عادت

عادت چیست ؟

عادت :

هر کاری که بدون فکر و برنامه ریزی انجام شود

یعنی اگر فکر کردی و کاری کردی دیگر عادت نیست

 

اول از شما می خواهم که :

به امروز و کارهایی که تا این لحظه کرده اید فکر کنید و ببینید چقدر از کارهای شما با برنامه ریزی بوده است ؟

به همه چیز فکر کنید !

 

می دانید نفس کشیدن ، راه رفتن کوچکترین عادت شماست که بدون هیچ برنامه ریزی انجام می شود

نوع نشستن ، نوع خوابیدن ، نوع حرف زدن ، طرز راه رفتن شما از عادات شماست

تا حالا فکر کرده اید که چگونه نفس بکشم ؟

تا حالا برنامه ریزی کردید که چگونه راه بروم ؟

این یعنی عادت

 

اگر خوب فکر کرده باشید می بینید که ۹۰ درصد و شاید هم بیشتر کارها و عملهای ما در روز عادت می باشد

و متوجه می شوید اینکه می گویند :

(انسان چیزی جز عادتهایش نیست ) اغراق نشده است

به قول ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم

 

حال این عادتها که این اندازه مهم هستند از کجا بوجود آمده اند :

از یک کار یا عمل کوچک ولی به صورت تکراری و مستمر در طول زمان

عادت ها در طول زمان پرورش می یابد و ما را شرطی می کنند که براساس آنها رفتار کنیم

 

فرآیند عادت :

 

می خواهم شما را با مدل و فرآیند عادت آشنا کنم

 

زمین برفی را در نظر بگیرید که شما اولین نفری هستید که می خواهید در آن قدم بزنید

زمین خاکی و ناهمواری را فرض کنید که شما اولین نفری هستید که با ماشین می خواهید از آن عبور کنید

چقدر سخت و دشوار است ؟ چه نیرویی می برد ؟ زمان بر و طولانی است ؟

عادت

حال در نظر بگیرید که افراد زیادی از آن زمین برفی گذشتند طوری که برف زیر پا سفت شده و یک راه مطمئن و ایمن ایجاد شده است

یا از آن راه خاکی ماشینهای بیشماری گذشته ، آسفالت شده و تبدیل به اتوبانی بزرگ شده است

عادت

حال باز هم گذشتن از آن سخت است یا کاری آسان شده که با کمترین زمان و نیرو امکان پذیر است ؟

داستان عادت در مغز هم همینگونه است

نورون های مغزی برای یک کار خاص ابتدا در مغز سخت جابجا می شدند ولی بعد از مدتی آن اندازه این مسیر را تکرار کرده اند که تا شما تصمیم به انجام آن کار خاص می گیری بدون اینکه لحظه ای به آن فکر کنی نورونها همان مسیر را رفته اند چون مسیر برایشان هموار و اتوبان شده است

عادت

ابتدا کاری که می خواستیم انجام بدهیم سخت بود ، فکر و برنامه می خواست ، زمان بر بود ولی بعد آسان و سهل و کوتاه شده است چرا؟

چون تبدیل به عادت شده است

 

بهترین مثال : رانندگی است

اگر روزهای اولی که می خواستید خودتان یا اطرافیان شما رانندگی کنند را به یاد آورید

یادتان می آید که چقدر رانندگی در ابتدا تمرکز می خواست و حداقل آسان نبود

عادت

باید دقت می کردید که چه جوری همزمان کلاج را بالا بیاورید و گاز را فشار دهید تا ماشین حرکت کند ؟ چه جوری و چه موقعی دنده عوض کنم ؟ فرمون رو چه جوری دستم بگیرم و …

حالا بعد از یک مدت مثلا شش ماه دیگر به تنها چیزی که فکر نمی کنید  خود رانندگی است

چرا ؟

چون تبدیل به عادت شده است

آشپزی کردن هم برای خیلیها تبدیل به عادت می شود دیگر حتی مقدار نمک و ادویه جات را محاسبه نمی کند و بر طبق عادت می ریزد

 

این است داستان اهمیت عادت

 

اقدامک :

شما هم زمانی را به این موضوع فکر کنید که چه اندازه یا چند درصد کارهای شما برنامه ریزی شده است یا از روی عادت انجام می شود

با این محاسبه حدودی به اهمیت عادت در سرنوشت و زندگی خودتان پی می برید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
26 پاسخ
  1. علی فلاح پور
    علی فلاح پور گفته:

    در حین خواندن مقاله تون داشتم به این فکر میکردم که خوب همه اینها درست ولی چکار باید کرد که به قسمت اقدامک رسیدم و دیدم برخلاف بسیاری از مقاله ها و سایتها ، شما به توضیح واضحات نمیپردازید و راهکار عملی هم ارائه میدهید.
    خیلی مفید بود و استفاده کردم.
    ممنونم

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *