تغییر در زندگی (تغییر در زندگی خانوادگی )

تغییر در زندگی چگونه بوجود می آید که ما متوجه آن نمی شویم ؟

تغییر در زندگی را چگونه می توانیم ایجاد کنیم ؟

علیرضا مثل خیلی از ما شیرینی دوست داشت ، یکدفعه که داشت تنهایی کانال تلویزیون را بدون هدف عوض می کرد

متوجه شد یکی از کانالها داره طرز ساخت یک شیرینی ساده خانگی را نشون میده

علیرضا سریع دکمه رکورد (ضبط) روی کنترل تلویزیون را فشار داد و این برنامه را ضبط کرد

تغییر در زندگی

بعد از اتمام این برنامه سریع رفت تا هایپر مارکت سر خیابون و وسایل لازم پخت این شیرینی خانگی را خرید و برگشت

شروع کرد به درست کردن شیرینی ، از قضا بسیار شیرینی خوب و خوشمزه ای درآمد

به گونه ای که وقتی خانمش به خانه برگشت ، خیلی از این شیرینی خوشش آمد

علیرضا که کیف کرده بود از اینکه توانسته بود به این صورت تحسین خانمش را برانگیخته کند 

تصمیم گرفت هفته ای دوبار این شیرینی را درست کند که همیشه این شیرینی را در خانه داشته باشند

علیرضا عاشق این شیرینی شده بود و هر روز خودش بیشتر از خانمش از این شیرینی می خورد

البته خیلی نمی خورد که تابلو باشد و خانمش متوجه این قضیه بشود

ولی همین شیرینی های بعد از شام باعث شده بود که علیرضا بد خواب بشود

و صبحها با خستگی از خواب بلند بشود و کمی بدخلق بشود

آغاز تغییرات :

همین کم خوابی و بدخلقی ، بهره وری و کارآیی علیرضا را در کارش پایین آورده بود

و بازخورد منفی از سوی رئیس و همکارانش را دریافت می کرد

تغییر در زندگی

وقتی که بازخورد منفی میگرفت ، با یک احساس بد و خستگی مفرط به خانه برمی گشت

و برای جبران این احساس بد رو به سمت خوردن بیشتر شیرینی می آورد

همین تاثیرات باعث می شد که انرژی علیرضا به صورت شدیدی افت کند

بنابراین دیگر تمایلی به ورزش یا پیاده روی نداشت و زمانهای کمتری هم با همسرش می گزراند

عدم ارتباط همیشگی با همسر ، خوردن شیرینی، عدم ورزش ، تحلیل انرژی، خستگی …

همگی احساس شادمانی را از علیرضا دور کرد و علیرضا روی آورد به سمت عیب جویی اول از خودش و بعد از اطرافیان

تغییر در زندگی :

از آنجاییکه کم کم چاق شده بود هم دیگر احساس خوبی نسبت به خودش نداشت و هم اعتماد به نفسش را از دست داده بود

پس حتی از حضور در جمع ، حتی مهمانی های خانوادگی پرهیز می کرد که بزرگترین چالش میان علیرضا و همسرش بود

علیرضا بیشترین وقت خود را پای سریالها و برنامه های تلویزیونی می گذراند و به هیچ وجه دیگر رابطه قبلی را با همسرش نداشت

همسر علیرضا که از این وضعیت ناراحت شدید بود و احساس کمبود محبت می کرد ، شروع کرد به گلایه کردن از علیرضا

در نتیجه به مجادلات این دو نفر هر روز اضافه می شد

بنابراین همسر علیرضا از لحاظ عاطفی عقب کشید و بیشتر خودش را با کار و موبایلش مشغول می کرد

همسر علیرضا در ضمن وقت بیشتری را با همکارانش می گذراند تا کمبود هم صحبتی و احساس خود را به گونه ای جبران کند

مردان همکارش شروع کردن به گرم گرفتن با او

و این موضوع باعث شده که او متوجه شود که هنوز در نگاه دیگران جذاب است و این جذابیت فقط در نگاه علیرضا وجود ندارد

هرچند که همسر علیرضا تا پای خیانت پیش رفت ولی هیچوقت به او خیانت نکرد

بلکه فهمید که زندگی او و علیرضا بدجور لنگ می زند

برای اینکه زندگی خودش و علیرضا را نجات بدهد تصمیم گرفت با یک مشاور صحبت کند

مشاوره :

مشاور چندین جلسه با علیرضا وقت گذاشت تا متوجه مشکل اساسی زندگی این دو نفر شد

او با بررسی دقیق تغییرات زندگی علیرضا و همسرش متوجه شد

که مشکلات این دو نفر در اثر یک عادت بد علیرضا یعنی خوردن شیرینی دست پخت خودش بوجود آمده

و علیرضا بدون اینکه متوجه این داستان شده باشد ، با همین انتخاب اشتباه زندگی خود را تحت الشعاع این شیرینی قرار داده است

مشاور توضیح داد که چگونه می تواند یک رفتار یا عادت منفی کوچک ولی مستمر چه تبعات مخرب بزرگی را ایجاد کند

و برعکس یک رفتار یا عادت مثبت کوچک ولی مستمر می تواند چه ثمرات مثبتی را در بر داشته باشد

مشاور از این پدیده به عنوان اثر مرکب نام برد

و برای علیرضا توضیح داد که اثر مرکب می گوید که یک کار بسیار کوچک وقتی به صورت مستمر و طولانی انجام شود می تواند بیشتر از یک کار بزرگ جلوه کند

او از تاثیرات منفی خوردن شیرینی های خانگی علیرضا گفت که توانسته بود اینگونه زندگی علیرضا را تخریب کند

و در نهایت به علیرضا پیشنهاد کرد که :

همانگونه که به تدریج تغییر منفی کردی می توانی تغییرات مثبت بکنی و از علیرضای قبل هم بهتر بشوی !

کافیه که شیرینی خودت را به تدریج حذف کنی و عادتهای خوب را هم به تدریج به خودت اضافه کنی

 

نتیجه گیری:

همین اقدامها یا انتخاب های کوچک بدون اینکه خودمان متوجه باشیم زندگی ما را می سازد

بنابراین باید به تک تک انتخابهای خودمان با اهمیت خاص نگاه کنیم

علی الخصوص انتخابهای تکراری و به نظر بی اهمیتی که در روز به صورت مستمر تکرار می شود

و خبر خوب و دلگرم کننده این است که اثر مرکب همین انتخابها قابل پیش بینی و اندازه گیری است

کافیه ما متوجه تکرار و عادت شدن این انتخابهای کوچک زندگی خودمان بشویم

و بعد اثر مرکب تغییر در زندگی خودمان را مورد محاسبه قرار دهیم تا با عمق تغییرات مثبت یا منفی خود آشنا شویم

 

اقدامک :

همین الآن با خودتان خلوت کنید

و به عادتهای کوچک زندگی خود فکر کنید و به صورت مجزا (منفی یا مثبت ) آن را یادداشت کنید

عادتهای جایگزینی برای عادتهای منفی خود پیدا کنید تا مسیر تغییر در زندگی خودتان را به بهترین شکل ممکن بپیمایید

 

به طور مثال برای تغییر در زندگی :

عادت اینکه به محض ورود در خانه و تعویض لباس به جای اختصاص وقتی به همسر یا فرزندان ، موبایل خود را در دست می گیرید و شبکه های اجتماعی را چک می کنید

عادت جایگزین اختصاص حتی یک دقیقه برای احوال پرسی از همسر و فرزندان.

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام تغییر کنم (می خوام زندگیم رو عوض کنم )

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
چطور ترک کنم

چطور ترک کنم ؟ (چگونه تغییر کنم ؟)

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
بهترین زمان تغییر

بهترین زمان تغییر و ترک عادت (چه وقتی تغییر کنم؟)

 

بهترین زمان تغییر و ترک عادت چه زمانی است ؟

شاید شما هم از علاقمندان به تغییر و ترک عادت هستید و دنبال بهانه یا زمانی می گردید که آن را عملی کنید
در ابتدا باید به شما تبریک بگویم که شما به این مقولات یا موضوعاتی چون پیشرفت و موفقیت فکر می کنید
خیلیها هستند که اصلا به این موضوعات فکر نمی کنند و به زندگی تکراری و روزمره خود عادت کرده اند
ولی شما اینگونه نبودید و ذهن و فکرتان را چنین موضوعاتی درگیر کرده است
بعد از تبریک می خواهم بگویم که بهترین زمان تغییر همانگونه که خود شما می دانید :

همین الان

و از همین لحظه که چنین قدمی مهمی برداشتید و در حال مطالعه مقاله ای برای تغییر خودتان هستید می توانید بهترین تصمیم برای تغییر خود را بگیرید
ولی اگر به هر دلیلی این لحظه را برای خودتان فرصت مناسبی نمی دانید و دلایل مختلف برای تعویق دارید
باز هم محترم است به دو شرط :
۱- بررسی کنید ببینید دلایل شما بهانه است یا دلیل ؟
اگر بهانه بود دوباره همین لحظه را برای شروع تغییرات خود انتخاب کنید
۲- زمان دقیق شروع تغییرات خود را بنویسید
به طور مثال : شنبه دوم اردیبهشت نود و شش ساعت ۷ صبح
با این مدل تصمیم گیری ، جلوی بهانه گیری و تعویق را خواهید گرفت

می دانید چرا؟

چون همه ما به همان رفتارهای قبلی خودمان عادت کرده ایم و ترک عادت موضوع آسانی نیست
بر اساس همان مدل قبل زندگی کردن بسیار کار آسانی است و مغز ما هم علاقمند است که کار آسان را انجام دهد
بنابر این همیشه دنبال بهانه می گردد که تغییر را به تعویق بیاندازد
از شش ماهه دوم تغییر یا کارهای سخت خود را به عید موکول می کنیم
با خودمان می گوییم :دعای محول حول و الاحوال ، بهترین زمان تغییر ما است
واقعیت هم همین است
عید نوروز همزمان با نو شدن طبیعت و رویش دوباره طبیعت ، بهترین زمان برای تغییر و ترک عادت است

بهترین زمان تغییر
وقتی خداوند در عالم خلقت و علی الخصوص در سرزمین ما به این زیبایی طبیعت را تغییر می دهد و درختان را از خواب زمستانی بیدار می کند
وقتی ایرانیان چنین زمان عالی برای عید خودشان انتخاب کرده اند که همزمان است با نو شدن طبیعت
چه زمانی بهتر از این که ما همانند نیاکان خودمان ، این زمان را انتخاب کنیم برای نو شدن و تغییر خودمان
ولی این موقعیت زمانی ایده آل شرط دارد
و شرط آن هم این است که عید را بهانه نکرده باشیم برای تعویق تغییر
بلکه از تمام وجودمان تصمیم گرفته باشیم که تغییرات خودمان را می خواهیم از این تاریخ شروع کنیم

بهانه برای تغییر نکردن

اگر بهانه باشد عید که می شود با خودمان می گوییم :
عید که نمی شود تغییر کرد !
می خواهیم عید دیدنی برویم !
می خواهیم مسافرت برویم !
تعطیلی میخواهیم استفاده کنیم از این تعطیلات
باشه بعد از تعطیلی
بعد از تعطیلات هم باز هم بهانه های مختلف

پس شرط مهم تعویق تغییر و ترک عادت این است:

که ما خودمان را برای آن آماده کنیم و با خودمان حجت را تمام کنیم که بهانه نگیریم و این آخرین باری است که تعویق می اندازیم
از زمان مهمتر این است که با اصول و قواعد ، رمز و رموز تغییر آشنا باشیم :
به طور مثال یکی از اصول مهم تغییر :
تفاوت تغییر با تحول و کوچک سازی تغییر است

بهترین زمان تغییر
اگر به همین بهار و نو شدن طبیعت هم نگاهی متفاوت داشته باشیم :
از زمان بیدار شدن از خواب زمستانی درختان تا میوه دادن درختان حداقل سه ماه زمان می برد
یعنی درختان بلافاصله میوه و نتیجه نمی دهند بلکه مرحله به مرحله پیش می روند تا به محصول تغییرات خود دست پیدا می کنند
ما هم باید از همین نکته مهم نهفته در طبیعت الهام بگیریم
انتظار نداشته باشیم که با شروع عید ما یکدفعه متحول می شویم و به تمام نتایج تغییرات یک شبه دست پیدا می کنیم
ما هم باید تغییرات خود را اولویت بندی کنیم و بعد از اولویت بندی کوچک سازی کنیم تا مدل طبیعت را اجرا کرده باشیم
می خواهم خوش هیکل و خوش تیپ و خوش بیان و پولدار و منظم و ورزشکار و …. بشوم
یکی از این تغییرات را بر اساس اولویت خود انتخاب می کنم
خوش هیکل

تغییر در سال جدید
باید چکار کنم تا خوش هیکل بشوم :
لاغری و ورزش
پس تغییر من می شود : لاغری و ورزش
با خودم فکر می کنم که می توانم هر دو را همزمان داشته باشم یا باز هم یکی را انتخاب می کنم :
لاغری
حال تغییر ما می شود : لاغری

اصل کوچک سازی تغییر

باید طبق اصل کوچک سازی تغییر ، لاغری را هم باید کوچک کنم
برای روز یا هفته اول یک کار کاملا اجرایی و نسبتا ساده را انتخاب می کنم
حذف یک قاشق برنج از ناهار یا حذف یک کف دست نان از وعده شام
هر کسی با توجه به همت و قدرت و اراده خودش ، یک کاری که از انجام آن صد در صد مطمئن است
بعد از یک هفته اگر در اجرای آن موفق بود به سراغ مرحله بعدی می رود
حذف سه قاشق برنج یا حذف سه کف دست نان از وعده شام
همینگونه ادامه می دهد تا به تغییر مدنظر خود دست پیدا کند
همانند طبیعت

مدل غلط تغییر

ولی ما بر اساس مدل غلط تغییر از خودمان انتظار داریم که با عید یا زمان شروع تغییر خود در اولین فرصت ممکن میوه و حاصل تغییر خود را بدست بیاوریم
در عرض یک ماه ، ۱۰ کیلو لاغر کنیم
این می شود همان داستانهای قبل که در نهایت ختم به بستن پرونده تغییرات ما خواهد شد
خیلی همت داریم و اراده ، فاصله زمانی هر مرحله از تغییر را کم کنیم ولی همچنان مرحله ای برویم که اگر دیدیم در مرحله ای لنگ می زنیم یا درست عمل نمی کنیم بتوانیم در همان مرحله صبر کنیم تا به طور موفقیت آمیز ، آن را پشت سر بگزاریم

 

اقدامک :

یک زمان برای تغییرات خود انتخاب کنید اگر همین الان را انتخاب کنید که عالی است اگر نه ، زمان خود را به صورت دقیق بنویسید (حتی ساعتش را هم مشخص کنید)

یک تغییر به عنوان اولویت انتخاب کنید و آن را کوچک و مرحله ای کنید

مرحله اول را شروع کنید و مرحله به مرحله در صورت موفقیت جلو بروید

 

نتیجه گیری :

بهترین زمان تغییرهمین الان است

ولی اگر غیر از این بود بهترین زمان زمانی است که شما تصمیم می گیرید و هیچ بهانه ای برای تغیر نمی آورید

 

 

 

ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته ی دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده است و سبزه خاشاک شده است

بهترین زمان تغییر

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
عادت بد

به عادت بد خودمان عادت نکنیم (داستان دباغ در بازار عطر )

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
مسیر عصبی

مسیر عصبی (رمز موفقیت : ایجاد مسیر عصبی مثبت)

مسیر عصبی :

  • مسیری است که در مغز ما شکل می گیرد و باعث ایجاد یک رفتار و یا یک عادت می گردد
  • تمام رفتار و کردار ما ناشی از مسیرهایی است که در مغز ما شکل گرفته است و باعث عادات ما می شود

      …

 

به جای هر توضیحی شما را دعوت می کنم تا این فیلم را نگاه کنید که خیلی واضح و مشخص با این مقوله آشنا شوید

 

فیلم مسیر عصبی

به عبارت دیگر :
وقتی گرسنه می شویم : مسیر عصبی گرسنگی

وقتی تشنه می شویم :  تشنگی

وقتی خسته می شویم :  خستگی

وقتی راه می رویم : راه رفتن

وقتی مطالعه می کنیم :  مطالعه

تمام عادتهای ما در اثر ایجاد یک مسیر عصبی که در مغز ما شکل گرفته ایجاد
می شود

عادت کرده ایم که

شیرینی بخوریم : مسیر عصبی خوردن شیرینی در مغز ما شکل گرفته بنابراین خیلی راحت به سمت شیرینی می رویم

عادت کرده ایم که

بیش از مقدار گرسنگی غذا بخوریم : مسیر زیاد خوردن در ما شکل گرفته و بدون اینکه متوجه باشیم بیش از حد غذا می خوریم

عادت کرده ایم که

صبح دیرتر بلند شویم : مسیر دیر بلند شدن در ما شکل گرفته بنابراین دیر تر بلند می شویم

….

می خواهیم زود بلند شویم :

باید یاد بگیریم که مسیر عصبی زود بیدار شدن را شکل دهیم

همانند فیلمی که مشاهده کردید : 

روزهای اول ایجاد این مسییر ، سخت است چون مسیری است که پا نخورده و هموار نشده است

نیازمند این است که مشقت قدمهای اولیه را تحمل کنیم که تا مسیر را شکل دهیم  و مسیر عصبی شکل پیدا کند و پیمودن آن سهل و آسان گردد

می خواهیم صبحها ورزش کنیم : باید مسیر عصبی ورزش کردن را شکل دهیم 

می خواهیم درآمد ما بیشتر شود : باید مسیر درآمد بیشتر را در ذهن خود ایجاد کنیم

می خواهیم بهتر صحبت کنیم : باید مسیر خوب صحبت کردن را در ذهن خود شکل بدهیم

…..

مسلما واضح و مبرهن است که ایجاد مسیر عصبی در ابتدا سخت است

ولی وقتی مسیر ایجاد شد دیگر در این مسیر قدم برداشتن راحت و سهل است

 جالب است که وقتی مسیر عصبی مثبت شکل گرفت

بدون اینکه خودمان متوجه شویم در مسیر صحیح و درست رفتار می کنیم و خود به یک عادت مثبت تبدیل شده است

 

اقدامک :

اهداف اصلی و مهم خود را بنویسید

بنویسید که چکارهایی باید انجام بدهید تا به اهدافتان برسد

برای آن کارها مسیر عصبی شکل دهید با یک برنامه روزانه و پیگیری مستمر روزانه

 

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

تغییر در زندگی را با تحول اشتباه نگیریم

یکی از شایعترین اشتباهات در زندگیمان این است که تصمیم می گیریم تغییر کنیم و در ذهن ما چیزی که نقش بسته تحول است نه تغییر

انتظار ما این است که صبح که از خواب بلند شدیم :

تمام ایرادات و اشکالات ما حل شود

تمام نقاط ضعف ما تبدیل به نقاط قوت گردد

تمامی خصوصیات مثبتی که همیشه آرزویش را داشتیم در ما بوجود آید

تمامی عادتهای زشت از ما رخت برکند و عادتهای مثبت در ما نهادینه شود

و….

اینها همه نشانه ای از تحول است نه تغییر

تحول سلسله ای از تغییرات است ، ماهیت و اساس را تغییر می دهد در حالیکه تغییر یک وجه یا صفت را مورد هدف خود قرار می دهد

وقتی اینگونه برنامه ریزی می کنیم ذهن ما با این برنامه ریزی همراستا نیست و در برابر اجرای آن مقاومت می کند و به دنبال اولین فرصت می گردد تا در برابر این تغییر ( تحول ) مانعی چیده که از اساس این برنامه را تحت الشعاع قرار دهد

به نظر من باید به صورت کلی تحول را فراموش کرد و اگر تحولی در شخصی هم صورت گرفته ماحصل تغییراتی است که در خود بوجود آورده نه اینکه یکدفعه معجزه ای انجام شده باشد

به طور مثال می گویند فضیل عیاض متحول شد و زندگیش دگرگون شد

بنده می گویم اگر به تغییرات قبل او نیز دقت کنیم می بینیم در راستای آمادگی که برای خود ایجاد کرده بود فضیل عیاض تغییر بزرگ کرد

می گویند فضیل عیاض راهزنی بود که اسمش رعشه بر اندام همگان می انداخت و کسی یارای مقاومت با او را نداشت ، روزی دختری را دید که چهره ای زیبا داشت دو تن از نوکران خود را دستور داد تا او را تعقیب کنند تا  خانه او را پیدا کنند

شب هنگام قصد دختر را کرد با گروهش به سمت خانه ی دختر رفت تا آمد از دیوار خانه بالا برود صدای آیه ای از قرآن را شنید که کسی می خواند :

الم یاءن للّذین آمنوا اَن تخشع قلوبهم لذکر اللّه .

آیا وقت آن نرسیده که قلب مؤمنان خاضع و خاشع گردد بذکر خدا (دیگر دست از گناه بردارند و بیاد خدا باشند)

فضیل با شنیدن همین آیه منقلب و متحول شد و راه رستگاری در پیش گرفت و جز اولیا خدا شد به گونه ای که حتی روایت داریم که خاک در دستش طلا می شد

بنده برای اثبات استدلالم داستانی از فضیل تعریف می کنم که متوجه قدرت آمادگی فضیل شده باشید تا نگاهمان را نسبت به تحول نیز تغییر دهیم :

گویند یکی از مهمترین ترفندهای راهزنی فضیل این بود که در گردنه های مخفی می شد و راه را بر کاروانها می بست و کاروانها را غارت می کرد

شبی گروه فضیل بر کاروانی حمله می کنند تاجر ثروتمندی که متوجه حمله فضیل می شود از کاروان جدا شده و به سمت کوه می رود تا کیسه هزار درهمی خود را از شر راهزنان ایمن کند پشت کوه چادری را میبیند که مردی درون آن است وارد چادر می شود و به آن مرد می گوید که دزدان به کاروان او حمله کرده اند و او نیز بدین جا فرار کرده است از او خواهش می کند که این کیسه هزار درهمی را به امانت داشته باشد تا وقتی دزدان رفتند به او برگرداند، مرد قبول می کند

تاجر بعد از دادن کیسه دوباره به صورت مخفی به کاروان برمی گردد که دزدان او را تنها در بیابان پیدا نکنند و به او شک نکنند

بعد از غارت دزدها ، تاجر دوباره به چادر برمیگردد می بیند تمام دزدان دور همان مردی که به او اعتماد کرده بود نشسته اند و آن مرد دارد اموال غارت شده را میان دزدان تقسیم می کند

تاجر با دیدن این صحنه دادی می زند که همگان متوجه او میشوند ، آن مردی که تاجر به او اعتماد کرده بود فضیل عیاض بود سریع رو به تاجر می کند و می گوید بیا وکیسه خود را بردار ، تاجر بهت زده به سمت فضیل می رود و کیسه خود را از او می گیرد

دزدان که می بینند فضیل کیسه درهمی به این بزرگی را به تاجر بازگرداند به او اعتراض می کنند که ما تمام کاروان را غارت کردیم بیش از ده درهم پیدا نکردیم و بعد تو کیسه بزرگ درهم را به او باز می گردانی ؟

فضیل می گوید : این فرد به من اعتماد کرده بود و کیسه را پیش من به امانت گذاشته بود و رسم اعتماد و امانت داری جز این نیست

بنابراین اگر تحولی را نیز می بینیم باید قبل آن را نیز مد نظر قرار دهیم که فرد در خود چه آمادگیها و تغییراتی را ایجاد کرده و ما نیز برای همین باید به دنبال تغییرات باشیم تا در نهایت تحول یا تغییر بزرگ ایجاد شود

حال اگر نگاه ما تغییر باشد و تغییر خود را معطوف به یک وجه یا صفت کنیم و آن تغییر را نیز خرد کرده و به تغییرات کوچک تقسیم بندی کنیم ، ذهن با آن همراستا شده و تغییر در دسترس و امکان پذیر خواهد شد.

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

خلاصه الگوی تغییر

ما در الگوی تغییر ، الگویی را شرح دادیم که تغییر را به نتیجه و مقصد می‌رساند و به‌صورت خیلی بارز و مشخصی تسهیل گر و یاری‌رسان مقوله‌ی سخت تغییر می‌گردد .

باوجود الگوی توانمند تغییر ، فقط کافی است تا ما تصمیم قاطع بگیریم و همت و پشتکار داشته باشیم تا بر اساس الگوی تغییر به نتیجه موردنظرمان دست پیدا کنیم .

با تشریح مثال الگوی تغییر ترک اعتیاد به موبایل ، الگوی تغییر را مرور می‌کنیم :

مواقعی بوده که ما موبایل را فراموش کردیم و حواس ما به چیز دیگری بوده و از موبایل غافل شده‌ایم ( مثلاً صحبت با دیگران یا مطالعه رمان) همین کارها در اولویت خود قرار دهیم.

نشان دادن حرکات مهم:

تعیین چند حرکت مهم  همانند قانون ده دقیقه : فقط ده دقیقه از موبایلم استفاده می‌کنم یا در جمع مهمانی یا خانوادگی حق استفاده از موبایل را ندارم یا در موقع خوردن شام ، میوه و یا تماشای سریال استفاده از موبایل ممنوع!

نگاه و توجه به الگوها : افراد موفق آشنا و الگو به‌هیچ‌وجه بیش‌ازحد از موبایل استفاده نمی‌کنند (توجه به الگوی مثبت) و درعین‌حال این استفاده بیش‌ازحد به می‌تواند به زندگی من ضربه بزند ( توجه به الگوهای منفی و ناموفق)

از کسی که دوستش داریم ( همسر یا دوست یا مادر ) بخواهیم که استفاده بیش‌ازحد موبایل را به ما متذکر شود

تفکر درباره اینکه استفاده کمتر از موبایل چه اندازه می‌تواند ارتباط بهتری را با فرد موردعلاقه‌مان شکل دهد یا وقت بیشتری که می‌توانیم برای فرد یا کار موردعلاقه خود اختصاص دهیم

امروز فقط ده دقیقه کمتر از شب‌های دیگر (قبل از خواب )را به چک کردن موبایل اختصاص می‌دهم.

فردا صبح اول صبحانه می‌خورم بعد موبایلم را چک می‌کنم

ز نزدیکان خود بخواهید که شما را تشویق کنند تا از موبایل خود کمتر استفاده کنید و به یاد داشته باشید که اگر هم اشتباه کردید و بیشتر از حد مقرر از موبایل استفاده کردید اشکال ندارد و مهم این است که به تغییرتان ادامه بدهید.

ما در الگوی تغییر ، الگویی را شرح دادیم که تغییر را به نتیجه و مقصد می‌رساند و به‌صورت خیلی بارز و مشخصی تسهیل گر و یاری‌رسان مقوله‌ی سخت تغییر می‌گردد .

باوجود الگوی توانمند تغییر ، فقط کافی است تا ما تصمیم قاطع بگیریم و همت و پشتکار داشته باشیم تا بر اساس الگوی تغییر به نتیجه موردنظرمان دست پیدا کنیم .

با تشریح مثال الگوی تغییر ترک اعتیاد به موبایل ، الگوی تغییر را مرور می‌کنیم :

  • باید فیل‌سوار ( بخش منطقی مغز ) را هدایت کرد :

یافتن نقاط روشن :

مواقعی بوده که ما موبایل را فراموش کردیم و حواس ما به چیز دیگری بوده و از موبایل غافل شده‌ایم ( مثلاً صحبت با دیگران یا مطالعه رمان) همین کارها در اولویت خود قرار دهیم.

نشان دادن حرکات مهم:

تعیین چند حرکت مهم  همانند قانون ده دقیقه : فقط ده دقیقه از موبایلم استفاده می‌کنم یا در جمع مهمانی یا خانوادگی حق استفاده از موبایل را ندارم یا در موقع خوردن شام ، میوه و یا تماشای سریال استفاده از موبایل ممنوع!

اشاره به مقصد :

نگاه و توجه به الگوها : افراد موفق آشنا و الگو به‌هیچ‌وجه بیش‌ازحد از موبایل استفاده نمی‌کنند (توجه به الگوی مثبت) و درعین‌حال این استفاده بیش‌ازحد به می‌تواند به زندگی من ضربه بزند ( توجه به الگوهای منفی و ناموفق)

  • باید به فیل انگیزه لازم را داد:

تغییر را احساسی کنیم:

از کسی که دوستش داریم ( همسر یا دوست یا مادر ) بخواهیم که استفاده بیش‌ازحد موبایل را به ما متذکر شود

تفکر درباره اینکه استفاده کمتر از موبایل چه اندازه می‌تواند ارتباط بهتری را با فرد موردعلاقه‌مان شکل دهد یا وقت بیشتری که می‌توانیم برای فرد یا کار موردعلاقه خود اختصاص دهیم

تغییر را کوچک کنیم:

امروز فقط ده دقیقه کمتر از شب‌های دیگر (قبل از خواب )را به چک کردن موبایل اختصاص می‌دهم.

فردا صبح اول صبحانه می‌خورم بعد موبایلم را چک می‌کنم

ایجاد ذهنیت رشد و دیده شدن:

از نزدیکان خود بخواهید که شما را تشویق کنند تا از موبایل خود کمتر استفاده کنید و به یاد داشته باشید که اگر هم اشتباه کردید و بیشتر از حد مقرر از موبایل استفاده کردید اشکال ندارد و مهم این است که به تغییرتان ادامه بدهید.

  • ایجاد مسیر:

تغییر محیط یا موقعیت:

موبایل خود را در فاصله‌ای قرار بدهیم که دسترسی به آن آسان نباشد

تمامی زنگ‌های هشداردهنده یا پیش‌نمایش به‌غیراز زنگ‌های مهم را قطع کنیم

اینترنت گوشی را فقط در موارد محدود یا خاص وصل می‌کنم

ایجاد عادت :

از محرک عمل بهره برده و شروط زمانی و مکانی دقیقی تعیین کنید: امشب بعد از شام فقط ۱۰ دقیقه موبایلم را چک می‌کنم و حق ورود به هیچ گروه شبکه مجازی را ندارم یا فقط به پیغام‌ها و پیام‌های شخصی پاسخ می‌دهم.

هدایت گروهی:

با افرادی معاشرت کنید که نسبت به موبایل تعلق‌خاطر ندارند و وقت خود را صرف امور دیگری همچون ورزش ، صحبت ، مطالعه و آموزش می‌کنند و از آن‌ها بخواهید که شما را در این تغییر کمک کنند .

در این مثال (ترک اعتیاد به موبایل) سعی کردیم که الگوی تغییر را به‌صورت کامل شرح دهیم وگرنه برای هر تغییری ،  انجام تمام اجزای الگوی تغییر لازم نیست و بعضی از این اجزا از ضرورت بالایی برخوردار نیستند .

بنابراین مهم است که با توجه به تغییر مدنظرمان به الگوی تغییر فکر کنیم و هر یک از اجزاء که ضرورت بالاتری دارد را در اولویت و اهمیت بالاتری قرار بدهیم

به‌طور مثال در همین تغییر ترک اعتیاد به موبایل َ، کوچک کردن تغییر و تغییر محیط و موقعیت می‌تواند از اهمیت بالاتری نزد دیگر اجزا برخوردار باشد.

olgoo

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

شرط گذاری و مراقبت

شرط‌گذاری

مشکل بامشاد عصبانی شدن بود ، او وقتی از یک‌چیزی یا کسی ناراحت می‌شد ، بدجوری عصبانی می‌شد به‌طوری‌که نمی‌توانست عصبانیتش را کنترل کند، پس‌ به‌محض عصبانیت کاری می‌کرد یا چیزی می‌گفت که خودش بیشتر از همه از این کارش یا گفته‌اش ناراحت می‌شد

بنابراین تصمیم گرفت تغییر کند و عصبانیتش را کنترل کند.

بامشاد می‌دانست که باید تغییر را کوچک کند و شرط‌گذاری کند ، او شرط کرد که :

اگر عصبانی شد تا ۲ دقیقه هیچ کاری نکند یا چیزی نگوید.

هر شب بامشاد ۵ دقیقه قبل از خواب در ذهنش بررسی می‌کرد که توانسته به این شرطش عمل کند ، وقتی به این نتیجه رسید که در روزهای متوالی توانسته موفق شود ، شرط خود را تغییر داد و زمان انجام عکس‌العمل را به ۵ دقیقه افزایش داد

بعد از مدتی بامشاد دید که دیگر می‌تواند عصبانیت لحظه‌ای خود را کنترل کند .

ما شرط تعیین می‌کنیم و روزانه از خودمان آن شرط را مطالبه می‌کنیم تا وقتی‌که حس کنیم دیگر آن تغییر برای ما تبدیل به عادت شده است ، بعدازآن دیگر نیازی به مطالبه هرروزه نیست و می‌توانیم در فواصل زمانی بیشتری همانند هفته‌ای یک‌بار آن شرط را از خودمان پیگیری کنیم .

شرطی شدن بر اساس مدل روزانه می‌تواند ما را به‌گونه‌ای تغییر دهد که بعد از مدت‌زمانی ، اصلاً نمی‌توانیم برخلاف شرط خود عمل کنیم

بامشاد داشت رانندگی می‌کرد که یک‌دفعه ماشین عقبی با سرعت نسبتاً بالایی به ماشین او زد ، بامشاد با خونسردی از ماشین پیاده شد راننده ماشین عقبی پسربچه‌ای بود که عجیب خودش رو باخته بود ، بامشاد برگشت به سمت ماشین خودش و از بطری آب‌معدنی یک لیوان آب برای آن پسربچه ریخت و گفت : بیا این لیوان آب را بخور  ، نگران هم نباش چیزی نشده که به خاطرش این‌جوری هول کرده‌ای !

بامشاد شب که داشت در ذهنش ،عملکرد روزانه خود را مرور می‌کرد به‌مرور تصادف که رسید خودش در تعجب مانده بود که حتی اون لحظه‌ای که ماشین عقبی با سرعت به ماشین او زد ، او خیلی کم عصبانی شده بود و بدون اینکه خودش متوجه شود عصبانیتش را کنترل کرده بود .

یا در تغییر دیگر بامشاد تصمیم می‌گیرد تمیز و مرتب و منظم بشود بنابراین تغییر را کوچک می‌کند و با خودش شرط می‌کند که هر دو روز یک‌بار ریش خود را اصلاح نماید . یک ماه از این شرط‌گذاری می‌گذرد و بامشاد به این قضیه عادت می‌کند  ، حالا برعکس شده بود و اگر یک روز ریش زدن بامشاد دیر می‌شد آن‌قدر احساس بدی داشت که هر جوری بود باید کاری می‌کرد تا بتواند در اولین فرصت ممکن ، اصلاح کند

مراقبه و اصل مراقبت

اصل مراقبت به ما می‌گوید که ما باید هرروز از شرطی که کردیم مراقبت کنیم تا به نتیجه برسد .

اما نکته بسیار مهم اصل مراقبت این است که اگر حالا ما اشتباه کردیم و شرط خود را فراموش کردیم یا به هر دلیلی نتوانستیم درست عمل کنیم، نباید مأیوس بشویم و صورت‌مسئله تغییر را پاک‌کنیم بلکه باید از همان لحظه اشتباه، دوباره شروط خود را رعایت کنیم .

یعنی وقتی‌که اشتباه کردیم باید به اصل مراقبت پایبند باشیم و فریب مخالفت مغز را نخوریم که به ما این‌گونه تلقین می‌کند که دیدی نتوانستی پس تغییر را فراموش کن.

من زمانی که ۱۴ کیلو اضافه‌وزن داشتم ، می‌خواستم هر جوری هست لاغر کنم پس تغییر را کوچک کردم و با خودم شرط کردم که هر نوع خوراکی که  برای درست کردن آن،  از شکر زیادی استفاده‌شده است را نمی‌خورم .

همین‌که تصمیم گرفتم بر اساس اصل مقاومت ، مقاومت اول جلوی روی من قرار گرفت ،اون هم‌زمانی بود که خواستم با خانمم  صبحانه بخوریم همسرم یک‌کاسه مربا سر سفره آورد ، تا من اومدم که بهش بگم:  من مربا نمی‌خورم ، زحمت نکش و مربا سر صبحانه نیار ! رو کرد و به من گفت : از این مربا بخور که دست‌پخت خودم هستش ، ببین چی کارکردم !

من که می‌دونستم اگر نخورم همسرم خیلی ناراحت می‌شه  بنابراین مجبور شدم بیشتر از همیشه از مربا بخورم .

با خودم گفتم : دیدی نشد که لاغر کنم ، قصدم جدی بود ولی بدشانسی آوردم

همین یک اشتباه باعث شد که من آن زمان به‌طورکلی تغییر لاغری را از ذهن خودم پاک‌کنم  ، درحالی‌که اصل مهم مراقبت به ما این را می‌گوید که اگر سهوی یا عمدی اشتباه کردی، اشکال ندارد و به برنامه تغییر خودت ادامه بده تا به نتیجه مطلوب  دست پیدا کنی .

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

فرمول و نقشه راه تغییر

فرمول تغییر

 

  1. شک دارم و برای شروع تغییر بهانه‌های مختلف می‌آورم بنابراین مراحل قبل از تغییر را در ذهنم مرور می‌کنم (انکار – انزجار – معامله – پذیرش بدون عمل – تصمیم برای تغییر)
  2. تغییر را از همین الآن شروع می‌کنم ( عدم تعویق )
  3. تغییر را کوچک و خرد می‌کنم (کوچک‌سازی تغییر)
  4. همین تغییر کوچک را به‌صورت مستمر انجام می‌دهم ( اصل اثر مرکب )
  5. خودم را برای روبرو شدن با مقاومت‌ها آماده می‌کنم (اصل مقاومت )
  6. برای تغییرم یک جایگزین تعیین می‌کنم ( جایگزین )
  7. برای تغییرم یک الگو در نظر می‌گیرم( الگوسازی)
  8. برای تغییر کوچک یا جایگزین ، شرط‌گذاری می‌کنم (شرط‌گذاری )
  9. از تغییرات کوچکم مراقبت می‌کنم( اصل مراقبت )

هر شب از خودم حساب‌وکتاب تغییر را(طبق جدول عادت سازی) می‌خواهم ( حساب‌وکتاب)

 

%d9%86%d9%82%d8%b4%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید