چرا تغيير سخت است

چرا تغییر سخت است ؟ ( چرا ترک عادت سخت است ؟ )

چرا تغییر سخت است ؟

چرا ترک عادت بد سخت است ؟

چرا ایجاد عادت خوب سخت است ؟

 

دلیل سخت بودن تغییر

ماهیت مغز انسان به گونه ای طراحی شده است که کمترین انرژی را مصرف کند

دلیل این قضیه ،  این است که مغز برای خود رسالت و هدفی دارد

هدف و رسالت مغز : زنده نگه داشتن و حفظ بقای انسان می باشد

برای حفظ بقای انسان هم بهترین راه این است که کمترین انرژی را مصرف کند

تا بیشترین طول عمر برای انسان رقم بخورد

چرا تغییر سخت است

دکمه روی یخچال :

یخچالهای جدید ، یک دکمه دارند به نام Energy Saver

در کاتالوگ یخچالها نوشته شده است که وقتی می خواهید مسافرت می روید این دکمه را فشار دهید

این دکمه باعث می شود که سیستم یخچال در مینیمم حالت ممکن کارکرد قرار بگیرد

موتور یخچال کمتر روشن و خاموش شود و درب یخچال هم باز و بسته نشود

همین دکمه باعث می شود عمر یخچال بیشتر شود

مغز انسان نیز دوست دارد همانند این دکمه یخچال باشد

یعنی در مینیمم حالت ممکن و کمتر مورد استفاده قرار گیرد

در حالیکه تغییر و ترک عادت بیشترین استفاده را از مغز می کشد

چون از مغز انتظار دارد که خودش را با شرایط جدید تغییر و ترک عادت هماهنگ کند

همانند این می ماند که شما یک مهمانی بزرگ در خانه دارید و مدام درب یخچال را باز و بسته می کنید

و به صورت مستمر موتور یخچال خاموش و روشن می شود

اگر این مهمانیها ادامه داشته باشد به صورت قطعی از عمر یخچال می کاهد

چرا تغییر سخت است

به همین دلیل است که مغز با هر نوع تغییر و ترک عادتی مخالف است

چون تغییر و ترک عادت میخواهند از مغز کار بکشند

و مغز دوست ندارد که انرژی مصرف کند

این دلیل باعث می شود که بفهمیمم چرا تغییر سخت است

 

شنا کردن خلاف جریان آب

این تعبیر و مثال می تواند به بهترین شکل ممکن تغییر و ترک عادت را برساند و می تواند در ذهن ما ترسیم کند که چرا

تغییر سخت است ؟

تغییر و ترک عادت شنا کردن خلاف جریان آب است

شنا کردن خلاف آب سختی خاص خود را دارد

قدرت و همت بیشتری می خواهد

همانگونه که در این عکس می بینید ، جریان آب تولید شده توسط پمپ آب شناگر را به سمت مخالف هول می دهد

چرا تغییر سخت است

و شناگر مجبور می شود بیشترین نیرو را مصرف کند تا به جلو برود

 در مورد تغییر و ترک عادت هم همینگونه است :

جریان آب توسط مغز بوجود می آید

چرا تغییر سخت است

به طور مثال در مورد لاغر شدن :

من تصمیم می گیرم لاغر کنم و در مقابلم یک دفعه یک جعبه شیرینی خامه ای قرار می گیرد که مورد علاقه من است

جریان آب توسط مغز بوجود می آید که :

حالا این شیرینی ها را بخور ، بعدش لاغر می کنی سر فرصت

یا از شنبه لاغر می کنیم !

کی گفته که با شیرینی آدم چاق میشه ؟

فلانی را میشناسی همه چیز می خوره ولی چاق هم نمیشه

ما ژنمون از اول اینجوری بوده ! آب هم بخوریم چاق میشیم

و ده ها بهانه دیگر که بتوانیم به یکی از آنها متوسل بشیم تا شیرینی را بخوریم

حالا اگر بخواهیم به تغییر و ترک عادت خودمان پایبند باشیم باید خلاف جریان آب شنا کنیم

اینجاست که کار سخت می شود و دلیل می شود که چرا تغییر سخت است

اجازه بدهید مثال دیگری بزنم :

عادت مطالعه کردن

من می خواهم از این به بعد ، در روز یک ساعت مطالعه کنم

تا تصمیم می گیرم مغز می بیند از این به بعد باید حسابی کار کند و انرژی مصرف کند

بنابراین شروع می کند به ایجاد جریان آب تا شنا کردن برای ما سخت شود :

من هزار تا کار دارم دیگر وقت مطالعه ندارم

آخه من میام خیلی خسته ام دیگر مغزم کار نمی کند که بخوام مطالعه کنم

امروز که باید برم فلان جا ، از شنبه مطالعه می کنم

حالا من که دارم مطالب تلگرام را مطالعه می کنم دیگه نیاز به مطالعه کتاب نیستش

و …

این ها نمونه ای است از جریان آب ایجاد شده توسط مغز که میخواهد نیروی شنای شما را کم کند و نگذارد شما به فکر تغییر و ترک عادت بیفتید

 

چرا تغییر سخت است

نتیجه گیری :

دلیل اینکه تغییر سخت است را باید در ماهیت مغز انسان جستجو کرد

مغز انسان می خواهد با کمترین انرژی ممکن ، باعث حفظ بقای انسان شود

و تغییر و ترک عادت بیشترین انرژی را از مغز می کشد

بنابراین مغز با ایجاد بهانه ها  و دلایل مختلف با تغییر مخالفت می کند

 

اقدامک :

تغییر یا ترک عادتی که مدنظرتان است را بنویسید

و به این فکر کنید که برای شما چرا تغییر سخت بوده است ؟

به بهانه هایی که مغز ایجاد کرده فکر کنید

و این دفعه با شناخت نسبت به بهانه های مغز ، نگذارید که مغز این دفعه پیروز شود

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *