دست خودم نیست ولی شوخی زیاد می کنم

یکبار تو یک موقعیتی شوخی کردم که

همونجا می خواستم زمین دهان باز بکنه و  من رو قورت بده

همسرم میگه تو اگه شوخی نکنی می میری !

دوست دارم شوخی کنم و طناز باشم همین باعث میشه که شوخی زیاد بکنم

مهمونی که میشه قبلش همه به من تذکر می دهند که مواظب شوخیهات باش و شوخی زیاد نکن

بعد از مهمونی همسرم به من سرکوفت می زنه  که بازهم شوخی زیاد کردی

قصد دارم از این به بعد شوخیهام رو کم کنم

تا هم مزه بیشتری داشته باشه و هم به بهانه های مختلف دیگران از من ناراحت نشند

شاید برای ما هم این موقعیت بوجود آمده که با خودمون عهد کردیم :

شوخیهامون رو کم کنیم و یک مدل جدید برای شوخیهامون انتخاب کنیم

این موضوعی است که در این مقاله می خواهیم به آن بپردازیم

بهترین کار برای این بررسی این است :

که این تغییر یا ترک عادت شوخی کردن زیاد یا نامناسب

را با الگوی تغییر و ترک عادت مورد بررسی قرار دهیم

تا تغییرمان کاملا مفهوم و قابل اجرا بشه

نکته مهم :

در ابتدا این نکته را گوشزد کنم

که نیازی نیست تمام اجزای الگوی تغییر را در مورد ترک عادت شوخی زیاد و نامناسب بکار ببریم

بلکه ممکن است یک جزء از این الگو را جدی بگیریم

و همان  یک جزء باعث شود تا ما این مشکل خود را حل نماییم

۱– هدایت مغز

( باید با خودمان خلوت کنیم و ببینیم چه مواقعی ما درست و مناسب شوخی کردیم تا از همان الگوبرداری کنیم که شوخی زیاد نکنیم)

برای این منظور سه راهکار را باید اجرایی نمود

 

یافتن نقاط روشن :

مواقعی بوده که ما درست شوخی کردیم و مناسب

قبلش فکر کردیم و موقعیت سنجی کردیم ، زمان و مکان را در نظر گرفتیم

مثال :

می خواستم یک جوک بگم از یک قومی ، تو ذهنم افراد حاضر را مرور کردم دیدم دو نفر از همان قوم هستند بنابر این جوک را گفتم ولی قومش رو نگفتم

این باعث شد که به هیچکس برنخورد و همه هم بخندند

نشان دادن حرکات مهم:

چند تا حرکت مهم برای شوخی کردن تعیین کنم

مثلا از خودم می پرسم که :

جمع جدی هست و آمادگی شوخی کردن را دارد یا نه ؟

طنزی که می خواهم بکار ببرم به کسی برنمی خورد؟

الان زمان مناسبی هست برای شوخی کردن یا نه ؟

و بعد حرکات مهم را تعیین می کنم:

در جمع جدی شوخی ممنوع مگر انتهای جلسه که دیگر هیچ بحث جدی وجود ندارد

اگر کسی هست که این شوخی به او برمیخوره از این شوخی صرفنظر می کنم

شوخیهایم را کمتر می کنم تا بامزه تر شوند

 

اشاره به مقصد :

به افرادی دقت می کنم

که وقتی شوخی می کنند همه کیف می کنند و لذت می برند (چه شوخی ؟ چه زمانی ؟ چه مکانی ؟ چه اندازه ؟ )

به شوخیهایی دقت می کنم که بقیه بیشتر بهش می خندند

(مردم به چه شوخی هایی بیشتر می خندند )

برعکس هم می شود نگاه کنم :

بقیه از شوخی چه کسانی بدشان میاد

مردم از چه شوخیهایی ناراحت می شوند

با این الگو برداری می توانم یک تغییر اساسی در نوع شوخی کردنم بوجود بیاورم

۲– باید انگیزه لازم را برای خودم بوجود بیاورم تا یک تجدیدنظر اساسی در شوخیهام انجام بدهم و دیگر شوخی زیاد نکنم:

اگر از نظر انگیزشی برای خودم انگیزه لازم را بوجود نیاورم باز هم دوباره به همان شوخیهای نامناسب و نادرست رو می آورم و یادم میره که قصد داشتم در خودم چنین تغییری بوجود بیاورم

برای همین منظور سه گزینه را مدنظرم قرار می دهم:

پیدا کردن احساسات:

از کسی که دوستش داریم ( همسر یا دوست یا مادر ) بخواهیم که به ما متذکر شود که چه جاهایی دوباره شوخی نامناسب انجام دادم

با خودمان خلوت کنیم و مروری کنیم به شوخیهایی که انجام دادیم و بعضی ها را ناراحت کردیم و دلشان را شکستیم

به خودمان این امید را بدهیم که اگر بتوانم درست شوخی کنم

همه به من گونه دیگری نگاه می کنند هم دوستم دارند  و هم دیگر موقعیتی بوجود نمیاد که از من بدشون بیاد

 

تغییر را کوچک کنیم:

قرار نیست که ما یکدفعه به شخصی تبدیل بشویم که دیگر هیچ شوخی نامناسبی انجام نمی دهد

بلکه باید تغییر مد نظر خود را کوچک کنیم که قابل اجرا باشد

به طور مثال :

امروز یک شوخی کمتر انجام میدهم

امروز ۵ ثانیه فکر می کنم بعد شوخی می کنم

در این جلسه کاری شوخی نمی کنم

امروز با فلانی شوخی نمی کنم

ایجاد ذهنیت دیده شدن:

از نزدیکان خود بخواهید که شما را تشویق کنند

تا وقتی شوخی مناسبی کردید که بدون اینکه به کسی بربخورد همه خندیدند به شما بگویند تا شما مدل شوخی کردن خودتان را شکل بدهید

اینگونه هم به همان مدلی که دوست دارید نزدیک می شوید و هم تشویق می شوید به پرهیز از شوخیهای نامناسب

۳– ایجاد مسیر برای پرهیز از شوخی زیاد و نامناسب:

 

تغییر محیط یا موقعیت:

وقتی می بینید که محیط یا افراد برای شوخی کردن مناسب نیست ولی شما هم نمی توانید شوخی نکنید محیط را ترک کنید

اگر پیش فلانی بشینم دوباره می افتم به ورطه شوخی بیش از حد و اگر برعکس پیش فلانی بشینم شوخی هام رو مجبور میشوم کنترل کنم

اگر دیرتر بروم جلسه موضوع جدی شده و دیگر وقت برای شوخی کردن نیست

اگر ریاست جلسه را به عهده بگیرم دیگر الکی شوخی نمی کنم

ایجاد عادت :

برای خودمان شرط می کنیم که در چه زمانهایی دقیقا چه کارهایی انجام می دهم :

امشب مهمانی موقع شام هیچ شوخی نمی کنم و  خودم را مشغول خوردن غذا می کنم

هدایت گروهی :

با افرادی معاشرت کنید که به موقع شوخی می کنند و به موقع جدی هستند و در عین حال شوخیهاشون بامزه هست

 نتیجه گیری :

باز هم خاطر نشان می کنم که انجام تمام اجزای فرعی الگوی تغییر برای ترک عادت شوخی بیش از حد و شوخی نامناسب لازم نیست

 و بعضی از این اجزای فرعی از ضرورت بالایی برخوردار نیستند

و بعضی دیگر از این اجزای فرعی قابل تلفیق و ادغام با یکدیگر هستند که تغییر را برای ما آسانتر خواهد کرد

پس مهم است که با هر یک از اجزای این الگوی تغییر که با آنها ارتباط بهتری برقرار می کنیم شروع کنیم

شاید با همان جزء به هدف خودمان برسیم

به طور مثال همین جزء تغییر موقعیت یا محیط  :

من می دانم که در مهمانی اگر پیش فلانی بشینم که با کوچکترین جمله ای از خنده غش می کند از خود بیخود می شوم و تا میتونم شوخی می کنم 

بنابراین موقعیت خودم را عوض می کنم و پیش او نمی نشینم


بهترین کار :

بهترین کار این است که با این دید جدید دوباره الگوی تغییر را مرور کرده و هر کدام از اجزاء که به نظر ، موثرتر واقع می شود را انتخاب کنیم 

و برای زمان معینی آنرا انجام دهید تا این عادت خود را دگرگون کنید 

در پایان ذکر این مطلب مهم است که اگر براساس برنامه ریزی و شروطی که بر مبنای الگوی تغییر تعیین کردید توانستید عمل کنید

حتما خود را تشویق کنید و به خودتان جایزه دهید تا این عادت جدید نهادینه شده

و شوخیهای مناسب جایگزین شوخیهای نامناسب گردد

پیشنهاد :

به شما پیشنهاد می کنم برای اینکه با ترک عادت بهتر آشنا شوید

مقاله ذیل را حتما مطالعه کنید

مقاله راهکار مهم ترک عادت

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید