فلپس ، شناگر ، پر افتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک و رکوردار کسب بیشترین مدال طلا در یک دوره المپیک است

حالا من می خواهم به شما یک راهکار یاد بدهم که شما را تبدیل به مایکل فلپس در تغییر و ترک عادت کند

راهکار آسان کردن ترک عادت

شما وقتی شنا می کنید حتی اگر به اصول و قواعد تغییر آشنا باشید باز هم ممکن است که دستانتان خسته شود

حال اگر بخواهید برخلاف آب شنا کنید که امکان خسته شدن شما خیلی بیشتر است

من می خواهم به شما دو تا آمپول معرفی کنم که می تواند برای شما حکم دوپینگ داشته باشد

و شما بتوانید بدون خسته شدن مسافت مورد نظر خود را شنا کنید یا به نتیجه ترک عادت خودتان دست پیدا کنید

آسان کردن ترک عادت

لذت و رنج

دو آمپول لذت و رنج می تواند شما را تقویت کند که لحظاتی که خسته می شوید کم نیارید

آمپول لذت :

لذت از آینده تغییر و ترک عادت شما :

خود را تصور کنید زمانی که در ترک عادت خودتان موفق شدید

چه امتیازاتی بدست می آورید ، چه لذاتی کسب می کنید …

آسان کردن ترک عادت

من می خواهم به جای بد صحبت کردن ، خوب صحبت کنم

آمپول لذت :

لذتهای بعد از دستیابی به خوب صحبت کردن

همه لذت می برند از مصاحبت با من

همه از من تعریف می کنند که چقدر به موقع و درست صحبت می کند

خودم کیف می کنم وقتی می بینم خوب صحبت می کنم

خانواده ام به من افتخار می کنند که وقتی صحبت می کنم همه با احترام گوش می کنند

با خوب صحبت کردنم تونستم توی کسب و کارم پیشرفت عجیبی بکنم

دوستان جدیدی پیدا کردم و برنامه های جدیدی شکل دادم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برید از این که نتوانسته اید عادت بد را ترک کنید

تمام سختیهایی که حس می کنید از اینکه نتوانسته اید تغییرات خود را عملی کنید

 

آسان کردن ترک عادت

من عادت دارم که بدون لحظه ای تفکر شوخی کنم

آمپول رنج :

تمام رنجهایی که می برم از اینکه شوخی بی موقع می کنم:

تمام خانواده ام رنج می برند از شوخیهای بی موقع من

هر فردی که با من هم صحبت می شود سعی می کند زود صحبتش را تمام کند

خودم از خودم بدم میاد وقتی شوخیهای نامناسب انجام می دهم

همه سعی می کنند علی الخصوص در بحثهای جدی من رو دعوت نکنند

تبعات زیادی دامن گیر من می شود وقتی شوخی نامناسب و بی موقع می کنم

همسرم از دست شوخیهای من عجیب ناراحته به طوریکه توی زندگی زناشوییم تاثیر قویی گذاشته

آسان کردن ترک عادت

جدول T لذت و رنج (ترکیب دو آمپول لذت و رنج ):

حال اگر این دو آمپول را همزمان بزنیم عجیب کولاک می کند

برای این منظور بهترین کار این است که یک جدول T بکشیم و در یک طرف لذتهایی که از ایجاد تغییر بدست می آوریم و در طرف دیگر رنجهایی که از عدم ایجاد تغییر حس می کنیم رو بنویسیم

و زمانی که از شنا کردن خلاف آب خسته شده ایم و می خواهیم بی خیال شنا کردن بشویم از این دو آمپول بهره ببریم

وقتی که مقاومتها جلوی راه تغییر ما می آید با کشیدن و فکر کردن به این جدول T تغییر و یادآوری لذت و رنج به خودمان انگیزه لازم را بدهیم تا آسان کردن ترک عادت برای ما اتفاق بیفتد

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

میخوام آدم حسابی بشم ( میخوام آدم خوبی بشم )

میخوام آدم حسابی بشم

میخوام آدم خوبی بشم 

     می خوام آدم حسابی بشم

  • می خوام آدم خوبی بشم
  • می خوام عوض بشم
  • دوست دارم تغییر کنم
  • دوست دارم زندگیم رو عوض کنم
  • خسته شدم باید تغییراتی رو در خودم ایجاد کنم

 

….

هر کسی حداقل توی زندگیش چند دفعه شده که تصمیمات این چنینی گرفته است که تغیرات وسیعی در خودش ایجاد کند

با خودش گفته که :

می خوام آدم حسابی بشم

برای این که بتوانیم به این مهم دست پیدا کنیم یکی از مهمترین راه حل ها بررسی تاثیرات دیگران در زندگی خودمان می باشد

البته قبلش این موضوع رو متذکر بشم که

برای اینکه بتوانیم تغییری جدی و اساسی در خودمان بوجود بیارویم باید بپذیریم :

 خود ما به تنهایی مسئول تمام انتخابها و اقدامهایمان هستیم

 و دیگران نمی توانند در زندگی ما نقش بسیار موثری ایفا کنند

بدون پذیرفتن این امر نمی توانید هیچ تغییری در خودتان بوجود بیاورید چون

همیشه راه برای بهانه باز است

وقتی می خواهید و با خود می گویید که : می خوام آدم حسابی بشم

یک بهانه ای پیدا می کنید که بی خیال این موضوع بشوید

اما چرا مسئولیت کل زندگی با ماست؟

چون این قدرت در ما وجود دارد که این تاثیرات را فهمیده و آن را کنترل کنیم و به هدف خودمان برسیم

    اما چگونه ؟

چگونه ما تاثیرات دیگران را بشناسیم و آن را کنترل کنیم ؟

انواع تاثیرات :

سه نوع از تاثیرات روی هر شخصی اثر می گذارد :

  • ورودی ها : چیزی که مغزتان را با آن تغذیه می کنید
  • ارتباط ها : آدمهایی که وقت تان را با آنها می گذرانید
  • محیط : اطرافتان

 

ورودی ها :

اگر می خواهید بدنتان با بهترین کیفیت و عملکرد کار کند باید مراقب خوراکیهایی باشید که خوراکی هایی با بالاترین کیقیت ارزش غذایی مثر کنید

و از خوردن غذاهای کم ارزش و وسوسه انگیز اجتناب کنید

می خوام آدم حسابی بشم

اگر می خواهید مغز شما هم با بالاترین توانش کار کند ، باید درباره چیزهایی که به آن می دهید بیشتر مراقب باشید

مجلات زرد می خوانید ؟ اخبار گوش می کنید ؟ سریالهای بی ارزش می بینید ؟

کلاسهای آموزشی می روید ؟ مطالب با ارزش می خوانید ؟ فیلمهای مثبت ، آموزنده و تاثیرگزار می بینید ؟

مغز خودش به خاطر سیستم طراحیش همیشه علاقمند است که به مسائل با دید منفی نگاه کند و اخبار منفی را دنبال کند

بنابراین کافی است تا ما هم مسیر را برای او فراهم کنیم و منابع اخبار منفی را در اختیار او فرار دهیم دیگر کسی نمی تواند جلودار حرکت منفی مغز باشد

همه جا به دنبال رویکردم نفی است و همه چیز را با دید منفی نگاه می کند

مراقبت :

برای همین در قدم اول باید مراقبت را سرفصل قرار دهیم

تا قدمی موثر در راه رسیدن به تصمیم مان برداشته باشیم ( می خوام آدم حسابی بشم 

می خوام آدم حسابی بشم

تلویزیون را کمتر روشن کنیم

اخبار را حذف کنید و اگر نمی توانید فقط بخش مربوط به خودتان را گوش بدهیم

ایمیلهای حاوی نکات منفی را مطالعه نکنیم

سریالهای منفی یا طنز بی محتوا را نگاه نکنیم

حوادث را  مرتب دنبال نکنیم

اخبار ناخواسته را فیلتر کنیم

 یعنی اگر اخباری که می تواند ذهن ما را تسخیر کرده و ما را ناخواسته به سمت نگاه منفی سوق دهد را نشنویم یا به نوعی از آن فرار کنیم

بهترین کار این است که فیلتری برای اخبار بگذاریم و یا رژیم رسانه ای بگیریم

می خوام آدم حسابی بشم

هیچ فیلتری بهتر از این نیست که بگوییم این اخبار چه به درد من می خورد؟

اگر به درد من می خورد چقدر موثق است ؟

 اگر موثق است در نهایت چقدر می تواند در زندگی من موثر باشد؟

اگر در زندگی من موثر است چه اندازه می تواند سرنوشت من را تحت تاثیر قرار دهد؟

حال اگر در سرنوشت من موثر است اندازه اش به قدری است که به آن اهمیت بدهیم ؟

 

اگر با این فیلتر اخبار را مورد بررسی قرار بدهیم می بینیم ۹۹ درصد اخبار صلاحیت شنیدن را ندارند چه برسد به بررسی کردن و وقت گذاشتن برای آنها

 

اقدامک :

اگر روی اخبار و حوادث وقت می گذارید ، با این فیلتر بررسی کنید که چقدر صلاحیت وقت گذاشتن دارند؟

 

ارتباط ها :

کسانی که روی شما تاثیر می گذارند ؟

کبوتر با کبوتر ، باز با باز در مورد پرندگان نیز اینگونه است ک با هم پرواز می کنند

انسانها نیز از این قاعده مستثنا نیست

شما مطمئنا با کسانی زندگی می کنید و بیشترین وقت را می گذرانید که بیشترین تاثیر را روی زندگی شما دارند

به قول جیم ران : ما میانگین پنج نفری هستیم که با آن ها بیشترین وقتمان را می گذرانیم

جالبتر این جاست که در اغلب موارد ما کاملن از شباهتهای خودمان و این پنج نفر اطرافمان آگاه نیستیم

همانند اینکه شما سوار بر یک تیوب روی آب شناور هستید و احساس می کنید که در جای ثابتی شناورید

ولی وقتی به خودتان می آیید می فهمید که کاملا از ساحل دور شده اید

می خوام آدم حسابی بشم

 

اقدامک :

نام پنج نفری که بیشترین وقت خود را با آنها می گذرانید بنویسید و ویژگیهای اصلی مثبت و منفی آنها را نیز یادداشت کنید

میانگین سلامتی ، انرژی مثبت و وضع مالی و علمی آنها چگونه است ؟

آیا این میانگین آنها از میانگین شما بالاتر است ؟

 

سه راهکار در مقابل این میانگین این افراد در پیش رو دارید ؟

  • قطع روابط

با بعضی از افرادی که می توان و امکانش هست همان بهتر که ارتباط خود را قطع کرد

  • محدود کردن روابط

با بعضی از افراد که یا امکان قطع روابط نیست یا دیگر در این سطح نیازی به عکس العمل نیست

بهترین کار محدود کردن روابط است

به طور مثال همسایه ای داریم که باید سه دقیقه با او هم صحبت شد نه سه ساعت

یا دوستی که با او سه ساعت باید همنشین باشم نه نه سه روز

یا فامیلی که با او می توان سه روز هم بود ولی سه هفته اشتباهی بزرگ است

بنابراین با توجه به هر فرد روابط خود را کم می کنیم

 

  • توسعه روابط

افرادی هستند که سطح و میانگین بالایی برخوردارند بهترین کار در مواجهه با آنها این است که وقت بیشتری را به آنها اختصاص دهیم و روابطمان را با آنها بسط و توسعه دهیم

 

 

محیط :

تغییر محیط می تواند چشم انداز ما را تغییر دهد

شما باشگاه ورزشی می روید که

اکثرا افراد ضعیف از نظر قوای ورزشی به آن باشگاه رفت و آمد می کنند 

به همین واسطه شما هم چه بخواهید چه نخواهید تحت تاثیر ضعف آنها واقع خواهید شد

حال شما به باشگاهی میروید که همه با هم در آن رشته به خصوص رقابت دارند

شما هم تحت تاثیر قرار گرفته و پیشرفت خواهید کرد

می خوام آدم حسابی بشم

در مورد مسایل مالی ، سطح علمی و همه چیز نوع محیط می تواند در زندگی شما موثر باشد

 

اقدامک :

محیط خود را مورد بررسی قرار بدهید ببینید در مورد فعالیت یا موضوعی که با آن برخورد دارید از چه سطحی برخوردار است ؟

به طور مثال همکاران شما در بخش فروش شرکت چقدر در فروش قوی هستند؟

اگر ما بتوانیم در ورودی های فکری و مغزی ، روابط و محیط خود تغییرات اساسی بوجود بیاوریم

به صورت صد در صدی می توانیم بزرگترین قدم را در راه رسیدن به تغییر اساسی زندگی خودمان برداشتیم و دیگر راحت می توانیم بگوییم که :

می خوام آدم حسابی بشم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

چگونه تغییر کنم ؟ (راه تغییر در زندگی)

چگونه تغییر کنم ؟

 

می خوام در خودم تغییری ایجاد کنم

می خوام فلان عادتم رو ترک کنم

می خوام لاغر کنم

می خوام سیگار رو ترک کنم

می خوام تو درآمدم یک تغییر درست وحسابی ایجاد کنم

زندگی خانوادگی من نیازمند یک تغییر اساسی هستش

از زندگی خودم راضی نیستم و می خوام دگرگونش کنم

...

ولی سوال اصلی اینه که :

چگونه تغییر کنم ؟

 

ابتدا باید بدانیم که تغییر یک دگرگونی یا جابجایی است از حالتی یا صفتی یا ویژگی به حالت ، صفت یا ویژگی دیگر

و هر جابجایی نیازمند مصرف کردن انرژی است

چگونه تغییر کنم

چون طبق قانون نیوتن :

هر جسمی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند و برای به حرکت درآوردن آن باید انرژی بیشتری مصرف کرد تا به حرکت درآید

ما هم برای هر تغییری نیازمند صرف انرژی هستیم وگرنه در همان حالت فعلی باقی می مانیم

حال برای اینکه از حالت فعلی خارج شویم باید زحمت صرف انرژی بکشیم

و باید انگیزه لازم را برای صرف انرژی داشته باشیم تا تغییر کنیم

 

انگیزه لازم برای تغییر شرط اول است

و برای پاسخ به سوال چگونه تغییر کنم ؟

ابتدا باید به انگیزه های خود برای تغییر فکر کنیم

 

انگیزه ویلماردولف

ویلماردولف در خانه محقری متولد شد

در چهار سالگی ذات الریه همراه با مخملک گرفت که ترکیبی بسیار مهلک به شمار می رفت

همین مریضی باعث شد که او فلج اطفال بگیرد و برای همین او همیشه باید بریس می پوشید ( بریس : وسیله طبی کمکی که به پا بسته می شود)

پزشکان به او و مادرش گفته بودند که

ویلمار هیچ وقت نمی تواند پایش را روی زمین بگزارد بلکه همیشه باید بریس بپوشد

اما این ویلمار و مادرش بودند که این نوع زندگی را نپذیرفتند

ویلمار با خود فکر کرد که چگونه باید تغییر کنم ؟

انگیزه بالای ویلمار باعث شد که در سن ۹ سالگی بریس را از پای خود دربیاورد و اولین گام را بر روی زمین بگذارد.

در ۱۳ سالگی او در اولین مسابقه دو میدانی در مدرسه شرکت کرد و آخر شد

مسابقات بعدی هم برای او فقط و فقط رتبه آخر را به دنبال داشت

تا اینکه بعد از تمرینها و تلاشها ذره ذره رتبه اش بهتر شد تا زمانی که در مدرسه اول شد

در سن ۱۵ سالگی به دانشگاه رفت و به مربی خود گفت که می خواهد سریع ترین زن دونده روی زمین بشود

و همین انگیزه و تعقیب مستمر هدف او باعث شد که

او در المپیک حضور یابد و در دوی ۲۰۰ و ۴۰۰ متر طلای المپیک را به گردن آویزد

چگونه تغییر کنم

و در تاریخ المپیک ثبت شود که یک زن فلج نه در پاراالمپیک بلکه در المپیک

توانست هم حضور یابد ،  هم قهرمان شود و از همه مهمتر به رویا و هدف خود یعنی سریعترین زن دنیا شدن دست یابد

 

اقدامک :

تغییر خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و در ادامه بنویسید که باید چگونه تغییر کنم ؟

بعد از آن ببینید که برای رسیدن به آن باید چه کارهایی انجام بدهم و یا چه هزینه هایی باید پرداخت کنید

حال با خودتان خلوت کنید و ببینید بعد از دست یابی به این تغییر چه چیزهایی بدست می آورید

اگر مقدار چیزهایی که بدست می آورید جذاب تر و بیشتر از مقدار هزینه ها و کارها باشد می توانید روی انگیزه تغییر خود حساب کنید

در غیر این صورت باید انگیزه های خود را تقویت و به سرانجام تغییر خود بیشتر فکر کنید تا انگیزه لازم را بدست آورید

 

ترفند و تکنیک برای کسب انگیزه

چگونه تغییر کنم

گفتیم که برای پاسخ به این سوال که چگونه تغییر کنم ؟

باید در ابتدا انگیزه های خود را برای تغییر مورد بررسی قرار دهیم

و در عین حال متوجه شدیم که تغییر کار ساده ای نیست و نیرو و انرژی فراوانی را طلب می کند

حال می خواهم شما را با یک تکنیک آشنا کنم که

حتی اگر انگیزه شما کم باشد یا سختیهای راه به نظر شما زیاد باشد

ولی باز هم بتوانید برای تغییر قدم بردارید

تکنیک : کوچک کردن تغییر و تشویق نمودن مرحله به مرحله است

وقتی تغییر را کوچک می کنید می بینید که دیگر راه به آن سختی ابتدا نیست

و وقتی خود را مرحله به مرحله تشویق می کنید:

متوجه می شوید که انگیزه های شما دوباره شارژ شده و می توانید مرحله بعدی را با انگیزه مجدد بگذرانید

 

ترک سیگار :

ترک سیگار را به عنوان یک تغییر مورد بررسی قرار می دهیم

ابتدا بر روی یک کاغذ می نویسیم ترک سیگار

بعد بررسی می کنیم که بعد از دستیابی به آن چه چیزهایی بدست می آوریم : سلامتی ، شادابی ، مخارج کمتر ، دندانهای سالم ، عدم بوی بد ، عدم بیماری زودرس و ...

بعد بررسی می کنیم که برای رسیدن به تغییر ، چه کارهایی باید انجام بدهیم :

عدم استعمال سیگار ، ترک رابطه با بعضی از دوستان ، عدم حضور در جمع دوستانه ای  که سیگار از ملزومات آن جمع است  ، مسخره شدن توسط بعضی از دوستان و ...

با خودمان خلوت که می کنیم می بینیم خیلی چیزها بدست می آوریم

ولی در طرف مقابل هم می بینیم که خیلی از کارها را که باید انجام بدهیم خیلی سخت است و دشوار

چگونه تغییر کنم

چگونه تغییر کنم ؟

از تکنیک بهره می بریم و می آییم سیگار نکشیدن را به تغییرات کوچک و مرحله ای تقسیم می کنیم

به طور مثال می گوییم من امروز فقط یک سیگار کمتر می کشم فردا دو نخ کمتر و همینطور ادامه می دهم تا به ترک دائمی سیگار بیانجامد

اینگونه مقدار نیروی مصرفی کاهش عجیبی پیدا می کند و مقدار انگیزه ما برای کم کم کردن مرحله ای سیگار افزایش می یابد

به شرط اینکه بعد از موفقیت در هر مرحله خود را تشویق کنیم

به طور مثال بعد از اینکه توانستم یک نخ کمتر سیگار بکشم برای خودم خوراکی مورد علاقه ام را می خرم

به شما پیشنهاد می کنم که برای اینکه بیشتر با تغییر و ترک عادت آشنا شوید این مقاله را مطالعه نمایید

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير

تغییر چیست ؟ (مبانی تغییر در زندگی را یاد بگیریم)

 تغییر چیست؟

تغییر به معنی دگرگونی است

جابجا شدن از حالتی یا وضعیتی به حالت یا وضعیت دیگر را تغییر گویند

ما به همین مقدار معنا کفایت می کنیم و بیشتر از این به معنای لغوی تغییر نمی پردازیم

فقط علاقمندم به این نکته مهم و کاربردی اشاره کنم که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول

تفاوت تغییر با تحول

تحول به سلسله ای از تغییرات اطلاق می گردد که می تواند ماهیت و اساس یک چیز را به طور کلی تغییر دهید

در حالیکه در تغییر ، ما با جابجایی یک حالت یا وجه مواجه هستیم

مثلا ً با یک لیوان آب با یکسری سنگریزه داخل آن روبرو هستید وقتی که آن را از صافی عبور میدهید تا آب را از حیث سنگریزه پاک کنید آب را تغییر داده اید

ولی وقتی که آب را از صافیهای مختلف که یکی از آنها مجهز به سیستم الکترولیزاسیون (اتصال به برق با کمک الکترود ) هست عبور دهید

تغییر

دیگر تحول رخ داده و ما دیگر با آب متحول شده روبرو هستیم.

نکته ای که در تفاوت این دو وجود داشت به ما خاطر نشان می کند که ما به دنبال تغییر هستیم نه تحول 

پس از الان باید ذهنیت خود را معطوف به تغییر کنیم :

یک وجه یا صفت و بعد وجه یا صفتی دیگر

که بتواند در نهایت همان تحول اساسی که مدنظر ماست را در برداشته باشد

ولی اگر از اول به دنبال یک تحول اساسی و کلی در خودمان باشیم

بنابه همان ضرب المثل معروف : سنگ بزرگ علامت نزدن است

جالبتر این است که در مباحث بعدی با این قضیه آشنا می شویم که

حتی در تغییر هم باید از تغییرات جزیی و قدمهای کوچک شروع کنیم

تحول نداریم !

اگر تحولی هم رخ می دهد در اثر تغییراتی بوده که فرد در خود بوجود آورده و قابلیتها و شایستگی هایی که درون خود ایجاد کرده تا شایسته تحول شود

بنابراین با این تعریف تحول نداریم مگر قبلش در خودمون تغییراتی ایجاد کرده باشیم

 

داستان تحول فضیل عیاض

یکی از داستانهای معروف تحول را میخواهیم با هم بررسی کنیم

گویند که فضیل عیاض سردمدار و رئیس گروهی بود که به دزدی معروف شده بود

این گروه در دزدی برای خودش اسم و رسمی داشت (به قول امروز برندی بود)

یک روز فضیل از شهر می گذشت که دختری خوش سیما را دید دلش عزم او کرد

و به یارانش دستور داد که برنامه ملاقات او با این دختر را تدارک ببینند

یاران فضیل با هر زور و تهدیدی که بود پدر و مادر دختر را زندانی کردند

و به فضیل پیغام دادند که دختر در خانه تنهاست و شما می توانید تشریف ببرید

گویند زمانی که فضیل آمد از دیوار خانه دختر بالا برود از خانه همسایه دختر آیه قرآنی را شنید که آن همسایه داشت قرائت می کرد :

وقت آن نرسیده شده است که ایمان بیاورید

همین آیه فضیل را دگرگون و متحول کرد و بعد از آن ،  ایمانش آن اندازه قوی شد که به درجه اولیاء خداوند نایل آمد

تغییر

حال سوال اینجاست که چرا فضیل ؟

خیلیهای دیگر هم این آیه را شنیده بودند ولی چرا فضیل اینگونه متحول شد؟

باید جوابش را در تغییراتی که فضیل در خود بوجود آورده بود (همانند داستان امانتداری فضیل ) جستجو کنیم


داستان امانتداری فضیل عیاض

گویند فضیل و یارانش در گردنه، کمین کاروانی را کرده بودند که به آن حمله کنند و آن را غارت کنند

آمار به فضیل رسید که این کاروان از امکانات امنیتی بالایی برخوردار نیست

پس فضیل به یارانش گفت : حالا که اینگونه است من همینجا در چادرم می مانم

شما بروید و کاروان را غارت کنید

یاران فضیل به سمت کاروان حمله ور شدند

درمیان کاروان تاجر پولداری بود که متوجه حمله دزدان شد و سریع کیسه بزرگ درهم خود را برداشت و از سمت دیگر کاروان فراری شد تا کوه را دور بزند

تاجر بعد از اینکه کوه را دور زد به یک چادر رسید که مردی داخل آن بود

با خود فکر کرد که اگر همینگونه بخواهد به بیابان برود یا خواهد مرد یا بعد از اینکه دزدها متوجه غیبت او بشوند به دنبال او می آیند و او را پیدا خواهند کرد

پس بهتر است که این کیسه را به این مرد امانت بدهد و خود پیش کاروان برود

تاجر همین کار را کرد و به کاروان خود برگشت

دزدها هم که از آمار دیگر کاروانیان متوجه غیبت او شده بودند او را به سختی گشتند و دست از پا درازتر نزد فضیل بازگشتند

تاجر که خیالش از بابت دزدها راحت شد دوباره کوه را دور زد تا خود را به مرد داخل چادر برساند و امانت خود را باز پس گیرد

وقتی به چادر رسید دید که ای داد بیداد ، آن مرد که کیسه را به او سپرده ، خود سردسته دزدهاست (فضیل) و دارد اموال دزدی را میان یارانش تقسیم می کند

آه بلندی کشید ، به طوری که تمام دزدها متوجه او شدند

فضیل هم که صدای آه را شنیده بود و  متوجه تاجر شده بود ، رو کرد به تاجر و گفت :

آمدی مرد ! بیا و امانتت را بگیر

تغییر

قابلیت و شایستگی فضیل

تاجر پیش فضیل رفت و فضیل در میان چشمان بهت زده و مبهوت یارانش کیسه بزرگ درهم را از گوشه ای بیرون آورد و به تاجر داد

یاران فضیل به فضیل اعتراض کردند که ما این همه زحمت کشیدیم و جز چیزی خرت و پرت نصیبمان نشد

بعد شما این کیسه بزرگ درهم را به این تاجر برمی گردانی ؟

فضیل گفت :

این مرد این کیسه را پیش من به امانت گذاشته بود و من دزدی میکنم

ولی هیچوقت خیانت در امانت نمی کنم !

همانگونه که شما به من اعتماد می کنید و تقسیم اموال دزدی را به من می سپرید

من هم اعتماد این مرد را همانند اعتماد شما خراب نمی کنم

این داستان قابلیتها و ویژگیهایی از فضیل را نشان می دهد که می تواند زمینه ساز تحول شود

پس اگر کسی به دنبال تحول باشد باید خود را با تغییرات وسیع آماده و مهیای تحول کند

و تحول اینگونه نیست که همچون معجزه یک دفعه ای در فرد بوجود آید و یک شبه تمام تغییرات فرد اجرایی شود

 

تغییر سخت است یا آسان؟

به نظر شما رانندگی کردن سخته یا آسان ؟ یا آشپزی کردن آسونه یا سخته ؟

تغییر

اگر کسی رانندگی نکرده باشه و بخواد برای اولین بار پشت فرمون بشینه مسلما براش رانندگی خیلی آسان نیست

  یا آشپزی کردن هم از همین قانون پیروی میکنه ولی همین که فرد به رانندگی و آشپزی مسلط بشه ، دیگه کاری آسان و راحت میشود

تغییر

پس راهکار اصلی آسان شدن تغییر ، مسلط شدن به آن است

البته نمیتونیم منکر این بشویم که

تغییر در ابتدای راه  کاری سخت و دشوار نشان می دهد و همین سختی اولیه خیلیها را از انجام تفییر باز می دارد

دلیل مهم سختی و دشواری تغییر این است:

طبق یکی از قانونهای نیوتن ، هر شیء ثابتی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند

انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست

فلذا اگر از این منظر به انسان توجه کنیم انسان نیز علاقمند است در همان حالتی که هست باقی بماند

یعنی با همان مکرراتی که در روزمره با آن درگیر است و درصد بالایی از زندگی او را تشکیل می دهد 

با همانها زندگی خود را بگذراند و هیچ نوع تغییری در زندگی خود بوجود نیاورد و در همان حالتی که هست باقی بماند

 

اقدامک :

کاغذی را بردارید و سه تغییر مهمی که در زندگیتان علا قمند به اجرای آن بوده اید

و به هر دلیلی نتوانستید یا به تعویق انداختید را یادداشت کنید؟

تغییر
فقط دقت کنید بر اساس اولویتی که در ذهنتان است بنویسید

چون مسلما ً بر اساس آنچه ذکر رفت مجبور هستیم به ترتیب و یکی یکی تغییرات را اجرایی و عملیاتی کنیم

مژده :

تغییر با تمام هیبت و ابهت و سختیهاش دارای اصول و قواعد کاملا ًمشخص و معین و در عین حال ثابتی است

کافیست ما با این اصول و قواعد آشنا بشویم

و به تکنیکهای مبتنی بر این اصول مجهز بشویم تا به هر تغییری که دوست داریم دست پیدا کنیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير اساسي در زندگي

تغییر اساسی در زندگی (چگونه در زندگی خودمان تغییر اساسی بوجود بیاوریم )

تغییر اساسی در زندگی

 

خیلی وقتها شده که به هر دلیلی از خودمان بدمون اومده و با خودمان تصمیم گرفتیم که :

هر جوری شده باید تغییر اساسی در زندگی خودم بوجود بیاورم

 

ابتدا باید به خودمون تبریک بگیم

می دونید چرا؟

چون خیلیها هستند که اصلا به تغییر فکر نمی کنند و به زندگی روزمره شون عادت کرده اند

دوم به این واسطه که قبول داریم که همه چیز دست خودمون هستش و خودمون تعیین کننده سرنوشت و آینده خودمون هستیم

که خود این مطلب مهمترین دلیل پیشرفت ، موفقیت و تغییر اساسی در زندگی هستش

 

داستان داوینچی و شام آخر

 

داوینچی تصمیم داشت تابلوی شام آخر خود را طراحی کند

تغییر اساسی در زندگی

او می بایست در این تابلو نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا نقاشی کند

یهودا : یکی از یاران حضرت عیسی بود که در هنگام شام تصمیم گرفت که به او خیانت کند

روزی در یک مراسم همسرایی ، داوینچی تصویر کامل مسیح را در چهره ی یکی از جوانان همسرا یافت

او را به کارگاه دعوت کرد تا از چهره اش اتو و طرحهای کاملی برای نقش عیسی بردارد

سه سال گذشت اما داوینچی هیچ کس را نتوانست برای یهودا پیدا کند که مدل خوبی برای آن محسوب شود

کاردینال مسئول کلیسا مدام به داوینچی فشار می آورد که چرا اثرش را تمام نمی کند

و داوینچی هم در پاسخ ، نبود مدل مناسب یهودا را عنوان می کرد

تا اینکه پس از این سه سال ، داوینچی در راه ، جوان ژنده پوش و مستی را در جوی آب دید

از شاگردانش خواست که او را به کارگاه بیاورند تا بر اساس او مدل یهودا را ترسیم کند

جوان آن اندازه مست و داغون بود که متوجه حتی بردنش به کلیسا نشد ، بعد از اینکه به حالت عادی بازگشت و چشم هایش را باز کرد ، نقاشی شام آخر را دید که جلوی رویش قرار داشت

یکدفعه گفت : عجب زیباست ولی من این اثر را قبلا دیده ام

داوینچی شگفت زده پرسید : کجا ؟

جوان گفت : سه سال پیش ، قبل از اینکه من همه چیزم را از دست بدهم ، زمانی که در همسرایی آواز می خواندم و زندگی زیبایی داشتم ، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی مسیح بشوم

 

اساس تغییر

اساس تغییر اساسی در زندگی بر این اساس است که :

ما مسئول تمام زندگی خویش هستیم

تنها کسی که می تواند سرنوشت ما را تعیین کند : فقط و فقط خود ما هستیم

 

حال اگر پذیرفتید و این موضوع را قبول دارید :

برای تغییر اساسی در زندگی خود قدم بردارید و تمام بهانه ها را از جلوی روی خودتان بردارید

 

لیست تغییرات و نقاط قوت

 

 

ابتدا لیستی حداقل ۵ تایی از نقاط قوت خود را بنویسیدتغییر اساسی در زندگی

هر خوبی که به ذهنتان می رسد اعم از مهربانی ، امین بودن ، با اخلاق بودن و ….

حالا سه تا از اولویتهای تغییر اساسی در زندگی خودتان را یادداشت کنید

یکی را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کنید

ببینید با کدامیک از نقاط قوت شما سرو کار دارد؟

 

 

 

مثلا اولویت تغییر اساسی در زندگی شما شده است : لاغری

نقطه قوت شما هست : خانواده دوست بودن

تلفیق این دو می شود : من می خواهم لاغر کنم تا :

چاقی من را بیمار نکند و خانواده ام به واسطه چاقی من رنج نبرد

من می خواهم لاغر کنم تا خانواده ام از چاق بودن من رنج نبرد و به تناسب اندام من افتخار کند

بعد کافی است ذهنم را روی همین تلفیق متمرکز کنم

هر وقت که خواستم ناپرهیزی کنم ، باید این تصویر جلوی چشمان من بیاید و به خاطر خانواده ام از خوردن پرهیز کنم

یا بخاطر خانواده ورزش کنم چون علاقمندم باشم تا خانواده ام را به خوبی حمایت کنمتغییر اساسی در زندگی

 

یا تغییر اساسی در زندگی من شده : خوش تیپ شدن

 

از نقاط قوت من : محبوب بودن و علاقمند به محبوبیت

تلفیق این دو می شود : تیپ مناسب برای محبوبیت بیشتر

 

 

اگر برای خودتان نتوانستید نقطه قوتی پیدا کنید ، از نزدیکان خود کمک بگیرید و این تلفیق را برای خودتان شکل دهید

 

نکته مهم

 

البته این نکته مهم همیشگی را گوشزد کنم که تصور تغییر اساسی در زندگی به صورت یکدفعه ای و معجزه وار تصوری باطل است و باید برای استفاده از نقطه قوت خود ، قدم به قدم تغییر را در خودتان بوجود بیاورید

من می خواهم سیگار را ترک کنم و نقطه قوت من خوش تیپ بودن است

با خودم کمی فکر می کنم و می بینم که همین سیگار ممکن است در چند سال بعد باعث این بشود که خوش تیپی من تحت الشعاع قرار گیرد یا دندانهایم از بین برود و یا بیماری تیپ مناسب را از من دور کند

تغییر اساسی در زندگی

ولی گذاشتن سیگار یکدفعه ای برای من امکان پذیر نیست

پس روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم تا کم کم و آهسته بتوانم سیگار را ترک کنم

در تمام روزهایی که صرف ترک سیگار می کنم ، خوش تیپی آینده مهمترین انگیزه برای این قضیه خواهد بود

 

اقدامک :

لیستی از تغییراتی که در اولویت سرفصل تغییر اساسی در زندگی خودتان است را بنویسید

لیستی از نقاط قوت خودتان را یادداشت کنید

در مقابل هر تغییر ، یکی از مهمترین نقطه قوتی که با آن می تواند در ارتباط باشد را بنویسید

برای تغییر خود قدمهای کوچک تعریف کنید

و هر روز هم مسئولیت تغییر در زندگی خود را یادآوری کنید و هم هر روز آن قدم کوچک را از خودتان پیگیری کنید

در صورتی که موفق بوده اید خودتان را تشویق و اگر ناموفق خودتان را تنبیه کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ترك عادت موجب مرض

ترک عادت موجب مرض نیست ؟ (ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 ترک عادت موجب مرض نیست ؟

(ترک عادت موجب مرض است ؟ )

 

این ضرب المثل معروف ایرانی است که عجیب توی ذهن و دهن ایرانیها میاد

کافیه شما از یک ایرانی بپرسی : ترک عادت موجب ؟

سریع میگه : ترک عادت موجب مرض است

این در حالیه که کمتر ضرب المثلهای ایرانی اینگونه سریع به ذهن میاد

 

 ریشه این ضرب المثل :

می گویند دباغی (پوست کن حیوانات ) از بازار عطاری میگذشت

ترک عادت موجب مرض

حالش بد شد و هیچ کس ، هیچ کاری نمی توانست بکند حتی طبیب

تا اینکه برادر این دباغ که از ماجرای غش کردن برادرش مطلع شده بود خود را به او رساند

بعد از پرس و جوی و کمی تفکر ، رفت و فضله ی سگی را آورد و جلوی دماغ دباغ گرفت و بهوش آمد

وقتی از او در مورد این داستان سوال کردند ، گفت :

برادر من در دباغخانه کار می کند و از صبح تا شب فقط با پوست حیوانات سرکار دارد که عجیب متعفن و بدبو است و به بوی بد آنها عادت کرده است

وقتی از بازار عطاری می گذشت بوی خوش عطر حال او را بد کرد و او غش کرد

برای همین ترک عادت موجب مرض است و او نباید هیچ وقت از این طرفها بیاید

 

 یا داستان دیگری که  ضرب المثل (ترک عادت موجب مرض است ) به زیبایی در آن بکار رفته است

داستان عقرب و قورباغه

 

عقرب کنار برکه ای می رود و از قورباغه می خواهد که او را بر پشت خود نشانده و آن طرف برکه ببرد

قورباغه می گوید : زرنگی ؟ می خواهی بر پشت من بنشینی و بعد با نیشت من را بکشی ؟

عقرب می گوید : من آن اندازه نامرد نیستم که لطف تو را فراموش کنم و بخواهم نیش بزنم

قورباغه می گوید : قول میدهی ؟

عقرب قول میدهد و بر پشت قورباغه سوار می شود و با هم به سوی آن طرف برکه می روند

اواسط راه که می رسند ، عقرب ناخود آگاه با نیشش قورباغه را زخمی می کند

ترک عادت موجب مرض

قورباغه با یک حرکت عقرب را از پشت خود به داخل آب می اندازد و فرار می کند

قورباغه بر سر عقرب فریاد می زند که : ای بد طینت در چه حالی؟!

عقرب گفت : دارم غرق می شوم!

قورباغه گفت :

رفتن زیر آب نه از غرض است

ترک عادت موجب مرض است

 عقرب هم درجواب گفت :

نیش عقرب نه از ره کین است

اقتضای طبیعتش این است

 دست آویز و بهانه

در این دو داستان ، این ضرب المثل به خوبی شرح داده شده و همین دست آویزی شده که

 خیلی از ما ایرانیها همین ضرب المثل را دست آویز خودمون قرار بدهیم که هر جا نمی خواهیم عادت خودمون رو ترک کنیم  ، به راحتی بگیم :

ترک عادت موجب مرض است

درحالیکه اصلا اینگونه نیست بلکه ترک عادت بد و منفی موجب سعادت است

ممکن است که دباغ به بود بد و متعفن پوست حیوانات عادت کرده باشد ولی این دلیل نمی شود که باید تمام زندگی خود را با بوی بد و متعفن بگذراند و با خود بگوید که ترک عادت موجب مرض است

بلکه او باید به صورت کم کم و آهسته خود را با بوهای خوب آشنا کند

ترک عادت موجب

تصویرسازی

 

می خواهم جسارت کنم و از شما درخواست کنم که بیایید و یک لحظه خود را جای دباغ بگذارید :

شما همیشه با بوی بد عجین هستید و از این موضوع یا خودتان با خبر هستید و رنج می برید یا نه ؟

اگر هستید و رنج می برید که باید راه حلی برای این موضوع پیدا کنید ! راه حلی که حداقل فقط سرکار بوی بد با شما باشد

اگر متوجه نیستید که بدتر ، همه از شما دوری می کنند و حتی خانواده شما هم از این مساله در عذاب است

باید به تبعات این عادت خود بیشتر فکر کنید : رنج خانواده ، دوری اقوام و آشنایان از شما و …

بهترین راه حل این است که شما باید کم کم خود را با  بوهای خوب آشنا کنید تا مشام شما به غیر از بوی بد ، بوهای جدید را نیز حس کند

آهسته ترک کردن این عادت هم این نیست که یکدفعه ادکلن و عطر به خودتان بزنید بلکه باید در محیط هایی حضور پیدا کنید که می تواند خنثی باشد و مشام شما را از بوی بد فقط کمی دور کند همانند حمام هر روز و نسبتا طولانی

بعد در مرحله بعدی با بوهای ملایم آشنا شوید و بعد با بوهای قوی تر

 تا مشام شما به یکباره با بوی قوی عطر مواجه نگردد

بی انصافی و بدترین ظلم در حق خودتان و نزدیکانتان این است که بگویید :

ترک عادت موجب مرض است

و کار من ایجاب می کند که هم همیشه بوی بد بدهم و هم نمی توانم با بوی خوب و دلنشین کنار بیایم

ادامه تصویر سازی

 

می خواهم از خودم و شما هم بخواهم که پا را فراتر از این بگذاریم و فقط به بوی بد فکر نکنیم

به تک تک عادتهای بدمان فکر کنیم که می تواند ما را همانند موقعیت دباغ قرار دهد و ما را از عادتهای خوب دور کند

 

من فقیر هستم و پول خوبی در نمی آورم بعد می گویم که خر ما از کرگی دم نداشت و من دیگر نمی توانم پولدار شوم

من به همین اندازه درآمد عادت کردم و نمی توانم پول زیادی برای خودم تصور کنم چون ترک عادت موجب مرض است

من چاقم و مدام مریض می شوم بعد می گویم نمی توانم متناسب بخورم چون اگر نخورم آنقدر بهم فشار میاد که از گرسنگی می میرم چون ترک عادت موجب مرض است

ترک عادت موجب مرض

 

اقدامک :

بدون هیچ تعارفی بیاییم لحظاتی به زندگی و عادتهای بد خودمون بیاندیشیم و ببینیم که :

چه عادتهای بدی است که موجب مرض ما شده است و ما با بهانه های مختلف از ترک آن طفره می رویم

و در ذهنمان این ضرب المثل را تغییر دهیم و با خود تکرار کنیم که :

ترک عادت (منفی یا بد) موجب سعادت و سلامت است (نه مرض)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت (تعریف،تشکیل و تقسیم عادت)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت

عادت چیست ؟

عادت :

هر کاری که بدون فکر و برنامه ریزی انجام شود

یعنی اگر فکر کردی و کاری کردی دیگر عادت نیست

 

اول از شما می خواهم که :

به امروز و کارهایی که تا این لحظه کرده اید فکر کنید و ببینید چقدر از کارهای شما با برنامه ریزی بوده است ؟

به همه چیز فکر کنید !

 

می دانید نفس کشیدن ، راه رفتن کوچکترین عادت شماست که بدون هیچ برنامه ریزی انجام می شود

نوع نشستن ، نوع خوابیدن ، نوع حرف زدن ، طرز راه رفتن شما از عادات شماست

تا حالا فکر کرده اید که چگونه نفس بکشم ؟

تا حالا برنامه ریزی کردید که چگونه راه بروم ؟

این یعنی عادت

 

اگر خوب فکر کرده باشید می بینید که ۹۰ درصد و شاید هم بیشتر کارها و عملهای ما در روز عادت می باشد

و متوجه می شوید اینکه می گویند :

(انسان چیزی جز عادتهایش نیست ) اغراق نشده است

به قول ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم

 

حال این عادتها که این اندازه مهم هستند از کجا بوجود آمده اند :

از یک کار یا عمل کوچک ولی به صورت تکراری و مستمر در طول زمان

عادت ها در طول زمان پرورش می یابد و ما را شرطی می کنند که براساس آنها رفتار کنیم

 

فرآیند عادت :

 

می خواهم شما را با مدل و فرآیند عادت آشنا کنم

 

زمین برفی را در نظر بگیرید که شما اولین نفری هستید که می خواهید در آن قدم بزنید

زمین خاکی و ناهمواری را فرض کنید که شما اولین نفری هستید که با ماشین می خواهید از آن عبور کنید

چقدر سخت و دشوار است ؟ چه نیرویی می برد ؟ زمان بر و طولانی است ؟

عادت

حال در نظر بگیرید که افراد زیادی از آن زمین برفی گذشتند طوری که برف زیر پا سفت شده و یک راه مطمئن و ایمن ایجاد شده است

یا از آن راه خاکی ماشینهای بیشماری گذشته ، آسفالت شده و تبدیل به اتوبانی بزرگ شده است

عادت

حال باز هم گذشتن از آن سخت است یا کاری آسان شده که با کمترین زمان و نیرو امکان پذیر است ؟

داستان عادت در مغز هم همینگونه است

نورون های مغزی برای یک کار خاص ابتدا در مغز سخت جابجا می شدند ولی بعد از مدتی آن اندازه این مسیر را تکرار کرده اند که تا شما تصمیم به انجام آن کار خاص می گیری بدون اینکه لحظه ای به آن فکر کنی نورونها همان مسیر را رفته اند چون مسیر برایشان هموار و اتوبان شده است

عادت

ابتدا کاری که می خواستیم انجام بدهیم سخت بود ، فکر و برنامه می خواست ، زمان بر بود ولی بعد آسان و سهل و کوتاه شده است چرا؟

چون تبدیل به عادت شده است

 

بهترین مثال : رانندگی است

اگر روزهای اولی که می خواستید خودتان یا اطرافیان شما رانندگی کنند را به یاد آورید

یادتان می آید که چقدر رانندگی در ابتدا تمرکز می خواست و حداقل آسان نبود

عادت

باید دقت می کردید که چه جوری همزمان کلاج را بالا بیاورید و گاز را فشار دهید تا ماشین حرکت کند ؟ چه جوری و چه موقعی دنده عوض کنم ؟ فرمون رو چه جوری دستم بگیرم و …

حالا بعد از یک مدت مثلا شش ماه دیگر به تنها چیزی که فکر نمی کنید  خود رانندگی است

چرا ؟

چون تبدیل به عادت شده است

آشپزی کردن هم برای خیلیها تبدیل به عادت می شود دیگر حتی مقدار نمک و ادویه جات را محاسبه نمی کند و بر طبق عادت می ریزد

 

این است داستان اهمیت عادت

 

اقدامک :

شما هم زمانی را به این موضوع فکر کنید که چه اندازه یا چند درصد کارهای شما برنامه ریزی شده است یا از روی عادت انجام می شود

با این محاسبه حدودی به اهمیت عادت در سرنوشت و زندگی خودتان پی می برید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

شانس تغییر

شانس تغییر داشتید یا نداشتید؟

واقعن بدشانس هستید ؟

خیلی خوش شانس هستید؟

اصلا چیزی به نام شانس وجود دارد؟

شانس یعنی چی؟

 

مهمترین نکته این است که شانس یعنی :

فرصت برای زندگی – فرصت نفس کشیدن – فرصت زنده ماندن

زمان برای موفقیت ،  پیشرفت ، بهبود و تغییر

 

اگر این فرصت را دارید یا هنوز زمان برای پیشرفت دارید پس

خوش شانس هستید

و در غیر این صورت :

بدشانسی یا بداقبالی چیزی جز بهانه نیست

 

اگر سالم هستید و  کمی غذا هم برای خوردن داری پس

فوق العاده خوش شانس هستید

 

شانس به طور کلی به مجموعه ای از انتخابها بستگی دارد

انتخاب من و شما است که می توانید لقب خوش شانسی یا بدشانسی را معنا بدهد

 

 

به قول ریچارد برانسون :شانس تغییر

همه ی ما خوش شانس هستیم ولی فرق من با دیگران این است که وقتی شانس سر راه من قرار می گیرد از آن استفاده می کنم

 

فرمول شانس یا خودشانسی

آمادگی (رشد شخصی) +

نگرش (باورها- طرز فکر) +

فرصت (چیزهای خوبی که سرراه قرار می گیرد )+

اقدام (انجام دادن کاری درباره ی آنها)

شانس تغییر

 

آمادگی :

بهبود و آماده سازی مداوم برای زمانی که فرصت ها بوجود آمد بتوانیم بهترین بهره برداری را ببریم

 

به قول پالمر : هر چه بیشتر تلاش می کنم ، خوش شانس تر می شوم

 

نگرش :

در جستجوی شانس بودن ، وقتی که شانس در جلوی ما ظاهر می شود آن را ببینیم

شما نمی توانید چیزی را که دنبالش نیستید را ببینید و یا

نمی توانید در جستجوی چیزی باشید که به آن اعتقادی یا نیازی ندارید

 

فرصت :

 ممکن است شانس را هم ببینید ولی به سرعت از جلوی دید شما دور شود و شما قدر این فرصت را ندانید

مهم است که شما به همه شانسها به عنوان فرصت و به همه فرصتها به عنوان شانس نگاه کنید

 

اقدام :

اگر شانس با شما روبرو شد و خواست به شما دست بدهد مهم است که شما با آن دست می دهید یا  تعلل می کنید

این اقدام شماست که در نهایت تکلیف خوش شانسی و بدشانسی را رقم می زند

 

داستان تشخیص شانس :

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد، در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد.

 

باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد.

جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی حتما کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد ندارد.

شانس تغییر

سومین بار که در طویله باز شد ،  همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد. اما………گاو دم نداشت

 

فرمول شانس تغییر :

آمادگی برای تغییر : خود را برای فرصت تغییر کردن آماده کنیم

نگرش تغییر : ما می خواهیم تغییرکنیم و بهتر بشویم و برای بدست آوردن آن حاضریم هزینه اش را هم بپردازیم

فرصت : تک تک لحظات یا بهانه های تغییر را به چشم یک فرصت تغییر نگاه می کنیم

اقدام : وقتی که با فرصت تغییر روبرو شدیم ، اقدام می کنیم و با تعلل و اهمال کاری این فرصت را هدر نمی دهیم

 

اگر با این فرمول به تغییر نگاه کنیم

می بینیم که چقدر شانس تغییر برای فردی که نگرش تغییر دارد و از فرصتهای تغییر بهره می برد و اهل اقدام است زیاد و فراوان است

 

داستانی برای شانس تغییر :

در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است

این داستان ادامه داشت تا اینکه نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کنار جاده قرار داد

شانس تغییر

ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل آن سکه های طلا و یک نامه پیدا کرد

در نامه نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک شانس تغییر برای زندگی باشد

 

 

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید