ایجاد تغییر ( چگونه تغییر خود را ایجاد کنیم ؟ )

ایجاد تغییر

مراحل ایجاد تغییر :

برای ایجاد تغییر باید این مراحل را بگذرانیم:

  • عدم تعویق

  • ایجاد تغییر ات کوچک

  • تغیر کوچک

  • اثر مرکب

  • مقاومت

  • جایگزین و الگو سازی

  • شرطی شدن

  • شرط گذاری

  • مراقبت

  • حساب و کتاب

    ایجاد تغییر

۱- عدم تعویق

یکی از آفات تمام تغییرات و پیشرفتها و مؤفقیتها ، تعویق است که توسط مغز ما به طور خیلی مرموزی ایجاد میگردد .

بنابراین اولین مرحله ایجاد تغییر عدم تعویق است

ببینید عبارات زیر برای شما چقدر آشناست:

الان که حسش نیست ، باشه بعدا”

الان که دیر شده ، باشه فردا

از فردا یا از شنبه

از ماه دیگه یا از سال جدید

این کار انجام بشه بعد از آن ..

به اون توانایی یا اون مدرک تحصیلی دست پیدا کنم بعد

پول دستم بیاد بعد…

اگر این عبارات برای شما نا آشنا و غریبه بود که تبریک میگویم به شما

ولی اگر برای شما این عبارات آشنا بود :

باید بدانید شما اهمال کار هستید

و خودتان بهتر از هر کسی میدانید که تا کنون از اهمال کاری چقدر متحمل ضررهای بزرگی شده اید

بنابراین باید راههای مبارزه با اهمال کاری را یاد بگیرید :

که به طور خلاصه مبارزه با اهمال کاری عبارت از همین الان است که باید به عنوان عبارت همیشگی ما مورد استفاده قرار گیرد.

همین الان این کار را انجام می دهم

همین الان ورزش می کنم

همین الان کم غذا می خورم

همین الان تلگرام را می بندم

….

ایجاد تغییر

البته پیشنهاد من برای آشنایی هر چه بیشتر با راههای مبارزه با اهمال کاری :

مطالعه کتاب از شنبه ( محمدپیام بهرامپور ) هست

که به طور مفصل و بسیار کاربردی به موضوع اهمال کاری و مبارزه با آن  پرداخته است

لبنک دانلود کتاب از شنبه

 

۲- ایجاد تغییر ات کوچک

شنبه ایجاد تغییر :

من صبح از خواب بلند شدم یادم افتاد که

امروز شنبه هست

همون شنبه ای که دهها بار با خودم وعده کرده بودم که

تغییراتم را شروع می کنم

تصمیم داشتم تا یک ماهه دیگر:

۱۰ کیلو لاغر کنم

دارای آداب معاشرت و روابط عمومی مثال زدنی بشوم

تیپ و لباس عالی و بوی عطرم ماندگار

ورزش و مطالعه روزانه

درآمدم هم دوبرابر شود

پس صبح بلند شدم و

بعد از چهار سال ، یک ورزش بیست دقیقه سخت کردم

طوری که عرقم درآمد پس رفتم حمام

و بعد آمدم سر صبحانه :

من هر روز صبح صبحانه :

ده لقمه نان و پنیر به همراه چایی شیرین

یک کیک و یک لیوان شیر

و دو عدد خرما به عنوان دسر می خوردم

ولی امروز یادم بود که میخواهم لاغر کنم

پس به همان دو خرما دسر بسنده کردم و آماده شدم و به سرکار رفتم

ایجاد تغییر

ساعت ۱۰ صبح ایجاد تغییر :

خیلی گرسنه شدم 

یادم افتاد که امروز همان شنبه معروف است

و قصد دارم تا یک ماهه دیگر ۱۰ کیلو لاغر کنم

پس به خودم یک آفرین گفتم که صبح هم صبحانه ناچیزی خورده بودم و هم ورزش کرده بودم 

یک دستی هم زدم به شکم خودم که ببینم چقدر تو رفته

دیدم هیچ تفاوتی نکرده یکذره ناراحت شدم

و به کار چسبیدم تا یادم از گرسنگی برود

ایجاد تغییر

ساعت ۱۱ صبح ایجاد تغییر :

دیدم در حالیکه خیلی گرسنمه ، عرق سردی بر پیشانی من نشسته و قند خونم عجیب افتاده

پس بین رفتن به درمانگاه و رفع گرسنگی باید یکی از این دو را انتخاب کنم

به ناچار و از سر اجبار ، رفع گرسنگی را انتخاب کردم

چون می خواستم که سریع لاغر کنم پس هیچ خوراکی با خودم نیاورده بودم 

چاره ای نداشتم جز اینکه به فلافلی نزدیک محل کارم بروم که ارتباط خوبی هم باهاش داشتم

ایجاد تغییر

تا از در مغازه فلافلی داخل رفتم ، بلند گفتم :

اکبر آقا لطف کن یک فلافل دونونه با مخلفات کامل و سه رنگ سس بزن

فقط سریع که دارم از گرسنگی میمیرم

بعد از اینکه ساندویچ فلافل را خوردم 

من که امروز توقع داشتم چند سانتی متر شکمم داخل میرود

دیدم برعکس شده و یک مقداری بیرون هم آمده 

با خودم گفتم :

اصلا” لاغری به ما نیامده و اتفاقا” چاقی خیلی هم خوبه !

اینگونه شد که پرونده لاغری و تغییرات با هم بسته شد

اما چرا؟

چون من با اصول و قواعد مهم تغییر آشنا نبودم .

اصل مهمی از تغییر به ما می گوید :

که تغییر باید جزیی و مرحله ای بدست بیاید

اساسا” به طور کلی تغییرات کلی و یکدفعه ای با ساختار ذهن و مغز ما همراستا نیست

پس مغز که با هرگونه تغییر مخالف و دشمن است بهانه های مختلفی پیدا می کند تا نگذارد پروژه تغییر به نتیجه برسد.

بر اساس این اصل مهم ایجاد تغییر ( تغییرات کوچک و جزیی ):

کافی بود من برای تغییرات این ماه خودم فقط تغییر لاغری را انتخاب میکردم

و باز هم کافی بود که کیک را از وعده صبحانه خودم حذف می کردم

و یا از وعده ناهار خودم سه قاشق برنج کم کردم

تا به صورت روزانه همین تصمیم را اجرایی می کردم تا به مقصود اولی خودم یعنی لاغری دست پیدا می کردم

ایجاد تغییر

خلاصه :

باید با اصول و قواعد ایجاد تغییر آشنا شد تا بتوانیم تغییرات را به فرجام مورد نظرمان برسانیم.

اصل مهم ایجاد تغییر :

تغییر را  باید با تغییرات کوچک و جزئی شروع کنیم

تا بتوانیم به صورت مداوم و مرحله ای آن را به پیش ببریم

و بتوانیم تغییرات بزرگ را میسر کنیم.

ایجاد تغییر

اقدامک :

بر روی یک برگه کاغذ تغییرات خود را بنویسید

 بنا به اولویت فقط یک تغییر را انتخاب کنید

و برای آن تغییر یک قدم کوچک کاملا اجرایی بنویسید

قدمی که به صورت کامل از اجرای آن مطمئن هستید

( مثلا حذف یک قاشق برنج کمتر در وعده ناهار)

و بعد آن را اجرایی کنید تا ایجاد تغییر شما نهایی شود

 

مژده :

وقتی شما با تغییر کوچک شروع میکنید :

هم ذهن با شما همراه میشود 

و هم فشاری به شما وارد نمی شود که بخواهد شما را اذیت کند

پس به آسانی می توانید گام به گم آرزوهای دست نیافتنی خود را دست یافتنی کنید

 

پیشنهاد :

پیشنهاد می کنم ادامه مقاله را در این لینک دنبال کنید


ادامه مقاله با نام اصل تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
دشمن تغییر

دشمن تغییر ( مهمترین دشمن تغییر )

دشمن تغییر

 

مهمترین دشمن تغییر

شاید باور کردنش سخت باشد ولی مغز انسان مهمترین دشمن تغییر است.

دشمن تغییر

مغز انسان از سه بخش تشکیل شده :

  • مغز خزنده
  • مغز عاطفی یا پستاندار
  • مغز منطقی

مغز خزنده :

مغز خزنده ماموریتش حفظ بقای ماست

بدین صورت که علاقمند است انسان را در هر حالتی که هست در همان حالت باقی نگه دارد

تا درگیر هیچ مسأله جدیدی که بقای انسان را با چالش مواجه کند نشود

مغز خزنده دائم در حال این پرسش است که

چطور میشه هیچ چیزی تغییر نکند

یا انرژی مصرفی در روز که توسط مغز مورد استفاده قرار می گیرد در کمترین حالت ممکن باقی بماند

مغز عاطفی :

مغز عاطفی به مسائل به صورت رمانتیک و احساسی می نگرد

و به طور کلی احساسات ما را در برمی گیرد و مهمترین سؤالات او این است که

این موضوع جذاب است یا خسته کننده ؟

مغز منطقی :

مغز منطقی همانگونه که از اسمش برمی آید با مسائل از دریچه منطق و تجزیه و تحلیل و استدلال می نگرد .

 

به صورت اجمالی با سه بخش مغز آشنا شدیم

ولی جالب این است که

بدانیم اولین بخشی از مغز انسان که درگیر می شود مغز خزنده است

دشمن تغییر

مثال:

وقتی که دست شما به یک شیء داغ می خورد قبل از اینکه شما به طور منطقی در جریان داغی آن قرار بگیرید ، دست خود را می کشید

این مؤید همین نکته است که

مغز خزنده که کارش حفظ بقای انسان است در ابتدا مورد استفاده قرار می گیرد

تا ما به طور سریع در برابر هر چیز جدید یا هر تهاجمی به سرعت واکنش نشان دهیم

و خطری ما را به صورت ناگهانی تهدید نکند .

حال تصور کنید

اگر می خواست ابتدا مغز منطقی عمل کند بعد تازه دست خودمان را می کشیدیم دیگر دستی برای ما باقی نمی ماند

چونکه تا مغز منطقی بخواهد تجزیه و تحلیل کند که بعد آن تازه تصمیم بگیرد که دستور بدهد که دست خودش را عقب بکشد یا نه ؟

زمان زیادی طول می کشید.

ولی مغز خزنده در همان ابتدا ما را از خطر داغی به روش خودش با خبر می کند

بدین صورت که بلافاصله فرمان میدهد تا دست خود را به کناری بکشد تا بعد مغز منطقی آن را مورد تحلیل قرار بدهد

در مورد مواجه شدن با یک شیء ناگهانی نیز همینگونه است ما خود را یکدفعه کنار می کشیم بعد تازه بررسی میکنیم آن شیء چه بوده است!

حال که دریافتیم اولین بخشی از مغز که ما با آن مواجه می شویم مغز خزنده است به اهمیت آن بیشتر واقف شدیم

و از سوی دیگر مغز خزنده هم بنا به وظیفه مهمی که دارد یعنی

دشمن تغییر

حفظ بقای انسان 

هیچ تمایلی به روبرو شدن با چالش جدید ندارد در حالیکه هر تغییری چالش جدید است.

یا همانگونه که در تعریف تغییر ذکر کردیم

تغییر دگرگونی یا جابجایی حالتی به حالتی دیگر

یا در مورد انسان ترک عادتی یا ایجاد عادت جدید است .

در هر مورد یا جزء تعریف تغییر

ما می خواهیم مغز خزنده را به دردسر بیندازیم و مصرف انرژی مغز را بالا ببریم

پس در هر حال و هر زاویه ای،  تغییر با ساختار مغز خزنده در تعارض و تضاد بوده

و دشمن اول و قویترین دشمن تغییر همین مغز خزنده محسوب میگردد

( چون اول از همه در مغز، مغز خزنده به صورت مؤثر درگیر می شود ما می توانیم به طور خلاصه مغز را به عنوان دشمن تغییر معرفی کنیم )

دشمن تغییر

ترفندهای دشمن تغییر

ترفندهای مغز در مخالفت با تغییر چیست ؟

اولین ترفند مغز (دشمن تغییر)

این است که به ما گونه ای تلقین می کند

که در هر حالتی که هستیم همان حالت بهترین حالت است

و ما به همان حالتی که هستیم خرسند و خوشحال می شویم

و به فکر تغییر یعنی جابجایی حالت نمی افتیم

دومین ترفند مغز

این است که

اگر ما علاقمند به تغییر حالت شدیم دهها دلیل و بهانه برای ما می آورد که ما از این علاقه خود دست بکشیم مثلا ً به ما می گوید

  • امروز که حس و حالش نیست باشه از فردا شروع می کنیم
  • فردا هم که کار دارم از شنبه شروع می کنیم
  • شنبه هم که باید برم فلان جا ، از اول ماه یا از سال جدید شروع میکنیم و …
  • این کار خیلی زحمت داره اینجوری من بیچاره میشوم
  • فلانی با اون همه قدرت و امکاناتش نتونست ما بتونیم
  • این تغییر اصلاً به ما نیومده

و ده ها دلیل  و بهانه دیگر که ما دست از تغییر بکشی

سومین ترفند مغز

این است که

همه چیز را برای ما عادی و بعد عادت می کند و وقتی کاری تبدیل به عادت شود

دیگر از مغز استفاده نمی کند و مغز درگیر آن کار نمی شود

ما هم به همان کارها عادت می کنیم و به فکر هیچگونه تغییری نمی افتیم

دشمن تغییر

رانندگی :

این ترفند در مثال رانندگی به خوبی تشریح گشته است :

در روزهای اول رانندگی فرد تمام فکر و ذهنش درگیر رانندگی است و به طور عجیبی از مغزمان استفاده میکنیم :

چگونه همزمان گاز و کلاج را با هم متناسب کند؟

چه زمانی دنده عوض کند؟

فرمان را چگونه به دست بگیرد ؟

چه زمانی ترمز کند؟

و …

ولی بعد از گذشت شش ماه، مغز به گونه ای این کار را به عادت تبدیل می کند

که ما در طی رانندگی به تنها چیزی که فکر نمی کنیم خود رانندگی است 

دیگر تبدیل به عادت شده و هیچ نوع مصرف انرژی بیشتری برای مغز در پی ندارد

و حتی اگر رانندگی ما خوب هم نباشد دیگر به نوع رانندگی خودمان عادت می کنیم  و در فکر تغییر آن نمی افتیم .

کافیست کمی راجع به همین سه ترفند مهم مغز  تأمل کنیم تا به این نتیجه برسیم

که تغییر با چه دشمن قوی و نیرومند روبرو هست!

خلاصه :

به طور خلاصه تا الان متوجه شدیم که

تغییر در عین اهمیت با موانع متعددی روبروست که می تواند ما را در شروع و ادامه یا به نتیجه رساندن تغییر منصرف کند

مهمترین دشمن تغییر مغز است و

مغز ما به گونه ای طراحی گشته که با هر نوع چالش جدید

و هر نوع تغییری که بخواهد مصرف بیشتر انرژی برای مغز به همراه داشته باشد مخالف است

و با ترفندهای مهمی چون

معرفی حالت موجود به عنوان بهترین حالت   جلوگیری از هرگونه تغییر حالت با بهانه ها ودلایل مختلف

و در نهایت عادی سازی و تبدیل تمامی کارها به عادت 

می تواند تغییر را یا از صورت مسأله یا  از ماهیت و کارکرد خود خارج نماید.

اقدامک :

کاغذی را بردارید و با تفکر و تأمل به این سؤالات  پاسخ دهید :

  • تا حالا شده که به همان حالت ، درجه ، نمره ، سطح کاری ، زندگی ، تحصیلات خود راضی شدید و فکر کردید همان حالت یا وضعیت بهترین است یا برای شما کفایت می کند؟ این اتفاق کم افتاده یا زیاد؟
  • تا حالا شده که بهانه یا دلایلی همچون :

الان که حس و حالش نیست باشه فردا !

یا از شنبه یا از ماه جدید تغییر می کنم !

یا این کار خیلی زحمت داره و …

با خودتان مطرح کردید ؟ این قضیه کم یا زیاد اتفاق افتاده؟

  • تا حالا چقدر کارها برایتان عادی و عادت شده ؟
  • چه اندازه در کارهایی که برایتان عادی شده تا حالا تأمل و تفکر کردید که ببینید آیا از اساس یا در اجرا این عادت درست است یا غلط ؟

دشمن تغییر

مژده :

  همانگونه که مغز در مخالفت و دشمنی با تغییر ید طولایی دارد

ولی راههای مخالفتش کاملا ً شناخته شده و قابل پیش بینی است

و در آینده نزدیک با تکنیکهای ساده مقابله با ترفندهای مغز آشنا میشویم

پیشنهاد :

به شما پیشنهاد می کنم که مقاله زیر را نیز مطالعه کنید تا با مقوله تغییر بیشتر آشنا شوید

 

شانس تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
کتاب قدرت عادت

خلاصه کتاب قدرت عادت

کتاب قدرت عادت

نویسنده: چارلز دوهینگ نشر هورموزد

 

تا حالا عادتی داشتید که بخواهید ترکش کنید؟  هنوز هم درگیرش هستید یا ترکش کردید؟

اگر به معنی واقعی عادت بوده باشه ، شما مسلماً حس کردید که ترک عادت، کار آسانی نیست

کتاب قدرت عادت

خوردن شیرینی :

به طور مثال ما عادت کردیم

شبها همراه تلویزیون کلوچه یا شیرینی یا شکلات بخوریم ، درنتیجه اضافه وزن آوردیم

و مشکلات سلامتی و تیپ نامناسب و تذکر پیاپی همسرمان را متعاقب آن به دنبال داشتیم 

با خودمون میگیم که :

از فرداشب دیگه هیچ نوع خوراکی شیرینی نمیخورم

ولی فردا شب دوباره شیرینی میخورم .

پس فردای تصمیمتان مبنی بر ترک عادت خوردن شیرینی 

یادداشتی روی میز تلویزیون خود می چسبانید که روی آن نوشته :

خوردن شیرینی ممنوع

ولی باز هم بی توجه به آن شیرینی میخورید

هر چند که بعد از یک مدتی حس خوبی ندارید از اینکه نتوانسته اید تصمیم ترک عادت خود را عملی کنید

ولی باز هم شیرینی می خورید

همانگونه که حس کردید:

خوردن شیرینی تبدیل به یک عادت شده و ترک آن سخت و باید از اصول و قواعد خاص خودش برخوردار باشد 

کتاب قدرت عادت

چرا عادت مهم است ؟

اگر نگوییم همه انسانها ولی به جرأت می توانیم بگوییم که :

اکثریت آنها درگیر ترک عادت منفی  و یا خیلی خاص درگیر ایجاد عادات مثبت هستند

  بنابراین ضرورت پرداختن به این موضوع را خاطرنشان می کند

کتاب قدرت عادت نوشته چارلز دوهینگ به همین موضوع با نگاهی کاملا علمی پرداخته

و با دیدی وسیع و سرشار از مثالهای مهم و تاثیرگذار بر علم عادت ، شرحی از تمام اجزا و چرخه عادت نگاشته است .

دوهینگ در هریک از فصول کتاب قدرت عادت به جنبه ی متفاوتی از علت وجود عادت و نحوه ی عملکردشان می پردازد 

و چارچوبی را شرح می دهد که

تلاشی می داند برای فشرده کردن تاکتیکها به نحوی کاملا ساده و ابتدایی برای شناخت و شکل دهی به عادات در زندگی افراد .

کتاب قدرت عادت

چهارچوب عادت :

در کتاب قدرت عادت این چارچوب عبارت است از :

  • شناخت کار تکراری و روتین
  • تجربه و آزمایش پاداش و نتیجه
  • جدا کردن نشانه یا آغازگر
  • داشتن برنامه ی مشخص

ما عادت را یک کار تکراری و روتین میدانیم که به دفعات تکرار میشود

همانطور که از خصوصیات هر تکراری برمی آید این است که

حتما از یک چرخه برخوردار گردد که به آن چرخه عادت می گوییم

کتاب قدرت عادت

چرخه عادت :

چرخه عادت که از سه قسمت تشکیل شده :

نشانه ، کار تکراری و پاداش یا نتیجه

در مرحله اول شما باید چرخه عادات خود رو بشناسید تا بتوانید راه تغییر یا جایگزینی آن را پیدا کنید

برای مثال همان شیرینی خوردن هنگام تماشای تلویزیون

   کار تکراری :

نخستین گام شناخت کار تکراری است

. کار تکراری تماشای تلویزیون و بعد شیرینی خوردن

از خودتان این سؤال را بپرسید که

نشانه یا آغازگر این کار تکراری چیست ؟

آیا گرسنگی است؟

آیا کسالت است ؟

قند خونتان پایین افتاده؟

پاداشی که از خوردن شیرینی بدست می آورید چیست ؟

خود شیرینی ؟

احساس بهتر دیدن تلویزیون ؟

سرگرمی موقت ؟

کنار خانواده بودن ؟

فارغ از مشکلات روزمره بودن ؟

یا انفجار انرژی که از مقدار فراوانی شکر نشأت می گیرد؟

کتاب قدرت عادت

تجربه و آزمایش :

شما برای پاسخ به این سؤالات باید تجربه و آزمایش کنید

پاداشها نیرومندند

زیرا تمایلات ما را برآورده می کنند

اما  ما بیشتر اوقات از تمایلاتی که رفتارهایمان را بوجود می آورد بی اطلاعیم

و برای اینکه متوجه این موضوع بشویم

باید آزمایشهای خود را شروع کنیم :

در شب اول تلویزیون ببینید و تخمه یا سیب بخورید

در شب دوم تلویزیون ببینید و با خانواده صحبت کنید

در شب سوم شبکه تلویزیون را عوض کنید و یک برنامه دیگر ببینید

در شب چهارم به تنهایی تلویزیون ببینید

در شب پنجم اصلاً تلویزیون نبینید و فقط با خانواده صحبت کنید

در شب ششم نیم ساعت قبل از تلویزیون یک خوراکی مقوی بخورید

در شب هفتم (شبی که روز تعطیل بوده ) سعی کنید تلویزیون ببینید و به مسایل کاری فکر نکنید

حال با بررسی دقیق هر شب به احتمال زیاد می توانیم بفهمیم

تمایل اصلی برای خوردن شیرینی چه بوده است ؟

چه شبهایی اصلا یادم به شیرینی افتاده و شیرینی خوردم

( نکته مهم این است که در طول این آزمایش شما نباید از خوردن شیرینی خودداری کنید و فقط وقتی آن را فراموش کردید برای جواب مهم است )

کتاب قدرت عادت

هدف :

حالا می توانید به این سؤال پاسخ دهید که هدف از خوردن شیرینی :

خود شیرینی بوده یا فقط می خواستید دهانتان بجود؟

صحبت با خانواده هدف شما بوده و به بهانه شیرینی خانواده را دور هم گرد می آوردید؟

برنامه ای که در آن ساعت خاص می دیدید به اندازه کافی سرگرم کننده نبود می خواستید اینگونه علاقه خود را مضاعف کنید ؟

قند خونتان پایین می افتاد یا گرسنه می شدید؟

دوری هر چه بیشتر از مشکلات و مسائل هدف اصلی خوردن شیرینی بوده است؟

اگر به هر دلیلی جواب خود را پیدا نکردید یا باید مدت زمان یا گزینه های مورد بررسی را بیشتر کنید تا علت تمایل اصلی شما پیدا شود.

برای هر چه بهتر شدن این آزمایش سعی کنید

هر شب بعد از تلویزیون نوع رفتار و احساسات خود را یادداشت کنید

تا بعداً بتوانید با کنار هم قرار دادن یادداشتها به نتیجه ای که علاقمند هستید دست پیدا کنید

و با شروع تلویزیون ساعت خود را تنظیم نمایید

برای سی  دقیقه که بعد از این زمان آیا من باز هم تمایلی به خوردن شیرینی دارم یا نه ؟

که تایم مشخصی مورد بررسی قرار گیرد

در گام بعدی (کتاب قدرت عادت ) باید ببینیم چه زمانهایی ما رو به عادت میاوریم

محرکهای عادت :

به طورتقریبی می توان تمام محرکهای عادت مدار را  به یکی از پنج گروه زیر تقسیم کرد:

  • مکان
  • زمان
  • وضعیت احساسی
  • افراد دیگر
  • عمل قبلی

بنابراین اگر مثال خودمان یعنی شیرینی خوردن  در حین تلویزیون دیدن را بخواهیم از این منظر بررسی کنیم :

  • کجا : روبروی تلویزیون
  • ساعت : ۱۰ شب هنگام دیدن سریال
  • در چه وضعیت احساسی قرار دارید؟ خسته
  • افراد دیگر : خانواده
  • قبل از تمایل چه کاری انجام می دادید؟ موبایلم رو چک کردم

و همینطور تا یک هفته ، این سؤالات را از خودمون می پرسیم و یادداشت می کنیم ، از روی فصل مشترک جوابها می توانیم محرک اصلی خودمان را پیدا کنیم

کتاب قدرت عادت

برنامه ریزی تغییر عادت

در کتاب قدرت عادت و در اخرین اقدام برای تغییر عادت خود برنامه ریزی می کنیم بدین منظور باید در ذهن خود محرک و کار تکراری و پاداش را در نظر بگیریم

به طور مثال محرک من برای شیرینی خوردن ، جمع کردن خانواده در انتهای شب ، ارضای حس تعلق خاطر و فراغت از  مسایل کاری هست پس:

برنامه ریزی می کنم تا ساعت ۹ شب همه خانواده موظفند که دور هم جمع بشوند شام بخوریم بعد همه کمک کنند تا سفره جمع شود و بعد تا ساعت ۱۰ صحبت کنیم

دیگر نیاز نبود که همزمان با سریال هر کسی از راه برسد

یک چیزی بخورد یکی شام ، من هم شیرینی  یکی هم به بهانه سریال ، تا همدیگر رو یک جا جمع کنیم

در نهایت استمرار در اجرای برنامه باعث می شود این خود یک عادت برای من و خانواده ام بشود و حالا برعکس رفتار کردن آن سخت و دشوار باشد.

دیگر محرک می شود ساعت ۹ شب 

کار تکراری : شام و صحبت 

پاداش : ارضای احساس تعلق خاطر و از همه مهمتر چرخه عادت ما تا زمانی که ما به خانواده خود باور داریم شکسته نخواهد شد

حتی زمانیکه بحرانی بخواهد این چرخه را بهم بزند.

پیشنهاد دیگر :

پیشنهاد می کنم که خلاصه کتاب تنها راز موفقیت را به صورت صوتی در لینک زیر گوش کنید

تنها راز موفقیت

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

دو کلمه کلیدی ترک عادت ( دو کلمه طلایی تغییر زندگی )

دو کلمه کلیدی ترک عادت

دو کلمه طلایی تغییر زندگی

کلماتی که می تواند سرنوشت تغییر و ترک عادت شما را رقم بزند

 

خیلی وقتها شده که ما تصمیم به تغییر و ترک عادت گرفته ایم ولی

در ابتدا خوب پیش رفتیم ولی تا به یک مشکل برخوردیم ، تغییر را بی خیال شدیم

 

ابتدای ترک عادت توانستیم عادت خود را کنترل کنیم

ولی تا مانع بزرگی سر راه ما بوجود آمده ، دوباره به عادت خود بازگشتیم

کلمه کلیدی ترک عادت

لاغری :

من تصمیم گرفتم لاغر کنم

روز اول رعایت می کنم و به تصمیمات خودم پایبند هستم ولی

شب که همسرم میاد خونه ، میگه : امشب میخوایم بریم خونه ی علی دوستش

چون تولد علی هستش و می خوایم غافلگیرش کنیم

من هم سریع خودم رو آماده می کنم و میریم بیرون و یک کادو میخریم و بعدش میریم خونه علی آقا

تولد علی آقا همراه هستش با یک عالمه ناپرهیزی :

چلو کباب –  کیک – بستنی – شکلات – شیرینی – آجیل  و.. .

خوب من می بینم که نمیشه در برابر این همه خوراکیهای خوشمزه مقاومت کنم و داستان ترک عادت به فراموشی سپرده میشود

 

کلمه کلیدی ترک عادت

عصبانیت :

من خیلی سریع عصبانی می شوم و عصبانیتم طوری است که تبعاتش عجیب دامن گیر من می شود

در یک مورد آنقدر عصبانی شدم که زدم آینه قدی خونه مون رو شکستم

همین برخوردهای بدم باعث شد که یک روز تصمیم بگیرم و تغییر کنم

فردای روز تصمیمم :

داشتم رانندگی می کردم و تو حال خودم بودم که دیدم یکدفعه یک سمند ورود ممنوع اومدش جلوی ماشین من و

چراغ داد که من برم کنار

اومدم عصبانی نشم ولی دیدم این راننده خیلی پررو هستش

هم ورود ممنوع اومده و هم با کمال پررویی چراغ میده که برو کنار تا من رد بشم

دیدم اگر بی خیالش بشم و عصبانی بشم که نمیشه

پس از ماشین پیاده شدم و از خجالتش دراومدم

کلمه کلیدی ترک عادت

چکار کنیم ؟

حالا چکار کنیم که تغییر و ترک عادت ما عملی و موفق بشود

می خواهم شما رو با دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر آشنا کنم که

اگر با آن آشنا شوید و به آن پایبند باشید

به شما قول میدهم که در هر تغییر و ترک عادتی موفق خواهید شد

 

کلمه کلیدی ترک عادت

دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر :

این دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر عبارت است از :  حتی اگر

بله ، حتی اگر این دو کلمه کلیدی و طلایی است

من رژیمم رو رعایت می کنم حتی اگر بهترین خوراکی مورد علاقه ام به تعداد زیاد و به دور از هرگونه معذویت پیش روی من باشد

من عصبانیتم رو کنترل می کنم حتی اگر کسی بیاید بدون دلیل بزند زیر گوش من

من دیگه سریع قضاوت نمی کنم حتی اگر با چشمان خودم ببینم طرف چقدر داره بد رفتار می کنه

من غر نمی زنم حتی اگر در یک ترافیک شدید گیر کرده باشم و دیرم شده باشه و به قرار مهمم نرسم

من شوخی نابجا نمی کنم حتی اگر در جمع دوستانی باشم که خیلی با هم صمیمی هستیم و همه دارند با هم شوخی می کنند

من دیگه با کسی الکی بحث نمی کنم حتی اگر ببینم و مطمئن باشم که  طرف مقابلم داره صد در صد اشتباه می گه (ولی هیچ تاثیری در زندگی من ندارد )

من انتقاد پذیر می شوم حتی اگر  انتقادی علیه من بشه که کاملا اشتباه باشه

من تعداد ساعت محدودی تلگرام و اینستاگرامم رو چک می کنم حتی اگر شب خوابم نمی برد و هیچ کاری هم ندارم

من دو ساعت در روز بیشتر تلویزیون نمی بینم حتی اگر تلویزیون فیلم مورد علاقه ام را نشان دهد که مدتها آرزوی دیدنش را داشتم

من ولخرجی نمی کنم و مقدار معینی پول خرج می کنم حتی اگر جنس مورد علاقه ام را در حراجی پیدا کنم

و…

 

همانگونه که دیدید دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر یعنی حتی اگر ، چگونه می تواند سرنوشت تغییر و ترک عادت ما را تغییر دهد

کلمه کلیدی ترک عادت

دلیلش چیه ؟

چون ما برای بدترین شرایط ، خود را آماده کردیم

چون ما برای خودمون در بدترین حالت هم شرط گذاشتیم و خودمان را شرطی کردیم

چون دیگه غافلگیر نمی شیم و می گیم : من با خودم شرط کردم حتی در بدترین وضعیت

پس اگر می خواهم به تغییر و ترک عادتم پایبند باشم باید به شرط از قبل پیش بینی شده ام عمل کنم

کلمه کلیدی ترک عادت

نکته ۱ :

هر کسی با توجه به تغییر و ترک عادت خود ، باید دو کلمه کلیدی ترک عادت را بکار ببرد

و نمی توان یک نسخه واحد صادر کرد

برای این منظور بهتر است

اقدامک :

بهتر است که با خودتان خلوت کنید

اول تغییر یا ترک عادت خود را بنویسید

بعد ببینید بدترین حالت یا شرایطی که ممکن است باعث شود تا شما در آن قرار بگیرید و سخت بتوانید خودتان را کنترل کنید چی یا کی هستش

بعد با استفاده از دو کلمه کلیدی ترک عادت و تغییر ، همان را شرطی کنید

من وسایلم را مرتب و منظم می کنم حتی اگر بعد از یک ورزش سخت خونه آمده باشم و به هیچ وجه حال نداشته باشم

کلمه کلیدی ترک عادت

نکته ۲ :

اگر مقالات قبلی تغییر و ترک عادت را مطالعه کرده باشید حتما متوجه شدید که

نباید با اولین اشتباه پرونده تغییر و ترک عادت خودمان را ببندیم

بنابراین اگر در آن شرایط قرار گرفتیم و نتوانستیم درست عمل کنیم

اشکالی ندارد و به خودمان فرصت می دهیم که دفعه بعد حتما درست عمل کنیم

برای آشنایی با تغییر و ترک عادت به شما پیشنهاد می کنم که حتما این مقاله را در لینک زیر مطالعه کنید

راهکار مهم ترک عادت

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ترک عادت بد در کودکان

ترک عادت بد در کودکان ( چگونگی ترک عادتهای بد کودک )

ترک عادت بد در کودکان

ناخن جویدن کودک

انگشت در بینی کردن

کشیدن موها

مکیدن شست دست

خوابیدن روی پا

دندان قروچه

داد زدن و گریه کردن

ترک عادت بد در کودکان :

 ترک عادت بد در کودکان

۱- شناسایی دقیق عادت بد کودک

 

ما باید دقیق یک عادت بد در کودک را نشانه بگیریم و هدف قرار بدهیم

نمی توان انتظار داشت کودک حتی دو عادت بد را همزمان ترک کند

بنابراین یک عادت بد که بیشتر از همه نمایان است و ما یا کودک را اذیت می کند را انتخاب می کنیم

مثال : دندان ها را بهم فشار دادن ( دندان قروچه )

شناسایی محرک : هر عادت حتما دلیلی برای خود دارد

ترک عادت بد در کودکان

مثال :

کودک ناخن خود را می جود چون در موقعیت اضطراب و استرس قرار گرفته و ناخن جویدن به او احساس آرامش کاذب می دهد

دلیل انجام عادت خیلی مهم است و می تواند ما را در ترک عادت بد در کودکان خیلی کمک کند

و با پیدا کردن دلیل می توانیم بهترین راهکار را برای ترک عادت بد در کودکان انتخاب کنیم

 

مثال :

کودک من زمانی که دارد کارتونی می بیند که تیکه های وحشتناک و پر استرس دارد ناخودآگاه شروع می کند به ناخن جویدن

مثال :

بچه من وقتی دارد از چیزی یا کسی حرص می خورد شروع می کند به فشار دادن دندانهایش روی هم (دندان قروچه )

 

اگر توانستیم موقعیت ها و دلیل عادت بد را در کودک خود پیدا کنیم حداقل نیمی از راه را رفته ایم

و بهترین کار این است که در آن مواقع خاص برنامه ریزی کنیم تا عادت بد ریشه کن شود

به طور مثال :

زمان استرس و اضطراب کودک در کنارش بنشینیم و دستش را فشار دهیم

یا زمان عصبانیت با او صحبت کنیم و دلیل عصبانیت او را سوال کنیم و در نهایت او را آرام کنیم

ترک عادت بد در کودکان

۲- تشویق و جایزه

بهترین راهکار ترک عادت در همه علی الخصوص در کودکان ، تشویق و جایزه است

لیستی از هدایایی که کودکمان دوست دارد آماده کنید

بعد جلسه کاملا غیر رسمی با کودک خود برگزار کنیم و با او در مورد عادت بد خاصش صحبت کنیم

یادمان نرود که در ابتدا باید روی محسنات و خوبیهای او تاکید کنیم و به او یادآوری کنیم که اگر می خواهد بهتر ، عزیزتر و قویتر بشود بهتر است این عادت بد خودش را ترک کند

و به او این قول را بدهیم که :

هر روز که این عادت بد را انجام ندهد فلان جایزه کوچک مورد علاقه اش

 و اگر یک هفته انجام ندهد فلان جایزه متوسط مورد علاقه اش

 و اگر برای همیشه ترک کند فلان جایزه بزرگ مورد علاقه اش را خریداری خواهیم کرد

 

یادمان نرود همانگونه که اهدای جایزه می تواند موثر باشد ولی :

  • قول دادن و انجام ندادن آن ، به بدترین شکل ممکن می تواند فاتحه ترک عادت را بخواند و در نهایت لجبازی و عدم اعتماد کودک را به دنبال داشته باشد
  • شرطی شدن کودک به جایزه باید محدود و تعریف شده باشد وگرنه خودش می تواند ثمرات بدی برای شما و کودک به دنبال داشته باشد

ترک عادت بد در کودکان

۳- تعیین جایگزین و تغییر موقعیت  :

 

جایگزین :

راهکار بسیار موثر برای ترک عادت بد در کودکان ، جایگزینی است

 جایگزین یعنی برای آن عادت بد جایگزینی تعیین کنم

مثال : کودک من ناخن می جود

جایگزین : مشغول کردن دستان کودک با بازی همانند خمیربازی

 مثال : کودکم عادت کرده که روی دیوارها نقاشی کند

جایگزین : دیوارها را با کاغذهای بزرگ بپوشانیم که هم بتواند نقاشی کند و هم احساس اینکه دارد یک کار خاص می کند رفع شود

ترک عادت بد در کودکان

تغییر موقعیت :

یعنی با شناسایی موقعیتی که کودک به سمت عادت بد خود می رود ، موقعیت او را عوض کنیم

مثال : کودک من ناخن می جود

تغییر موقعیت : ناخن کودکم را کوتاه می کنم

مثال : کودک من حالا که ناخن ندارد ، انگشت و پوست انگشت خود را می کند

تغییر موقعیت : کرم مخصوصی از داروخانه تهیه می کنم و به انگشتان کودکم می مالم تا تلخی این کرم ، او را از خوردن انگشتان منصرف کند

مثال : کودکم موقع دیدن کارتونهای بزن بزن و جنگی ، دندان قروچه می کند و دندانهایش را به هم فشار می دهد

تغییر موقعیت : سعی می کنم که دیگر از این کارتونها نخرم

مثال : کودکم باز هم با اصرار کارتون های جنگی می خرد و دندان قروچه ادامه دارد

تغییر موقعیت : زمان دیدن کارتونهای جنگی در کنار کودکم می نشینم و به او آرامش خودم را منتقل می کنم تا عادت بد خود را کم کم ترک کند

مثال : کودکم عادت به خرید کرده است

تغییر موقعیت  : کمتر بردن کودک به مغازه و پاساژ

مثال : کودکم عادت کرده که همش تنقلات (چیپس و پفک ) بخورد

تغییر موقعیت : تا اطلاع ثانوی هیچ پفک و چیپسی در خانه ما پیدا نمی شود که کودکم بخورد

ترک عادت بد در کودکان

۴- ایجاد احساس مثبت ، اعتماد به نفس و همکاری :

اگر فرزند ما احساس مثبت کند و خود را در این پروژه شریک بداند ، ما خیلی راحت تر می توانیم عادت بد در کودکان خودمان را ریشه کن کنیم

بنابراین از دادن احساس مثبت کوتاهی نکنیم که مهمترین لازمه ی آن داشتن صبر و شکیبایی است

قرار نیست یک روزه یا یک شبه کودک عادت بد خود را ترک کند پس صبر و حوصله لازم را داشته باشیم

و به بهانه های مختلف کودک را در این داستان بازی و مشارکت دهیم

نزد کسانی که کودک آنها را عجیب دوست دارد از او تعریف کنیم و در تعریفمان هم یادآوری کنیم که توانسته عادت بد خودش را تا حدودی یا کاملا ترک کند

اگر شد از طرف آنها جایزه هم به کودک بدهیم که بهتر و کاملتر می شود

ترک عادت بد در کودکان

۵- تنبیه و بازخواست محدود :

اگر هیچیک از ترفندهای ترک عاد بد در کودکان مثمر ثمر واقع نشد و تمام سعی و کوشش خود را کردیم و مؤثر نبود

می توانیم به صورت کاملا تعریف شده و محدود ، آن هم در کنار تعریف و تمجید و جایزه ، کودک را تنبیه و بازخواست کنیم

ترک عادت بد در کودکان

تنبیه یعنی چی ؟

نه فیزیکی بلکه محرومیت از بعضی از امکانات و بازیها آن هم به صورت کاملا محدود

بازخواست یعنی چی ؟

یعنی صحبت کردن با کودک و نشان دادن عواقب عادت بد در او

مثال : کودک من یک چیزی را بخواهد عادت کرده که گریه کند تا آن را بگیرد

تنبیه : اگر گریه کنی تا وقتی که گریه می کنی من برای تو هیچی نمی خرم

مثال : کودک من موهای خود را می کند

بازخواست : صحبت کردن با او و نشان دادن عکسی که نشان می دهد عواقب مو کندن

ترک عادت بد در کودکان

پیشنهاد نهایی :

به شما پیشنهاد می کنیم برای اینکه با  ترک عادت بیشتر آشنا شویم این مقاله را هم مطالعه کنید

مقاله آسان کردن ترک عادت

 

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ( روش تغییر باور )

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

روش تغییر باور

نحوه تغییر باور

 

باور چیست ؟

باور اعتقاد عمیقی است که در وجود ما نهفته باشه و ما در هر رفتاری به آن رجوع می کنیم

مثال : من باهوش هستم

هرجا که پای هوش وسط بیاید ، با توجه به باورم من با خودم می گویم من باهوش هستم و این مسئله را راحت حل می کنم

مثال : من حافظه ی ضعیفی دارم

هر جا که مجبور بشم به حافظه ام رجوع میکنم ، با توجه به باورم می گویم من که حافظه ام ضعیفه ، بنابراین بعیده بتونه یادم بیادش

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

انواع باورها :

باورهای نیروبخش یا قدرتمند کننده :

باورهایی که موتور انسان را به حرکت در می آورد و به پیشرفت ما کمک می کند

مثال : من از پس هر کاری برمیام

 

باورهای محدود کننده یا مخرب :

باورهایی که باعث می شود انسان با همه تواناییها و امکاناتی که دارد ، نتواند خواسته خود را عملی کند

مثال : من خیلی ضعیف و خنگ هستم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟

برای اینکه به این سوال : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ پاسخ درست بدهیم

بهتر است به این سوال جواب بدهیم :

در اطراف خود چند نفر را می‌شناسی که برای یادگیری زبان انگلیسی زمان، انرژی و هزینه صرف کرده‌اند؟

 و چند درصد از آنها  الان  انگلیسی را می توانند به صورت تقریبا کامل صحبت می کنند؟

کمتر از ۱% ؟

شاید خودت نیز یکی از آنها باشی ؟

آن‌ها تلاش کرده‌اند، زمان زیادی صرف رفت و آمد به کلاس‌های متعدد کرده‌اند، هزینه زیادی پرداخته‌اند ،کتاب‌های آموزشی زیادی خریده‌اند، اما نه به اندازه کافی!

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

چرا ؟

چون برای یادگیری زبان جدید، باید خود را در دنیای آن زبان غرق کنی.

یعنی آنقدر آن را بشنوی که گوش به نحوه تلفظ کلمات عادت کند.

سپس آرام آرام شروع به تلفظ آن کلمات نمایی، شاید لازم است یک متن را صدها بار بشنوی و تکرار کنی.

 باید متعهد شوی که حداقل در ساعاتی خاص فقط به آن زبان صحبت کنی حتی اگر در آغاز کلمات اندکی را بدانی

 حتی اگر نتوانی منظورت را بفهمانی. ابتدا برای بیان هر کلمه مجبوری فکر کنی

 اما هرچه بیشتر به این تعهد پایبند مانده و ادامه می‌دهی، کم کم بصورت ناخودآگاه، بدون فکر کردن، صحبت می‌کنی.

باور ساختن دقیقاً مثل یادگیری یک زبان جدید است.

یعنی برای اینکه به خوبی متوجه شویم که چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ باید :

آنقدر باورهای جدید را تکرار کنیم که ذهن ما به شنیدنش عادت کند، سپس متعهد باشیم و به شیوه باورهای جدید رفتار کنیم و تا باور جدید ساخته شود

همانند یادگیری زبان خارجی که باید خود را در این زبان غرق کنیم تا بتوانیم آن را یاد بگیریم  

و تا وقتی باید متعهد به یادگیری زبان باشیم که به آن مسلط شویم

باور هم همینطور است

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال :

راننده ای دارد در پشت سر ماشین شما می آید : چراغ می دهد و فاصله اش با ماشین شما بسیار کم است و بد رانندگی می کند

 ممکن است شما سریع قضاوت کنید  و بلافاصله بگویید : عجب آدم عوضی هستش ، آخه این چه وضع رانندگی هست ؟

و ممکن است بگوید : بهتره سریع بکشم کنار ، این بنده خدا خیلی عجله داره ! ممکنه یک اتفاقی براش افتاده باشه

این نوع قضاوت شما در یک لحظه اتفاق می افتد و برخاسته از باور شماست

در آن لحظه خاص شما فرصت بررسی ندارید و اولین فکر شما نشان می دهد باور شما چیست ؟

حال اگر بخواهیم باور خود را تغییر بدهیم

همانند همان یادگیری زبان انگلیسی باید خود را مقید به تغییر و یادگیری کرده باشیم

تا لحظه ای که از ما انگلیسی سوال شد بتوانیم راحت جواب آن سوال را بدهیم

یا لحظه ای که فکر می کنیم یا تصمیم می گیریم یا رفتار می کنیم ، باور مورد علاقه ما تعیین کننده باشد

وگرنه در آن لحظه فرصت بازگشت و تصحیح نداریم و باید قبلش آن اندازه تمرین کرده باشیم که باور درست ما را هدایت کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال دیگر :

اجازه بدهید برای بهتر درک کردن اینکه : چگونه باورهای خود را تغییر دهیم ؟ مثال دیگری بزنم

ما در کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری  با تنظیمی روبرو هستیم به نام روبرو هستیم به نام default

کاربرد آن چیست ؟

وقتی برنامه ای را شما باز می کنید به صورت ناخودآگاه بر روی هر چه که default کرده باشید باز می شوید

مثلا default اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را گذاشته اید google

دیگر هر وقت اینترنت اکسپلورر یا موزیلای خود را باز می کنید به صورت ناخودآگاه گوگل را باز می کند

باور هم همینگونه است

باور default ذهن و رفتار شماست

با این تفاوت :

که شما در کامپیوتر به سادگی default برنامه را عوض می کنید

در حالیکه برای باور (default ذهن ) باید همانند یادگیری زبان انگلیسی ، ساعتها و روزها تمرین کنی تا باور یا default ذهن شما تغییر کند

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

مثال آخر برای چگونه باورهای خود را تغییر دهم ؟ :

باور من این است که من آدم عجولی هستم و هرکاری را باید سریع و عجله ای انجام بدهم

حال می خواهم باورم را تغییر بدهم و این باورم بشود که :

من آدمی هستم که اصلا عجله نمی کنم و با خونسردی کار را درست انجام می دهم

برای تغییر این باور باید خود را مقید و متعهد به باور جدید بدانم

باید از کوچکترین کارها و کارهایی که زمان و فرصت لازم برای انجام آن را دارم شروع کنم تا

زمانی که استرس دارم و احیانا باید سریع انجامشان بدهم بازهم براساس باور جدید درست عمل کنم و با خونسردی درست عمل می کنم

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

بنابراین لازمه تغییر باور ( چگونه باورهای خود را تغییر دهیم )

  • انتخاب درست باور جدید
  • مقید و متعهد بودن به باور جدید
  • تکرار باور جدید تا تبدیل شدن به ملکه و default ذهن و مغز شدن

چگونه باورهای خود را تغییر دهیم

پیشنهاد نهایی :

برای اینکه با باور و تغییر باور بیشتر آشنا شوید به شما پیشنهاد می کنم که مقاله تکنیک تغییر باور را در لینک زیر حتما مطالعه کنید

مقاله تکنیک تغییر باور

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

ترک عادت فوری ( ترک عادت در ۳۰ ثانیه و تضمینی ! )

ترک عادت فوری

ترک عادت در ۳۰ ثانیه و تضمینی

ترک عادت قطعی در یک روز

تغییر خیلی سریع

تغییر فوری

ترک عادت فوری

طرز فکر ماکروویویی یا ماکروفری

انسان امروز به خاطر نوع و سبک زندگیش دوست دارد

همه چیز سریع و آنی انجام شود و وقت گیر نباشد :

غذا گرم کردن در ماکروویو  در برابر گرم کردن غذا روی اجاق گاز

چایی ساز در برابر چایی دم کردن در کتری و قوری

موسیقی پاپ و رپ در برابر موسیقی سنتی

غذاهای آماده و فست فود در برابر غذاهای سنتی (علی الخصوص خورشتهای قدیمی)

مثال دیگرش:

بلیط های بخت آزمایی یا تبلیغاتی که شما را تشویق به خرید یا استفاده از چیزی می کند تا شما یک شبه پولدار شوید و آنچه که آرزوی شماست بدست بیاورید

اگر برای همه چیز امکان سریع بوجود آمدن وجود داشته باشد

ولی چیزی به نام ترک عادت فوری نداریم

چرا ؟

چون عادت همانگونه که از اسمش پیداست :

یکدفعه ای و فوری بوجود نیامده که بخواهیم یکدفعه ای و فوری ترکش کنیم

عادت در اثر مرور زمان و تکرار بوجود آمده و اگر هم بخواهد از بین برود باید مرور زمان و تکرار آن را ثابت کند

ترک عادت فوری

مثال : ترک عادت فوری در زود قضاوت کردن

من عادت دارم زود در مورد هر چیزی و هر کس قضاوت کنم

این عادت من از سنین کودکی و در اثر معاشرت با دوستان یا تاثیرات خانواده بوجود آمده و تا الان ادامه داشته

حال می خواهم این عادت بدم رو ترک کنم

نمی تونم ترک عادت فوری کنم و یکدفعه ای بگم :

از این به بعد من در مورد هیچ کس و هیچ چیز سریع قضاوت نمیکنم

البته ممکنه تصمیم بگیرم که اتفاقا خیلی هم خوبه ولی قرار نیست با همین تصمیم ، این عادت بد سریع از بین بره

بلکه باید به خودم حق بدهم که اشتباه کنم  و باز هم سریع نظر بدهم و قضاوت کنم

ولی باید سعی کنم که تعداد این قضاوت های سریع کم بشه و یا سرعتش کاهش پیدا کنه

ترک عادت فوری

مثال : ترک عادت فوری در غر زدن

من عادت کردم که هر چی میشه سریع غر بزنم

خوب این جوری نبوده که من یک شب خواب بودم و صبح بلند شدم و دیگه شروع کردم به غر زدن

بلکه از غر زدنهای کوچک و تاثیرات بقیه و انرژیهای منفی دیگران شروع شده تا الان که هر چی میشه شروع می کنم به غر زدن

پس همانطور که این عادت بد ، زمان برده تا ایجاد بشه

زمان هم می بره تا از بین بره

به طور مثال من در قدم اول باید محیطها و بهانه هایی که من رو تشویق می کنه به غر زدن را از خودم دور کنم

مثلا اخبار کمتر ببینم یا با دوستانی که همش انرژی منفی می دهند کمتر معاشرت کنم

بعد سعی کنم تعداد غر زدن و شدت غر زدنم را کاهش بدهم

ترک عادت فوری

حذف طرز فکر ماکروویویی و بخت آزمایی

نه برای تغییر و ترک عادت بلکه برای هر موفقیتی باید طرز فکر ماکروویویی و یا برنده شدن در بلیط بخت آزمایی را کنار بگذاریم :

مثلا در مورد همین بلیط بخت آزمایی ، تبلیغات تلویزیونی و رسانه ای روی برنده ها و جایزه ها زوم کرده اند و مانور می دهند

در حالیکه احتمال برنده شدن در چنین برنامه هایی در حد صفر است و ما فریب این تبلیغات را می خوریم

در پژوهشی که توسط یک روانشناس آمریکایی در یکی از این بخت آزماییها صورت گرفته بود این نتیجه جالب بدست آمد:

اگر تلویزیون بخواهد فقط در ۳۰ ثانیه ، عکس و نام هر یک از بازنده های این بخت آزمایی را نشان بدهد 

۹ سال طول می کشد تا عکس و نام تمام بازنده ها را نشان بدهد

یا به شما به گونه ای القا می کنند که اگر فلان قرص را بخوری در عرض یک روز یا یک هفته لاغر می شوید

بعد چند نفر را نشان می دهند با هیکل و اندام کاملا مناسب و ادعا می کنند که در عرض یک هفته با خوردن این قرص از یک هیکل کاملا نامناسب به اندام مثال زدنی تبدیل شده اند

و می دانید چرا هر روز به تعداد اینگونه تبلیغات اضافه می شود ؟

چون ما علاقمند به طرز فکر ماکروویویی شده ایم و دوست داریم معجزه وار تغییر کنیم

چون ترک عادت فوری و سریع را می خواهیم

ولی واقعیت اینگونه نیست

ترک عادت فوری

قرص لاغری

اگر هم فرد با قرص لاغر کند (که صد در صد با فعل و انفعالات شیمیایی بوده و هزار تا ضرر دارد)

اگر هم خیلی سریع لاغر شود تا در ذهن او تغییراتی بوجود نیاید هیچ تضمینی نیست که دوباره چاق نشود

و مقاومت او در مرور زمان می تواند تضمین لاغری باشد

پس برای یکبار و برای همیشه طرز فکر ماکروویویی و بلیط بخت آزمایی را از خودمان دور کنیم و حذف کنیم

ترک عادت فوری

آبراهام لینکلن

داستان زندگی آبراهام لینکلن بهترین مثال است که

اگر می خواهیم موفق شویم باید صبر و تحمل و استقامت داشته باشیم

لینکلن در ۳۱ سالگی ورشکست شد

در ۳۲ سالگی در انتخابات مجلس بازنده شد

در ۳۴ سالگی دوباره ورشکست شد

در ۳۵ سالگی همسرش را از دست داد

در ۳۶ سالگی به افسردگی و مشکلات عصبی دچار شد

در ۴۳ ، ۴۶ و ۴۸ سالگی در انتخابات کنگره شکست خورد

در ۵۵ سالگی در انتخابات سنا شکست خورد

در ۵۶ سالگی در تصدی معاونت ریاست جمهوری ناکام ماند

در ۵۸ سالگی در انتخابات مجلس سنا شکست خورد

و سرانجام در ۶۰ سالگی رییس جمهور آمریکا شد

پیشنهاد نهایی :

پیشنهاد می کنم برای اینکه با اصول تغییر و ترک عادت آشنا شوید

و به مرور زمان ولی تضمینی و قطعی بتوانید عادتهای بد را در خودتان دور کنید

و به جای آن عادتهای مثبت جایگزین کنید

کتاب کار حضرت فیل را در لینک زیر تهیه کنید

کتاب کار حضرت فیل

کتاب کار حضرت فیل

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

بهترین روش ترک عادت (بهترین راه ترک عادت )

بهترین روش ترک عادت
بهترین راه ترک عادت

بهترین روش ترک عادت

داستان مرغان ماهیخوار

میگویند در شهر ساندی گو در آمریکا ، شهرداری آن شهر با مشکل بزرگی برخورد کرده بود
مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت گرسنگی می مردند و انقراض آنها حتمی بود
شهرداری علت مردن مرغان ماهیخوار در اثر گرسنگی را نمی دانستند
چون بر اساس غریزه و ذات خودشان ، مرغان ماهیخوار باید ماهی شکار می کردند و دریا پر از ماهی بود

بهترین روش ترک عادت

فراخوان شهرداری

بنابراین فراخوان و مسابقه ای برگزار شد تا علت مرگ مرغان ماهیخوار را پیدا کنند
بعد از این فراخوان ، پژوهشگری علت مرگ را دریافت :
پژوهشگر دریافت که در نزدیکی ساحل ساندی گو ، یک کارخانه تولید فرآورده های دریایی بوده که ضایعات خود را در کنار ساحل رها می کرده است
مرغان ماهیخوار نیز به خوردن همین ضایعات ماهی و فرآورده های دریایی این کارخانه عادت کرده بودند و چندین سال همین غذای حاضر و آماده را می خوردند بدون اینکه زحمت شکار ماهی را به خود بدهند
همین عادت باعث شده بود که بر خلاف ذات و ماهیت خود ، شکار را فراموش کنند
حال که کارخانه به شهر دیگری منتقل شده بود ، آنها دیگر با فراموش کردن شکار ماهی ، از گرسنگی می مردند

بهترین روش ترک عادت

نتیجه داستان مرغان ماهیخوار

۱- قدرت عادت ، آن اندازه است که مرغان ، ماهیت و ذات خود را فراموش کرده بودند
۲- عدم تلاش ، مرغان را به مرگ و نابودی می کشاند
۳- هیچ تضمینی نیست که روال زندگی همیشه یک جور باشد و غذا همیشه آماده و دسترس

همانگونه که در داستان مرغان ماهیخوار دیدیم :

عادت می تواند سرنوشت زندگی حتی موجوداتی مانند مرغان ماهیخوار را رقم بزند چه برسد به سرنوشت انسان
و در این داستان متوجه شدیم که:

عدم تلاش می تواند باعث ایجاد عادتهای ناپسند می گردد و برعکس تلاش می تواند هم عادتهای ناپسند را از ما دور کند و هم باعث ایجاد عادتهای خوب و پسندیده شود

بنابراین ضروری ترین موضوع برای ترک عادت را می توان در بازنگری عادت و تلاش برای ترک آن دانست
وقتی ما به چیزی عادت می کنیم مهمترین اتفاقی که برای ما می افتد این است :
ما نه دیگر به این فکر می کنیم که این عادت خوب است یا بد ؟
و نه دیگر تلاشی برای عوض کردن آن می کنیم ؟

بهترین روش ترک عادت

بهترین روش ترک عادت

بهترین روش ترک عادت این است که ما یاد بگیریم چگونه بر خلاف عادتهای خودمان عمل کنیم
و این یادگرفتن مستلزم تمرین و ممارست می باشد
باید از چیزها و عادتهای کوچک شروع کنیم تا به عادتهای بزرگ برسیم

بهترین روش ترک عادت

مثال :

من عادت کرده ام که وقتی دستم را شستم ، بدون اینکه دستم را خشک کنم در یخچال را باز کنم تا چیزی بخورم
حال من باید این عادت ساده و کوچک خود را با زحمت و تلاش عوض کنم
به طور مثال روی دستگیره در یخچال یک کاغذ می چسبانم که روی آن علامت سوال یا علامت تعجب کشیده که من فراموش نکنم

فکرش را هم نمیشه کرد که همین عادتهای کوچک زندگی و آینده ما را تعیین می کند

بهترین روش ترک عادت : یاد گرفتن و مسلط شدن به ترک عادت است که در تلاش کردن نهفته است

بهترین روش ترک عادت

مثال :

من عادت کرده ام که وقتی می رسم خونه ، لباسم را در نزدیکترین نقطه یا جای همیشگی در بیاورم و آویزان کنم
تا حالا فکر کرده ام : آنجا جای مناسبی برای آویزان کردن لباسها هست یا نه ؟ اتوی لباسم بهم نمی خورد ؟ یا چروک نمی شود ؟ خانه را بهم نمی زند ؟
اول باید در مورد عادتهای خودمان فکر کنیم و از خودمان سوال کنیم و بعد باید در صورت ضرورت عادتمان را تغییر بدهیم

وقتی می خواهیم با عادت خودمان مبارزه کنیم :
مهمترین مانع ، راحتی عدم تلاش و زحمت تلاش کردن می باشد
ولی بهترین روش ترک عادت همین تلاش کردن و غلبه بر راحتی عدم تلاش می باشد
و چون سنگ بزرگ علامت نزدن است ، باید غلبه کردن بر راحتی عدم تلاش را از موارد و عادتهای کوچک شروع کرد
نمی توان از خودمان انتظار داشته باشیم که یکدفعه ای بتوانیم عادتهای بزرگ زندگیمان را تغییر بدهیم
بلکه باید مرحله به مرحله یاد بگیریم که با تلاش کردن می توان عادتها را تغییر داد

بهترین روش ترک عادت

نتیجه گیری :

بهترین روش ترک عادت :

شروع به تمرین کردن و تغییر دادن عادتهای کوچک است تا

یاد بگیریم و مسلط بشویم به تلاش کردن و نتیجه را تغییر دادن

بدترین روش زندگی کردن : انتخاب یک زندگی عادی و سرنوشت خود را بر اساس عادتها تعیین کردن است
بازنگری عادتها و تلاش برای ترک عادتهای ناپسند می تواند سرنوشت دیگری برای ما رقم بزند

بهترین روش ترک عادت

اقدامک :

چند دقیقه ای با خودتان خلوت کنید
بررسی کنید که چند درصد زندگی شما بر اساس عادت و تکراری است ؟
حال چند تا عادت کوچک زندگی خود را انتخاب کنید و با خودتان عهد کنید که آنها را یکی یکی تغییر می دهید
یادمان نرود بهترین روش ترک عادت در یاد گرفتن و مسلط شدن به ترک عادت و تلاش برای تغییر می باشد

بهترین روش ترک عادت

پیشنهاد نهایی :

به شما پیشنهاد می کنم که :

لینک زیر را فشار داده و این مقاله را هم مطالعه کنید تا با رمز و راز تغییر و ترک عادت بیشتر آشنا شوید

مقاله رمز ترک عادت

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير نگرش

تغییر نگرش ( چیزی که باعث تغییر شما می شود )

تغییر نگرش

 آنچه که در نهایت باعث تغییر ما می شود و سرنوشت زندگی ما را رقم خواهد زد

تغییر نگرش

داستان استفان کاوی

استفان کاوی (سخنران و نویسنده کتاب معروف هفت عادت مردمان مؤثر) اینگونه تعریف می کند :

صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم.

تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود و بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع سکوت قابل ملاحظه ای در اتوبوس حاکم بود


این سکوت ادامه داشت تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد
بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد.
بچه‌هایش داد و بیداد راه می انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند.

یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید
خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود و این در حالی بود که پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود.

تغییر نگرش

اعتراض من و پاسخ مرد

بالاخره صبرم لبریز شد و با صدای بلند اعتراض کردم که:
آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟
مرد که تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت:

بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم و معذرت می خواهم
راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است.

من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ..
بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد

استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:

صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟
و خودش ادامه می‌دهد که: راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد
اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است برای آن مرد انجام بدهم

تغییر نگرش

تغییر دیدگاه

در خاطره استفان کاوی دیدیم که تغییر نگرش و تغییر دیدگاه می تواند چقدر در رفتارها و تصمیمات ما مؤثر واقع شود
همه ما هم خاطره ای همانند استفان کاوی داریم :
چقدر بوده که از رفتار فردی ناراحت و عصبانی شده ایم و وقتی دلیل رفتار او را متوجه شدیم ، از عصبانیت و ناراحتی خودمان خجالت کشیده ایم
بنابراین می توان ریشه همه رفتارها و تصمیمات خودمان را در نگرش و دیدگاه هایمان بدانیم
اگر می خواهیم تغییر در خود یا رفتارمان بوجود بیاوریم 

بهترین کار : تغییر نگرش و دیدگاهمان می باشد

 

تغییر نگرش

می خواهم لاغر کنم

تا زمانی که نگرش من در مورد چاقی به گونه ای است که از آن خجالت نکشم

تا زمانی که انگیزه های من برای لاغری آن اندازه زیاد نیست که بر خوردن و چاق شدن من غلبه کند

تا زمانی که من در مورد خودم انتظار تناسب اندام و لاغری ندارم

تا زمانی که برایم زیاد مهم نیست که تناسب اندام دارم یا نه ؟

تا زمانی که برای سلامتی خودم ارزش زیادی قائل نیستم

نمی توانم لاغر کنم

 

تغییر نگرش

تغییر نگرش در مورد چاقی و لاغری

من می دانم که باید برای سلامتی خودم حتما لاغر کنم

من از اینکه چاق باشم خجالت می کشم

من برای اینکه لاغر کنم سختی ورزش کردن را به جان می خرم

من برای اینکه لاغر کنم رژیم غذاییم را شروع می کنم

من باید لاغر شوم و این حتمی است

 

تغییر نگرش

من می خواهم در جمع خوب صحبت کنم

تا زمانی که من در جمعها ساکت می نشینم و هیچی نمیگم

تا زمانی که من ضرورت خوب صحبت کردن را حس نکردم

تا زمانی که ناراحت شدن دیگران از بد صحبت کردنم را حس نکردم

تا زمانی که هیچ حس لذت و افتخاری از خوب صحبت کردن در جمع ندارم

من نمی توانم خوب صحبت کنم

تغییر نگرش

تغییر نگرش در مورد خوب صحبت کردن در جمع

من می دونم که چقدر خوب صحبت کردن می تونه جلوه ی بهتری از من پیش بقیه نشون بده

من خجالت می کشم از اینکه نمی تونم تو جمع ، خوب صحبت کنم

باید جوری صحبت کنم که هم خودم و هم دیگران لذت ببرند از صحبت کردنم

من باید خوب صحبت کنم و این حتمی است

تغییر نگرش

نتیجه گیری :

برای هر تغییری ، ابتدا باید تغییر نگرش را در دستور کارمان قرار بدهیم

تا زمانی که نگرش و دیدگاه ما برای آن تغییر مناسب نباشد ، تغییری صورت نخواهد گرفت

اگر ما تا این لحظه تغییر نکرده ایم یا تغییرمان پایدار نبوده است ، دلیلش این است که دیدگاه ما برای آن تغییر هنوز مناسب نیست

تغییر نگرش

اقدامک :

یک تغییر برای خودتان انتخاب کنید
بررسی کنید ببینید نگرش و دیدگاه شما برای آن تغییر مناسب است یا نه ؟
اگر مناسب است ؟ آیا آن اندازه هم قوی هست که تغییر شما را جلو ببرد؟
اگر مناسب نیست ؟ دیدگاه درست و مناسب تغییر خود را بنویسید و پروژه تغییر نگرش را به صورت مرحله به مرحله رقم بزنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغییر زندگی

تغییر زندگی (چگونه زندگی خودم را تغییر دهم ؟)

تغییر زندگی

چگونه زندگی خودم را تغییر دهم

دیگه خسته شدم می خوام زندگیم را تغییر دهم

بسه دیگه ! باید عوض بشم

 

تغییر زندگی

داستان خانه ساختن سگها

 

سگها به این معروف هستند که در زمستان ، زمانی که سرما بر آنها فشار شدید می آورد

با خودشان عهد می کنند که تابستان سال آینده حتما برای خودشان خانه درست می کنند

تا زمستان سال بعد اینگونه اذیت نشوند

و فقط آرزو می کنند که از این زمستان جان سالم به در ببرند تا  تابستان سال آینده ، پروژه ساخت خانه را عملی کنند

زمستان می گذرد و تابستان می آید و زمان اجرای ساخت خانه :

آن زمان سگها با خودشان می گویند :

بابا ! آفتاب به این گستردگی و طبیعت به این بزرگی و زیبایی !

آخه چه دلیلی داره که خودم رو محدود کنم و برای خودم خونه درست کنم

وقتی هر چی هم که بخواهم دم دستم هست ! چه دلیلی داره که خونه درست کنم

خلاصه سگها خوش می گذرانند و دوباره سرمای زمستان را فراموش می کنند

اگر هم سرمای زمستان یادشان باشد ، با خودشان می گویند که :

سگ عاقل نقد رو ول نمی کنه ، نسیه رو بچسبه !

دوباره زمستان می آید و سرما به سگها فشار می آورد ولی همان آش و همان کاسه

با خودشان تصمیم می گیرند که این تابستان که آمد : حتما خانه می سازم

تغییر زندگی

و داستان ساخت خانه سگها تکرار می شود با این تفاوت که :

عادت سگها

سگها بعد از چند سال به این نتیجه می رسند که زمستان آنها را نخواهد کشت

و می فهمند که چقدر : سگ جونند

بنابراین پروژه ساخت خانه به طور کلی منتفی می شود و حتی دیگر با خودشان عهد هم نمی کنند که  تابستان بیاید حتما خانه می سازم

و برایشان سرمای زمستان عادت می شود

و سالهای بعدی را نیز اینگونه می گذرانند بدون اینکه از مکر دنیا باخبر باشند

مکر دنیا برای سگها چیست ؟

تغییر زندگی

زمانی که سگ پیر و چروکیده می شود ، قدرتش هم کم می شود و دیگر اثری از سگ جونی ندارد

حالا گذراندن زمستان برایشان عجیب سخت و دشوار می شود

و افسوس این را میخورند که چرا برای خودشان خانه ای درست نکردند

و اینجاست که این زمستان آخرین زمستانی است که به خود می بیند  

تغییر زندگی

تغییر زندگی

اگر بخواهیم با تأمل به داستان خانه ساختن سگها نگاه کنیم

می بینیم که این داستان برای خیلی از ماها و بسیاری از انسانهای کره زمین نیز مصداق دارد

وقتی که فرصت تغییر و خوسازی و تغییر زندگی را داریم ، از آن غفلت می کنیم

وقتی که فرصت تغییر زندگی از ما گرفته می شود ، حسرت می خوریم

زمانی که در سختی و مشقت دچار می شویم ، با خودمان عهد می بندیم که زندگیم را تغییر می دهم

و وقتی از آن مشکل و معضل بیرون می آییم ، دیگر تغییر زندگی را فراموش می کنیم

از همه بدتر :

 به این تصمیم گرفتن تغییر زندگی و عملی نکردن آن عادت می کنیم

و دیگر اصلا به یاد تغییر زندگی نمی افتیم و یک زندگی عادی و ضعیف برای خود انتخاب می کنیم

تا زندگی و فرصتهای زندگی ما به پایان برسد

تغییر زندگی

دو تا تبریک

تبریک اول :

 شما هنوز به زندگی عادی و یکنواخت عادت نکرده اید که در حال مطالعه این مقاله هستید

این در حالیست که بسیاری از انسانها دغدغه تغییر زندگی را به کلی فراموش کرده اند

پس این اولین تبریک

 

تبریک دوم :

 تبریک که هنوز فرصت برای تغییر زندگی دارید

بزرگترین فرصت همین است که در حال حاضر نفس می کشید و هنوز خداوند فرصت نفس کشیدن را از شما سلب نکرده است

 

 

زندگی چیست ؟

واقعیت این است که زندگی ما مجموعه ای است از عادتهای ما

و درصد بسیار کمی از زندگی ما بر اساس عادتهای ما شکل نگرفته است

 

تغییر زندگی

اقدامک :

لحظه ای با خود تامل کنید که :

از صبح تا شب ، کارهای شما یا تصمیمات و رفتار شما چقدر تکراری و بر اساس عادتهای شماست ؟

اگر خوب تامل کنید می بینید که درصد بسیار بالایی از تمام رفتارها ، تصمیمات و کارهای ما بر اساس عادتهای ماست

تغییر زندگی

فرمول تغییر زندگی :

حال که دریافتیم زندگی ما مجموعه ای است از عادتهای ما

بنابراین برای تغییر زندگی هم باید عادتهای خودمان را تغییر دهیم :

ترک عادتهای بد و ایجاد عادتهای خوب

 

برای درک بهتر این موضوع کافی است تا زندگی بعضی از افراد مؤفق را مطالعه کنید :

می بینید که چیزی که زندگی آنها را از دیگران متمایز کرده :

ایجاد عادتهای خوب در زندگیشان می باشد

من و شما هم اگر می خواهیم زندگی خود را تغییر بدهیم

باید عادات خوب و بد خود را شناسایی کنیم بعد :

عادات بد را ترک کنیم

و عادات خوب را یا ایجاد یا تقویت کنیم

 

برای اینکه با ترک عادت بد که مهمترین سرفصل فرمول تغییر زندگی می باشد آشنا شوید

به شما پیشنهاد می کنم حتما و حتما مقاله ذیل را مطالعه کنید :

 

مقاله ایجاد عادت خوب و ترک عادت بد

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید