تکنیک تغییر باور

راههای تغییر باور

چگونه باورهایم را تغییر دهم؟

 

تکنیک تغییر باور

مرگ و تشییع جنازه دشمن

یک روز در تابلو اعلانات اداره ای ، اعلایه ای نصب شده بود که :

دشمن شما و کسی که مانع پیشرفت شما می شد ، دیروز درگذشت

شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم .

این اطلاعیه باعث کنجکاوی کارمندان و ایجاد هیاهو و صحبت های طولانی میان آنها شد

هر کسی به کسی حدس  می زد ، نام خیلی از کارمندانی که الان درآن اداره نبودند به زبان می آمد ولی کسی به درستی نمی دانست که این دشمن چه کسی است ؟

همین کنجکاوی باعث شد تمامی کارمندان حتی قبل از ساعت ۱۰ در سالن اجتماعات حضور پیدا کنند

تکنیک تغییر باور

کارمندان در صفی قرار گرفتند تا یکی یکی از نزدیک تابوت دشمن عبور کنند و او را ببینند  

هر کس که به تابوت می رسید و به درون آن یک نگاه می انداخت ، خشکش می شد و زبانش بند می آمد

آینه ایی درون تابوت قرار داده شده بود که هر کسی که نوبتش می شد عکس خودش را درون او می دید

برگه ای هم بعد به او می دادند که نوشته بود :

 تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود

و او هم کسی نیست جز خود شما.

شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی تان را تغییر دهید

تنها کسی که مانع پیشرفت و دشمن شماست : فقط و فقط شما هستید

زندگی شما تنها فقط وقتی تغییر می کند که شما تغییر کنید

 باورهای خود را تغییر دهید تا پیشرفت کنید

تکنیک تغییر باور

 

تکنیک اول (تکنیک تغییر باور) :

خودمان را تغییر دهیم و باور داشته باشیم که دیگران ،  نتیجه تغییر ما را تعیین نمی کنند

خیلی از مواقع که می خواهیم تغییر کنیم بهانه ای پیدا میکنیم به نام دیگران

همه را مقصر می دانیم به غیر از خودمان

تکنیک تغییر باور

مثال : می خواهم ورزش کنم

بهانه می آورم که خانواده ام و کارم وقتم را می گیرند ، دیگر وقتی ندارم که ورزش کنم

ولی اگر این بهانه را کنار بگذارم می بینم که کافی است روزی ده دقیقه زودتر بیدار شوم و ورزش کنم

 

برای تغییر باور اولین کار این است که این بهانه را از خودمان دور کنیم

تا زمانی که دیگران را مقصر عدم تغییر و پیشرفت خودمان بدانیم هیچ تغییری نخواهیم کرد

پس مسئول صد در صد تغییر ، خودمان هستیم

تکنیک تغییر باور

یادمان باشد وقتی به کسی اشاره می کنیم و او را مقصر قلمداد می کنیم

یک انگشت به سمت اوست و سه انگشت به سمت خودمان هست

 

 

تکنیک دوم (تکنیک تغییر باور) :

 

من برای تغییر حاضرم هزینه های تغییر را پرداخت می کنم

در این عالم برای بدست آوردن هر چیز باید هزینه اش هم پرداخت شود

شما اگر چیزی بدست می آورید یا پول یا وقت یا سلامتی یا هر چیز دیگری برای آن پرداخت کرده اید

تغییر نیز همین گونه است باید برای پرداخت هزینه هاش خودمون را آماده کنیم

وقتی می خواهیم تغییر کنیم راحت نیست

باید سختی بکشیم

باید خیلی جاها جلوی خودمون رو بگیریم

تکنیک تغییر باور

مثال : می خواهم لاغر کنم

باید جلوی شکمم را بگیرم و هر چیزی را نخورم

به کالری توجه کنم ، ورزش کنم

تکنیک تغییر باور

مثال : می خواهم مطالعه کنم

خیلی وقتها شاید خسته باشیم ولی باید زمان و نیروی خودم را صرف مطالعه کنم می توانم سریال ببینم یا موبایلم را چک کنم ولی مطالعه می کنم

 

تکنیک سوم (تکنیک تغییر باور) :

من برای تغییر ، آمادگی لازم را بدست می آورم و از زمانی که تصمیم به تغییر گرفتم از تغییرم مواظبت و مراقبت می کنم

خودم را برای تغییر آماده می کنم

یعنی با خودم عهد می کنم که به تغییر دست پیدا میکنم و

خودم را مجسم می کنم به زمانی که به این تغییر دست پیدا میکنم

و زمانی که تغییرم را شروع کردم ( البته بهترین لحظه همین لحظه است که شما دارید این مقاله را مطالعه می کنید)

از تغییرم محافظت می کنم که به نتیجه برسد

تکنیک تغییر باور

مثال : می خواهم خوش تیپ بشوم

برای همین مواظب هستم :

که لباسم چروک نباشد ، تمییز باشد

ادکلن و عطر فراموشم نشود ، کفشم واکس داشته باشد

تکنیک تغییر باور

مثال : می خواهم با همسرم رابطه ام را بهبود دهم

برای همین مواظب هستم که :

وقتی برای صحبت کردن با همسرم اختصاص دهم

مواظب صحبت کردنم با او باشم ، برایش غذا یا کادوی مورد علاقه اش را تهیه کنم

 

تکنیک چهارم (تکنیک تغییر باور) :

محیط را برای تغییرم فراهم کنم

محیط و اطرافیان هر چند در نتیجه تغییر تعیین کننده نیستند ولی تأثیرگزار هستند

بنابراین برای اینکه بتوانم تغییر را زودتر به نتیجه برسانیم در محیط هایی حضور پیدا می کنیم که در راستای تغییرم باشد

یا محیط را به گونه ای شکل می دهیم که در راستای تغییر ما باشد

یا اطرافیانی را در نزدیک خودمان انتخاب می کنیم که ما را در تغییراتمان کمک کنند نه اینکه برعکس آن رفتار کنند

تکنیک تغییر باور

مثال : من می خواهم دیگر حرف رکیک نزنم

ارتباطم را با بعضی از دوستانم که مدام حرف رکیک می زنند قطع یا کم می کنم

دوستان دیگری را انتخاب می کنم که به هیچ وجه حرف رکیک که نمی زنند بلکه موضوعات خوبی برای صحبت کردن دارند

تکنیک تغییر باور

مثال :من می خواهم نگاه انتقادی و منفی خودم را کم و بعد از مدتی صفر کنم

ارتباطم را با افرادی که مدام انتقاد می کنند را کم و یا قطع می کنم

با دوستانی معاشرت می کنم که نگاهی مثبت به همه چیز دارند

و یا در جلسه ها یا همایشهایی شرکت می کنم که ترویج دهنده نگاه مثبت به زندگی می باشد

در نهایت به موسیقیهای شاد و پر انرژی به جای موسیقیهای حاوی انرژی منفی گوش می کنم

تکنیک پنجم (تکنیک تغییر باور) :

برای هر تغییر ، جایگزین مناسب و دقیق انتخاب می کنم که قابلیت اجرا داشته باشد

برای تغییر خودمان جایگزین انتخاب می کنم که بدانیم باید چکار انجام دهیم

نکته مهم  این است که این جایگزین دقیق باشد و قابلیت اجرا داشته باشد

تکنیک تغییر باور

مثال :من می خواهم سیگار را ترک کنم

حال من هر وقت که بیکارم یا عصبانی هستم حتما باید سیگار بکشم

سیگار فیلتر پلاس را به عنوان اولین مرحله ترک سیگار انتخاب می کنم چون می دانم ترک سیگار برایم به صورت یکدفعه ای امکانش کم است

یا تعداد ۳۰ عدد در روز را می رسانم به ۲۹ ، روز بعد به ۲۸ و همینگونه ادامه می دهم تا به تعداد خیلی کم برسد که قابلیت ترک داشته باشد

یا برای زمان های بیکاری برنامه ای می چینم همانند ورزش ، مطالعه ، حل جدول ، شطرنج ، بازی موبایل …

برای زمان عصبانیت هم همینگونه : دیدن فیلم یا صحبت با همسر یا دوست ، رفتن به سینما …

پیشنهاد :

برای اینکه با تغییر و باور تغییر ، بیشتر آشنا شوید به شما پیشنهاد می کنم که حتما مقاله زیر را مطالعه کنید